به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

یک عکاس AP داستانهای پشت برخی از تصاویر غزه خود را به اشتراک می گذارد

یک عکاس AP داستانهای پشت برخی از تصاویر غزه خود را به اشتراک می گذارد

اسوشیتد پرس
1404/07/18
19 بازدید

قاهره (AP) - دو سال از جنگ در غزه ، و با رسیدن اسرائیل و حماس به توافق برای پایان درگیری ، فاطیما شبایر عکاس آسوشیتدپرس نگاه کرد و به برخی از تصاویر دلپذیر خود نگاه کرد. شبه از زمان دختر جوان درگیری و خشونت در این قلمرو دیده است و وقتی در 7 اکتبر 2023 حماس ، حمله باعث شد تا فعالیت قصاص اسرائیل ، چندین روز را از زادگاهش شهر غزه گذراند. با پیشرفت نیروهای اسرائیلی ، او به همراه خانواده خود به رافا ، در جنوب غزه نقل مکان کرد. ماه ها ، او جنگ را از رافا و خان ​​یونس ، که اغلب در بیمارستان ها مستقر بودند ، پوشانده بود. در آوریل 2024 ، شبایر و خانواده اش توانستند غزه را ترک کنند ، جایی که توهین آمیز اسرائیل با هدف از بین بردن حماس ، ده ها هزار فلسطینی را کشته و بیشتر جمعیت را از خانه های خود هدایت کرده است. از آن زمان ، شبایر برای AP در دبی مستقر شده است.

این عکسهای او و داستانهای پشت سر آنها است.

آتش سوزی و دود به دنبال یک حمله هوایی اسرائیلی در شهر غزه در 8 اکتبر 2023. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

آتش سوزی و دود به دنبال یک حمله هوایی اسرائیلی در شهر غزه در 8 اکتبر 2023. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

در 7 اکتبر ، من قرار بود کلیدهای خانه جدیدم را دریافت کنم ، آپارتمانی که در طبقه فوقانی خانه خانواده ام ساخته بودم. آن روز صبح که خوابیدم ، چیزی را شنیدم که فکر می کردم باران یا صداها است. این موشک بود و از هر طرف غزه راه اندازی می شد - حماس حمله خود را به اسرائیل آغاز کرده بود ، که در آن شبه نظامیان حدود 1200 نفر را کشتند و 251 نفر دیگر را گروگان گرفتند.

آن شب ، ما در پشت بام ساختمان اداری AP برای پاسخ اسرائیل منتظر ماندیم. این ساختمان بلند با چندین رسانه خبری و منظره ای در سراسر شهر غزه است.

سرانجام ، حدود ساعت 3 یا 4 بعد از ظهر ، آن آمد. حملات هوایی مداوم ، انفجارهایی که همزمان به بسیاری از مکان ها ضربه می زند. تمام شب رفت. ما به هر طرف ساختمان دویدیم و عکس گرفتیم. این آغاز کمپین اسرائیل برای بازیابی گروگان ها و از بین بردن حماس بود که اعضای آن و مبارزان در بین جمعیت غزه زندگی می کنند و فعالیت می کنند.

بسیاری از همکاران روزنامه نگار من نیز در آن سقف بودند. بیشتر از آن زمان کشته شده اند.

فلسطینی ها در 19 اکتبر 2023 ، مردم زخمی را از ساختمان تخریب شده در بمباران اسرائیل در خان یونس ، نوار غزه تخلیه می کنند. (عکس AP/فاطمه شبایر ، پرونده)

فلسطینی ها در 19 اکتبر 2023 ، مردم زخمی را از ساختمان تخریب شده در بمباران اسرائیل در خان یونس ، نوار غزه تخلیه می کنند. (عکس AP/فاطمه شبایر ، پرونده)

این اعتصاب یک شبه اتفاق افتاد ، و کارگران نجات نمی توانند تا صبح بیرون بروند. مردم ساعت ها در زیر آوار گرفتار شدند. من برای این شلیک به زباله ها خزیدم.

