به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

یک تحویل ویژه از نیویورک تایمز: 1000 کوکی

یک تحویل ویژه از نیویورک تایمز: 1000 کوکی

نیویورک تایمز
1404/10/03
5 بازدید

Times Insider توضیح می‌دهد که ما چه کسی هستیم و چه کار می‌کنیم و بینش‌هایی از پشت صحنه در مورد چگونگی جمع‌آوری روزنامه‌نگاری ما ارائه می‌دهد.

هری مارتینز به مدت ۴۴ سال روزنامه نیویورک تایمز را ارائه می‌دهد. او هفته‌ای یک بار به ویرجینیای غربی سفر می‌کند تا نسخه‌هایی از مجله تایمز را که سپس در روزنامه یکشنبه درج می‌شود، بردارد. رفت و برگشت حدود 10 ساعت طول می کشد.

Mr. تغییر مارتینز در صبح یکشنبه اخیر کمی متفاوت بود. او به شهر برگشته بود، برای اولین بار، کامیون حمل و نقل همیشگی‌اش در نزدیکی محوطه‌ای از چمن‌زار گرین‌پوینت، بروکلین پارک شده بود.

و به‌جای حمل بار معمولی‌اش، آقای مارتینز چیزی شیرین‌تر را تحویل می‌داد.

وسیله‌ی نقلیه‌اش تازه در عکس‌های کوکی بزرگ‌تر پیچیده شده بود و با برچسب‌هایی تزئین شده بود. کامیون تغییر شکل داده بود تا فرا رسیدن هفته کوکی سالانه Cooking's را اعلام کند، جشنی هفتگی از هفت دستور پخت شیرینی جدید جشن. کامیون سه توقف در شهر داشت و شادی تعطیلات و مهمتر از آن حدود هزار کلوچه به ارمغان آورد.

آقای. قسمت مورد علاقه مارتینز در تحویل کوکی؟ "این که من یکی را به صورت رایگان دریافت کنم."

در اولین ایستگاه، در گرین پوینت، مردم کمی بعد از ساعت 8 صبح صف می‌کشند تا برخی از جدیدترین دستور العمل‌های تعطیلات کارکنان آشپزی را بچشند. براونی های چرخشی قهوه ویتنامی بالشی ملیسا کلارک؛ یک غذای اریک کیم با الهام از بستنی چیپس نعناع، ​​با پایه نان کوتاه. و کلر سافیتز کلوچه مورتادلا که با وجود طعم توت‌فرنگی-بادامی، شبیه غذای سرد است. («در واقع گوشت نیست»، یکی از کارگران رویداد به کسانی که به انتخاب چشم دوخته بودند اطمینان داد.)

تصویر
خوانندگان این فرصت را داشتند که چندین کوکی از جمله شیرینی پاپکور وان وریلند را امتحان کنند. امتیازات.اعتبار...کاترین مارکس برای نیویورک تایمز

موارد دیگر موجود بود: یک بخش ویژه Cookie Week، بخش روزنامه مخصوص Cookie Week، بازی‌های مخصوص Cookie Week، بازی‌های مخصوص Cookie Week، بازی‌های مربوط به آن روز. جوایز چند نفر اول در صف همچنین یک نسخه از «کوکی ها»، کتاب آشپزی جدید آقای وریلند را دریافت کردند.

آقای وریلند در مصاحبه ای در ایستگاه گرین پوینت، جایی که پیش بند قرمز رنگی را برای خوشامدگویی به جمعیت و اهدای کتاب ها، گفت: «دیدن تعداد افراد واقعاً هیجان انگیز است. "شما همه این کارها را در هفته کوکی گذاشتید - این یک سفر چند ماهه است - و در واقع مشاهده کنید که با رویدادها به ثمر می رسد و بخش چاپی مقاله بسیار مرتب است."

در صف تعداد زیادی نانوای مشتاق - یا فقط شیرینی خورهای مشتاق حضور داشتند. تعداد کمی از این رویداد از طریق رسانه های اجتماعی یا رسانه های خبری محلی شنیده بودند. برخی از آنها در نزدیکی سگ‌های خود را راه می‌رفتند که کامیون وارد شد. جو اشپیگل، که در همان نزدیکی در ویلیامزبورگ زندگی می‌کند، با یک هدف زود به گرین‌پوینت آمد. او گفت: «من با وعده بیسکویت رایگان از رختخواب بیرون کشیده شدم.

دیگران به این امید آمدند که دستور العملی را برای تعویض کوکی‌های خانوادگی خود پیدا کنند. همچنین چند سوپر طرفدار Times Cooking مانند دبی لو وجود داشت. او کامیون را در ایستگاه بعدی، در محله دامبو بروکلین ملاقات کرد و گفت که تمام دستور پخت کلوچه های آقای کیم را پخته است. و حداقل یک نفر کوکی‌های خانگی آقای Vreeland را آورد.

این دومین سالی بود که کامیون در شهر پرسه می‌زد. مکنزی بروستر، مدیر بازاریابی در تایمز، گفت که کامیون‌های تحویل تایمز آنقدر بخش قابل تشخیص و حیاتی از تاریخ روزنامه هستند که مجرای عالی برای جمع‌آوری طرفداران آشپزی به صورت حضوری ایجاد کردند.

"من بسیاری از دستور العمل‌های آشپزی نیویورک تایمز را با بسیاری از دوستان به اشتراک می‌گذارم، اما شما نمی‌توانید آنها را به اشتراک بگذارید. خانواده ای از ریوردیل در برانکس برای ملاقات با کامیون در ایستگاه سوم آن، در شهر لانگ آیلند، کوئینز. «اشتراک‌گذاری دیجیتالی و اشتراک‌گذاری تصویر زیادی وجود دارد، که به روش خود ارتباط برقرار می‌کند - اما این متفاوت است.»

تیم بازاریابی تایمز با یک آژانس تولید خارجی کار کرد تا کوکی‌ها را به‌صورت فله‌ای پخته و در محل تحویل دهند. یکی از کارگران مراسم، کیانا لیمن، در حالی که در حالی که موسیقی کریسمس به صدا در می آمد، یک جعبه شیر قرمز را با کلوچه پر می کرد، گفت: «من به معنای واقعی کلمه احساس بابا نوئل می کنم.

خانم. کلارک به آقای وریلند پیوست تا به اهدای قهوه‌ای‌هایش در دامبو کمک کند. درست قبل از ظهر، در حالی که تیم آخرین کوکی‌های خود را در محله می‌داد، یک امید نهایی وارد شد. او شانس نداشت: همه چیزها از بین رفته بودند.

خانم کلارک به او گفت: «خیلی متاسفم». "اما می دانید چیست؟ می توانید آنها را بپزید."