به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

"حالت جانور" به "teraflop": 10 کلمه از به روزرسانی فرهنگ لغت Merriam-Webster

"حالت جانور" به "teraflop": 10 کلمه از به روزرسانی فرهنگ لغت Merriam-Webster

اسوشیتد پرس
1404/07/06
18 بازدید

نیویورک (AP)-Merriam-Webster در روز پنجشنبه اعلام کرد تعمیرات اساسی در فرهنگنامه محبوب "دانشکده" خود را اعلام کرد. این شرکت بیش از 5000 اصطلاح اضافه کرده است. در اینجا تعدادی از آنها با تعاریف وجود دارد - و برخی از نمونه های استفاده از ما.

تعریف: یک سبک یا شیوه ای بسیار پرخاشگر یا پرانرژی که شخصی به طور موقت اتخاذ می کند تا در یک مبارزه یا رقابت ، حریف را تحت الشعاع قرار دهد.

مثال: او برای خرد کردن مسابقه غذا خوردن سگ هات داگ نیاز به حالت Beast داشت. تعریف

: جسمی که به عنوان یک پدر معمولی در نظر گرفته می شود ، به ویژه موردی که کمی اضافه وزن دارد و بسیار عضلانی نیست. مثال: هری حتی قبل از تولد فرزند اول خود ، یک پدر پدر را لرزاند.

تعریف: تلفن همراه که شامل ویژگی های نرم افزاری پیشرفته ، مانند ایمیل یا مرورگر اینترنتی نیست که به طور معمول در تلفن های هوشمند یافت می شود.

مثال: آیا می خواهید واقعاً گم شوید؟ تلفن هوشمند خود را نابود کنید ، یک گنگ مشعل را بخرید و به تپه ها بروید.

تعریف: درگیر یا حمایت از فروش مستقیم و توزیع مواد غذایی از نقطه مبدأ آن به مشتریان.

مثال: مزرعه به جدول ، shmarm به جدول. جک می خواهد یک مک بزرگ باشد ، نه یک غذای گران قیمت رستوران. تعریف

: امتناع محکم یا رد چیزی مانند پیشنهاد. مثال: سالاد تخم مرغ شش ساعت در آفتاب بوده است. این یک پاس سخت برای من است ، سوزی. تعریف

: وسیله مشخصه شخص برای نشان دادن عشق یا مراقبت از دیگری.

مثال: مشخصات دوستیابی چارلی می گوید زبان عشق او در حال ساخت مک و پنیر است. عزیزم می تواند به هر صورت برود. تعریف

: یک بوی متمایز ، خاکی و معمولاً دلپذیر که با بارندگی همراه است ، به خصوص هنگام پیروی از یک دوره گرم و خشک. مثال: مولی از اینكه اجازه دهد هوا روحیه او را تضعیف كند ، امتناع ورزید ، به خصوص كه پتریچور او را از روزهای بارانی دنج گذشته یادآوری كرد. تعریف

: جذابیت یا جذابیت عاشقانه.

مثال: "شما اغلب به اینجا می آیید؟" Rizz Joe Way ، راه دور بود.

تعریف: یک نگاه یا نگاه یک طرفه ، به ویژه هنگام بیان توهین ، سوء ظن ، عدم پذیرش یا کنجکاوی محجبه.

مثال: آنا از هر مردی در جوراب و صندل های سفید چشم می زند. این همه است تعریف

: واحد اندازه گیری برای سرعت محاسبه یک کامپیوتر برابر با یک تریلیون عملیات شناور در ثانیه. مثال: سرفه به اندازه کافی سرفه را سرفه کنید تا به من اجازه دهید با پلی استیشن من پوسیده شود.