به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

باردو که سال‌ها توسط عکاسان تحت تعقیب بود، با حیواناتی که بعداً برای نجاتش تصمیم گرفت همذات پنداری کرد

باردو که سال‌ها توسط عکاسان تحت تعقیب بود، با حیواناتی که بعداً برای نجاتش تصمیم گرفت همذات پنداری کرد

اسوشیتد پرس
1404/10/07
7 بازدید

پاریس (AP) - بریژیت باردو هر لامپ فلاش را مانند برخورد یک گلوله تفنگ پرقدرت احساس کرد. و به گفته او، سال‌ها شکار بی‌رحمانه توسط پاپاراتزی‌های جهان، زنی را که به عنوان یک بچه گربه جنسی خشن شناخته می‌شد، به یک جنگجوی صلیبی حقوق حیوانات تبدیل کرد.

باردو، که یکشنبه در سن 91 سالگی درگذشت، تنها 22 سال داشت که با فیلم "آفریده A56" به شهرت بین‌المللی رسید. قصیده‌ای سینمایی برای شکل ساعت شنی، پوکه‌های خفن و یال بلوند ژولیده‌اش.

باردو یک دهه و نیم دیگر را در کانون توجه سپری می‌کند - و در میان طعمه‌های مورد علاقه پاپاراتزی، از جمله چند روز قبل از زایمان - قبل از اینکه از سینما بازنشسته شود تا زندگی‌اش را وقف حفاظت از حیوانات یا اسلحه‌های شکارچی‌ها کند.

" باردو در مصاحبه ای در سال 1982 گفت: تفنگ، خیلی خوب. پاپاراتزی ها "برای کشتن شلیک نکردند، اما مطمئناً با عکاسی از من با لنزهای زوم خود چیزی را در درون من کشتند. آنها مانند بازوهای جنگ بودند، مانند بازوکا."

یک سمبل جنسی به فعال حقوق حیوانات تبدیل شد

باردو پس از نقش آفرینی در نوجوانی که برهنه روی میزها می رقصید، به کارگردانی راجر وادیم، به کارگردانی اولین زن از چهار شوهرش، راجر وادیم، عنوان یکی از بزرگترین نمادهای جنسی قرن بیستم را به خود اختصاص داد. احترام بورژوازی یال ژولیده، بور، هیکل افسانه‌ای و بی‌احترامی او از بارزترین دارایی‌های طبیعی فرانسه بود. ایرفرانس، شرکت هواپیمایی دولتی، زمانی از باردو در یک کمپین تبلیغاتی استفاده کرد.

دومین حرفه باردو به عنوان فعال حقوق حیوانات به همان اندازه پر شور بود. او به قطب شمال سفر کرد تا کشتار بچه فوک‌ها را سوت بزند. او استفاده از حیوانات در آزمایشات آزمایشگاهی را محکوم کرد. و او به شدت با آداب ذبح گوسفندان مسلمان مخالفت کرد.

باردو در سال 2007 در هفتاد و سومین سالگرد تولدش به آسوشیتدپرس گفت: "انسان یک شکارچی سیری ناپذیر است."

فعالیت او باعث احترام هموطنانش شد و در سال 1985 نشان Legion of Honor به او اعطا شد. با این حال، بعداً از ظرافت عمومی خارج شد زیرا طرح‌های حمایت از حیوانات او به یک حلقه کاملاً افراطی تبدیل شد.

او پنج بار در دادگاه های فرانسه به دلیل تحریک نفرت نژادی، از جمله به دلیل انتقاد از عمل مسلمانان در ذبح گوسفند در طول جشنواره های سالانه عید الکبیر و عید قربان، محکوم شد.

چهارمین شوهر او برنارد دورمال بود، مشاور سابق ژان ماری لوپن، رهبر راست افراطی، که همچنین بارها به اتهام نژادپرستی محکوم شده بود. باردو نژادپرست بودن را انکار کرد، اما بارها هجوم مهاجران به فرانسه، به ویژه مسلمانان را محکوم کرد.

که توسط همسر اولش معروف شد

باردو در ۲۸ سپتامبر ۱۹۳۴ در یک صنعتگر ثروتمند به دنیا آمد، باله کلاسیک خواند و توسط یکی از دوستان خانوادگی که او را در ۱۴ سالگی روی جلد مجله Elle قرار داد، کشف شد. او گفت که پدرش یک نظم‌دهنده سختگیر بود که گاهی اوقات مرا با اسب تنبیه می‌کرد.

این تهیه‌کننده فیلم فرانسوی وادیم بود که در سال 1952 با او ازدواج کرد، که توانایی‌های او را دید و «و خدا زن را آفرید» نوشت تا احساسات تحریک‌آمیز او را به نمایش بگذارد، ترکیبی انفجاری از معصومیت کودکانه و تمایلات جنسی خام.

این فیلم که باردو را به عنوان یک تازه ازدواج کرده بی حوصله نشان می دهد که برادر شوهرش را می خواباند، تأثیر تعیین کننده ای بر کارگردانان موج نو، ژان لوک گدار و فرانسوا تروفو گذاشت و لذت گرایی و آزادی جنسی دهه 1960 را تجسم بخشید.

این فیلم در گیشه موفق شد و باردو را به یک سوپراستار تبدیل کرد. غلاف دخترانه، کمر کوچک و نیم تنه سخاوتمندانه او بیشتر از استعداد او قدردانی می شد. باردو درباره فیلم‌های اولیه‌اش می‌گوید: «مایه شرمساری است که اینقدر بد بازی کرده‌ام. "من در ابتدا رنج زیادی کشیدم. واقعاً با من مانند کسی کمتر از هیچ رفتار می شد."

