در تعقیب حس مغناطیسی پادشاه
در ماه نوامبر در انباری در زیر آسمان بی ابر تگزاس، رابین گراب عمل جراحی مغز باز را روی پروانه سلطنتی انجام داد.
لغزهای نوار بالهای سیاه و نارنجی پروانه را باز نگه داشته و بدن مبهم و خالهای سفید آن را زیر میکروسکوپ چسبانده است. از طریق عدسی، مغز به صورت یک توده ریز و زرد رنگ ظاهر شد که در آن یک تترود - چهار الکترود که هرکدام نازکتر از موی انسان بودند - وارد شده بود. دکتر گروب، یک نوروبیولوژیست در دانشگاه علم و صنعت نروژ، با دقت سر پروانه را با سیلیکون مهر و موم کرد تا از جابجایی الکترودها جلوگیری کند.
پروانه با نوار مبارزه کرد. دکتر گراب به آرامی گفت: آرام باش. "حرکت را متوقف کنید."
مرحله بعدی سخت ترین مرحله بود: انتقال پروانه، تترود و همه چیز، در فضای باز به شبیه ساز پرواز، یک استوانه فلزی با انتهای باز به اندازه یک قوطی قهوه. در داخل آن، پروانه بسته می شود و اجازه می دهد تا از طریق یک میدان مغناطیسی کنترل شده به دقت پرواز کند. یک حرکت تکان دهنده در مسیر می تواند الکترودها را از جا کنده و ساعات جراحی را خراب کند. اما اگر دکتر گراب موفق می شد - اگر پروانه از انتقال جان سالم به در می برد و تترود در جای خود باقی می ماند - می توانست دقیقا لحظه ای را ثبت کند که مغز آن نوعی میدان مغناطیسی را که پادشاهان را در سراسر یک قاره هدایت می کند، حس کرد. اختلاس در میدان." src="https://static01.nyt.com/images/2025/12/23/multimedia/00hs-monarchs-grob-wfgl/00hs-monarchs-grob-wfgl-articleLarge.jpg?quality=75&auto=webp>>
هر سال، پادشاهان هزاران مایل از کانادا به جنگل های صنوبر اویامل مکزیک سفر می کنند. برای پیمایش از مجموعه ای از قطب نماهای داخلی استفاده می کنند. اما فیزیولوژی دقیق دانشمندان را برای دههها ابهام کرده است: چگونه حشرهای با مغزی کوچکتر از یک دانه برنج سال به سال همان جنگلها را پیدا میکند؟
حیوانات، از جمله انسانها، برای پیمایش به مجموعهای از نشانههای داخلی و خارجی، از جمله موقعیت خورشید و ستارگان، قطبی شدن بیشتر و حافظههای قطبیتر از نور، و حافظههای جغرافیایی بیشتر، تکیه میکنند. از بین همه اینها، حس مغناطیسی - توانایی مغز برای تشخیص میدان مغناطیسی زمین با حساسیت قطب نما - گریزان ترین است.
دیوید درایر، عصب شناس در دانشگاه Sweden Lund گفت: "ما می دانیم که چگونه می توانیم بو کنیم، چگونه می توانیم ببینیم، چگونه می شنویم، اما نمی دانیم که حیوانات چگونه می توانند میدان مغناطیسی را حس کنند." "این آخرین حسی است که واقعا درک نمی شود."
نقشه ها و قطب نماها
دو حس اصلی وجود دارد که یک حیوان می تواند برای ناوبری استفاده کند: حس نقشه و حس قطب نما. حس نقشه توانایی یک حیوان برای تعیین موقعیت فعلی خود نسبت به یک مکان خاص است. حس قطب نما توانایی حیوان برای استفاده از نشانه های بیرونی برای هدایت خود در جهتی خاص است.
لاک پشت های دریایی دارای هر دو هستند: آنها می توانند از میدان مغناطیسی زمین به عنوان قطب نما برای حفظ جهت استفاده کنند، اما همچنین می توانند از آن به عنوان نوعی نقشه برای تعیین مکان خود استفاده کنند. این بدان معنی است که آنها می توانند به خانه حرکت کنند، حتی از مکان هایی که قبلاً هرگز نرفته اند. حشرات مهاجر اما قطب نما دارند اما نقشه ندارند. آنها میتوانند در جهت خاصی مهاجرت کنند، اما هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که بدانند نسبت به جایی که شروع کردهاند یا به کجا میروند، کجا هستند.
