از بذر پرندگان اشتباه گرفته تا حوادث ناگوار نعناع، باغبانی می تواند مانند هر شب هالووین ترسناک باشد.
ممکن است یک اسکلت 20 فوتی در چمن همسایه همسایهتان و زامبیها در حیاط روبروی خیابان وجود داشته باشد، اما وحشتهای واقعی اغلب در قبرهای بدون علامت در باغهایی است که کمتر به آنها مشکوک هستید - شاید حتی خودتان.
من اولین کسی خواهم بود که اعتراف میکنم در طول این سالها در باغ من چند ترس وجود داشته است، از پیچک انگلیسی و مالچ نخودی که وقتی به خانه نقل مکان کردم به ارث رسیدم و با نعناعی که سالها پیش به طرز احمقانهای مستقیماً در زمین کاشتهام، شروع شد، در حالی که نمیدانستم که امروز هم در اطرافم است.>
گفتم "پایان دادن با؟" با کی شوخی می کنم؟ من هنوز دارم انواع و اقسام آشفتگیها را در رختخوابها و حاشیههایم ایجاد میکنم. اخیراً مجبور شدم یک منظرهساز استخدام کنم تا لیریوپ خزندهای را که با نوع انباشته آن اشتباه میکردم حذف کند. بیچاره بیش از سه ساعت با کلنگ زحمت کشید.. خوشحالم که با آن دنبالم نیامد.
در این فرآیند، من بسیاری از همسایگان چند ساله و پیازی بالغ پوشش علفهای هرز را از دست دادم، و سالها طول میکشد تا کاشتهای جدید بالغ شوند و مرز به شکوه فراوان سابق خود بازگردد.
پیله کرم کیسهای آویزان از شاخههای مخروطی در کنتاکی.. کرمهای کیسهای آفات مخربی هستند که در درختان مخروطی ممکن است با کاج اشتباه گرفته شوند. (William Fountain/University of Kentucky/Bugwood.org via AP)
پیله کرم کیسهای آویزان از شاخههای مخروطی در کنتاکی.. کرمهای کیسهای آفات مخربی هستند که در درختان مخروطی ممکن است با کاج اشتباه گرفته شوند. (William Fountain/University of Kentucky/Bugwood.org via AP)
بعضی از سناریوهای وحشتناک باغ، مانند اتفاق بد نعناع من، به وضوح تقصیر خودمان است، اما تقصیر دیگران میتواند کاملاً متوجه افراد خارجی باشد، مانند نهالستانهایی که برچسبهای اشتباهی به گیاهان میزنند یا سنجابهایی که گونههای مهاجم را در میان بومیان ما "کاشتند".
در هر صورت، پاکسازی به عهده ماست.. هیچ کس این را بهتر از جان و مری ریچاردسون از ایستگاه پورت جفرسون، نیویورک نمیداند، که به من نامه نوشتند تا در مورد آن باری که به آنها توصیه شد فلفل قرمز را در اطراف گیاهان خود بمالند تا جانورانی را که محصول آنها را ویران میکردند دفع کنند.
آنها به من گفتند: «ما با خوشحالی و آزادانه آن را در هر تخت در باغ میپاشیم،» و افزودند که مراقبت میکنند که بعد از هر بارندگی این برنامه را تکرار کنند تا اطمینان حاصل شود که «حفاظت ادامه خواهد داشت».
زودها قبل، این زوج گفتند، بوته های فلفل همه بسترهای سبزی و گل آنها را اشغال کرده بودند. آنها اذعان کردند: "هرگز به ذهنمان خطور نکرده بود که از فلفل دلمه ای آسیاب شده استفاده کنیم و از تکه های فلفل که دانه هستند."
صحبت از دانهها مرا به یاد داستانی میاندازد که سالها پیش توسط خوانندهای نقل شده بود که از ناپدید شدن هفتگی گوجهفرنگیها از انگورهایش گیج شده بود. او پس از بررسی برای ارزیابی رسیده بودن یکی از زیباییهای موروثی به خصوص چاق، تصمیم گرفت یک روز دیگر برداشت را متوقف کند، و زمانی که قصد داشت در هنگام چیدن گوجهفرنگی از آن لذت ببرد. آن گوجه فرنگی هم جایی نبود پیدا شد.. او گفت که روز چمن زنی بود و طولی نکشید که متوجه شد "منظره داران دانه های گوجه فرنگی در دندان های خود داشتند."
