به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

جورج کلونی به شهرت، شکست و زندگی در فیلم با «جی کلی» بازتاب می‌کند.

جورج کلونی به شهرت، شکست و زندگی در فیلم با «جی کلی» بازتاب می‌کند.

اسوشیتد پرس
1404/09/15
14 بازدید

جرج کلونی جی کلی نیست. او به این اطمینان دارد.

اما وقتی یک ستاره مشهور سینما در سن خاصی تصمیم می گیرد نقشی را به عنوان یک ستاره مشهور سینما در سن خاصی بازی کند، پر از پشیمانی و متوجه می شود که بسیاری از زندگی خود را در جستجوی عظمت و شهرت از دست داده است، سؤالاتی ایجاد می کند.

کلونی، 64 ساله، وقتی به او فکر می کرد در مورد آن قسمت بود. او فقط به این فکر می‌کرد که هر چه بزرگ‌تر می‌شود به دست آوردن نقش‌های خوب چقدر سخت است.

کلونی در مصاحبه‌ای اخیر به آسوشیتدپرس گفت: «من تمایل داشتم قبل از اینکه آن را بخوانم، این کار را انجام دهم.

او تنها نبود. آدام سندلر، لورا درن و بیلی کروداپ تنها تعدادی از ستارگان پرشمار «جی کلی» بودند که در نتفلیکس در روز جمعه پخش می‌شد و تقریباً روی فیلمنامه خوانده نشده امضا کردند. نام باومباخ، به عنوان نویسنده و کارگردان فیلم های «داستان ازدواج» و «ماهی مرکب و نهنگ»، چنین تأثیری بر بازیگران دارد، از کسانی که قبلاً با آنها کار کرده است تا کسانی که از دور او را تحسین کرده اند.

«جی کلی» که بامباخ با امیلی مورتیمر نوشت، فقط یک مطالعه هوشمندانه شخصیت نبود، بلکه پرتره ای بود با چشمانی روشن و عاشقانه از تجارت عجیب فیلمسازی هالیوود و شخصیت های درگیر - مدیران (ساندلر)، تبلیغاتی ها (درن)، هنرمندان گریم (مورتیمر)، بهترین بازیگری که از کلاس بازیگری ساخته شد. انجام داد (کلونی).

کروداپ گفت: «این بسیار سرسبز است که از نوع زندگی کارناوالی بازیگران و نزدیکی به نوعی زندگی طلایی و باشکوه که همیشه به طرز وسوسه انگیزی نزدیک است، قدردانی می کند. "ما از ستاره های سینما به عنوان نوعی تشبیه در مورد معنای موفقیت و داشتن یک زندگی شاد استفاده می کنیم، در حالی که در واقع، این دود و آینه است. و اگر بیش از حد مشغول به دنبال آن هستید، زندگی را که دارید از دست خواهید داد."

شهرت، شکست و پی بردن به آنچه مهم است

کلونی نشانه های شهرت را، به ویژه زمانی که خیلی جوان به دست آورد، از دریچه عمه بسیار مشهورش رزماری کلونی، در فاصله ای امن از خانه اش در کنتاکی دید.

"او در ۱۶ سالگی شهرت خود را به دست آورد، و او روی جلدی از تایم بزرگ بود." "و وقتی به شما می‌گویند چقدر عالی هستید، او همه چیزها را باور کرد... سپس کسب‌وکار تغییر کرد و او برای آن آماده نبود. اگر قسمت اول را باور دارید، باید قسمت دوم را باور کنید."

شکست، که او با رد کردن‌های بسیار بسیار قدردانی کرد، بخش مهمی از بازی بود. کلونی 30 ساله بود که با "ER" وارد استراتوسفر شد.

او گفت: "شما نمی توانید یک بازیگر باشید و شکست نخورید." "و این خطر است، درست است؟ به همین دلیل است که وقتی موفق می شود نتیجه می دهد. به این دلیل است که شما مایل به تحقیر هستید."

جی کلی، پس از مرگ فیلمسازی که اولین استراحتش را به او داد و با دوست قدیمی مدرسه بازیگری اش برخورد کرد، شروع به بررسی زندگی و روابط خود می کند. او یک دختر بیگانه دارد و یک دختر به آن سمت می رود: او قبل از کالج در اروپا کوله پشتی می کند. و او تصمیم می گیرد به بهانه اینکه باید برای دریافت جایزه دستاورد زندگی به ایتالیا برود، او را در سراسر اقیانوس اطلس دنبال کند، تیمش را گیج کرده و سعی می کند قطعات را جمع کند.

مورتیمر گفت: «در مورد گذراندن زندگی خود با تظاهر به دیگران، چیزی ذاتاً گیج کننده است. "این فشار و کشش دائما وجود دارد زیرا شما به واقعیت علاقه مند هستید و بنابراین می خواهید کمک کنید تا داستان هایی در مورد آن تعریف کنید. اما تحمل زندگی به این روش محدود بسیار آسان تر است."

