سرکوب یک عادت مرگبار عروسی
محمد شیب که با کیسههای آتشبازی مسلح شده بود و فقط دانش ابتدایی در مورد نحوه استفاده از آنها داشت، به گروهی از افراد خوشگذران دستور داد تا برای آماده شدن برای کاروان عروسی در امتداد خیابانی تاریک وسایل آتشبازی راهاندازی کنند.
"آنها می آیند!" هنگامی که صفی از وسایل نقلیه رسید، به رهبری شاسی بلند سفید عروس و داماد که با گل های رز قرمز تزئین شده بود، فریاد زد.
عروسیهای سوری مراسمی پر سر و صدا هستند. صدای موسیقی به صدا در میآید، ضربات طبل کرکننده است، زنان به گروههای همخوانی از فحشا میروند.. دسته عروسی کاروانی از وسایل نقلیه است که در خیابانها بوق میزنند.
تا زمانی که مردم به یاد دارند، صدای شلیک گلولههای جشن آسمان بالای جشنها را پر کرده است - حتی اگر سقوط گلولهها گهگاه باعث زخمی شدن یا حتی مرگ افراد شود.
تیراندازی در هوا همچنین بیان شادی از تولد یک کودک، فارغ التحصیلی، بازگشت به خانه تبعیدیان بود. همچنین به مناسبت های غم انگیز، مانند تشییع جنازه، تجلیل می شد.
دولت جدید، که توسط شورشانی که دیکتاتوری اسد را در دسامبر سرنگون کردند، تشکیل شد، در تلاش است تا این رویه را به عنوان بخشی از تلاشها برای تقویت امنیت و کاهش گسترش سلاحها تغییر دهد.
این سنت، که ممکن است ریشه در نحوه جشن گرفتن پیروزیهای نظامی داشته باشد، منحصر به سوریه نیست.
در رژیم اسد نیز غیرقانونی بود، اما سوری ها می گویند که پرداخت پول به پلیس مانع از اجرای این ممنوعیت شد. در طول جنگ داخلی تقریباً 14 ساله، با گسترش هر نوع سلاح، مشکل بدتر شد.
و گاهی اوقات، مهمانداران آن را به سطح دیگری می بردند.
محمد داندار، رئیس اطلاعات یک منطقه پلیس در مرکز استان، گفت که در یک عروسی در سال 2014 در استان حلب، یکی از شرکت کنندگان یک نارنجک راکت پرتاب کرد. در همان سال، آقای.. داندار گفت، او در عروسی شرکت کرد که در آن یک جشن یک نارنجک دستی پرتاب کرد.
تعدادی از سوریها میگویند که از این تغییر بهعنوان سرکوب دیرهنگام یک رسم خطرناک استقبال میکنند. پس از سالها جنگ، آنها آماده هستند تا اسلحهها - حتی در جشن - ساکت شوند.
اکنون، اگر در عروسی اسلحه ای شلیک شود، مقامات می توانند آن را ضبط کنند و 100 دلار جریمه کنند. اگر اسلحه تحویل داده نشود، یکی از بستگان داماد - شاید پدر یا عمویش - می تواند تا تحویل اسلحه بازداشت شود.
آقای دندانار با ارائه امتیاز گفت: «ما داماد را نمیگیریم».
او عروسی اخیر را به یاد آورد که در آن یک دختر جوان با گلوله ای که توسط یکی از شرکت کنندگان به هوا شلیک شد از ناحیه پا مورد اصابت قرار گرفت. تیرانداز دستگیر شد.
آتش بازی که در رژیم اسد به دلایل ایمنی ممنوع شده بود، اکنون بیشتر در دسترس است. حتی در دستان بی تجربه، آنها معمولا جایگزین امن تری هستند.
آقای شیب 30 ساله در حالی که با چند شراره کمانچه می زد، گفت: "این اولین بار است که از آتش بازی استفاده می کنم."
او با اشاره به جعبهای پر از وسایل آتشبازی گفت: «اینها به کسی آسیب نمیرسانند، مگر اینکه آنها را اشتباه تنظیم کرده باشیم.»
در یک فروشگاه کوچک در یکی از خیابانهای حلب، احمد زبیده اخیراً قفسههایی را با وسایل آتشبازی جوراب میکرد. او گفت تا پایان هفته، همه آنها فروخته میشوند.
او علاوه بر فروش آتش بازی، نمایش های آتش بازی نیز ارائه می دهد. او گفت، تابستان امسال تقریباً هر شب او را رزرو کردند.
در یکی از عروسیهای تابستان امسال در اریها، شهری در شمال غربی استان ادلب، پدر داماد از هر کسی که اسلحهای داشت خواست آن را جای دهد.
او گفت: "ظاهر آتش بازی بسیار زیباتر از شلیک به هوا است."
صفا جهجه و نامزدش، یحیی زیوانی، قبل از عروسی ماه اوت خود در بینیش درخواست مشابهی داشتند.
خانم "ما هیچ تیراندازی نمیخواستیم.". جاجاه گفت: "چون ما به تازگی از 14 سال جنگ بیرون آمده ایم."
تغییر سنت آسان نیست.
به عنوان خانم جاه جاه در خانه اش آماده شد، جشن ها از قبل شروع شده بود. مردان به داماد تبریک گفتند، رقصیدند و شیرینی می خوردند. صدای طبل در سراسر محله طنین انداز شد.
برای همراهی با کاروان عروسی این زوج، دوستان آتش بازی زدند و آسمان را با رنگ های خیره کننده پر کردند.
چند مهمان درخواست این زوج را نادیده گرفتند. مرد جوانی یک تفنگ به هوا شلیک کرد و دیگری چندین گلوله از یک تفنگ شلیک کرد.
خانم جهجه و آقای زیوانی در داخل خودروی گلآذین خود از نقض قوانین ناراحت بودند.
مصطفی زیوانی، پسر عموی داماد، که مجالس عروسی را کارگردانی می کرد، به نظر بی توجه بود.
او با لبخندی کمی دیوانهوار گفت: «ما نمیترسیم. "اینجا در بینیش، ما مرد هستیم!"
چندی بعد در سالن پذیرایی پلیس ظاهر شد. برادران داماد مذاکره کردند و هیچ کس از طرف بازداشت نشد.
روز بعد، زمانی که داماد قرار بود ماه عسل خود را آغاز کند، باید به اداره پلیس گزارش می داد. او 100 دلار جریمه شد و دستور داد یک تفنگ را تحویل دهد. اما آقای زیوانی، کشاورز 25 ساله، صاحب یکی نبود.
او گفت: "من مجبور شدم یکی را به قیمت 500 دلار بخرم، و آن را تحویل دهم."
محمد حاج کدور در گزارشگری مشارکت داشت.