دیکتاتور رقصنده و بانکداران در زنجیر: محاصره دیگر ونزوئلا
محاصره ای با هدف ویران کردن اقتصاد ونزوئلا. یک رهبر آتشین ونزوئلا که به خاطر حرکات رقص غیرمعمولش در مواقع پریشانی شهرت دارد. یک دولت ایالات متحده که به دنبال ادعای برتری نظامی در آمریکای لاتین است.
بله، این توصیفات به بحرانی اشاره دارد که اکنون ونزوئلا را در برگرفته است.
اما آنها همچنین در مورد یک کمپین نظامی علیه ونزوئلا در سپیده دم قرن بیستم اعمال میشوند که منجر به تغییر دریایی در روابط ایالات متحده با آمریکای لاتین شد.
سیپریانو کاسترو، یک دیکتاتور سرسخت معروف به "شیر آند" در کانون توجه قرار دارد. حکومت او در ونزوئلا با حالت ستیزه جوی مداوم در برابر قدرت های بزرگ آن دوره مشخص شد.
وقتی سرانجام صبر بر سر بدهی های پرداخت نشده ونزوئلا کم شد، آلمان، بریتانیا و ایتالیا به دیپلماسی قایق های توپدار متوسل شدند و از قدرت دریایی خود برای اعمال فشار بر ونزوئل برای اعمال فشار بر خود استفاده کردند. تعهدات.
فرانسیسکو رودریگز، اقتصاددان ونزوئلایی در دانشگاه دنور، گفت: «این از بسیاری جهات نزدیکترین مشابه به آنچه امروز در حال رخ دادن است است.
شباهتهای بین این دو محاصره بر این نکته تأکید میکند که چگونه ویژگیهای ضد زبانی-مادری رئیسجمهور ترامپ، مانند بنبستهای جنونآمیز رئیسجمهوری، مانند بنبستهای ضدزبانگرایانه رئیسجمهور ونزوئلایی است. تسلط ایالات متحده بر نیمکره غربی را به یاد بیاورید، زمان های قبلی را به یاد بیاورید.
در اولین بحران ونزوئلا، محاصره موجی از جنجال ضد آلمانی را در مطبوعات آمریکا به راه انداخت که عمدتاً بر اساس ترس از گسترش سریع ناوگان دریایی آلمان و جاه طلبی های ویلهلم دوم بر سر قایقران تحت فشار بود. آلمان.
«ایالات متحده این حس را داشت كه وقایع به نفع او پیش میرود، دقیقاً شبیه چینیها كه امروز خود را میبینند. بزرگترین تمرکز قدرت دریایی آمریکا که تا آن زمان در دریای کارائیب دیده شده است، نشان می دهد که ایالات متحده آماده است تا برای جلوگیری از دستیابی آلمان در منطقه بجنگد.
آلمان، همراه با بریتانیا و ایتالیا، پس از آن موافقت کردند که اختلاف با ونزوئلا را از طریق داوری حل کنند، و عملاً در مواجهه با قدرت ارتش آمریکا در سال آینده عقب نشینی کردند. دکترین مونرو که به قدرتهای اروپایی نسبت به استعمار بیشتر در قاره آمریکا هشدار داده بود، با افزودن "نتیجه روزولت" خود به آن سنگ بنای سیاست خارجی.
این، با بیان اینکه ایالات متحده حق اعمال "قدرت پلیس" را در قاره آمریکا دارد، زمانی که موارد تخلف را پیدا کرد، منجر به چندین دهه مداخله نظامی، تهاجم نظامی آمریکای لاتین و کودتا شد. کشورها.
در ماه نوامبر، رئیس جمهور ترامپ «نتیجه ترامپ» خود را ارائه کرد. این بیانیه تاکید می کند که دولت او باید در قاره آمریکا مداخله کند تا از مهاجرت دسته جمعی به ایالات متحده جلوگیری کند و نیمکره ای را "عاری از تهاجم خارجی خصمانه یا مالکیت دارایی های کلیدی" تضمین کند.
همانطور که افزایش نظامی روزولت پیامی به آلمان بود، قدرتی رو به رشد در آن زمان، محاصره آقای ترامپ در چین، ونزوئل، تانکرهای نفتی را هدف قرار داد. صادرات نفت ونزوئلا و هجوم اقتصادی عظیمی در سرتاسر آمریکای لاتین ایجاد کرده است. به هر حال آنها 122 سال از هم فاصله دارند.
یکی شامل اقتصاد ونزوئلا میشود. جنگهای داخلی و شورشها ونزوئلا را ویران کرده بود، اما در آغاز قرن بیستم، این کشور نسبتاً به روی تجارت جهانی بسته بود و برای تغذیه جمعیت خود نیازی به واردات نداشت.
