به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

چگونه آنتونی راموس، ستاره «همیلتون»، یک روز را در بار خود در بروکلین می‌گذراند.

چگونه آنتونی راموس، ستاره «همیلتون»، یک روز را در بار خود در بروکلین می‌گذراند.

نیویورک تایمز
1404/10/07
6 بازدید

آنتونی راموس هرگز فکر نمی‌کرد که صاحب یک بار شود.

اما پس از مکان مورد علاقه‌اش، غذاخوری کارائیب، Negril BK، که در ماه آوریل در پارک اسلوپ بسته شد، به دنبال مکانی برای پر کردن این شکاف بود که فکر کرد: چرا خود را شروع نکنم؟

گفت: «من عاشق میزبانی از مردم هستم. بازیگری که در نقش جان لورنز و فیلیپ همیلتون در بازیگران اصلی برادوی «همیلتون» لین مانوئل میراندا بازی کرد. "چند احساسی بهتر از دیدن شخصی که در محل شما خوش می گذرد وجود دارد."

در ماه ژوئن، او بار محله Milly's را - که به نام مادرش، میلدرد راموس - در محله بدفورد-استویوسنت بروکلین، با دوست دیرینه اش رون، افتتاح شد. لیکی.

تصویرآنتونی راموس به پنجره بیرون رستورانش تکیه داده است، با تابلویی که پشت سرش
آقای راموس این بار را به نام مادرش میلدرد راموس نامگذاری کرد. او گفت: "شما می توانید تا زمانی که بخواهید بمانید." "من می خواهم شما احساس کنید که هرگز نمی خواهید ترک کنید."

آقای. راموس بعدی در سریال ترسناک علمی تخیلی جدید رایان مورفی برای FX، "زیبایی" که قرار است در 21 ژانویه اکران شود، بازی خواهد کرد. او آن را نمایشی درباره "تزریق تزریقی که مردم را به زیباترین نسخه های خود تبدیل می کند، و طولی که مردم برای این کار خواهند رفت."

M>

او پنجشنبه اخیر را با نیویورک تایمز گذراند و در حال کار بر روی یک موزیکال جدید بود

و با نوشتن و نویسندگی خود او با هم کار می کرد. کمی ویرایش شده است.

SLEEPING IN وقتی باید سر صحنه فیلمبرداری باشم، ساعت 4:30 بیدار می شوم تا در ساعت 5 یا 6 صبح آنجا باشم. اما وقتی می توانم بخوابم، ساعت 7 یا 7:30 بیدار می شوم. من از زنگ هشدار استفاده نمی‌کنم.

مرکز شدن دعا کردن کاری است که تقریباً در تمام زندگی‌ام انجام داده‌ام، از زمانی که نوجوان بودم. این طوری است که در آن قفل می شوم. وقتی این کار را نمی‌کنم، به نوعی بی‌تفاوت هستم. وقتی عمیقاً در آن هستم، 15 تا 25 دقیقه صبح انجام خواهم داد. من همچنین اخیراً پس از توصیه درمانگرم کار تنفس را شروع کردم.

عرق کردن من در Session Training در گرین پوینت با مربی خود، Alexa Javens، تمرین خواهم کرد. من چهار یا پنج بار در هفته ورزش خواهم کرد، معمولاً دو روز بالاتنه و دو روز پایین تنه. من در چند ماه گذشته برای ماراتن شهر نیویورک تمرین می کردم و در آستانه شروع تمرین برای نیم فصل در ماه مارس در پورتوریکو هستم. من هرگز دونده نبودم، اما در ماه جولای شروع کردم و متوجه شدم که شگفت انگیز است. این واقعاً مراقبه و درمانی است و برای جسم و روح من خوب است. من اغلب به کریس براون یا موسیقی مسیحی و انجیلی گوش می دهم - براندون لیک، Elevation Worship. گاهی اوقات، در دویدن های طولانی تر، با کسی تماس می گیرم و 30 یا 40 دقیقه صحبت می کنم. دویدن طولانی‌تر می‌تواند به نوعی احساس تنهایی کند.

دیدن نان هل من حدود ساعت 10 صبح برمی‌گردم و دوش می‌گیرم، سپس صبحانه می‌دهم. چندین کافی شاپ محلی وجود دارد که من دوست دارم: من به طور منظم در Rhythm Zero، Eagle Trading Co. و Radio Bakery هستم. من یک لاته شیر جو دوسر با کمی شربت وانیل یا فندق می گیرم. Rhythm Zero واقعاً صبحانه نمی‌خورند، اما آنها این نان هل را می‌خورند که باورنکردنی است. من فقط برای همین به آنجا می روم.

