تیراندازی ساحل Bondi چگونه آشکار شد
این شب یکشنبهای بود که سیدنیساینشینان آن را گرامی میداشتند که با دوستانی که در ساحل بوندی میگردند در خانه میخوانند: بچههای شادیکننده که به زمین میروند، در پسزمینه امواج آرام تکان میخورند.
در پارکی سرسبز با زمین بازی در انتهای ساحل، یک سنت فرسوده در جریان بود - جشن سالانه حنوکا در کنار ساحل، که در آن صدها نفر، از کودکان نوپا تا پدربزرگها و مادربزرگها، از اولین شب فستیوال و موزیک با چهرههای غولآسا لذت بردند. باربیکیو.
حوالی ساعت 6:30 بعد از ظهر، یک هاچ بک خاکستری در همان حوالی بلند شد. دو چهره با پیراهن های تیره ظاهر شدند. آنها در حال سوار شدن به تفنگ های لوله بلند بودند و روی یک پل عابر پیاده مرتفع مشرف به مهمانی قرار گرفتند. یک سری صدای شلیک سریع به صدا درآمد که تعدادی از آنها به عنوان شلیک گلوله شناخته شدند. اما بسیاری دیگر فکر میکردند که آنها باید ترقه باشند - این که ساحل بوندی و استرالیا هستند، جایگزین غیرقابل تصوری بود که در حال گسترش بود. وحشت بر آنها حاکم شد. مادر جوانی نوزاد 17 ماهه خود را گرفت و در زیر کباب پز فلزی کبوتر کرد. زن دیگری صندلی های پلاستیکی را کنار زد و دختر 26 ساله و مادر هشت ساله اش را روی زمین هل داد.
زن دیگری که در این مراسم حضور داشت و فقط نام خود را مروارید گذاشت، گفت: «این کار متوقف نشد. "ما در آن فضای کوچک بسیار هدف قرار گرفتیم. ما مانند اردک های نشسته بودیم."
دو نفر در آن سوی خیابان، Kaitlin-Davidson-سالن دو نفر را در آن سوی خیابان دیدند. مستقیماً از پنجره آپارتمان طبقه همکف او خارج میشوند.
او گفت: «آنها به بارگیری مجدد ادامه دادند. "آنها مقدار مسخره مهمات و چندین اسلحه داشتند."
روز دوشنبه، مقامات گفتند که دو مرد مسلح یک جفت پدر و پسر 50 و 24 ساله بودند. پلیس به دو خانه مرتبط با این مردان یورش برد، اما چیزهای زیادی در مورد چگونگی و دلیل انجام بدترین تیراندازی دسته جمعی در استرالیا در نزدیک به سه دهه گذشته نامشخص بود. آنچه مشهود بود این بود که آنها یهودیان را هدف قرار داده بودند، جامعهای که قبلاً به دلیل افزایش نگرانکننده در قسمتهای یهودیستیز
تا زمانی که تمام شد، 14 نفر از جمله فرد مسلح مسن تر در صحنه کشته شدند. پلیس روز دوشنبه گفت که دو قربانی دیگر، از جمله یک دختر 10 ساله که به بیمارستان منتقل شده بود، در آنجا جان باختند.
حدود 10 دقیقه از دهها گلوله گلوله، طول نیم مایلی ساحل بوندی را به صحنهای از یک فیلم فاجعه بار تبدیل کرد، در حالی که انبوهی از ساحلنشینان، گردشگران و رهگذران در حال پریدن از روی خودروها بودند. پوسته پوسته شدن دیوارهای بتنی، پشت سر گذاشتن صندل، تلفن، کیف و بسیاری از حوله های رنگارنگ ساحلی.

تعدادی از افسران که در عرض چند دقیقه رسیدند، شروع به تیراندازی به سوی افراد مسلح کردند. یکی از شاهدان گفت.
بنجامین هولزمن، 42 ساله، که به همراه همسر و دختر 5 ساله خود در این مراسم حضور داشت، گفت که تیرهای شلیک شده توسط پلیس در مقایسه با انفجار اسلحه مهاجمان که به گفته او "تقریباً شبیه موشک بود" مانند صدای ضربه های کوچک بود. پلیس مشخص نکرد که از چه سلاح هایی در تیراندازی روز یکشنبه استفاده شده است، اما گفت که مظنون مسن تر، صاحب اسلحه دارای مجوز بوده و شش اسلحه گرم ثبت شده قانونی داشته است.
آقای. هولتزمن گفت که خانوادهاش پشت میلهای به عرض حدود یک فوت پنهان شدهاند. او گفت که در همان نزدیکی، والدین دیگری سعی کردند با گفتن داستانی بی سر و صدا به کودک نوپا دلداری دهند.