کمتر از دو هفته جنگ بود و هر روز در حال دویدن ، دویدن ، دویدن بودیم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.

من پدر و مادرم و خواهر و برادرانم را به سمت جنوب منتقل کرده بودم. من از بیمارستان در خان یونس خارج شدم. از آنجا ، ما می توانیم کارگران نجات را که به صحنه های حمله هوایی اسرائیل می روند ، دنبال کنیم.

این یک روال سرکوبگر و هرگز متوقف شد. هر روز ، من به خون بیدار می شدم. من صبحانه در مورگ ، کنار اجساد ، صبحانه خوردم. ما دائماً در حال حرکت به سمت ساختمانهایی بودیم که در اثر حملات هوایی قرار داشتند. در هر یک ، کارگران نجات اجساد و زخمی ها را انجام دادند.

بعد از هر روز طولانی ، من چند ساعت در ماشینم خوابیدم. اما واقعاً خواب نبود ، با همه حملات هوایی یک شبه - و فریادهای محروم. من در خارج از مورگ پارک شده بودم و می توانستم خانواده ها را از درون بشنوم.

من به ندرت با خانواده خودم می دیدم یا صحبت می کردم. بعداً ، من خودم را در بیمارستان در رافا ، دورتر از جنوب ، شهری که خانواده ام در آن قرار داشتند ، مستقر کردم. من همیشه جهت خانه ای را که در آن پناه می گرفتند می دانستم. وقتی اعتصاب شنیدم ، نگاه کردم که آیا دود از آن جهت می آید یا خیر.

حتی اگر چنین بود ، من به خانواده ام نمی گویم. اگر تماس بگیرید ، ممکن است صدای جیغ را بشنوید ، ممکن است یاد بگیرید که آنها زخمی شده اند یا در زیر آوار دفن شده اند.

بهتر بود در بیمارستان صبر کنیم تا ببینند آیا آنها با تلفات وارد شده اند یا خیر. شاید آنها زخمی شوند. شاید آنها در عزاداری باشند. خوب ، من با آن روبرو می شوم.

اما یک تماس به معنای خبر بد است. من از تماس ها در طول جنگ متنفرم.

اکتبر. 21 ، 2023: عوارض برای کودکان

یک دختر فلسطینی به عنوان بدن کودک واکنش نشان می دهد که پس از یک حمله هوایی در خان یونس ، نوار غزه ، در 21 اکتبر 2023 از آوار یک ساختمان حمل می شود. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

یک دختر فلسطینی به عنوان بدن کودک واکنش نشان می دهد که پس از یک حمله هوایی در خان یونس ، نوار غزه ، در 21 اکتبر 2023 از آوار یک ساختمان حمل می شود. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

یک حمله هوایی به خانه ای در خان یونس درست در خارج از یک مدرسه ایالات متحده پر از افرادی که از خانه های خود رانده شده بودند برخورد کرد. تا زمانی که من به چادر دفتر AP بازگشتم و به این تصویر نگاه کردم که این دختر را دیدم - و نگاه به چهره او به عنوان کارگران اورژانس یک کودک مرده را از زیر آوار بیرون می آورد.

اوایل جنگ بود و دختر هنوز با شوک واکنش نشان داد. من به خودم فکر کردم در کودکی ، وقتی کسی در خانواده من درگذشت ، می ترسیدم حتی در یک اتاق با آنها باشم تا خداحافظی کنم. پس این دختر باید چه فکر کند؟ او خیلی ترسیده به نظر می رسید.

اما با گذشت زمان ، طبیعی شد. در صحنه هر اعتصاب ، تعداد زیادی از کودکان وجود داشت. آنها قبل از ما به آنجا رسیدند. آنها به ما می گفتند ، "هنوز کسی در داخل آن به دام افتاده است. یک شخص بین دو طبقه خرد می شود." یک بچه به من گفت که او یک پا را دید که از زیر آوار بیرون می آید. کودکان ، توصیف امور دشوار برای مغز حتی تصور می شوند.