اکنون، ونزوئلا عمدتاً به نفت متکی است که بیش از 90 درصد درآمد صادراتی را تشکیل میدهد.
>یک تضاد آشکار دیگر مربوط به ایالات متحده است که دیگر یک قدرت میانه نیست، بلکه یک غول دارای سلاح هسته ای است. و پس از چندین دهه که ایالات متحده اهداف خود را در خاورمیانه و آسیا در اولویت قرار داد، آقای ترامپ دوباره توجه خود را به نیمکره غربی معطوف کرد.
کمپین ارعاب او علیه ونزوئلا تنها شروع این تغییر است، دولت ترامپ به صراحت اعلام کرده است که بخشی از تلاش برای بازگرداندن برتری ایالات متحده در منطقه ای است که در آن رهبران ملی خود را غیرقابل اقتدار و قدرت ملی قرار داده اند. ارزشها.
با این وجود، شباهتهای دیگر بین دو محاصره ونزوئلا، تاریخ را نشان میدهد، اگر نه کاملاً تکراری، اما کمی هم قافیه است.
سیپریانو کاسترو، رهبر ونزوئلا را در قلب بحران 1903 در نظر بگیرید. او مانند آقای مادورو امروز، ریاست جمهوری خود را به عنوان خط دفاعی در برابر موج جدید استعمار و نفی نخبگان ثروتمند ونزوئلا که با منافع خارجی همسو بودند، انتخاب کرد. در وسط، با کابینه خود در کاراکاس، ونزوئلا نشسته است.اعتبار...کتابخانه کنگره
ایستاده با 5 inhe-heel و 5 inheel feet زمانی که یک دیپلمات بریتانیایی درباره کاسترو نوشت، یک دیپلمات بریتانیایی در مورد کاسترو نوشت: یونیفرمهای نظامی بزرگ که با مدالها و سردوشهای طلای عظیم مزین شده است.
در سال 1899، او آنها را در غل و زنجیر قرار داد و در کاراکاس رژه رفت. روز بعد، آنها موافقت کردند که دولت او را تأمین مالی کنند.
آقای رودریگز، اقتصاددان، گفت: «این یک جور زبان است، اما من آن را موفقترین بازسازی بدهی در تاریخ ونزوئلا میدانم. طبق گزارش های مربوط به آن زمان، مادورو در بحبوحه بن بست کنونی با واشنگتن وارد برنامه های آهنگ و رقص شده است، در حالی که کاسترو در طول محاصره سال 1903 به دلیل میزبانی از توپ هایی که از غروب آفتاب تا صبح روز بعد به طول انجامید، شناخته شد. ونزوئلا در جریان یک تظاهرات در کاراکاس این ماه.اعتبار...آدریانا لوریرو فرناندز برای نیویورک تایمز
آدریانا لوریرو فرناندز زمانی که آلمانیها در حال جنگهای دریایی و دریایی بودند. او میزبان یک رقص در کاخ میرافلورس و سپس عمارت رسمی ریاست جمهوری در کاراکاس بود، در حالی که ژنرال ها با کابل های فوری در سالن ها منتظر بودند ساعت ها شامپاین می نوشید و می رقصید.
سوابق تاریخی همیشه روزولت را در بهترین نور در طول بحران ونزوئلا ثبت نمی کند. او از کاسترو متنفر بود و او را «میمون کوچولوی شرور غیرقابل توصیف» نامید که منعکس کننده نژادپرستی بود که در آن زمان دیدگاههای او و سیاست آمریکا را آغشته کرد.
آیا نتیجه اولین محاصره ونزوئلا میتواند سرنخهایی در مورد چگونگی پایان بنبست کنونی به دست دهد؟
کاسترو برای چند سال قدرت را حفظ کرد تا اینکه سلامتی ناموفق او (به دلیل «فساد»، دیپلماتهای آمریکایی ادعا کردند) او را به دنبال مراقبت پزشکی در اروپا در سال 1908 سوق داد.
دست راست او، خوان ویسنته گومز، سپس با کودتای بیخون با حمایت ایالات متحده قدرت را به دست گرفت. کاسترو تا زمان مرگش در سال 1924 در تبعید ماند.
گومز با مشت آهنین بر ونزوئلا حکومت کرد و در حالی که از جاسوسان و ماموران برای کنترل کشور از طریق زور و وحشت استفاده می کرد، ثروت هنگفتی به دست آورد. او به شرکتهای نفتی ایالات متحده امتیاز داد، روابط خوبی با قدرتهای جهانی داشت و بدهیهای خارجی ونزوئلا را از بین برد.
گومز تا سال 1935 حکومت کرد تا اینکه در سن 78 سالگی در بستر خود درگذشت.