کلونی پشیمانی های جی کلی را ندارد. او دوست دارد بگوید اگر فردا با اتوبوس به او برخورد کرد، با آنچه که پشت سر گذاشته خوب است - روابط خوب با دوستان، خانواده و چند فیلم عالی. اما مانند جی کلی، کلونی کسی است که نمی تواند دقیقاً وارد قطار شود و بی توجه باشد.

افراد پشت ستاره

یک شوخی تکراری وجود دارد که در آن جی کلی می گوید که او همیشه تنهاست و دخترش پاسخ می دهد که او هرگز تنها نیست. ستارگان سینما، به ویژه، دائماً، اگر نه در محاصره، با «تیم‌های» خود در تماس هستند.

سندلر و درن، هر دو کهنه‌کار باومباخ، برای آماده شدن برای ایفای نقش مدیر و تبلیغاتی لازم نبودند که خیلی دور نگاه کنند. آن‌ها سال‌هاست که تماس‌های خودشان را دارند.

"من در اتاق نشستم و تماشا کردم که نماینده‌ام تماس‌های زیادی داشت. و اتفاقاً، او در همان زمان پیامک‌های زیادی برقرار کرد، من فکر می‌کنم آیا او اصلاً روی هر یک از اینها تمرکز می‌کند؟" سندلر خندید. "من اشتیاق و گرما را دیدم. و هنگامی که او پیامک را قطع می کرد و مستقیماً به تلفن می رفت، می دانستم که این کار است."

درن گفت که از 19 سالگی شاهد بزرگ شدن تبلیغ کننده اش بوده است.

درن گفت: "آنها با ما رشد کرده اند." "امیدوارم که این ادای احترام به همه چیزهایی است که آنها با روشی که در تمام این سال ها از ما مراقبت کرده اند به ما یاد داده اند."

درس هایی از زندگی در سینما

این فیلم همچنین باعث شد که همه به افرادی فکر کنند که در اوایل زندگی حرفه ای به آنها اعتقاد داشتند و توصیه هایی که ارائه می کردند. درن و باومباخ هر دو از پیتر بوگدانوویچ تقویت شدند. سندلر از داستین هافمن است که درست پس از پخش «بیلی مدیسون»، سندلر را صدا کرد و او را برای صرف شام به خانه‌اش دعوت کرد تا در مورد آینده‌اش صحبت کند.

او گفت: «تمام توصیه‌ای که می‌توانم به شما بدهم این است که سه فیلمساز بزرگ را ملاقات کنید که می‌خواهند با شما کار کنند.» "او مدام می گفت: نگران فیلمسازان باشید. شما فقط نمی خواهید یک ستاره باشید."

این توصیه ای نبود که سندلر فوراً از آن استفاده کرد، اما او همچنان به آن فکر می کند. دو دهه بعد آن‌ها متوجه شدند که با هم و با بامباخ در «داستان‌های مایروویتز» کار می‌کنند.

نامی که کلونی مدام به آن می‌آمد نورمن لیر بود که نمونه‌ای برای او از یک زندگی خوب در تجارت نمایشی بود. او به او گفت که هیچ‌کس که به سن او می‌رسد، به زندگی خود نگاه نمی‌کند و فکر می‌کند «کاش بیشتر کار می‌کردم.»

کلونی گفت: «این ایده همیشه این است که کاش زمان بیشتری را با افرادی که دوستشان دارم می‌گذراندم. «من همیشه این را به دل می‌گرفتم.»

مونتاژ بزرگ

در طول ساخت «جی کلی»، بامباخ همچنین در حال ساخت مونتاژی از زندگی حرفه‌ای آن شخصیت بود که در مراسم ادای احترام پخش می‌شد. اگرچه کاملاً ثابت شده است که جورج کلونی قطعاً جی کلی نیست، در این مورد، او قطعاً چنین بوده است. مونتاژ همه فیلم های کلونی بود. و بازیگر نقش جی کلی وقتی در آن سالن برای فیلم‌برداری آخرین صحنه فیلم نشست، اصلاً نمی‌دانست چه اتفاقی می‌افتد.

کلونی اول از همه «موی‌های بد» و بعد از این حس فوق‌العاده زمان شگفت‌زده شد.

«آن روز صبح زمان زیادی را صرف کردیم تا مطمئن شویم که همه چیزهای فنی خوب است». "وقتی جورج آمد، من فقط به او گفتم "این قرقره را به شما نشان می دهم و فقط می خواهم آن را تماشا کنید." بسیاری از بازیگران لزوما تمایلی به دست کشیدن از این نوع کنترل ندارند. اما چیزی که من در مورد آن سکانس زیبا می‌دانم این است که چیزی واقعاً در حال رخ دادن است، او واقعاً این تجربه را دارد که زندگی‌اش را قبل از خودش تماشا کند. و او یک تجربه واقعی دارد."

در اولین برداشت، کلونی غرق در احساسات، به طور غریزی دست سندلر را گرفت. این تصویری است که نه تنها در فیلم، بلکه بر روی پوستر نیز ظاهر شد. و به همان اندازه معتبر بود. "این در مورد من درست نیست. اما خاطرات من از فیلم ها صحنه یا فیلم نیست. این تجربه است."

او افزود: "چه زندگی خوش شانسی داشته ام."