در «ماه آبی»، ریچارد لینکلیکر و اتان هاوک پرتره یک هنرمند
ریچارد لینکلیتر دوست دارد به شوخی بگوید که اگر او و ایتن هاوک به خوبی یکدیگر را نمی شناختند، احتمالا هاوک در طول ساخت "ماه آبی" او را مشت می کرد.
این دو تگزاسی بیش از 30 سال با هم دوست و همکار بودند.. آنها هشت فیلم را با هم ساخته بودند وقتی «ماه آبی» را شروع کردند، درباره غزل سرای لورنز هارت که یک شب در رستوران ساردی اتفاق میافتد. این پروژهای است که آنها بیش از یک دهه درباره آن صحبت میکردند. جمعه، که به پویایی بسیار متفاوتی نیاز دارد.. لینکلیتر در مصاحبه اخیرش با آسوشیتدپرس گفت: "من داشتم نق می زدم... من سوار او بودم.. این روشی که من معمولاً کار می کنم نیست." "فیلم در مقیاس کوچک است.
هوک در مصاحبهای جداگانه گفت که این ضربه زدن کاملاً درست بود. او متوجه شد که لینکلیتر دارد سیدنی لومت درونی خود را هدایت میکند - کارگردانی عالی برای بازیگران، اما سختگیر. و او می خواست به من فرصتی بدهد تا واقعاً این کار را انجام دهم و انجامش بده.»
ساختارشکنی ایتن هاوک
هاوک هرگز از چالش طفره نرفت.. وقتی در سال 1994 در وین مشغول ساخت «قبل از طلوع آفتاب» بودند، لینکلیتر به یاد آورد که هاوک به فیلمنامه نگاه میکرد و گفت: «احتمالاً کار نمیکند» اما به هر حال در آن فرورفت. این متفاوت است، چیزی که کسی قبلاً ندیده است.» لینکلیتر گفت: "شما باید احساس کنید که در حال بیرون رفتن هستید، "ما در خطر شکست بزرگی هستیم."
اما لورنز هارت جسی نویسنده فیلم های "قبل" نبود.. اینجا مردی بود که هم جثه کوچکی داشت (سخاوتمندانهترین گزارشها میگویند او 5 فوت 2 اینچ بود)، کچل، به شدت نسبت به ظاهرش آگاه بود و بزرگترین شخصیت و شوخ طبعیاش را در اتاق داشت. او یک نابغه و الکلی بود که خود را بیکار کرده بود.. و در میان همه اینها، روزگار در حال تغییر بود، و او چند سال گذشته را پشت سر گذاشته بود. خواندن فیلمنامه.. هاوک عاشق این شخصیت بود و عمیقا احساس کرد که او فرد مناسبی برای انجام این کار است، اما زمانی که زمان آن رسید که آن را از حالت نظری خارج کنیم، گفت: "خیلی ترسناک شد." در طی دو روز اول تمرین، هاوک به شدت بیمار شد..
او گفت: «مثل اینکه بدنم میدانست که این چیزی واقعاً استرسزا است.» «رویداد فیلم لورنز هارت است و همه در واقع از این پرتره حمایت میکنند.»
این شامل خود و خود او نیز میشد.. «ماه آبی» نیازمند ساختارشکنی و ناپدید شدن ستاره سینما یعنی اتان هاک است.
لینکلیتر، مارگارت کوالی و هاوک.. (سابرینا لانتوس/سونی پیکچرز کلاسیک از طریق AP)
فیلمنامه نویسنده رابرت کاپلو، تماشاگران را به رستوران معروف منطقه تئاتر برادوی، ساردی، در شب افتتاحیه «اوکلاهاما» می برد. در سال 1943.. هارت با یک متصدی بار (بابی کاناواله) در حال برگزاری دادگاه است و منتظر است تا همکار قدیمی اش ریچارد راجرز (اندرو اسکات) به مهمانی بیاید. «بانو یک ولگرد است» و «ماه آبی». این یکی از همکاریهای هنری بزرگ در تمام دوران است. این فیلم درباره آن جدایی است..