تصویر
آقای راموس گفت: "شما همچنین باید اعتماد کنید که اگر چیزی عالی خلق کنید، مردم آن را می خواهند." "مردم خواهند آمد."
تصویر
آقای. راموس در هتل آس در بروکلین در حال آماده شدن برای اجرای آن شب است. راموس با یک هوادار او گفت: «مردم به من می گویند دیوانه هستم که وارد مهمان نوازی شوم، اما من برای پول وارد این کار نشدم. "من به عشق آن وارد این کار شدم. دیدن افراد در حال گذراندن اوقات خوش باعث خوشحالی من می شود."

YOUTUBE AND CHILL ویدئوهای YouTube را تماشا خواهم کرد: ویدیوهای تجاری، کمدین ها، و اخبار. این ایده آل ترین راه برای شروع روز نیست، اما گاهی اوقات الهام می گیرم. تئو فون خنده دار است. من عاشق پادکست «دوستان بد» اندرو سانتینو و بابی لی هستم. پادکست "Flagrant" اندرو شولز یکی از مواردی است که من بیشتر به آن گوش می دهم. او خیلی بامزه است.

GOOD BOY من کمی سفر می کنم، بنابراین پرنس اغلب با رون می ماند. ما به شوخی می گوییم که حضانت را تقسیم کردیم. رون و دوست دخترش یک تریر 9 ساله آمریکایی استافوردشایر / هاسکی به نام اتا جیمز دارند و او مانند دوست دختر پرینس است. وقتی پرینس را داشته باشم، او را برای قدم زدن در تمام پارک‌های کوچک منطقه می‌برم.

CCREATIVE TIME حوالی ساعت ۱ بعد از ظهر، به استودیویی در چند بلوک آپارتمانم می‌روم و بعدازظهر را با دوستم ویل ولز، که زمانی که او در تیم موسیقی Hamilton کار می‌کرد، روی یک موزیکال کار می‌کنم، می‌نویسم. این در مورد تولد عیسی و وقایع منتهی به آن است. من مسیحی بزرگ شدم، اما چیزهای زیادی وجود دارد که نمی دانستم. این یک داستان وحشیانه است وقتی واقعاً شروع به کندن آن می کنید. ما در سال 2018 شروع کردیم و حدود پنج سال آن را کنار گذاشتیم، اما در اواخر سال 2023 دوباره آن را انتخاب کردیم.

این تبدیل به کار مورد علاقه من در زندگی شده است، زیرا تمام جنبه های زندگی من بوده است، فقط در یک زمان ملاقات کرده ام. نوشتن آهنگ ها، فکر کردن در مورد رقص، رقص، اینکه گروه در یک آهنگ چگونه به نظر می رسد، تمرکز بر روی چه کسی خواهد بود، و در ذهن شخصیت ها کندوکاو می کنند. این چنین هدیه ای برای کار کردن بود. قطعاً مرا به خدا نزدیکتر کرده است.

تصویر
تصویر
Mr. راموس در کنسرت خیریه بروکلین پارامونت برای کودکان در درگیری، یک سازمان غیرانتفاعی که به کودکان آسیب دیده از جنگ کمک می‌کند، اجرا کرد.

MEET YOU AT MILLY'S می‌خواهم از رستوران بیرون بیایم و در حوالی ساعت ۷ آنجا باشم. از رون می‌پرسم که چطور پیش می‌رود، اما بیشتر آن‌جا هستم تا تماشا کنم. من به همه چیز توجه می کنم؛ تشک‌ها چگونه چیده شده‌اند، مردم با چه سرعتی نوشیدنی‌های خود را دریافت می‌کنند، چه موسیقی در طول روز به جای شب پخش می‌شود، چه چیزهای جدیدی در منو وجود دارد. من خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کردم درگیر هستم، اما فقط به این دلیل که می‌خواهم باشم.

مادر من همیشه در پروژه‌هایی در بوشویک، در بروکلین، در آپارتمان دو خوابه‌اش میزبان مردم برای تولدشان بود. ما هرگز جایی برای مردم نداشتیم، اما او همیشه با آغوش باز از مردم استقبال می کرد. این همیشه انگیزه این مکان بوده است.

دیدن یک نمایش من سعی می کنم هر زمان که در نیویورک هستم چند نمایش را ببینم. اخیراً نمایشنامه جدید جان لگوئیزامو به نام «آمریکایی‌های دیگر» را در تئاتر عمومی و پسرم لسلی اودوم جونیور را در «همیلتون» دیدم. فکر نمی کردم او بهتر شود، اما او آن را له کرد. و دوستم کلوئه گریس مورتز را در نمایشنامه‌اش «کارولین» دیدم. او آن را هم خرد کرد.

WINDING DOWNING من به آپارتمانم برمی گردم، و سپس، حدود ساعت 11:30 شب. یا نیمه شب، یک بار دیگر دوش می‌گیرم و سپس با تماشای پادکست‌ها یا فیلم‌های خنده‌دار مانند «خماری» از خواب می‌روم. هرازگاهی، یک فیلم انیمیشنی مانند «Inside Out» را می‌گذارم که به راحتی می‌توان آن را به خواب برد.