شاین جکسون به مهربانی به عنوان یک دارو اعتقاد دارد
چاین جکسون کمدی برادوی "اوه، مری!" او گفت که کنسرت مورد علاقهاش تا به حال، «و گفتنش سخت است، زیرا من کارهای بسیار سرگرمکنندهای در زندگیام انجام دادهام.»
در ماه اکتبر، او برای نمایش امضا کرد - داستانی خارج از دیوار از زندگی بانوی اول مری تاد لینکلن - در نقش معلم مری. او با جین کراکوفسکی، همبازیاش در «Xanadu» در برادوی و «30 راک» در NBC کار میکند - دو مورد از آن چیزهای سرگرمکننده، همراه با «داستان ترسناک آمریکایی»، «شادی» و «بهداخل جنگل». جکسون در مورد "اوه، مری!" او درباره هشت اجرای نمایش در هفته، که با آدرنالین و تشویق ها همراه بود، گفت: «این خیلی نادر است.»
همچنین «کاملاً هیولا» است. کراکوفسکی و مادر و خواهرش با او اجرا کردند.
جکسون گفت: "هر دو صدای زیبایی دارند، و ما با آواز خواندن بزرگ شدیم، مانند نسخه خودمان از Judds." جکسون در «Oh, Mary!» تا 25 ژانویه اجرا می شود. پس از آن، او تور کنسرت انفرادی خود را در جاده خواهد داشت که از 30 ژانویه در سانفرانسیسکو آغاز می شود.
جکسون که معمولاً با آنها در لس آنجلس زندگی می کند، گفت: «خیلی سخت است، من دروغ نمی گویم. «اما من واقعاً معتقدم که برای بچهها مهم است که ببینند پدرانشان به رویاهایشان میرسند و دنبال چیزهایشان میروند.»
در یک تماس ویدیویی از نیویورک، جکسون توضیح داد که چرا شیشه گرمکننده DoctorVox، گریس جونز در تکرار، و مهربانی بهعنوان یک دارو در فهرست او قرار گرفتهاند. اینها گزیدههایی از مکالمه ویرایششده هستند.
"Good Hang With Amy Poehler"
همه یک پادکست دارند، اما چیزی در مورد Amy وجود دارد که باعث میشود فوراً احساس هجوم سروتونین کنم. «فرانکنشتاین»
این جذابترین اثر سینمایی است که در این چند سال دیدهام. امیدوارم بازی جیکوب الوردی در نقش هیولا در فصل جوایز به خاطر بسپارد، زیرا واقعاً جسورانه است. او مانند یک حیوان است، اما مهربان. او مانند یک بچه آهو است.
بطری گرمکن آوازی DoctorVox من
این یک تبلیغ نیست، اگرچه آنها باید به اندازهای که در مورد آن صحبت میکنم به من پول بدهند. این یک تغییر دهنده بازی است. من دوست دارم صدایم را به چالش بکشم، گرمآپها، گرم کردنهای جدید پیدا کنم و از خوانندگان جاز، راکرها، خوانندگان اپرا مشاوره بگیرم. من و دوست فقیدم گاوین کریل مصمم بودیم که خواننده های پیرمردی بدون تلو تلو خوردن باشیم. تا اینجا، خیلی خوب است.
روتین، روتین، روتین
تقریباً مطمئناً نوعی ADHD، اما همان غذاها، همان مسیرهای پشت صحنه در «اوه، مری!»، همان آب تصفیه شده، همان رقص دیسکو با «فردا» گریس جونز قبل از پرده. روال های سختگیرانه احساس نمی شود. آنها به من آرامش و آزادی در ساختار می دهند تا بتوانم به طور کامل بازی کنم و خلق کنم.
بوی نشانگرها در روزنامه
در 25 سال گذشته، من گوشه خود را پیدا کرده ام و تقریباً هر یکشنبه نیویورک تایمز را به طور کامل می خوانم. سپس وقتی کارم تمام شد، آن را به دخترم میدهم که روی آن دودل میکند و گوشواره و خط چشم را به سناتورهای سفیدپوست قدیمی در عکسهای نمایش داده شده در آن هفته اضافه میکند.
«بیلی، الا، لنا، سارا!»
من هم مانند همه پسران 7 سالهای که به آنها علاقهمند بودم. من به یک حیاط فروشی رفتم و این نوار را با بیلی هالیدی، الا فیتزجرالد، لنا هورن و سارا وان پیدا کردم. من هرگز چنین صداها یا آوازهایی را نشنیده بودم. این یک جادو بود.
تلویزیون جنایی
من مطالعهای را خواندم که میگفت اگر در «پروندههای پزشکی قانونی» به خواب میروید یا با اسناد قتل حلنشده احساس آرامش میکنید، احتمالاً با ضربه روحی بزرگ شدهاید. این آهنگها.
نوشتن
همهگیری آن را به خروجی مورد علاقه من تبدیل کرد. پنج دفتر ترانه، دو کتاب پیلوت، یک کتاب بلند و اولین کتاب مقاله من در دست ساخت است. من توسط یک عامل فانتزی روشن امضا کردم که به طور قابل درک محتاط بود. ارسال اول؟ در تلفن گفتند: "این خیلی خوب است." می توانم بگویم که تعجب کردند. احساس بسیار خوبی بود.
تأییدات مثبت
قبل از هر صحنه، خودم را متمرکز میکنم و میگویم: "شما آمادهاید. شما آمادهاید. شما برای هر چیزی که در شرف وقوع است آمادهاید."
مهربانی بهعنوان یک دارو
من معتقدم که اگر سگها و نوزادان خوبی هستند، میتوانند به شما بگویند. من دائماً آن را آزمایش می کنم. پدرم به من آموخت که فقط آن چیزی را که تو انتظار داری به دنیا بگذارم و من هر روز آن را تمرین می کنم. من دیگر مواد مخدر مصرف نمیکنم، اما وقتی یک نوزاد تصادفی در کالسکه به من لبخند میزند، احساس میکنم که من فقط یک ضربه کوکا مصرف کردم.