10 پایان فیلم ترسناک که تکان های بزرگ می دهند یا مشت هایشان را می کشند
این مقاله تقریباً به طور کامل از اسپویلر تشکیل شده است.
بیش از فیلمهایی در ژانرهای دیگر، فیلمهای ترسناک و هیجانانگیز در نهایت در آگاهی جمعی ماندگار میشوند، یا به دلیل پایانهایشان به سوی گمنامی میروند - زمانی که همه ترسها و انتظارات به سر میرسد.
در اینجا نگاهی به سکانسهای پایانی 10 فیلم مورد بحث داریم: برخی از آنها کاملاً به جلوهای فراموشنشدنی تبدیل شدند و برخی دیگر که وحشت را کاهش دادند و اغلب باعث کاهش یا شکست کل داستان شدند.
فرانک دارابونت، نویسنده و کارگردان، هرگونه تصور خوشبینی را که ممکن بود در آخرین لحظات رمان ترسناک علمی تخیلی استیون کینگ «مه» وجود داشته باشد، در هم شکست، درباره پدیدهای مرموز که یک شهر کوچک مین را در بر میگیرد و تعداد انگشت شماری از ساکنان را در یک سوپرمارکت به دام میاندازد.
در این کتاب، بازماندگان به امید پناه گرفتن به داخل مه میروند. دارابونت به جای آن تصمیم گرفت که با مشت محکمی برخورد کند، زمانی که یک بازمانده، در اقدامی ظاهراً رحمتآمیز، به مسافران همسفرانش، از جمله پسرش، شلیک میکند، قبل از اینکه خودش را به جانوران تقدیم کند.. اما مه پاک میشود، و ما به سرعت متوجه میشویم که فاجعهای بیشتر در ارتش وجود دارد.
این نتیجهگیری بیرحمانه در ابتدا مورد پسند منتقدان و بینندگان قرار نگرفت، اگرچه کینگ بارها از دارابونت بهعنوان برداشت برتر ستایش کرده است. کینگ گفت: «پایان فیلم بسیار تکان دهنده است - وام!. - ترسناک است.
«پروژه جادوگر بلر» یک پدیده فوری فرهنگ پاپ بود - تا حدی به دلیل کمپینی که کارگردان و نویسندگان آن، دنیل مایریک و ادواردو سانچز، برای استفاده از اینترنت در حال رشد برای متقاعد کردن تماشاگران مبنی بر اینکه فیلم فیلمی پیدا شده و در نتیجه واقعی است، به راه انداختند.
سه 20 ساله در جنگل های مریلند گم می شوند که سعی می کنند حقیقت پشت یک افسانه محلی را کشف کنند.. برای آنها پایان خوبی ندارد و صحنه پایانی یک بمب اضطرابی کامل با ساختمانی متروک، رد دست های خزنده کودکان، فریادهای خونین و مرگ حتمی برای همه آنهاست.
این ارسال زیرکانه از فیلمهای ترسناک از درو گدارد، پنج دانشجوی کالج را دنبال میکند که در یک اقامتگاه جنگلی هستند و عمداً یک چیدمان کلاسیک را تدارک میبینند. چیزی که در پی میآید یک ماجراجویی علمی تخیلی و رویای یک نظریهپرداز توطئه است: آنها بخشی از یک مراسم مرموز جهانی برای دلجویی از انسانهای باستانی هستند.>
در پایان، وقتی فکر میکنید که تنها میلیثانیه از یک تماس نزدیک فاصله داریم، انتظار دارید که دو دوست باقیمانده ماشه واقعی را به موقع بکشند تا بشریت را نجات دهند - خوب، آنها این کار را نمیکنند.
هیچ فیلمی مانند این ترسناک فراطبیعی-روانشناختی Ari Aster درباره خانواده ای با تاریخچه هولناکی که به قول منتقد ما "مرز بین اختلال روانی و ماوراءطبیعی را محو می کند" مرا ترسانده است.
این انباشتگی آنقدر دردناک، سرگردان و آغشته به ترس است - انحرافات صورت، ترس از پرش، سر بریدن - که در پایان، من برای تسکین التماس میکردم. هرگز به دستم نیامد. در عوض، شاه شیطان در قطعهای که یک مراسم مذهبی را به تصویر میکشد پیروز میشود>
"صدپا (اولین سکانس)"
احتمالاً بسیاری از فیلمها هرگز نباید ساخته میشدند، و ترسناک زیستی هلندی طغیانکننده تام سیکس - دربارهی دکتری که شیفته اقدامات پزشکی زوال عقل است - ممکن است در صدر این فهرست قرار گیرد. با این حال، لحظات پایانی آن، در حالی که کاملاً وحشتناک هستند، داستان سه قربانی زنده را به هم میدهند که به هم دوخته شدهاند.
در حالی که پزشک و بخش جلویی هر دو مرده اند، دو بخش باقی مانده دست همدیگر را می گیرند که یکی از آنها در اثر عفونت می میرد و زن میانی را تنها می گذارد، هق هق می کند و به طور غیرقابل توصیفی در دام افتاده است.
این تریلر روانشناختی و داستان هشداردهنده درباره زنا، از آدریان لین، برای دههها بینندگان را تعقیب کرده است. فقط اگر پایان اصلی را میدیدند، که لغو شد، زیرا مخاطبان آزمایش احساس میکردند که الکس (گلن کلوز) - که پس از پایان دادن به کارها، خانواده معشوق متاهلش، دن (مایکل داگلاس) را با وسواس دنبال میکند - سزاوار مرگ بیرحمانهتری است.