رابطه عشقی بی شرمانه و خارج از صفحه باردو با همبازی اش، ژان لوئی ترینتین، ملت را بیشتر شوکه کرد. این کار مرزهای بین زندگی عمومی و خصوصی او را از بین برد و او را به بازی منصفانه برای پاپاراتزی ها تبدیل کرد که بی وقفه او را تعقیب می کردند.

تحت تعقیب پاپاراتزی ها

او هرگز خود را با کانون توجهات وفق نداد و توجه مداوم مطبوعات را به دلیل اقدام به خودکشی مدت کوتاهی پس از تولد تنها فرزندش، نیکلاس، سرزنش کرد. عکاسان تنها دو هفته قبل از زایمان او وارد خانه او شدند تا عکسی از باردارش بگیرند.

پدر نیکلاس، ژاک شاریه، یک هنرپیشه خوش‌تیپ فرانسوی بود که هرگز از نقش موسیو باردو خوشش نیامد. باردو به زودی پسرش را به پدرش سپرد و بعداً گفت که او به طور مزمن افسرده بوده و برای وظایف مادری آمادگی ندارد. او در مصاحبه ای گفت: «من در آن زمان به دنبال ریشه بودم. "من چیزی برای ارائه نداشتم."

او در سال 1996 در زندگینامه خود، "Initiales B.B."، بارداری خود را به "توموری که در درون من رشد می کند" تشبیه کرد و چاریر را "خویشتن و بدرفتار" توصیف کرد. باردو در سال 1966 با همسر سوم خود، پلی بوی میلیونر آلمان غربی، گونتر ساکس، ازدواج کرد. آنها سه سال بعد طلاق گرفتند.

از جمله فیلم های او می توان به "یک پاریسی" (1957) اشاره کرد. «در مورد بدبختی»، که در آن در سال 1958 با ژان گابین، کلارک گیبل فرانسوی بازی کرد. "حقیقت" (1960)؛ "زندگی خصوصی" (1961)؛ "یک احمق راویش" (1963)؛ "یک قلب شاد" (1967)؛ "شالاکو" (1968)؛ "زنان" (1969)؛ "خرس و عروسک" (1970)؛ "بولوار رام" (1971)؛ و «دون خوان» (1973).

فیلم‌ها به ندرت توسط طرح‌ها پیچیده می‌شدند و عمق روان‌شناختی کمی داشتند. بیشتر آنها وسایل نقلیه ای بودند که باردو را با لباس های ناچیز یا برهنه در زیر نور آفتاب به نمایش گذاشتند.

او در مورد فیلم‌سازی گفت: «این هیچ‌وقت برای من یک علاقه بزرگ نبود. "و گاهی اوقات می تواند کشنده باشد. مرلین (مونرو) به خاطر آن از بین رفت."

باردوی جدید که مورد احترام بود اما بعدا مورد تحقیر قرار گرفت

باردو در 39 سالگی در سال 1973 پس از "زن گرابگر" به ویلای خود در ریویرا در سنت تروپز بازنشسته شد. او یک دهه بعد با شخصیت جدیدی ظاهر شد: لابی گر حقوق حیوانات، چهره ای چروکیده و صدایی عمیق تر از سال ها سیگار کشیدن شدید.

او زندگی خود را در جت ست رها کرد و یادگاری های فیلم و جواهرات را فروخت تا بنیادی را ایجاد کند که منحصراً به پیشگیری از خشونت علیه حیوانات اختصاص داده شده است.

فعالیت او مرز نمی شناخت. او از کره جنوبی خواست فروش گوشت سگ را ممنوع کند و یک بار به ایالات متحده آمریکا نامه نوشت. پرزیدنت بیل کلینتون در پاسخ به این سوال که چرا نیروی دریایی ایالات متحده دو دلفین را که در طبیعت رها کرده بود بازپس گرفت. او به سنت‌های چند صد ساله ورزشی فرانسوی و ایتالیایی از جمله Palio، مسابقه اسب‌سواری رایگان برای همه حمله کرد و به نمایندگی از گرگ‌ها، خرگوش‌ها، بچه گربه‌ها و لاک پشت‌ها مبارزه کرد.

بازیگر پاملا اندرسون، همچنین یک فعال حقوق حیوانات، در مصاحبه ای با AP در سال 2008، باردو را "مادر قلب من و بت مطلق من" نامید.

در سال 1997، چندین شهر مجسمه های ماریان الهام گرفته شده از باردو را حذف کردند - مجسمه ای که صدای سینه برهنه ماریان را نشان می داد. همچنین در آن سال، پس از درخواست برای ممنوعیت فروش گوشت اسب، او تهدید به مرگ شد.

در سال ۲۰۱۸، در اوج جنبش #MeToo، باردو در مصاحبه‌ای گفت که اکثر بازیگرانی که به آزار جنسی در صنعت فیلم اعتراض می‌کنند، «ریاکارانه» و «مسخره‌آمیز» هستند، زیرا بسیاری از آنها با تهیه‌کنندگان بازی کردند.

او گفت که او گفته بود که «هیچ‌وقت این موضوع باعث آزار جنسی شده است. زیبا بود یا اینکه من الاغ کوچکی داشتم.»

باردو یک بار گفت که با حیواناتی که سعی کرده نجات دهد همذات پنداری کرده است.

او به مصاحبه‌گر گفت: «من می‌توانم حیوانات شکار شده را به دلیل رفتاری که با من می‌شد درک کنم. «آنچه برای من اتفاق افتاد غیر انسانی بود. من دائماً در محاصره مطبوعات جهانی بودم.»

——

گنلی، خبرنگار بازنشسته آسوشیتدپرس، مطالب بیوگرافیک را در این آگهی ترحیم مشارکت داد.