بعداً ، در یکی از آخرین روزهای من در غزه ، من در یک مورگ بیمارستان بودم. یک روز هرج و مرج بود که اجساد روی زمین پراکنده شده بودند ، بوی خون در همه جا. یک کودک ، شاید 5 ، قطعاتی از یک بدن را جمع کند و آنها را در یک کیسه قرار داد تا خانواده دفن شوند. بزرگسالان اطراف او غافلگیر شدند ، مثل این طبیعی بود.

کودکی که قسمتهای بدن را از زمین بیرون می کشد چه چیزی را به یاد می آورد؟

21 اکتبر 2023: اتصال یک خانواده

فلسطینی ها پس از اینکه وی در هنگام حمله هوایی در خان یونس ، نوار غزه ، در 21 اکتبر 2023 مجروح شد ، محمد ال nazzal را بر روی یک برانکارد حمل می کنند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

فلسطینی ها پس از اینکه وی در هنگام حمله هوایی در خان یونس ، نوار غزه ، در 21 اکتبر 2023 مجروح شد ، محمد ال nazzal را بر روی یک برانکارد حمل می کنند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

بعد از همان اعتصاب ، من به یک ماشین خراب صعود کردم و این شلیک را گرفتم.

یک هفته بعد ، من در اینستاگرام پیامی دریافت کردم: "لطفا پاسخ دهید ، این فوری است."

این دینا علی ال nazzal بود ، از دانمارک ، مادر پسر در برانکارد. او گفت ، بیش از یک دهه پیش ، شوهرش او را ترک کرد و فرزندان - محمد ، آن زمان 3 ساله و لال ، 2 - را به غزه برد. او از آن زمان آنها را ندیده بود. او وقتی شنید که خانه آنها مورد اصابت قرار گرفته است ، وحشت کرد.

سپس او عکس من از محمد را که اکنون 14 ساله است ، دید.

"لنز شما قلب مادر را از توقف نجات داد." او توانست با بیمارستان تماس بگیرد و یاد بگیرد که لال نیز زنده مانده است.

من به دلیل مادربزرگم عکاس شدم. او هنگام جوانی عکس گرفت. او تمام این دوربین های قدیمی را در خانه ما داشت. من در مورد این دستگاه ها مانند عتیقه کنجکاو بودم.

بعد از دانشگاه ، من یک سال را صرف تحصیل در عکاسی کردم. من کتاب و مجله زیادی داشتم ، یک میلیون عکس در رایانه من. من شروع به گرفتن عکس از زندگی روزمره در خیابان ها ، در ساحل کردم.

من زندگی زیبایی را در غزه دیدم ، چیزی که افراد خارج باید ببینند. فهمیدم که داستانی برای گفتن دارم. من می توانم خودم را بیان کنم. من این کار را کردم زیرا عاشق عکاسی بودم.

اما وقتی این مادر با من تماس گرفت ، فهمیدم که کار ما مهم است. این می تواند زندگی شخصی حتی دور را تحت تأثیر قرار دهد. ما باید در اینجا ، روی زمین ، ببینیم. شما حتی اگر کوچک باشد ، تفاوت ایجاد می کنید.

