بنگلادشی هایی که به دنبال شغل در روسیه هستند مجبور شدند به جنگ اوکراین بپیوندند: گزارش
یک استخدامکننده نیروی کار مکسودر رحمان را متقاعد کرد که گرمای استوایی شهر خود در بنگلادش را ترک کند و هزاران مایل به روسیه سردسیر سفر کند تا به عنوان سرایدار مشغول به کار شود.
در عرض چند هفته، او خود را در خط مقدم جنگ روسیه در اوکراین یافت. لیست 4 مورد
- لیست 1 از 4چرا مردم آسیای جنوبی میخواهند در جنگ روسیه و اوکراین بجنگند؟
- لیست 2 از 4«در انتظار تماس بابا»: سریلانکاییها در جنگ اوکراین میمیرند
- 4اردن از روسیه خواست پس از کشته شدن دو نفر در جنگ از جذب شهروندان خودداری کند
- لیست 4 از 4اوکراین میگوید بیش از 1400 آفریقایی برای جنگ برای روسیه در جنگ استخدام شدهاند
یک تحقیق توسط آژانس خبری Bangla در روز سهشنبه توسط آژانس خبری Associated Press به دروغ منتشر شد. کار غیرنظامی، فقط به جنگ تقریباً چهار ساله سوق داده شد. بسیاری از آنها تهدید به خشونت، زندان یا مرگ شدند.
AP با سه مرد بنگلادشی که از دست ارتش روسیه فرار کرده بودند صحبت کرد، از جمله رحمان، که گفت که پس از رسیدن به مسکو، به او و گروهی از همکاران بنگلادشی گفته شد که اسناد روسی را امضا کنند که معلوم شد قراردادهای نظامی بوده است.
آنها را برای آموزش به یک اردوگاه پزشکی و تکنیکهای جنگی اولیه ارتش منتقل کردند. مهارت های استفاده از سلاح های سنگین.
رحمان اعتراض کرد و شکایت کرد که این کاری نیست که او با آن موافقت کرده است. یک فرمانده روسی از طریق یک برنامه ترجمه پاسخی قاطع ارائه کرد: "مأمور شما شما را به اینجا فرستاد. ما شما را خریدیم."
رحمان گفت که کارگران گروهش به ۱۰ سال زندان تهدید شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. رحمان که بعد از هفت ماه فرار کرد و به خانه بازگشت، گفت: «آنها میگویند «چرا کار نمیکنی؟ چرا گریه میکنی؟» و ما را لگد میزنند.
خانوادههای سه مرد بنگلادشی دیگر که مفقود شدهاند گفتند که عزیزانشان حسابهای مشابهی را با بستگانشان به اشتراک گذاشتهاند.
AP گفت که اسناد و مدارک پزشکی، اسناد و مدارک پزشکی روسی، اسناد و مدارک مربوط به سفر کارگران، اسناد و مدارک روسی، اسناد و مدارک نظامی، اسناد و مدارک مربوط به سفر کارگران بنگلادشی، از جمله اسناد و مدارک مربوط به مسافرتها و اسناد نظامی توسط کارگران بنگلادشی که پس از هفت ماه فرار کرده و به خانه بازگشته است، گفت: گزارش ها و عکس ها این اسناد ویزای اعطا شده به کارگران بنگلادشی، جراحات وارده به کارگران بنگلادشی در طول نبردها و شواهدی مبنی بر مشارکت آنها در جنگ را نشان می دهد.
این سه مرد بنگلادشی به AP گفتند که آنها برخلاف میل خود مجبور به انجام وظایف خط مقدم از جمله پیشروی جلوتر از نیروهای روسی، انتقال تدارکات، تخلیه سربازان مجروح و بازیابی کشته شدگان از سایر کشورهای جنوب آسیا، از جمله کشورهای جنوب آسیا، نئال، نبرد شدند.
لانکا، همچنین از فریب دادن آنها برای ثبت نام برای مبارزه توسط استخدام کنندگان روسی که شغل هایی را وعده داده اند، شکایت کرده است. مقامات کنیا، آفریقای جنوبی، اردن و عراق گفتند که همین اتفاق برای شهروندان کشورهایشان افتاده است.
