به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

خانواده های آواره غزه در حالی که طوفان زمستانی در حال وقوع است، دست و پنجه نرم می کنند

خانواده های آواره غزه در حالی که طوفان زمستانی در حال وقوع است، دست و پنجه نرم می کنند

الجزیره
1404/09/24
7 بازدید

دیر البلاح، غزه – پس از یک شب بارانی بی امان، عرفات الغندور و همسرش نور، سرانجام با طلوع آفتاب صبح، حتی برای مدت کوتاهی، از بالای اردوگاه آوارگان خیس شده، نفس خود را با آرامش بیرون کشیدند.

این زوج، پدر و مادری پنج ساله و ده نفره زندگی می کنند. آن‌ها شب را صرف نبرد آبی کردند که از هر جهت به داخل می‌ریخت.

داستان‌های توصیه‌شده

لیست 4 موردپایان فهرست

Art, the largespace, the greater than space متر مربع (86 فوت مربع)، با 15 عضو خانواده، از جمله والدین مسن، خواهر و خانواده‌اش، و همسر و فرزندان برادرش. او می گوید که شرایط "غیر انسانی" است.

عرفات به الجزیره گفت: "تمام شب سوراخ ها را با پارچه ها و کیسه های پلاستیکی بسته بودم." "من هنوز نخوابیدم. و آنها می گویند که طوفان واقعاً شروع نشده است."

در صبح زود، خانواده عجله کردند تا لباس ها، پتوها و وسایل خیس شده خود را در زیر نور خورشید پهن کنند.

نور که در کنارش نشسته بود، گفت: "بالاخره وقتی خورشید بیرون آمد، نفس راحتی کشیدیم." "همه لباس‌هایمان خیس شده بود. چیز دیگری نداریم. حتی پتوها و لباس‌های بچه‌ها خیس شده بود. بچه‌ها را فوراً بیرون بردم تا کمی خشک شوند."

نور وحشت ناشی از بیدار شدن از خواب را برای یافتن آب در چادر توصیف کرد.

"بچه‌های من خواب بودند و خیس شده بودند. من یک بار دیگر شروع به بیدار کردنشان کردم." «این زندگی کردن نیست.»

زمستان زمانی که فصلی را دوست داشت، اکنون او را مضطرب و بدبخت می‌کند و چادرها تنها سرپناهی ناچیز دارند.

"ما ایمان خود را به همه چیز از دست داده ایم. من مصاحبه های زیادی انجام داده ام و درخواست کرده ام. همه آنها برای فیلمبرداری از چادرها و زندگی ما می آیند، و رسانه ها و همه ما را در حال گریه کردن می بینند، اما هیچ چیز تغییر نمی کند. برای مواجهه با زمستان به این شکل؟»

«آیا کسی اینگونه زندگی می کند؟»

این خانواده یک سال و نیم پیش از بیت لاهیه در شمال غزه گریختند و پس از از دست دادن خانه خود در دیرالبله ساکن شدند. بدون هیچ وسیله ای برای بازسازی یا بازگشت، در جنوب ماندند.

«اینجا یک چادر و یک چادر وجود دارد. عرفات که دو سال است بیکار است، گفت: «چرا سعی می‌کنیم کوچ کنیم؟» ما ماندیم.

تصور کنید من اینجا با همسرم کنارم بخوابم، در حالی که همسر و برادر برادرم دقیقاً روبروی ما بخوابند؟ عرفات با تلخی می‌گوید.

«هیچ مردی که در دنیا احساس شرافتی داشته باشد این را نمی‌پذیرد. اما چه کنیم؟ ما هیچ گزینه دیگری نداریم. حیثیت ما از هر طرف پایمال شده است.»

او ناامید به اطراف اردوگاه نگاه کرد.

«کاروان‌ها و واحدهای مسکونی که رسانه‌ها مدام از آنها صحبت می‌کنند کجا هستند؟ ما هرگز چیزی نمی بینیم. چرا کسی درد و رنج ما را حل نمی‌کند؟»

این خانواده، مانند هزاران فلسطینی آواره، بدون درآمد زندگی می‌کنند و نمی‌توانند غذا، آب تمیز، لباس یا پتو بخرند.