اما، بهعنوان موضوع تحقیقات مهاجرت، حشرات نسبت به لاکپشتها و پرندگان یک مزیت دارند: مغز و سیستم عصبی آنها کوچکتر و پیچیدهتر است، بنابراین مدارهای عصبی آنها (نسبتا) سادهتر است. رمزگشایی کنید.
کنت لومان، زیستشناس در دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل، میگوید: «مغزهای بزرگ و سیستمهای عصبی زمانی که واقعاً در تلاش برای درک آنچه در مغز میگذرد، میتواند چالشبرانگیزتر باشد. او افزود و پادشاهان به طور بالقوه میتوانند کلید درک مکانیسمهای مهاجرت باشند.
با این حال، برخی از دانشمندان نمیدانند که آیا حشرات مانند پادشاهان حتی دارای حس مغناطیسی هستند یا خیر. هنریک موریتسن، زیست شناس در دانشگاه اولدنبورگ در آلمان، گفت: "فکر نمی کنم آنها یکی داشته باشند." دو دهه پیش، دکتر موریتسن، که قطبنمای مغناطیسی را در پرندگان مطالعه میکند، مطالعهای درباره جهتگیری پادشاه منتشر کرد که هیچ مدرکی دال بر حس مغناطیسی پیدا نکرد.
او گفت: «من میخواهم با چشمان خودم ببینم که آن پروانهها میتوانند این کار را انجام دهند، زیرا من تلاش کردم و نتوانستم آنها را وادار به انجام آن کنم.
A. جراحی
در آلونک، دکتر گراب در حالی که اولین سیگنالهای مغزی آن روز بر روی مانیتور سوسو میزد، به صفحه کامپیوتر خود خیره شد. او الکترودهایی را در چهار نوع نورون مجزا در مغز پادشاه قرار داده بود. اما پادشاهان حدود 100 میلیون نورون دارند، و او هنوز نمیدانست که آیا چهار نورون درست را انتخاب کرده است که در مجموعه مرکزی، منطقهای که جهتگیری فضایی را اداره میکند، قرار دارند. او گفت، این مانند «کور رفتن» است.
این آزمایش شامل مقدار مشخصی از آزمون و خطا بود. پس از شناسایی چهار نورون امیدوارکننده، محققان پادشاه را به بیرون بردند و به او اجازه دادند در حالی که سیگنالهای مغز را برای شواهدی از دریافت مغناطیسی زیر نظر داشتند، به سمت جنوب غربی پرواز کند. (علیرغم روند دلخراش، پروانهها دردی را احساس نمیکنند، زیرا سیستم عصبی آنها فاقد گیرندههای درد است.) اگر هیچ گیرندهای ظاهر نمیشد، دوباره با پروانهای دیگر شروع میکردند.
: «اگر می خواهیم مهاجرت را درک کنیم، باید حیوانات را در مرحله رفتاری صحیح قرار دهیم. "شما باید از یک حیوان پرنده در حالی که در حال حرکت است ضبط کنید."
Dr. درایر، که در این تحقیق دخالتی ندارد، آزمایشهایی را که شبیهساز پرواز را با ضبطهای مغزی ترکیب میکنند، «درخشان» خواند. src="https://vp.nyt.com/video/2025/12/11/157006_1_00hs-monarchs-pupae-mktc_wg_1080p.mp4">
در سال 2000، استیون رپرت، متخصص علوم اعصاب در UMass Chan، هنگامی که در حال رانندگی در مدرسه پزشکی Miange بود، در حال رانندگی بود. جلوتر.
او در ایمیلی گفت: «هوا به قدری غلیظ بود که چندین نفر به شیشههای ماشین من کوبیدند. "من از جاده خارج شدم و ماشین را متوقف کردم و به این منظره شگفت انگیز خیره شدم."