با "اوکلاهاما!" راجرز در Oscar Hammerstein II ترانهسرای جدیدی پیدا کرده بود و هر دو موفق به ساخت آهنگهای موفق شدند - از جمله «South Pacific»، «Carousel»، «The King and I» و «The Sound of Music». در همین حال، هارت هشت ماه پس از "اوکلاهما" خواهد مرد. افتتاحیه، در سن 48 سالگی..
"کشور در حال تغییر است، و دوران جاز در حال پایان است و دوران جدیدی شروع می شود و یکی از این افراد به رهبری ادامه می دهد و دیگری کاملاً پشت سر می گذارد." و در عین حال بسیار حامی و دوست داشتنی.. او به طرز شرورانه ای خنده دار و خودکشی است. او یک همجنس گرا است که عاشق یک زن است.. همبستگی اضداد، یعنی لری هارت.
تولید از ترفندهای مدرسه قدیمی هالیوود استفاده کرد تا هاک 5 فوتی 10 اینچی را با بودجه بسیار کوچک نشان دهد. او سرش را تراشید تا آن ظاهری طاس داشته باشد.. و یک مجموعه Sardi's در ایرلند ساختند. همان طور که راجرز و هارت زیبا را انجام می دهید ترانه .. شعری است، به نوعی زیباست، اما شما را به نوعی ویران می کند.»
ایجاد زندگی در هنر صرف نظر از اینکه چگونه به آن نگاه میکنید، نیاز به فداکاری بسیار زیادی دارد. و همیشه این احتمال وجود دارد که فرهنگ از شما عبور کند.. هاوک، برای اولین بار، گفت که او سه لحظه متمایز در حرفهاش داشته است که در آنها کاملاً مطمئن بود که از بین رفته است. موج می زند و شما باید برای زنده ماندن تلاش کنید.»
این تجربه باعث شد او به بسیاری از افرادی فکر کند که با آنها به وجود آمد، کسانی که در دهه 1980 زمانی که او در تئاتر شروع به کار کرد، او را راهنمایی میکردند. بسیاری از آنها، مانند هارت، بسته بودند، و حرفهشان را نه به عنوان یک شغل، بلکه بهعنوان نوعی فراخوان معنوی میدیدند. یکی از بازیگران صحنه که او خیلی به او فکر میکرد، بازیگری بود که قبل از اینکه ریچارد بازیهای شرقی را انجام دهد.
«وقتی جوان بودم، به من گفت: «یکی عمر کافی نیست. هاوک گفت: «این یک نگرش عالی است. این یک حس همیشگی یادگیری و یک فرآیند مداوم ایجاد میکند، و این بخش واقعاً به همه چیزهایی نیاز داشت که من تا به حال یاد گرفته بودم.»
«ماه آبی» در واقع یکی از دو فیلم Linklater درباره هنرمندانی است که این ماه در سینماها اکران خواهد شد. «Novelle Vague» (معرض 31 اکتبر)، درباره ساخت فیلم «Breathless» ژان لوک گدار، درباره شروع یک حرفه است. لینکلیتر گفت: «من فکر میکنم همه ما فکر میکنیم که میخواهیم جدول را اداره کنیم و این کار را تا زمانی انجام دهیم روزی که می میریم.. اما همه چیز مانع می شود.»
یک چیزی که ما نباید نگران آن باشیم (هنوز) یک جدایی خلاقانه بین لینکلیتر و هاک است. لینکلیتر ممکن است به دوستش محبت زیادی داشته باشد، اما آنها هرگز با هم دعوا نکردند و در نهایت ارزشش را داشت. هاوک به این چالش عمل کرد و هیچ کس مورد ضرب و شتم قرار نگرفت.