فراموشی، نوستالژی، شفا: اسپانیا با میراث فرانکو دست و پنجه نرم می کند
گرانادا، اسپانیا - تابستان امسال، مارینا رولدان، وکیلی از گرانادا در جنوب اسپانیا، سرانجام تماس تلفنی دریافت کرد که خانوادهاش چندین دهه منتظرش بودند.
جسد او در درهای در روستای ویزنار، چند کیلومتری خارج از گرانادا پیدا شد.
رولدان به الجزیره گفت: «برادرم خوان با من تماس گرفت. او با تیم باستانشناسی که حفاری را انجام میدادند، تماس خانوادگی داشت. وقتی خوان به من گفت که پدربزرگم پیدا شده است، اولین افکار من به پدر [مرحوم]م بود.»
پدر او، خوزه آنتونیو رولدان دیاز، تنها 10 ماه داشت که پدرش در سن 41 سالگی کشته شد.
رولدان گارسیا یک بازرس مالیاتی، یک اتحادیه کارگری و یکی از اعضای حزب سوسیالیست بود که در انتخابات فوریه 1936 در گرانادا ناموفق به پارلمان شد.
همانطور که مارینا آنها را به یاد می آورد، صدایش از این همه احساس تضعیف می شود. سر و صدای عبور از تراموا از پنجره باز دفتر او طنین انداز می شود.
"من به [پدرم] فکر کردم و به عموهای مرحومم فکر کردم که دوست داشتند این خبر را بشنوند و مادربزرگم نیز.... من فکر می کنم همه آنها سزاوار این بودند که شوهرشان، پدرشان، پیدا شود.»
پنجشنبه، اسپانیا 50 سال از پایان دیکتاتوری فرانکو را جشن می گیرد - چهار دهه که با مرگ او در 20 نوامبر 1975 به پایان رسید.
پس از آغاز اولین دموکراسی مدرن و جمهوری دوم اسپانیا در سال 1931 علیرغم مخالفت شدید محافظه کاران تندرو، فرانکو شورش نظامی دست راستی را در 18 ژوئیه 1936 آغاز کرد تا به اصلاحات سیاسی و اجتماعی خود پایان دهد.
بهرغم حمایت ایتالیای فاشیست و آلمان نازی، قیام او با مقاومتی بیش از حد انتظار از سوی ائتلاف موقت طرفدار جمهوریخواه متشکل از اتحادیههای کارگری چپ، احزاب سیاسی، برخی از بخشهای نیروهای مسلح و فعالان دموکراسیخواه مواجه شد که منجر به یک جنگ داخلی بیرحمانه و تمام عیار شد که سه سال طول کشید.
جمهوری سرانجام در 2 آوریل 1939 تسلیم شد و به رژیم وی منتهی شد.
از اولین روزهای جنگ، سرکوب وحشیانه رقبای مظنون غیرنظامی و خانواده های آنها در مناطق تحت کنترل فرانسه در اسپانیا آغاز شده بود. این سرکوب برای ساکت کردن و ارعاب هر مخالف احتمالی طراحی شده بود.
تعداد قربانیانی که بطور خلاصه اعدام شدند بین 130000 تا 200000 تخمین زده می شود.
در نیم قرنی که از مرگ فرانکو می گذرد، نبش قبر به کندی انجام شده و با چالش های لجستیکی، مالی و قانونی مواجه شده است.. تخمین زده می شود که حدود 6000 گور دسته جمعی بدون علامت در سراسر کشور وجود دارد، از جمله در همه جا از چاه ها و جنگل ها گرفته تا باغ ها، گورستان ها و دامنه های دور افتاده.
اما در حالی که اسپانیا قربانیان دوران را به یاد میآورد و تلاشهای نبش قبر را تحلیل میکند، با ظهور پیوسته اخیر یک حزب راست افراطی، Vox، و نوستالژی برای آرمانهای دیکتاتوری در میان جوانانی که آن را تحمل نکردهاند دست و پنجه نرم میکند.
یک نظرسنجی اخیر CIS نشان داد که 20 درصد از افراد 18 تا 24 ساله معتقد بودند که دیکتاتوری "خوب" یا "بسیار خوب" است.
طبق گفته معلمان دبیرستان، رسانه های اجتماعی باعث حمایت طرفدار فرانکو در میان نوجوانان می شود.