تا آن زمان، بیشتر تحقیقات روی پادشاهان بر روی محیط زیست متمرکز بود: کجا رفتند، چه تعداد جان سالم به در بردند. اما با تماشای آن ابر نارنجی، دکتر رپرت فکر دیگری کرد. او گفت: "پس از آن متوجه شدم که پروانه پادشاه و مکانیسم های پشت رفتار مهاجرتی دیدنی آن باید مورد مطالعه قرار گیرد." رپرت بیش از 20 مطالعه را رهبری کرد که به بررسی چگونگی هدایت ساعت داخلی پادشاه برای هدایت آن پرداخت. یافته های او زمینه را دگرگون کرد: اینکه پادشاهان می توانند از موقعیت خورشید و الگوی نور قطبی شده روز برای تعیین جهت استفاده کنند. ساعتهای شبانهروزی ناوبری آنها در آنتنهایشان قرار دارد، نه در مغزشان. ژنهای خاصی گیرندههای نوری زمانسنجی را رمزگذاری میکنند که برای ناوبری ضروری هستند. و اینکه قطبنمای خورشیدی که برای ناوبری استفاده میشود در ناحیهای از مغز به نام مجتمع مرکزی یافت میشود.
یکی از دانشجویان فوقدکتری دکتر رپرت، کریستین مرلین بود. او ژنتیک معکوس را در پادشاهان ایجاد کرد و ژنهای خاصی را حذف کرد تا ببیند کدام یک مکانیسم ناوبری حشره را تغییر میدهند. دکتر مرلین اکنون که یک کرونوبیولوژیست در دانشگاه A&M تگزاس است، تنها چند کیلومتر دورتر از آلونک دکتر گراب، توجه خود را به حس مغناطیسی معطوف کرده است و به حسگرهای واقعی نزدیک شده است.

یک مقاله در سال 2021 توسط دکتر مرلین، که در مجله Nature Communications منتشر شد، نشان داد که یک ژن خاص، CRY1، برای پاسخ مغناطیسی در پادشاهان ضروری است. این مطالعه همچنین نشان داد که آنتن ها و چشم ها در تشخیص میدان مغناطیسی نقش دارند. اما دقیقاً در چه ساختار فیزیولوژیکی یا بیوشیمیایی؟
کایلا گوفورث، محقق فوق دکترا در آزمایشگاه دکتر مرلین، از CRISPR، یک ابزار ویرایش ژن، برای حذف ژنهای خاص از پادشاهان استفاده میکند و در حال آزمایش است تا مشخص کند کدام قسمتها برای ناوبری مغناطیسی کد میکنند. او پادشاهانی را پرورش میدهد که فاقد ژنهای خاصی هستند، و سپس میبیند که آیا هنوز میتوانند با استفاده از میدانهای مغناطیسی جهتیابی کنند یا خیر. او گفت که هدف او یافتن مولکولی است که «همه این واکنشهای سطح کوانتومی در آن رخ میدهند». در تئوری، این تحقیق پتانسیل توسعه سیستمهای ناوبری انسانی را دارد که به ماهوارهها متکی نیستند و در مواقعی که GPS در دسترس نیست، به عنوان یک جایگزین عمل میکند.
دکتر گوفورث گفت: «اگر بتوانید یک ابزار ناوبری بر اساس میدان مغناطیسی زمین ایجاد کنید، نمیتوانید آن را از دست بدهید. "همیشه آنجاست. روز یا شب آنجاست."
کار پر زحمت است. اما پیامدها بسیار فراتر از حشرات است. دکتر رپرت گفت که درک مکانیسمهایی که پادشاهان برای جهتیابی استفاده میکنند میتواند به توضیح چگونگی مهاجرت و مسیریابی گونههای دیگر کمک کند.
این گروه به طور بالقوه میتواند شامل انسانها نیز باشد. "آیا انسان ها حس مغناطیسی دارند؟" دکتر رپرت گفت. ما ممکن است یک حس ناخودآگاه از میدان مغناطیسی زمین داشته باشیم. اما تنها شواهد کمی از ادراک آگاهانه وجود دارد.»
دو تیم، دکتر ال جوندی و دکتر مرلین، همچنین آزمایشهایی را برای درک سایر جنبههای دریافت مغناطیسی، از جمله جایگاه آن در سلسله مراتب نشانههای قطبنما، انجام میدهند. چه زمانی پادشاهان از خورشید برای مسیریابی استفاده می کنند؟ چگونه هر دو قطب نما با هم کار می کنند؟ چرا وقتی میدان مغناطیسی قابل اعتمادتر به نظر می رسد از خورشید استفاده کنیم؟