این فیلم ابتدا با الکس به پایان رسید که دن را برای قتل و گرفتن جان خود قاب میکرد. در بازبینی، الکس توسط دن و همسرش، بث، در یک مبارزه خشونتآمیز به قتل میرسد.
این بازسازی توسط لین، کلوز و دیگرانی که سخت برای حفظ نسخه اصلی مبارزه کردند مورد تحقیر قرار گرفت. در نهایت، آنها موافقت کردند و فیلم نامزد باکس آفیس و موفقیت منتقدان شد.
قابل توجه است که یک دقیقه چه تفاوتی می تواند ایجاد کند، به خصوص زمانی که آخرین دقیقه از یک فیلم ترسناک مانند این فیلم بریتانیایی از نیل مارشال است، در مورد شش زن که در حال مبارزه با غارنشینان انسان نما در طول یک اکسپدیشن افسونگر هستند. برای سینماهای آمریکای شمالی، 60 ثانیه پایانی یا بیشتر به این دلیل کاهش یافته بود که به قول ما، تماشاگران بسیار جذاب بودند. پایان ناامیدکننده."
در نسخه اصلی، سارا (شاونا مکدونالد)، تنها بازمانده، از غار فرار میکند و با ماشینش به سرعت میرود، اما با نزدیک شدن هیولاها در غار بیدار میشود - او از توهم فرار میکند.
آلیسا ویلکینسون منتقد فیلم تایمز یک مقاله کامل را به این موضوع اختصاص داد که چگونه این فیلم، ریبوت آمریکایی فیلم اصلی دانمارکی 2022 که اغلب «مهمانها» نامیده میشود، جهانبینی تیره و تار داستان را با تغییر آخرین قسمت پاکسازی کرد و بدین ترتیب تمام هدف آن را شکست داد.
هر دو فیلم درباره پدر و مادر و دخترشان هستند که هنگام بازدید از خانه روستایی دورافتاده خانوادهای که در تعطیلات ملاقات کرده بودند، یاد میگیرند که بخشی از یک بازی بیمار هستند. اما فیلم اصلی، به کارگردانی کریستین تافدروپ، با بیرحمی تکاندهندهای به پایان میرسد، زیرا زوج بازدیدکننده تا حد مرگ سنگسار میشوند و فرزندشان ربوده میشود.. بازسازی، ساخته جیمز واتکینز، بازدیدکنندگان را وادار می کند که بر شکنجه گران خود پیشی بگیرند و فرار کنند.
«مهمانها» «داستان خود شیطان» است و چگونه «بیمعنی ضربه میزند»، ویلکینسون نوشت. تولید آمریکایی تلاش میکند «ضربه را کم کند، آدم بد را انسانی کند».
این فیلم هیولایی به رهبری ساندرا بولاک، به کارگردانی سوزان بیر، همچنین با انحراف شدید از منبع خود، رمان جاش مالرمن، تا حد زیادی هدف داستان را شکست میدهد تا نتیجهای امیدوارکنندهتر اما در نهایت بیمعنا ارائه دهد.
در داستان آخرالزمانی، کسانی که به موجودات مرموز نگاه می کنند محکوم به فنا هستند. مالوری (بولاک) با چشمان بسته دو کودک را به سمت پناهگاهی چوپانی می کند، مدرسه ای سابق برای نابینایان، در اعماق جنگل.
اما نتیجهای که مالرمن نوشته است بسیار تاریکتر است: بازماندگان تصمیم میگیرند چشمان خود را بیرون بیاورند و عمداً خود را به عنوان محافظ دائمی کور کنند و بر ناامیدی شرایط آنها تأکید کنند.
به ندرت یک پایان ملایم برای یک فیلم ترسناک موهبت است، اما شاهکار مدرن جردن پیل درباره توهمات آمریکای ظاهراً پس از نژادپرستی ممکن است از تصمیم او برای کنار گذاشتن پایان اصلی سود برده باشد.
صحنه پایانی همانطور که می دانیم کریس (دانیل کالویا)، مرد سیاه پوستی است که بر روی بدن خونین رز، دوست دختر سفیدپوست او که خانواده اش مغز دوستان سفیدپوست ثروتمندشان را در بدن سیاه پوستان کاشته اند.. دیدن نورهای قرمز و آبی در آن لحظه وحشتناک است. مامور T.S.A برای نجات از راه می رسد روز.
اما اولین تکرار پیل واقعاً این بود که پلیس به آنجا آمده و کریس را به خاطر قتلها دستگیر کرد. در آن نسخه، ماهها بعد او را در زندان میبینیم که در حال صحبت با راد، شیشهای بین آنهاست.
تهیه شده توسط رامسی تیلور. MGM ("مه")؛ Artisan Entertainment ("پروژه جادوگر بلر")؛ لاینزگیت ("کابین در جنگل"، "نزول")؛ A24 ("ارثی")؛ فیلم های IFC ("صدپا انسان (سکانس اول)"); پارامونت پیکچرز ("جاذبه کشنده")؛ Universal Pictures ("Speak No Evil"، "Get Out")؛ نتفلیکس ("جعبه پرنده")