در نقطه ای، یکی از تیراندازان از پل خارج شد و حتی به محل تجمع نزدیک شد. او نزدیک یک ردیف ماشینهای پارک شده بود که یکی از رهگذران که بعداً احمد الاحمد نام داشت، به او برخورد کرد و او را به زمین زد. مرد مسلح به سمت پل عابر پیاده عقب نشینی کرد.
در آنجا به نظر می رسید که هر دو تیرانداز روی زمین افتاده اند. وقتی تیراندازی متوقف شد، خانم دیویدسون برای کمک به آن طرف خیابان دوید و خودش را پرستار معرفی کرد. در یک طرف پل، او یک پلیس زن را دید که به جلیقه ضد گلوله اش شلیک شده بود. خانم دیویدسون آن را از روی افسر بیرون کشید و متوجه شد که آسیب جدی ندیده است. سپس، شخصی او را به طرف دیگر برد، جایی که او دید که افراد مسلح به چه چیزی شلیک میکردند.
خانم دیویدسون گفت: "این یک منطقه جنگی بود." src="https://vp.nyt.com/video/hlsfmp4/2025/12/14/157178_1_14vid-australia-shooting_wg/index-f1-v1-a1.m3u8">
افراد از ناحیه پاها، باسن و شانهها مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. او گفت: افرادی بودند که ظاهراً در حین فرار از پشت تیر خورده بودند.
در مسیری باریک از زمین بازی، دهها نجات غریق که برای جشن کریسمس سالانه باشگاه نجات غریق موج سواری جمع شده بودند، وضعیت را تماشا میکردند.
«به نظر میرسید که همهجا در اطراف ما بود. ترس و وحشت شدیدی وجود داشت. یکی از اعضای باشگاه فریاد زد: "اوه، خدای من، او در حال بارگیری مجدد است." آقای فرگوسن گفت: تقریباً به محض اینکه تیراندازی متوقف شد، قبل از اینکه کسی از محل اختفای افراد مسلح مطلع شود، یک نجات غریق با سابقه نظامی فرار کرد تا بچه ها را به محل امن برساند.
دو مظنون از روی یک پل عابر پیاده به سمت صدها نفری که برای جشن حنوکا جمع شده بودند تیراندازی کردند. برای کمک کردن آنها از تخته های نجات به عنوان برانکارد استفاده کردند و تا جایی که می توانستند حوله هایی را از باشگاه به عنوان تورنیکت آوردند.
آقای فرگوسن گفت: "15 دقیقه اول هذیان بود." او گفت که جامعه نجات غریق موج سواری افرادی را جذب می کند که به طور طبیعی همدل هستند و همه احساس می کردند که مجبور به کمک هستند.
دیوید اسمیت، 25 ساله، داوطلبی با گروهی از سازمان پزشکی در جامعه بهداشت و درمان، که به گروهی از سازمان های پزشکی Jewish در Healthpa نیاز داشت. صحنه تیراندازی.
او از بیمار به بیمار دیگر میرفت و جراحات آنها را ارزیابی میکرد و آنها را بر اساس اولویت نیاز پزشکیشان علامتگذاری میکرد - قرمز برای فوریترین موارد، که شامل بیش از ۲۰ قربانی بود. او به یاد آورد که مردم جیغ میزدند و بچهها به دنبال والدین خود میگشتند، در حالی که برخی از مجروحان فریاد میکشیدند و فریاد میزدند که هیچ کاری انجام ندادهاند تا سزاوار این کار باشند.
به دلیل اینکه جامعه یهودی باندی چقدر فشرده است، آقای اسمیت گفت که او هنوز سه نفر از کشتهشدگان و سه نفر از مجروحان بیمارستان را میشناخت. او گفت این تراژدی سورئالتر بود زیرا ساحل خوش منظره پسزمینه کارهای روزمره او بوده است.
او گفت: «این دویدن صبحگاهی من است، این شنای بعدازظهر من است». آمبولانس ها مجموعهای از تختههای امداد خونین یک شبه در مرکز پارک نشستند، که اکنون یک صحنه جنایت محصور شده است.
صبح روز دوشنبه، گروههایی از مردم محلی به سمت ساحل پیادهروی کردند که همچنان سعی میکردند چیزهای بیمعنا را درک کنند.
ایوون هابر، معماری که در بوندی زندگی میکرد، زیرا سه دهه بیشتر در ساحل بود، گفت که حمله دردناک ساحل بوده است. جامعه یهودی سیدنی از زمانی که اولین پناهندگانی که از هولوکاست فرار کردند پس از جنگ جهانی دوم در آنجا مستقر شدند.
خانم هابر، 62 ساله، گفت: «بوندی اغلب مکانی بوده است که یهودیان در آن اجتماع میکنند.» این بدترین وضعیت ماست. کابوس."