ایموگن پوتس در «کرونولوژی آب» نقشی عالی و بهترین دوست در کریستن استوارت پیدا کرد.
ایموجن پوتس به نقل قولی از سم شپرد فکر کرده است: "مردم اینجا به افرادی تبدیل شده اند که وانمود می کنند."
این 10 کلمه، از شعری در مجموعه "تواریخ متل" او، به نوعی در مورد شخصیت او در "هدا" است، تئا بی سر و صدا. اما آنها همچنین به نوعی در مورد همه چیز هستند. پوتس پس از 20 سال بازی در سینما، تلویزیون و روی صحنه، لحظات روشنگری را سپری می کند. و سخنان شپرد به نوعی به قلب همه چیز می رسد: پارادوکس گمراه کننده تلاش برای کار به عنوان یک هنرمند در صنعت بزرگی مانند هالیوود و حفظ روح خود در این فرآیند.
پوتس در مصاحبه اخیر به آسوشیتدپرس گفت: «من همیشه در مورد کاری که میخواهم به صورت حرفهای انجام دهم، اگر میتوانستم در سینما و تئاتر مستقل انجام دهم، واضح بودم. "اما فقط در دو سال گذشته، چیزی مورد توجه قرار گرفته است."
این بازیگر 36 ساله انگلیسی همیشه توانسته است راه خود را به زیبایی در میان سر و صدای مزاحم فرانچایزها و شهرت طی کند و انواع فیلمسازان، داستان ها و پروژه های جالبی را که همیشه آرزویش را داشته است، پیدا کند و با افرادی مانند پیتر بوگدانوویچ، فیلیپتون سایمووویچ، فیلیپتون سایموویچ، ترنس مالونوویچ، فیلیپتون و ترنس مالوریک کار کند. راه.
اما امسال با سه فیلمی که او بسیار به حضور در آنها افتخار میکند، بسیار ویژه بود: اشتراکگذاری صفحه نمایش با نینا هوس بزرگ در فیلم آتشین «هدا» نیا داکوستا (در حال پخش در پرایم ویدیو)، غوطهور شدن در تنگنای یک رابطه، با برت گلدشتاین، در درام رمانتیک «همهی او به یاد میآورد» به عنوان یک اجرای تعیین کننده در اولین کارگردانی کریستن استوارت، «کرونولوژی آب» (در سینماهای لس آنجلس و نیویورک، در سراسر کشور در 9 ژانویه).
«شما می توانید این فیلم ها را بسازید که به سادگی خانه خود را پیدا نمی کنند، یا خانه مناسبی را پیدا نمی کنند. و این می تواند بسیار ویرانگر باشد. "من واقعاً خوش شانس هستم که هر یک از این پروژه ها مکانی را پیدا کردند که درک کردند آنچه در دست داشتند."
بودن در نگاه کریستن استوارت
در حالی که هر سه فیلم روحیهای مستقل داشتند، این «کرونولوژی آب» است که بزرگترین ناشناخته بود - اقتباسی جسورانه و تحریکآمیز از خاطرات لیدیا یوکناویچ درباره فرار از خانهای آزاردهنده، رؤیاهای برهمخورده از شنا کردن رقابتی با مواد مخدر و یافتن صدای رقابتی با الکل و الکل. پوتس گفت: "زندگی این شخص بسیار غنی از تناقضات و موفقیت ها و خرابکاری است. او به نوعی شبیه آب و هوا است." "این یک فیلم بسیار حاضر است، علیرغم این واقعیت که درباره خاطره و قاب بندی مجدد آن است. واقعاً در مورد حضور کامل، گاهی اوقات بیش از حد، مانند حضور شدید در نزدیکی زندگی و بدن یک نفر است."
شدت آن مستلزم اعتماد کامل به استوارت بود، هنرمندی که او را تنها از چند درجه دورتر از هم تحسین می کرد تا اینکه تصمیم گرفتند با هم غوطه ور شوند. او گفت که کار به پایان نمی رسد. همیشه پیامها و تماسها و ویدیوها پخش میشد. و همه چیز درست به نظر میرسید، همکاری خلاقانهای که او قبلاً هرگز تجربه نکرده بود.
پوتس گفت: «ما دو نفر فقط میدانیم چگونه این کار را انجام دهیم، یعنی کاملاً خود را در آن پرتاب کنیم. "مخاطرات برای یکدیگر بسیار بالا بود. ما نمیخواستیم دیگری را ناامید کنیم."
شخصی اخیراً چیزی به استوارت گفت که به نظر او بسیار روشنگر بود: وقتی پوتس را در فیلمی تماشا میکردند، هرگز این توشه را به همراه نمیآورند که بدانند پوتس در فیلمهای دیگری بازی کرده است. مثل این است که آنها همیشه دوباره او را ملاقات می کنند.