عرفات گفت: «من حتی نمی‌توانم به فرزندانم غذا بدهم.» «چطور باید با این قیمت‌های مسخره چادر بخرم؟ اگر آشپزخانه خیریه (تکیا) بیاید، می خوریم. اگر اینطور نیست، ما نمی کنیم. اکنون زندگی ما همین است."

طبق گفته عرفات، یک چادر با کیفیت خوب بین 1800 تا 2500 مثقال، معادل حدود 550 تا 775 دلار قیمت دارد.

قیمت برزنت ها و نایلون ها از 250 تا 400 مثقال (بسته به 5-125 دلار) متغیر است. او گفت: «این چادرها باید به صورت رایگان به آواره‌ها داده شود، نه اینکه به قیمت‌هایی فروخته شوند که هیچ کس نمی‌تواند بپردازد. و رنج خانواده‌اش حتی یک بار دیده شده است.

«ما در مورد کاروان‌ها و واحدهای مسکونی که وارد غزه می‌شوند شنیدیم. همش دروغه وعده های توخالی.» او گفت: «من فقط یک چادر آبرومند برای محافظت از فرزندانم می خواهم. هیچی بیشتر.»

"زندگی ما فراتر از کلمات است" [مرام حمید/الجزیره]

بسمه الشیخ خلیل، 66 ساله، در همان حوالی، بی صدا در مقابل چادر باران زده خود ایستاده بود و فاضلاب را تماشا می کرد که در میان ده ها مسیر گل آلود جریان ندارد. او با آهی به الجزیره ابراز تاسف می‌کند. «زنی هم سن و سال من به استراحت و گرما نیاز دارد، نه به این خستگی بی‌پایان که دو سال متحمل شده‌ایم.»

او از تماشای لرزیدن نوه‌های خردسالش در طول شب توضیح داد.

«از دیدن نوه‌های جوانم که از سرما می‌لرزیدند و شب گذشته از سرما می‌لرزیدند. خیلی در جنگ متحمل شده‌اند.

«قلب من برای آنها می‌شکست.» بسما در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت.

بسما از رنج‌های مکرر آنها در زمستان، چادرهای پارچه‌ای پاره‌شده‌شان برای سکونت، برای الجزیره تعریف کرد.

آب تا نیمه‌های راه ما رسید و من و فرزندانم شب را در آن گذراندیم تا بیرون بیاییم.»

از آن بدتر، حوضچه موقت آنها پر از آب باران شد و کل منطقه را پر از فاضلاب کرد.

«می‌توانید تصور کنید بوی تعفن، چگونه همه جا را فراگرفته بود، چادرها و سبوس‌های ما چقدر غرق شده بود.» مکث می کند.

«چه می توانم بگویم؟ چه بگویم؟ زندگی ما فراتر از کلمات است."

او با اشاره به سوراخی در زمین که با تکه های چوب و پارچه های فرسوده پوشانده شده است، افزود: "این سوراخ شنی کثیف دو سال است که توالت ما بوده است. آیا می توانید تصور کنید که زندگی ما باید چگونه باشد؟

بسمه در حالی که دستانش را به هم می کوبید، گفت: "چه کسی ما را درک می کند؟ چه کسی زندگی ما را احساس می کند و چه چیزی را تحمل می کنیم؟ هیچ کس".

بسمه و خانواده اش پس از اینکه محله آنها در شرق شهر غزه زیر بمباران شدید اسرائیل قرار گرفت، به دیرالبلاح آواره شدند. جزیره]

بسمه و خانواده‌اش، شوهرش، شش پسر متاهل و فرزندانشان، پس از فرار از محله شجاعیه در شرق شهر غزه و فرار از بمباران شدید اسرائیل به منطقه‌شان، به دیرالبله آواره شدند.

«ما با یک معجزه فرار کردیم. ما همه چیز را پشت سر گذاشتیم، نه پتو، نه اثاثیه، نه هیچ چیز.»

آنها پس از آتش بس اکتبر به شمال غزه بازگشتند، اما با بدتر شدن اوضاع به سمت جنوب بازگشتند.

«وضعیت در سراسر غزه فاجعه بار است. زندگی ما یک چرخه دائمی از ویرانی، آوارگی، گرسنگی، خستگی و رنج است. انگار مقدر شده است که به این شکل به زندگی ادامه دهیم.

برای بسما، اکنون که او در چادر زندگی می‌کند، تغییر فصل‌ها دیگر منبع خوش‌بینی نیست.

منبع