به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

آلیسیا کیز ممکن است وقتی تور ملی موزیکال «آشپزخانه جهنمی» او به شهر شما بیاید، ظاهر شود.

آلیسیا کیز ممکن است وقتی تور ملی موزیکال «آشپزخانه جهنمی» او به شهر شما بیاید، ظاهر شود.

اسوشیتد پرس
1404/07/27
12 بازدید

نیویورک (AP) - موزیکال نیمه اتوبیوگرافیک آلیشیا کیز برادوی که به سن بلوغ رسیده است، همگی بزرگ شده و لانه را ترک می کنند. و مانند هر پدر و مادری خوشحال، کیز ممکن است هر چند وقت یک بار از آن دیدن کند. رژه 28 شهر تا سال 2026..

«احساس بسیار خوبی است که بدانیم قرار است در سراسر کشور پخش شود و این بازیگران، اجازه دهید به شما بگویم، از کنترل خارج شده است. آنها خیلی خوب هستند.» کیز می گوید: «بدیهی است که همه نمی توانند به شهر نیویورک بروند.

کسانی که در جاده موزیکال را تماشا می‌کنند، ممکن است لذت بیشتری نیز ببرند. کیز می‌گوید که ممکن است در برخی از ایستگاه‌ها به‌عنوان یک مادرخوانده پری هنگام عبور از کشور ظاهر شود.

"من به‌عنوان یک هنرمند دوست دارم انرژی‌ام را برای هنرمندان دیگر بیاورم.. این واقعاً یک احساس رضایت‌بخش است.. بنابراین، من هرگز مادرخوانده‌ای خواهم بود که تو را کجا ببینی."

کندی کاگل و مایا دریک در طول اجرای تور آمریکای شمالی "آشپزخانه جهنمی". (مارک جی فرانکلین از طریق AP)

کندی کاگل و مایا دریک در طول اجرای تور آمریکای شمالی "آشپزخانه جهنمی". (مارک جی فرانکلین از طریق AP)

«آشپزخانه جهنمی» درباره اعجوبه پیانوی 17 ساله نیویورکی است که با آهنگ‌های کیز مانند «Fallin»، «No One»، «Girl on Fire»، «If I Ain't Got You» و همچنین چندین آهنگ جدید، از جمله «Kaleidoscope»، تقویت شده است.

این فیلم درباره زن جوانی به نام علی است، که مانند کیز، دختر یک مادر سفیدپوست و یک پدر سیاه پوست است و در حال بزرگ شدن در یک خانه مسکونی یارانه ای است که درست در خارج از میدان تایمز در محله ای ناهموار به نام آشپزخانه جهنمی است. او یاد می گیرد که مهارت های موسیقی خود را تقویت کند، عاشق می شود و با مادرش که گاهی اوقات زورگو است آشتی می کند..

کیز امیدوار است که مخاطبان برای موسیقی، داستان و بازیگران مختلف او بیایند: "این واقعا هیجان انگیز است که بتوانی به جایی بروی و خودت را روی صحنه ببینی یا تجربه ات را ببینی."

علی در تور، مایا دریک 18 ساله، فارغ‌التحصیل دبیرستانی از سن خوزه، کالیفرنیا است، که یک پروسه تست طولانی و سخت را تحمل کرد. او قبل از اینکه موزیکال در رادارش ظاهر شود، از طرفداران کیز بود. دریک.. «فقط داشتن این ارتباط خیلی خاص است و باعث می شود نمایش 10 برابر لذت بخش تر است."

دریک به عنوان بخشی از روند تست بازیگری خود، برای تماشای "آشپزخانه جهنمی" در برادوی با بازی جید میلان در نقش علی به نیویورک آمد. دریک، که به یاد می آورد فکر می کند: "بخشی از چیزی به این بزرگی بودن، دیوانه کننده خواهد بود."

بعد از اعلام بازیگران تور، بازیگران در تئاتر شوبرت به روی صحنه دعوت شدند تا پس از اجرا به شادی بپردازند، و دریک با کهنه‌سرایی‌هایی مانند جسیکا وسک و کسیا لوئیس که برنده جایزه تونی در نمایش بودند، ملاقات کرد و صحبت کرد. به ما کمک کرد تا بفهمیم قرار است وارد چه چیزی شوید و برخی چیزهایی که می‌توانید انجام دهید کمک کنید.»

این تور مصادف است با انتشار «آشپزخانه جهنمی: پشت رویا»، کتابی پر عکس که سیر تکاملی 13 ساله نمایش را ترسیم می‌کند - از ساخت نمایش با نویسنده کتاب، کریستوفر دیاز و کارگردان، مایکل گریف تا اینکه چگونه در نهایت با لباس‌ها، بازیگران، بازیگران، رقص و اجرای برنامه‌های رقص Alicia

و اجرای صحنه. شب افتتاحیه موزیکال او در برادوی در سال 2024.. (عکس توسط CJ Rivera/Invision/AP، فایل)

آلیسیا کیز خواننده در مراسم شب افتتاحیه موزیکال برادوی خود در سال 2024 ظاهر می شود.. (عکس از CJ Rivera/Invision/AP, File)

پس از کلیولند، تور به پیتسبورگ، شیکاگو، دیترویت، نیواورلئان، آتلانتا، سینسیناتی، دنور، اوکلاهما سیتی، لس آنجلس، سالت لیک سیتی، لاس وگاس، سن دیگو و شهرهای دیگر می رود.

دریک طبیعتاً مشتاقانه منتظر نمایش به کالیفرنیا است، به خصوص توقف در سانفرانسیسکو، نزدیکترین ایستگاه برای دوستان و خانواده از سان خوزه. او همچنین از حضور در جاده هیجان زده است.

دریک که در تئاتر موزیکال کودکان سن خوزه آموزش دیده است، می‌گوید: «من واقعاً یک سری از زندگی‌ام را سفر نکرده‌ام، که به نوعی طعنه‌آمیز است زیرا قرار است سفرهای زیادی انجام دهم. "من قطعا برای رفتن به همه جا هیجان زده هستم."

کیز که تماشای نمایش برنده دو جایزه تونی و گرمی 2025 برای بهترین آلبوم تئاتر موزیکال بود، فکر می‌کند که موزیکال مربوط به محله قدیمی‌اش در نیویورک می‌تواند به دور از سیب بزرگ رشد کند. او می‌گوید: "این داستانی است که مطمئناً از تجربیات من در شهر نیویورک الهام گرفته شده است. و بله، این یک داستان نیویورک است، 1000٪. اما مسئله این است که داستان واقعاً بی‌زمان است." این داستان چنان احساسی، صادقانه، خام و معتبر است که فرقی نمی‌کند در کلیولند باشد، یا در دیترویت، یا در منهتن یا آتلانتا.»