یک معلم در اوکلند تماس خود را پیدا کرد (و کمی می خندد).
منظره بیرون از آپارتمان میشیا موزلی الهامبخش است.. نه تنها دریاچه مریت، قدیمیترین پناهگاه حیاتوحش تعیینشده در کشور، آبیرنگ تا ساحل دورتر جایی که شهر اوکلند برمیخیزد.. پنجرههای دکتر موزلی همچنین چمنزار سبزی را که اطراف دریاچه را فرا گرفته است، قاب میکند.
در یک غروب تابستانی، ممکن است صدای طبل در هوا باشد. صبح روز شنبه، بازار کشاورز در پایین خیابان پذیرای صف ثابتی از خریداران است. در هر عصری، بوی کبابهای غیرمجاز هوا را پر میکند و دوچرخهسواران در آن جا پرواز میکنند. شب های دیگر، بریک رقص.
دکتر موزلی، 52 ساله، گفت: "گاهی اوقات مردم هنگام عبور به پنجره می کوبند، فقط برای سلام کردن."ممکن است از آنها دعوت کند تا به او بپیوندند و از مناظر و صداها و یک فنجان چای لذت ببرند.
دکتر موزلی که بومی نیویورکی است، برای اولین بار در سال 1995 برای شغل معلمی به خلیج آمد و بلافاصله نه به سانفرانسیسکو، بلکه به خلیج شرقی کشیده شد.
او گفت: "من در مورد این مکان عرفانی به نام اوکلند شنیده بودم که در آن سیاهپوستان - لزبینهای سیاهپوست!. - رونق داشتند. میخواستم جامعه را پیدا کنم، هویت پیدا کنم."
در سال 1998، چیزی که او پیدا کرد، یک اتاق خوابه کنترل شده در مقابل دریاچه بود که از آن زمان تاکنون دفتر مرکزی او در آنجا مستقر است. این آپارتمان دارای یک اتاق جلویی بزرگ و پر نور با آثار هنری فراوان و دیوارهایی با رنگ های جسورانه، طاقچه ای است که از آن به عنوان فضای نوشتن استفاده می کند و آشپزخانه ای به اندازه کافی بزرگ، اتاق خواب بدون چشم انداز است.
دکتر موزلی گفت: "فقط احساس کردم که در خانه هستم."
در طول سالها، او و صاحبخانه بر سر پروژهها مذاکره کردهاند. به عنوان مثال، آنها هزینههای یک طبقه اتاق خواب جدید را تقسیم کردند. او گفت: "رابطه ما این است که "بیایید آن را بفهمیم".. "او چه می تواند بپردازد؟ چه چیزی می توانم بپردازم؟"
شغل: مدیر اجرایی و بنیانگذار پروژه معلم سیاه؛ کمدین.
درباره معنای مسکن باثبات: "من به خوبی میدانم که داشتن مسکن مقرون به صرفه و پایدار فرصتهایی را برای تمام زندگیام برای من باز کرده است. من میتوانم فرصتهایی را بپذیرم."
زمانی که دکتر موزلی برای اولین بار به آپارتمان نقل مکان کرد، در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی تدریس میکرد و به مدرسه فارغالتحصیل میرفت، جایی که دکترای تحصیلی گرفت. او همچنین در یک گروه اصلاحکننده و در کلیسای علوم دینی شرق خلیج شرکت داشت. او گفت: «یک حس کلیسای سیاهپوست داشت.
زمانی پرمشغله و پرمشغله بود، با تعداد زیادی اجرا و تئاتر زنان، و دکتر موزلی تا جایی که میتوانست از آن استفاده میکرد.
به لطف مرکزیت آپارتمان، او همچنین شروع به میزبانی شبهای بازی معمولی کرد. او توضیح داد: "ما تابو، سلبریتی بازی کردیم."
در تمام مدت، او در حال گوش دادن به صدای زنانی بود که در اتاق نشیمن خود می رقصیدند، در آشپزخانه اش می خندیدند. تا سال 2007، او با موفقیت یک نمایش صحنه ای به نام "Where My Girls At" را ایجاد کرد - او پنج شخصیت مختلف را بازی کرد - که کمی جذابیت پیدا کرد.
"و" او گفت، "من دلم برای نیویورک تنگ شده بود. بنابراین میخواستم بفهمم چگونه دو ساحلی باشم. همچنین میخواستم، در نهایت، به عنوان یک بزرگسال در نیویورک زندگی کنم."
او مجری رویدادهای پراید در سانفرانسیسکو و اوکلند بود و متوجه شد که میخواهد یک صحنه کمدی نیز ارائه دهد. نیویورک مکانی برای آن بود، بنابراین او به بروکلین، نزدیک مادرش رفت و شروع به تست زدن کرد.
در تمام مدت، او به این سو و آن سو می رفت، گاهی اوقات اجاره می داد، گاهی اوقات فقط به دوستان اجازه می داد در آپارتمان دریاچه مریت بمانند.
او گفت: "من احساس می کنم نیمی از اوکلند برای من کلید دارد." "بسیاری از هنرمندان برای دوره های زمانی مختلف در اینجا اقامت داشته اند. برای من مهم است که مردم احساس کنند اینجا خانه آنها نیز هست، مکان امن آنها. داشتن یک پایگاه خانه که فقط مال من نیست، زیباست."
اما نیویورک متوجه شد. او گفت: "من روشن کردم که برای موفقیت در کمدی چه کاری باید انجام دهم و متوجه شدم که این چیزی نیست که می خواستم انجام دهم."
در سال 2015، دکتر موزلی به اوکلند بازگشت و سازمانی را تأسیس کرد که اکنون کار زندگی اوست و علاقه او به آموزش و فرهنگ را ترکیب می کند: پروژه معلم سیاه. او گفت: «ما از معلمان سیاه پوست حمایت می کنیم تا مدارس را نه تنها در اوکلند بلکه در سراسر کشور تغییر دهند. این گروه با کار با یک کارمند پنج نفره، آموزش های حرفه ای و سلامتی، کارگاه های آموزشی، پشتیبانی شغلی و کمک به برنامه های فرهنگی را ارائه می دهد.
او گفت: "من کار می کنم، خیلی کار می کنم." "من احساس خوشبختی می کنم که کارهایی را انجام می دهم که عمیقاً به آنها اهمیت می دهم. اما تمرین معنوی نیز دارم و حرکات بدن را در خود گنجانده ام. و با این ایده که کمدی فصلی است کنار آمده ام. من پراید کار می کنم و در کنفرانس ها کمدی انجام می دهم."
مارگا گومز، یکی از شلوغترین و محبوبترین کمدینهای خلیج، گفت: «هر بار که میچیا را اجرا میکند، خندهام میگیرد. "میشیا می تواند گستاخ و شاداب باشد، که در این مواقع سخت یک تقویت کننده است."