من همچنین یک بار از یک خواننده ناامید شنیدم که در حال مبارزه با بامبوهای در حال اجرا بود که توسط همسایه همسایهاش کاشته شده بود. این گیاه مهاجم و تهاجمی با ریشه آهنی زیر حصار رشد کرده بود و داراییهایشان را تقسیم میکرد و از لاین استخرش بیرون میآمد.
"اشتباه نهایی تازه کار"
جوانه زدن علف های هرز در گرانبری، تگزاس، باغ صخره ای پس از انداختن دانه های پرندگان از یک تغذیه کننده بالای سر.. (Alyssa Sirek از طریق AP)
علفهای هرز در باغی صخرهای در گرانبری، تگزاس، پس از انداختن دانههای پرندگان از یک تغذیه کننده بالای سر، جوانه میزنند.. (Alyssa Sirek از طریق AP)
سپس آلیسا سیرک از گرانبری، تگزاس وجود دارد: "با سالها تجربه باغبانی، اشتباه نهایی مبتدی را مرتکب شدم." "من یک دانخوری پرنده را مستقیماً روی منظره صخرهای تازه مناظرمان قرار دادم و فراموش کردم که دانه پرنده در واقع بذر است.
او گفت: «بین پرندگانی که دانههایی مانند کوفتهها را پرت میکنند و چند طوفان بارانی جامد تگزاس، صخره تمیز ما به هرج و مرج تصادفی تبدیل شد». سیرک که متعهد به اجتناب از آفتکشها بود، ساعتها صرف «کشیدن جوانههای غافلگیرکننده، جمعآوری نیش مورچهها، خراشهای زانو و یک نفس کبود شده در طول مسیر» کرد.
ماهها بعد، او گفت، نهالهای سرگردان هنوز هر از گاهی، بهویژه پس از طوفان، ظاهر میشوند.
"Alie Q Mac" از جزیره میدل، نیویورک، داستان تاسف بار هویت اشتباه را از طریق فیس بوک با من به اشتراک گذاشت. او به امید پروژه ای سرگرم کننده که با بچه هایش انجام دهد، لارو کفشدوزک را از طریق پست سفارش داد. او گفت: "من آنها را روی بوته های کدو سبز خود رها کردم تا بعداً متوجه شوم که آنها واقعاً سوسک کدو هستند." "آنها همه گیاهان من را از بین بردند."
و گاهی اوقات با کار همراه می شود. آلیس ریموندو میگوید که چیزهای عجیب زیادی را میبیند که بهعنوان هماهنگکننده آزمایشگاه باغبانی در کلینیک تشخیصی Cornell Cooperative Extension در ریورهد، نیویورک، جایی که صاحبخانهها گیاهان بیمار و حشرات خزنده را برای شناسایی میآورند، کار میکنند.
رایموندو به یاد میآورد که یک بار، زنی تاج گلی را که از مخروطهایی که جمعآوری کرده بود، آورد. او گفت: «او از شکل ظاهری مخروطها خوشش میآمد، اما پس از کار با تعدادی از آنها، (او متوجه شد) آنها به هم میچرخند. «معلوم شد، آنها کرمهای کیسهای بودند»، آفات مخربی که خود را در «کیسههایی» میپیچند که از برگ و سایر قسمتهای گیاه میسازند. ریموندو گفت که زن "بسیار بداخلاق شده بود".
همانطور که این باغبانان شجاع می توانند تأیید کنند، یک اشتباه ساده می تواند به یک داستان هشدار دهنده وحشتناک تبدیل شود. اما فکر میکنم درس واقعی اینجا این است که، علیرغم بهترین نیت ما، طبیعت گاهی اوقات میتواند ما را با یک ترفند بهجای لذت بردن غافلگیر کند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد باغبانی AP، به https://apnews.com/hub/gardening بروید.