دسامبر. 14 ، 2023: نوع دیگری از مرگ

پزشکان و پزشکان سعی می کنند جان مایا طارک البنا را نجات دهند ، نام او که بر روی شکمش در نشانگر نوشته شده است ، پس از اینکه در اثر بمباران اسرائیلی زخمی شد ، در بیمارستان در رافا ، نوار غزه جنوبی ، پنجشنبه ، 14 دسامبر 2023. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

پزشکان و پزشکان سعی می کنند جان مایا طارک البنا را نجات دهند ، نام او که بر روی شکمش در نشانگر نوشته شده است ، پس از اینکه در اثر بمباران اسرائیلی زخمی شد ، در بیمارستان در رافا ، نوار غزه جنوبی ، پنجشنبه ، 14 دسامبر 2023. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

هر روز اجساد را می دیدیم - در مورگ. این متفاوت بود

یک حمله هوایی در بازار رخ داده است - جایی که پزشکان تریاژ را انجام می دهند و با عجله در سیل زخمی ها برای تصمیم گیری در اولویت چه کسی قرار دارند.

می بینید که این دختر دیگر با ما نیست. هیچ چیز در چشمان او وجود ندارد. اما او نفس می کشید. من یخ زده بودم ، به خواهر کوچکتر ، در همان سن فکر می کردم. فکر کردم این دختر باید زندگی کند. من دست پزشکان را روی او دیدم و خون را از دهانش پاک می کردند. آنها او را مانند او در حال حاضر جسد نگه داشتند و سرش را دستکاری می کردند و چشمانش را لمس می کردند. نام او ، مایا ، با نشانگر روی شکمش نوشته شده است. من به آنها گفتم چرا کاری نمی کنید.

دکتر به من نگاه کرد و سرش را تکان داد.

او آمد و به من گفت این سخت ترین چیز ، هر روز است. او از من خواست که برای گرفتن عکس بیشتر به داخل بروم. من نمی توانم تمرکز کنم. من فقط می خواستم دور شوم.

سرانجام ، مایا نفس را متوقف کرد.

من به چادر دفتر خود برگشتم. و من پرتاب کردم.

این دختر قرار بود آینده ای داشته باشد. همانطور که این قاب را ثبت کردم ، به عکس های او در رسانه های اجتماعی خانواده اش نگاه کردم ، یک دختر کوچک که می خندد ، خوشحال. در آن لحظه ، من می دانستم که او مرده است ، و آنها این کار را نکردند. او توسط پزشکان از صحنه اعتصاب گرفته شده بود ، و این زمان لازم بود که خانواده اش او را پیدا کنند.

من هرگز گریه نمی کنم. مثل این است که اشکهای من درون چشمان من یخ زده است. من همیشه احساس می کنم باید قوی بمانم - تا جایی که توانایی گریه را از دست دادم.

فلسطینی ها اجساد را که از سراسر غزه در یک قبر انبوه در رافا ، نوار غزه جنوبی جمع آوری شده اند ، در تاریخ 30 ژانویه 2024 دفن می کنند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

فلسطینی ها اجساد را که از سراسر غزه در یک قبر انبوه در رافا ، نوار غزه جنوبی جمع آوری شده اند ، در تاریخ 30 ژانویه 2024 دفن می کنند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

در تمام درگیری های گذشته غزه ، ما هرگز قبرهای دسته جمعی نداشتیم.

این اجساد اسرائیل بودند که از سراسر غزه ، به ویژه شمال جمع آوری شده است. آنها از طریق آنها ، برای اجساد گروگان ها یا فلسطینی ها که آنها را شبه نظامیان معرفی می کنند ، جستجو می کنند. سپس آنها را در کامیون های جمع شده به غزه ، ده ها یا حتی 100 در یک زمان و بدون هیچ سندی برای شناسایی می فرستند.

شما نمی توانید بو را تصور کنید - یا عکاسان دیگری که به من گفتند. در کودکی افتادم و بینی ام را زد. از آن زمان ، من بوی خوبی نداشته ام. این به من کمک کرد من می توانم نزدیک شوم ، تقریباً به خود قبر.

همانطور که عکس می گرفتم ، احساس می کردم برای هیچ چیز نیست. در پس زمینه ، اقوامی را می بینید که امیدوارند عزیزان را پیدا کنند ، شاید لباس هایی را که آنها می شناسند ببینید. اما چگونه می توانند؟

هر بدن یکسان بود ، ناشناس. اما هرکدام زندگی داشتند. و آنها هرگز تصور نمی کردند که این پایان آنها باشد - بی نام و به دور از خانه ، در یک خط از غریبه ها دفن شده است.

