در «آقای اسکورسیزی، که یک غول فیلمسازی را در قاب قرار می دهد
نیویورک (AP) - اولین باری که ربکا میلر، فیلمساز با مارتین اسکورسیزی ملاقات کرد، در سال 2002 در صحنه فیلمبرداری "دار و دسته های نیویورک" بود. شوهر میلر، دنیل دی لوئیس، در آن نقش آفرینی می کرد. آنجا، میلر یک اسکورسیزی مضطرب را در پرتگاه صحنه مبارزه عظیم فیلم پیدا کرد، که در یک دکور وسیع فیلمبرداری شده بود.
"او مثل یک مرد جوان به نظر می رسید، امیدوار بود که راه درستی را برای فیلمبرداری یک صحنه عظیم انتخاب کرده باشد."
این در سراسر پرتره مستند گسترده و تکان دهنده میلر از فیلمساز بیپایان پرانرژی و منحصربهفرد یکسان باقی میماند. در «آقای اسکورسیزی» که جمعه در اپل تیوی نمایش داده میشود، میلر زندگی و حرفه اسکورسیزی را به تصویر میکشد. فیلمها، که تعداد زیادی فیلم است میلر با اشاره به پروژههای آتی اسکورسیزی میگوید: «این زندگیای است که از حد خود فراتر میرود. فکر میکنید آن را به دست آوردهاید، و سپس بیشتر و بیشتر و بیشتر میشود.»
زندگی اسکورسیزی مدتهاست که قوس افسانهای داشته است: کودک مبتلا به آسم از ایتالیای کوچک که با تماشای فیلمهای قدیمی در تلویزیون بزرگ شد و برخی از فیلمهای تعیینکننده نیویورک را ساخت. این هم بخشی از «آقای اسکورسیزی» است، اما فیلم میلر که از ۲۰ ساعت مصاحبههای مفرح و مفرح در طول پنج سال با اسکور گرفته شده است، منعکسکننده است. در مورد اجبارهایی که او را برانگیخت و سؤالات ماندگار - از اخلاق، ایمان و فیلمسازی - که او را هدایت کرده است..
"ما کی هستیم؟ اسکورسیزی در لحظات ابتدایی سریال می گوید: "آیا ما ذاتاً خوب هستیم یا شر؟"
او اضافه میکند: «این مبارزه است.» «من همیشه با آن مبارزه میکنم.»
میلر شروع به مصاحبه با اسکورسیزی در طول همه گیری کرد. او سپس شروع به ساخت "قاتلان ماه گل" کرد. اولین جلسات آنها بیرون بود. میلر ابتدا این ایده را به عنوان یک پرتره چند وجهی به اسکورسیزی ارائه کرد.. سپس، او یک مستند دو ساعته را تصور کرد. بعداً، به ناچار به یک سریال پنج ساعته تبدیل شد.. هنوز خیلی کوتاه به نظر میرسد..
"توضیح دادم که میخواهم رویکردی کوبیسم داشته باشم، با نورهای مختلف از همه دیدگاههای مختلف - همکاران، خانواده،" میلر میگوید. کمی گیج شده، فکر می کند: "این یک مصاحبه شغلی است یا یک برنامه ریزی؟" وضعیت؟»
مستندهای خود اسکورسیزی اغلب برخی از روشنگرترین پنجرهها به او بودهاند. او در یکی از اولین فیلمهایش به نام «Italianamerican» (1974)، با والدینش مصاحبه کرد. نظرسنجیهای او از سینما، از جمله «سفر شخصی با مارتین اسکورسیزی» در سال 1995، بهویژه «19 فیلم آمریکایی» در سال 1995، و «19 فیلم آمریکایی» در سال 1995. افشای الهاماتی که او را شکل داده است.. اسکورسیزی هرگز ننوشته است خاطرات، اما این فیلمها نزدیک میشوند..
در حالی که بخش اعظم «آقای اسکورسیزی» خاطرات فیلم به فیلم خود کارگردان است، تعداد زیادی از شخصیتهای دیگر در پرتره رنگ میشوند. که شامل همکارانی مانند تدوینگر Thelma Schoonmaker، Paul Schrader، Robert De Nirowi-Leonaprioar، رابرت De Nirowia، Leonar. فرزندان اسکورسیزی، همسران سابق او و دوستان قدیمی ایتالیای کوچک او.. یکی، سالواتوره «سالی گاگا» اوریکولا برای اولین بار به عنوان الگوی جانی بوی دردسرساز و منفجرکننده صندوق پستی دنیرو در «خیابان های بد» معرفی می شود. دیکاپریو در فیلم میگوید: «سینما در سنین پایین او را مصرف کرد و هرگز او را رها نکرد.» استیون اسپیلبرگ میگوید: «دیگر هیچکس مثل او وجود نخواهد داشت..
به راحتی میتوان اسکورسیزی، شاید محترمترین فیلمساز زنده، را بهعنوان یک امر اجتنابناپذیر در نظر گرفت، که البته او میخواهد فیلم را بسازد. اسکورسیزی» یادآوری است که چقدر اینطور نبود و چقدر اسکورسیزی خود را در خارج از هالیوود می دید، چه به دلیل ناامیدی در گیشه، چه به دلیل برخورد سبک یا خطر درک شده در موضوعات بحث برانگیز («راننده تاکسی»، «آخرین وسوسه مسیح») او به سمت آن کشیده شد. چیزی مثل سوار شدن برنکو بود.. تو بالا و پایین هستی، مرده ای، بعد زنده.»
مدیران فیلم امروز، به ویژه افراد ریسک گریز، می توانند از «آقای اسکورسیزی» درس هایی بیاموزند که چه تفاوتی می توانند برای یک فیلمساز شخصی ایجاد کنند. همانطور که در فیلم بحث شد، در اواخر دهه ۷۰، ایروین وینکلر، تهیه کننده، از اجرای «راکی ۲» با هنرمندان یونایتد امتناع کرد، مگر اینکه «گاو خشمگین» را نیز بسازند.
برای میلر، که فیلمهایش شامل «تصنیف جک و رز» و «نقشه مگی» است، بودن در کنار اسکورسیزی یک آموزش بود. او متوجه شد که فیلمهای او شروع به آلوده کردن «آقای اسکورسیزی» کردند. برش مستند به سبک تدوین فیلم او شد. او می گوید: «در نزدیکی این فیلم، شروع به تنفس هوا می کنی.»
نزدیک بودن به اسکورسیزی ناگزیر به معنای توصیههای سینمایی است. بسیاری از آنها.. یکی از مواردی که برای میلر متمایز بود، «زن حشره»، فیلمساز ژاپنی شوهی ایمامورا در سال 1963 درباره سه نسل از زنان بود.
«آقای اسکورسیزی» اخیراً در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآمد، جایی که پسر میلر، رونان دی لوئیس، اولین کارگردانی خود را با «شقایق» انجام داد، فیلمی که بازگشت همسرش از دوران بازنشستگی را نشان داد. در، و ادای احترام به موضوع آن..
«شنوید همه کسانی که با او می خندند یا با دیدن تلما شون میکر یا در پایان سکانس «آخرین والس» ناگهان تشویق می شوند.» میلر می گوید: «احساس چنین شور و عشق قابل لمسی وجود داشت.. شوهرم چیزی گفت که من فکر میکردم بسیار زیبا بود: این موضوع به همه یادآوری کرد که چقدر او را دوست دارند.»