استوارت گفت: «به این دلیل است که او مانند یک «بازیگر» نیست. "او مانند این است که زندگی خود را به شما بدهد، و آن پر است و بسیار سخاوتمندانه ... شما واقعاً نمی دانید که قرار است به کجا برسد، زیرا او دارد، او برنامه ریزی نمی کند. او واقعاً در حال سقوط است."
استوارت گفت اگر تردیدی وجود داشت، هیچ راهی وجود نداشت که کارساز باشد. روی صفحه، پوتس فقط احساس می کند زنده است. و این دقیقاً همان چیزی است که استوارت به آن نیاز داشت: فردی که بداند چگونه زندگی کند، ناخودآگاه.
پوتس صحبت در مورد هنر بازیگری را کمی شرم آور و حتی بیهوده می داند. وقتی می شنود که کلماتی مانند "شجاع" در مورد عملکرد او به گوش می رسد، گیج می شود. او متعجب است؟
پوتس گفت: "این بدن من است، این صدای من است. این احساس بسیار آشکار است." "اما در همان زمان، میخواهی چه کار کنی؟ مثلاً، تو این یک زندگی را داری. و یک روز، اگر تا این حد پیش بروم، یک پیرزن خواهم بود و میگویم: "خوب است که کاری را انجام دادی که برایت مهم بود."در اکران جهانی فیلم در اوایل سال جاری در کن، هر دو استوارت میخواهند یکی دیگر را برای توت کنند. اوج بگیرید.
پوتس گفت: «ما واقعاً کاری انجام دادیم. "ما این کار را با تمام سلول های بدنمان انجام دادیم."
معتبر ماندن و یافتن افرادش
بازی در تجارت سینمایی با همه تناقضات بیشمارش سخت است و پروژههایی مانند «کرونولوژی» و «هدا» و «همه شما» هر روز پیش نمیآیند. به صبر و خودآگاهی نیاز دارد تا بفهمید چه چیزی برای شما مناسب است و چه چیزی مناسب نیست.
پوتس گفت: «این خلاقانه است و از یک جهت دلبخواه است، و از جهات دیگر بسیار، بسیار خاص و دقیق است. "شما در حال مبارزه با این نیروی ناشناخته و بسیار قابل تغییر هستید، که یک روند است. و شما سعی می کنید در مواجهه با آن معتبر بمانید."
او به شخصی مانند دوستش جسی آیزنبرگ که در یک فیلم سوپرمن ظاهر می شود و استوارت فکر می کند که با وجود "گرگ و میش" از "گرگ و میش" خارج شد و از کار شما خوب ساخته است تا چگونه با آن کار کنید و خوب کار کنید. مؤلفان
در ابتدای کارش، او خوشحال بود که کار را تا جایی که میتوانست برد، چیزهای جدید را امتحان کرد، به اصطلاح به دیوار رنگ انداخت و فهمید چه چیزی درست است و چه چیزی خوب نیست. و او به کارهایی نگاه میکند که ممکن است با همدلی مناسبترین نبودند. همچنین مهم است که یاد بگیرید از انجام چه کاری راضی نیستید.
او گفت: «مهم نیست که همه اطرافیان شما مانند «اما باید سرگرم کننده باشد»، مانند «به مهمانی برو!» باشند. "نباید این کار را انجام دهید، فکر نمی کنم. لازم نیست آنقدر ناراحت باشید. می توانید افرادی را که در همان صفحه هستید پیدا کنید."
اکنون او تصمیمی دارد که فقط با تجربه به دست می آید. پوتس گفت: "امروزه بازیگران شگفت انگیزی کار می کنند و چنین کارگردانان باورنکردنی. خیلی آسان است که یک جورهایی تسلیم شوید و مانند بقیه این کار را انجام می دهند، بنابراین حدس می زنم که من باید انجام دهم. بنابراین باید طلا را در ظرف دیگری قرار دهید." "پتانسیل بسیار زیادی برای ساختن آثار اصلی وجود دارد. دست کم گرفتن مخاطبان چیز بزرگی است. آنها بسیار باهوش تر و تخیلی تر از آن هستند که سیستم بداند با آن چه کار کند."
در مرحله بعدی، جرمی ساولنیر، کارگردان "اتاق سبز" او برای فیلم جدیدی با چیس سوئی واندرز و کوری مایکل اسمیت، ملاقات می کند. او گفت، مثل آمدن به خانه بود.
او گفت: «نمیدانم جایگزین چیست. "جایگزین این است که کاری را انجام دهید که مثل این است، آه، آنها شما را روشن کردند و شما شبیه یک سوپر مدل به نظر می رسید و به مدت 10 هفته چیزی نخورده اید و عکسی درست کرده اید که به نوعی بی ضرر است اما مردم گهگاه آن را تماشا می کنند. به نظر می رسد که من ترجیح می دهم کار دیگری برای امرار معاش انجام دهم."