فوریه. 24 ، 2024: هرج و مرج در بیمارستان

یک کودک زخمی فلسطینی در 24 فوریه 2024 به بیمارستان النججار در رافا ، نوار غزه جنوبی آورده شده است. (AP عکس/فاطمه شبایر ، پرونده)

یک کودک زخمی فلسطینی در 24 فوریه 2024 به بیمارستان النججار در رافا ، نوار غزه جنوبی آورده شده است. (AP عکس/فاطمه شبایر ، پرونده)

پدر من در حال مرگ بود. من در بستر او در بیمارستان النجار در رافا بودم. او مدت طولانی بیمار شده بود ، و بیمارستان ها برای معالجه با او وسایل لازم نداشتند. پزشکان گفتند که او وقت زیادی نگذاشته است. او بیهوش بود ، اما من می خواستم هر لحظه را با او بگذرانم.

بیمارستان ساکت بود. در یک لحظه ، هرج و مرج شد. مجروحان از حملات هوایی ریختند. پزشکان ، پرستاران و پزشکان تحت فشار قرار می گیرند و از تخت پدرم برخورد می کنند. النجار دارای یک بخش اضطراری کوچک است که دارای تختخواب کمی است ، بنابراین زخمی روی زمین دراز کشیده است. مردی که فک آن را منفجر کرده بود - نیمی از چهره خود را از دست داده بود - هنوز در حال راه رفتن بود و سعی در زنده ماندن داشت.

من شروع به گرفتن عکس کردم. تمام وقت ، من به پدرم نگاه می کردم.

پدر من قهرمان من است. او مرا در عکاسی تشویق کرد. روزنامه نگار زن در غزه سخت است. اما در طول حرفه من ، سخنان او همیشه در ذهن من بود: "تو دختر من هستی."

در این لحظه ، من تلاش کردم. من می خواستم در کنار پدرم باشم. دیدن پدر از این طریق ، به دور از خانه ما در شهر غزه ، هرج و مرج در اطراف ، دردناک بود. اما من همچنین احساس کردم که او افتخار خواهد کرد. او در آخرین لحظات خود با من است ، و من کاری را که او دوست داشت انجام می دهم. من دختر او هستم ، و من قوی هستم.

من از یک کودک زخمی که در سالن نزدیک تخت پدر فریاد می زد ، عکاسی کردم. من تنها عکاس آنجا بودم و احساس مسئولیت کردم: اگر این تصویر را نگیرم ، این لحظه با کسی نمی خواهد بمیرد.

خانواده پسر آمدند. من این کودک را نمی شناختم ، اما خانواده اش او را می شناختند و او را دوست داشتند. آنها من را نمی شناسند ، اما من پدرم را دارم که در این نزدیکی دوست دارم. هر یک از ما کابوس زندگی می کنیم. صبح روز بعد ، برادرم از بیمارستان تماس گرفت. پدرم فوت کرده بود.

فلسطینی ها در 4 مارس 2024 ، در یک حمله اسرائیل در یک مورگ بیمارستان در رافا ، نوار غزه جنوبی کشته شده اند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

فلسطینی ها در 4 مارس 2024 ، در یک حمله اسرائیل در یک مورگ بیمارستان در رافا ، نوار غزه جنوبی کشته شده اند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

من آن روز گریه نکردم. مجبور شدم برای مادر و خانواده ام قوی بمانم. چند روز مرخصی گرفتم.

این اولین روز برگشت من بود. من مورگ را پوشیدم و به افرادی که برای خداحافظی از عزیزان خداحافظی می کنند ، نشان دادم.

