اعلام کرد تعمیرات اساسی در فرهنگنامه محبوب "دانشکده" خود را اعلام کرد. این شرکت بیش از 5000 اصطلاح اضافه کرده است. در اینجا تعدادی از آنها با تعاریف وجود دارد - و برخی از نمونه های استفاده از ما.
تعریف: یک سبک یا شیوه ای بسیار پرخاشگر یا پرانرژی که شخصی به طور موقت اتخاذ می کند تا در یک مبارزه یا رقابت ، حریف را تحت الشعاع قرار دهد.
مثال: او برای خرد کردن مسابقه غذا خوردن سگ هات داگ نیاز به حالت Beast داشت.
تعریف
: جسمی که به عنوان یک پدر معمولی در نظر گرفته می شود ، به ویژه موردی که کمی اضافه وزن دارد و بسیار عضلانی نیست.
مثال: هری حتی قبل از تولد فرزند اول خود ، یک پدر پدر را لرزاند.
تعریف: تلفن همراه که شامل ویژگی های نرم افزاری پیشرفته ، مانند ایمیل یا مرورگر اینترنتی نیست که به طور معمول در تلفن های هوشمند یافت می شود.
مثال: آیا می خواهید واقعاً گم شوید؟ تلفن هوشمند خود را نابود کنید ، یک گنگ مشعل را بخرید و به تپه ها بروید.
تعریف: درگیر یا حمایت از فروش مستقیم و توزیع مواد غذایی از نقطه مبدأ آن به مشتریان.
مثال: مزرعه به جدول ، shmarm به جدول. جک می خواهد یک مک بزرگ باشد ، نه یک غذای گران قیمت رستوران.
تعریف
: امتناع محکم یا رد چیزی مانند پیشنهاد.
مثال: سالاد تخم مرغ شش ساعت در آفتاب بوده است. این یک پاس سخت برای من است ، سوزی.
تعریف
: وسیله مشخصه شخص برای نشان دادن عشق یا مراقبت از دیگری.
مثال: مشخصات دوستیابی چارلی می گوید زبان عشق او در حال ساخت مک و پنیر است. عزیزم می تواند به هر صورت برود.
تعریف
: یک بوی متمایز ، خاکی و معمولاً دلپذیر که با بارندگی همراه است ، به خصوص هنگام پیروی از یک دوره گرم و خشک.
مثال: مولی از اینكه اجازه دهد هوا روحیه او را تضعیف كند ، امتناع ورزید ، به خصوص كه پتریچور او را از روزهای بارانی دنج گذشته یادآوری كرد.
تعریف
: جذابیت یا جذابیت عاشقانه.
مثال: "شما اغلب به اینجا می آیید؟" Rizz Joe Way ، راه دور بود.
تعریف: یک نگاه یا نگاه یک طرفه ، به ویژه هنگام بیان توهین ، سوء ظن ، عدم پذیرش یا کنجکاوی محجبه.
مثال: آنا از هر مردی در جوراب و صندل های سفید چشم می زند. این همه است
تعریف
: واحد اندازه گیری برای سرعت محاسبه یک کامپیوتر برابر با یک تریلیون عملیات شناور در ثانیه.
مثال: سرفه به اندازه کافی سرفه را سرفه کنید تا به من اجازه دهید با پلی استیشن من پوسیده شود.