نقد و بررسی «Bugonia»: پارانویا، اضطراب و برشهای وزوز
اگر چیزی وجود داشته باشد که فیلمهای یورگوس لانتیموس را به هم پیوند میدهد، این است که همه مانند بیگانههایی صحبت میکنند که سعی در شبیهسازی زبان انسان دارند. در جامعه رها شده و از هر ذره آن خوشحال می شوی.. اما می توانی تا آخر راه برگردی به «دندان سگ» (2009)، فیلم جهنمی و احتمالاً خندهدار او درباره خواهر و برادرهای بزرگسالی که در انزوا از دنیا بزرگ شدهاند و همه همان DNA را میبینند.
تدی و دان زنبورداران و توطئه گران هستند، ترکیب جالبی است، و تدی به تئوری حیوان خانگی خود توجه کرده است: آندرومدایی ها - نژاد برتر از کهکشان همسایه - سیاره را اداره می کنند و همچنین آن را خراب می کنند. مونومانیا او بر روی میشل (اما استون)، به نظر می رسد که مدیر اجرایی ترین شرکت داروسازی است. و فوق العاده ثروتمند و در کل دختربوس، و تدی کثیف است و دم اسبی چرب دارد.. آنها نمی توانند بیشتر شبیه هم باشند.. تدی و دان مطمئن هستند که اگر میشل را بگیرند و او را نابود کنند، زمین را نجات خواهند داد، زیرا او و شرکتش در مرکز این توطئه آندرومدایی قرار دارند. بدیهی است که او یکی از آنهاست.
این واقعاً عجیبترین فیلم لانتیموس نیست، و خندهدارترین یا سرگرمکنندهترین فیلم او هم نیست.. بیشتر غمانگیز است.. تدی زندگی بسیار بدی داشته است که با ادامه داستان، جزئیات آن به تدریج محو میشود، و او از آنگونههایی است که انتظار دارید در یک توطئه اینترنتی کاملاً درگیر شود. محفظه اکو، به سمت پایین یک مارپیچ که در آن هر یک از ایده های او توسط دیگری تقویت می شود.. ("آیا این یک چیز مزخرف حفره خرگوش است که در The Times خوانده اید؟" او سر او فریاد می زند، فقط او نمی گوید مزخرف، و در واقع او احتمالاً به پادکست گوش داده است.)
اما حتی لانتیموس کوچک هم لذتهای خودش را دارد، اگر به همه چیز او علاقه داشته باشید.. یک پوچ گرایی نامنظم در سبک او وجود دارد: درست زمانی که فکر میکنید میدانید درباره این فیلم چیست، او برای یک ثانیه شما را به طرفین تکان میدهد، بنابراین نمیتوانید خیلی راحت باشید.. باید به تماشا کردن ادامه دهید، فقط برای اینکه بدانید چه اتفاقی میافتد — احتمالاً همه چیز را اضافه میکنید.
ستاره سریال، پلمونز است که در هر سه بخش سهگانه «انواع مهربانی» در کنار استون بازی کرد، اما در اینجا میتوان با یک داستان بلند بازی کرد. تدی شخصیت سادهای نیست. او جذاب نیست، در حالتی از رشد متوقف شده است، و کاملاً به درستی خود کاملاً خطرناک است. آنقدر از سوراخ خرگوشش پرید که مجبور شد خیلی بزرگ صحبت کند کلماتی که در عباراتی که به دقت تمرین شده اند به هم چسبانده شده و با عجله آنها را به هم می زند، گویی می ترسد از مسیرش خارج شود.
همه اینها به فیلمی تبدیل میشود که بیشتر شبیه یک درام شخصیتی است تا یک فیلم اکشن، البته بهویژه عجیب.. آنچه که از دیدگاه لانتیموسی قابل توجه است، این است که عبارات و دستور زبانی که به نظر میرسند (عمداً) از طریق Google Translate اجرا شده و چند بار به عقب برمیگردند، از بین رفتهاند.
این خاصیت انحرافی دارد که حواستان را پرت میکند، اگر شما انتظار بیحرکتی معمولی را دارید.. اما ادای احترام اسپیلبرگ را نیز متمایز کرد.. فیلمهای بیگانه اسپیلبرگ درباره واکنشهای بشر در مواجهه با ناشناختهها هستند. یک علت، حتی چیزهای بد.. او وحشت زده است.
تئوریهای توطئه برای ایجاد احساس بهتر در مورد تصادفی بودن جهان ساخته شدهاند. اما یک واقعیت باقی می ماند: همه ما در مواجهه با هرج و مرج کیهان کمی ناآرام هستیم. این ممکن است انسانی ترین واقعیت از همه آنها باشد.
Bugonia
به خاطر صحنههای دلخراشی از خونریزی ناگهانی، خودکشی و مرگ رتبه R داده شده است. مدت زمان: 2 ساعت. در سینماها.