من به آرامی راه افتادم. می ترسیدم آنجا باشم ، فقط یک قدم داخل آن بردارم. اما من خودم را مجبور کردم.

این مرد در عکس ، او در همان نقطه ای که پدرم بود دراز کشیده است. همانطور که آنها بر او گریه می کردند ، من آن را احساس کردم. من همه چیز را دیدم ، آن روز را دوباره دیدم. دید من تار شد. من در دنیای دیگری بودم که می چرخیدند ، می چرخانند ، می چرخم. من قصد داشتم روی اجساد فرو بروم.

اما مریم داگا اجازه نداد که من سقوط کنم. مریم درست در کنار من بود و عکس می گرفت. ما اغلب با هم کار می کردیم - داشتن یک زن دیگر عکاس با شما راحت تر است.

فاطمه شبایر ، درست ، یک سلفی در کنار همکار و دوست مریم داگگا ، در شهر غزه ، 12 اکتبر 2023 می گیرد. (عکس AP/فاطمه شبایر)

فاطمه شبایر ، درست ، یک سلفی در کنار همکار و دوست مریم داگگا ، در شهر غزه ، 12 اکتبر 2023 می گیرد. (عکس AP/فاطمه شبایر)

او دست من را گرفت. "نگران نباشید. من شما را احساس می کنم. قبلاً آن را احساس کردم."

برادرش در سال 2018 توسط آتش اسرائیل کشته شد. او می خواست که من درد خود را حس کنم تا بتوانم دوباره قوی شوم ، بنابراین می توانم عکس بگیرم.

آن روز ، من توانایی گریه را پیدا کردم. من برای پدرم اشک ریختم.

هفده ماه پس از ساخت این عکس ، مریم ، یک روزنامه نگار بصری که با AP کار می کند ، در اثر اعتصاب اسرائیلی در بیمارستان کشته شد.

من و منیام همیشه در کنار یکدیگر بودیم. تمام کارهایی که من از آن روز انجام داده ام به من قدرت داده است به دلیل مریم است. شاید جنگ برای همیشه دوام داشته باشد ، اما من قوی خواهم ماند. مریم به من گفت که کار خود را ادامه دهم ، تا عکس بگیرم.

اعضای خانواده العبیا در ماه مقدس ماه رمضان در خارج از خانه خود ، که توسط یک حمله هوایی اسرائیلی ، در رافا ، نوار غزه جنوبی ، در 18 مارس 2024 نابود شده بود ، سریع خود را می شکنند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

اعضای خانواده العبیا در ماه مقدس ماه رمضان در خارج از خانه خود ، که توسط یک حمله هوایی اسرائیلی ، در رافا ، نوار غزه جنوبی ، در 18 مارس 2024 نابود شده بود ، سریع خود را می شکنند. (AP Photo/Fatima Shbair ، پرونده)

خانه به معنای همه چیز در ماه رمضان ، ماه مقدس روزه اسلام است.

هیچ چیز در این عکس به شما نمی گوید رمضان است. این کل محله در رافا ، هر خانه ای که در ویرانه ها بود ، ویران شد. همه ساکنان به یک مدرسه ایالات متحده آمریکا نقل مکان کرده بودند.

اما این خانواده پناهگاه را ترک کردند تا وعده غذایی ماه رمضان خود را در اینجا ، در خانه آنها انجام دهند. تقریباً هیچ چیز باقی نمانده است ، فقط یک دیوار. آنها سوپ و سالاد گوجه فرنگی و خیار درست کردند. آنها ساکت بودند. همه ما ساکت بودیم.

من به خانه خانواده ام ، در شهر غزه ، که نابود شده است فکر می کردم.

اکنون من خارج از غزه هستم. کاش هنوز آنجا بودم. با توافق جدید ، جنگ ممکن است به پایان برسد. اما چهره ها ، صداها ، روزهایی که ما دوست داشتیم از بین رفته اند و مبارزه با اندوه و حافظه فقط آغاز شده است.