خوزه گارسیا ویکو، معلم اقتصاد مدرسه متوسطه در اندلس، به الجزیره گفت: «آنها طوری صحبت می کنند که انگار واقعاً طرفدار دیکتاتوری و همچنین خدمت سربازی اجباری هستند."اکثر معلمانی که من می شناسم بسیار نگران هستند، زیرا حتی اگر تفاوت بین دیکتاتوری و دموکراسی را توضیح داده باشیم، دانش آموزان آنقدر غرق در محتوای TikTok شده اند و به طور کلی از دنیا بسیار ناراحت هستند، نمی دانند چه می خواهند."
"محتوای که آنها از احزاب راستگرای تندرو در رسانههای اجتماعی با هدف نوجوانان دریافت میکنند، قابل توجه است، و تاثیر زیادی بر نحوه ارتباط آنها با یکدیگر دارد."
گارسیا ویکو در حالی که تاکید میکند "همه در کلاس به سمت راست افراطی جذب نمیشوند" به افزایش شدید نظرات اسلامهراسی و ضد تراجنسیتی اشاره میکند.
«بیش از همه، این پسرها هستند که نسبت به بقیه احساس برتری می کنند. اما این مشکلی است که برخی از والدین را نیز درگیر میکند. چند سال پیش، برخی از والدین به من گفتند که اشکالی ندارد که فرزندشان با فریاد «زنده باد فرانکو!» [«زنده باد فرانکو!»] حرف من را قطع کرد، زیرا این آزادی بیان بود.»
در صدها کیلومتری شمال در مادرید، پایتخت، سباستین ریس ترنر، معلم 27 ساله، گفت که او همچنین متوجه تأثیر تأثیرگذاران راستگرای رسانه های اجتماعی شده است.
"در مدارس، مردم فقط دیکتاتوری فرانکو را به عنوان یکی از چندین موضوعی می بینند که باید بدون فکر آنها را برای قبولی در یک امتحان تاریخ حفظ کنند که برای شروع واقعاً به آن اهمیتی نمی دهند.
"از سوی دیگر، جزئیات توسط راست افراطی انتخاب می شود تا آنها فکر کنند زمان بهتری بود که در آن مانند امروز با مشکلاتی مواجه نشدند - مانند اینکه چقدر سخت است شغل پیدا کنیم، حتی اگر در دهه 20 زندگی خود یا بحران مسکن در حال تحصیل باشند."
تحلیلگران سیاسی گفتند که نگرش واکس به دیکتاتوری فرانکو نشان دهنده همدردی اساسی با رژیم سابق بدون هیچ گونه احساس شرمندگی است.
سال گذشته، مانوئل ماریسکال، قانونگذار Vox در پارلمان به خود می بالید که "به لطف رسانه های اجتماعی، بسیاری از جوانان در می یابند که دوران پس از جنگ داخلی در اسپانیا زمان تاریکی نبود، بلکه دوره ای از پیشرفت و آشتی به سوی وحدت ملی بود."
«نوعی از اسطورهسازی سالهای فرانکو وجود دارد که در رسانههای اجتماعی به خوبی کار میکند، و بهویژه بر مردان جوان تأثیر زیادی دارد.. به آنها گفته می شود در آن دوران هیچ مشکلی وجود نداشت، زیرا هیچ فمینیسم رادیکال و هیچ مهاجری در خیابان ها وجود نداشت.»
"شما میتوانید همین نوع ادعاها را اکنون در بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، آلمان و ایتالیا بشنوید - مبنی بر اینکه بازگشت به گذشته سادهتر که در آن مردان سفید پوست مسئول کشتی بودند ممکن است."
با این حال، هیچ یک از این کشورها به اندازه اسپانیا دیکتاتوری نداشتند، جایی که Vox نزدیک به 20 درصد آرا را در اختیار دارد و به طور پیوسته در نظرسنجی ها در حال افزایش است.
بارتومئوس به یک تغییر نسلی در رای دهندگان راست از حزب سنتی محبوب (PP) - "به طور فزاینده ای به حزبی برای افراد مسن تبدیل می شود" - به سمت Vox اشاره کرد.
در طرف دیگر طیف سیاسی، رای دهندگان با گرایش چپ موضعی انتقادی نسبت به رژیم دارند.