برخی از کارگران بنگلادشی با وعدههایی برای موقعیتهایی دور از خط مقدم به ارتش اغوا شدند.
موهان میاجی پس از شغلی که در ابتدا او را به روسیه آورد، در ارتش روسیه نام نویسی کرد - به عنوان یک برقکار برای یک کارخانه بازفرآوری گاز در شرق کار میکرد. سرمای بی امان.
در حین جستجوی شغل آنلاین، یک استخدام کننده ارتش روسیه با Miajee تماس گرفت. هنگامی که او تمایلی به کشتن نداشت، استخدامکننده گفت که مهارتهای او بهعنوان یک برقکار او را به یک کاندید ایدهآل برای جنگ الکترونیک یا واحد هواپیمای بدون سرنشین تبدیل کرده است.
میاجی در ژانویه 2025 به یک اردوگاه نظامی در شهر تصرف شده آودیوکا در شرق اوکراین برده شد. او اسنادی را به فرمانده اردوگاه نشان داد که تجربهاش را توصیف میکرد و توضیح داد که استخدامکنندهاش به او دستور داده بود که «کار برق» بخواهد.
او پس از بازگشت به روستای خود گفت: «فرمانده به من گفت: «تو مجبور شدهای برای پیوستن به گردان قرارداد ببندی. اینجا نمیتوانی کار دیگری انجام دهی. تو فریب خوردهای». با بیل، در یک سلول زیرزمینی تنگ دستبند و شکنجه میشد و هر بار که از اجرای دستور خودداری میکرد یا مرتکب اشتباه میشد در آنجا نگه داشته میشد. به عنوان مثال، به دلیل موانع زبانی، "اگر به ما می گفتند به سمت راست برویم و ما به سمت چپ برویم، ما را به شدت کتک می زدند."
نه وزارتخانه های دفاع و امور خارجه روسیه و نه دولت بنگلادش به لیستی از سوالات پاسخ ندادند.
سه نفر از خانواده های برخی از این مردان به پایتخت بنگلادش شکایت کردند و به پلیس پایتخت سفر کردند. داکا، برای تحت فشار قرار دادن دولت برای تحقیق.
سلما آکدار از 26 مارس هیچ خبری از همسرش نداشته است. در آخرین گفتگوی آنها، اژگر حسین، 40 ساله، به او گفت که به ارتش روسیه فروخته شده است.
حسین در دسامبر 2024 با این تصور که به همسرش به عنوان یک خشکشویی پیشنهاد شده بود، کار را ترک کرد. به مدت دو هفته، او به طور منظم در تماس بود.
سپس به همسرش گفت که او را به یک اردوگاه ارتش می برند، جایی که آنها برای استفاده از سلاح و حمل بارهای سنگین تا 80 کیلوگرم (176 پوند) آموزش دیده بودند. همسرش گفت: "با دیدن همه اینها، بسیار گریه کرد و به آنها گفت: "ما نمی توانیم این کارها را انجام دهیم. ما قبلاً این کار را نکرده ایم."
دو ماه پس از آن، او آفلاین بود. او برای مدت کوتاهی دوباره ظاهر شد تا توضیح دهد که آنها مجبور شده اند در جنگ بجنگند. او گفت که فرماندهان روسی «به او گفتند که اگر نرود، او را بازداشت میکنند، تیراندازی میکنند، از تهیه غذا دست میکشند».
خانوادهها در روستا با مامور جذبکننده مواجه شدند و خواستار آن شدند که بدانند چرا عزیزانشان برای جنگ آموزش دیدهاند. نماینده با انکار پاسخ داد و گفت که این رویه استاندارد در روسیه است و اصرار داشت که حتی لباسشویی ها نیز باید آموزش های مشابهی را ببینند.
حسین آخرین یادداشت صوتی را برای همسرش گذاشت: "لطفا برای من دعا کنید."