پس از بازگشت دموکراسی، "تمایل به نگاه به جلو، فراموش کردن گذشته و تمرکز بر ادغام در اروپا - نوعی فراموشی جمعی" وجود داشت.
"این کار با رئیس جمهور [سوسیالیست] رودریگز زاپاترو و قانون "حافظه تاریخی" او در سال 2007 آغاز شد" - اولین قانون اسپانیا که به طور کامل رژیم فرانکو را مورد توجه قرار داد و روند مداوم حذف صدها نماد و معماری دوران دیکتاتوری را از خیابان ها و میادین آن آغاز کرد.
"آنها افرادی هستند که قوطی کرم ها را باز می کنند.. و این به نوبه خود واکنشی را ایجاد کرده است که شما از نئوفرانکوئیست های امروزی دریافت می کنید."
از زمان مرگ فرانکو، اسپانیا شاهد پیشرفت اجتماعی عظیمی بوده است.
برای مثال حقوق زنان، در سال 1975، آخرین سال حکومت، زنان متاهل دارای وضعیت حقوقی برابر با بیماران روانی و بی سواد بودند و از امضای قرارداد منع می شدند.. آنها نمی توانستند بدون اجازه شوهرشان سفر کنند، کار کنند یا حساب بانکی باز کنند.
در سال 1981، قانون طلاق وجود داشت. در سال 1985، سقط جنین غیرقانونی شد و تا سال 2005، ازدواج همجنسگرایان قانونی شد.
اما همزمان با دور شدن اسپانیا از دیکتاتوری، PP یکی از معدود احزاب جریان اصلی در اروپا بود که نتوانست رژیم را به طور قاطع محکوم کند.
«مشکل این است که برخلاف دیکتاتوریهای آلمان یا ایتالیا در قرن بیستم، دولت فرانکو سرنگون نمیشود. بارتومئوس گفت: این به سادگی تمام می شود.
"فقدان رد رسمی اجازه می دهد تا نوعی فرانکویسم جامعه شناختی باقی بماند، و به همین دلیل است که هنوز افراد زیادی در داخل PP وجود دارند که، حتی امروز، هنوز طرفدار فرانکو هستند."
اسپانیا تنها در حال حاضر اقدام ملموسی برای ممنوعیت بنیاد ملی فرانسیسکو فرانکو انجام می دهد که در سال 1976 تأسیس شد تا، همانطور که وب سایت آن بیان می کند، "مطالعه زندگی، میراث و کار در جنبه های انسانی، سیاسی و نظامی آن" مردی را که "سرنوشت اسپانیا را بین سال های 1936 و 1977 اداره کرد".>>
در همین حال، واکس با نبش قبر مخالف است. طرف همچنین از این که فرانکو خود را از مقبره مخصوص خود در خارج از مادرید که قبلاً به نام دره سقوط کرده بود، نبش قبر شد و در سال 2019 با احتیاط بیشتری به خاک سپرده شد، خشمگین است.
این ماه، طرحهای معماری برای مقبره سابق فرانکو تصویب شد تا بهعنوان موزه میراث جنگ داخلی از نظر سیاسی بیطرف بازسازی شود.
اگرچه حفاریهایی مانند کاوش در ویزنار با سرعت بیسابقهای پیش میرود، باستانشناسان نگران هستند که در مقطعی، یک دولت راستگرای جدید، تامین مالی را قطع کرده و پروژههایی را که با گذشته حساب میکنند، تهدید کند.
فرانسیسکو کاریون، استاد باستانشناسی در دانشگاه گرانادا که در پنج سال گذشته بر تحقیقات و نبش قبرهای منطقهای و تحت حمایت دولت ویزنار نظارت داشته است، گفت: «این یک بار اتفاق افتاده است.
«دولت پیشین PP با ماریانو راخوی قانون حافظه تاریخی 2007 را به حالت تعلیق در نیاورد. اما در دوران قدرتش، او مطلقاً تمام بودجه برای نبش قبر را قطع کرد.. آنها آن را به هیچ وجه کاهش دادند."
او با تشبیه قتلعامها و اعدامها در دوره فرانکو به حملات کنونی اسرائیل به جمعیت غیرنظامی فلسطین در غزه و کرانه باختری اشغالی، گفت که در میان کشتهشدگان - مانند پدربزرگ مارینا رولدان - اتحادیههای کارگری، معلمان، خیاطان و هنرمندان بودند.
در ویزنار، تیم او حتی بقایای اعدام شده یک کودک 11 تا 14 ساله را کشف کرده است.
چند متر دورتر از محل نبش قبر، در آسیاب تبدیل شده که به عنوان مقر تحقیقات کاریون عمل می کند، همکارش خوزه فرانسیسکو مونوز مولینا، انسان شناس پزشکی قانونی، در حال کار بر روی دو اسکلت از 166 اسکلت است که تاکنون نبش قبر شده اند.
او توضیح داد که یکی از آنها آثاری از اصابت گلوله در بازو دارد و دیگری به سرش شلیک شده است.
مونوز مولینا گفت: «از نظر عاطفی این فرآیند پیچیدهای است. میتواند روی شما تأثیر زیادی بگذارد.» «شما با افرادی سروکار دارید که بسیار نزدیک به سن ما بودند، که در بسیاری از موارد بسیار جوان بودند. درک اینکه چگونه این همه اتفاق افتاد دشوار است."پدربزرگ و مادربزرگ من در طول جنگ داخلی در مقابل دیوارهای گورستان شهری در گرانادا اعدام شدند."
بر اساس گزارشها، حدود 3400 نفر در اوایل جنگ داخلی در مقابل دیوارهای قبرستان گرانادا اعدام شدند.
"من کاری برای خانوادههایی انجام میدهم که مدتها به دنبال آنها بودهاند، و این کار به بهبود آنها کمک میکند، بنابراین این کار من را نیز کمی شفا میدهد."
کاریون گفت که آخرین سری از کاوشها در پاییز امسال 12 جسد دیگر را تولید کرد.
او با احتیاط گفت، اگرچه هنوز خیلی زود است که بگوییم، اما آنها امیدوارند شواهدی از یکی از اعدام های دسته جمعی بزرگتر در اکتبر 1936، از جمله رئیس دانشگاه گرانادا، سالوادور ویلا، پیدا کنند.در مورد بقایای هنوز کشف نشده فدریکو گارسیا لورکا، مشهورترین شاعر مدرن اسپانیا، کاریون کمتر امیدوار است.. چندین نظریه وجود دارد که دقیقاً در کجای تپههای گرانادا میتوانست کشته شود.
"درست است که گارسیا لورکا مرده است، اما او نیز در کتابهایش در سراسر جهان، در بسیاری از ترجمههای مختلف زندگی میکند. در سطح انسانی و صرفنظر از مشارکت شاعرانهاش، 166 نفر دیگر که تاکنون نبش قبر کردهایم نیز به همان اندازه مهم هستند."
لحظه تحویل به اقوام باقی مانده است "بهترین بخش کار ما است. آنها مراسم بسیار احساسی هستند. کاریون گفت: تقریباً جادویی است زیرا ما آنها را پس از سالها تعطیل کردهایم.
او مورد دو دختر 92 و 93 ساله را به یاد آورد که هر دو از بیماری آلزایمر رنج میبردند، اما با تحویل جعبه حاوی اجساد بستگان خود توانستند لحظات کوتاهی از وضوح ذهنی داشته باشند.
«وقتی جعبه را نگه داشتند، میدانستند چه اتفاقی دارد میافتد. باعث گریه شما می شود. شما باید از سنگ ساخته شده باشید تا تحت تأثیر قرار نگیرید.»
در مورد مارینا رولدان، سالها تنها برداشت او از پدربزرگش از پرترهای در اتاق خواب بود که با مادربزرگش به اشتراک گذاشته بود - "یکی از آن قدیمیها که به نظر میرسد هر کاری انجام میدهی، چشمانش دنبالت میآیند، بنابراین همیشه این تصور را داشتم که اگر کار اشتباهی انجام دهم، در ذهنم او به من میگوید" با خنده.>
«اکنون یک داستان واقعی، یک پسزمینه واقعی وجود دارد. اما من احساس بسته شدن زخم باز را ندارم، بیشتر نوعی آرامش است، زیرا احساس میکنم پدرم خوشحال میشود و او هم اکنون در حال استراحت است.»