گوگوش خواننده سرشناس ایرانی خانواده، تبعید و زندگی را در کانون توجه به یاد می آورد
دبی، امارات متحده عربی (AP) - برای گوگوش، مشهورترین خواننده ایرانی، زندگی همیشه از یک نوع یا آن شکل متعادل کننده بوده است.
از کودکی شروع شد و با پدر آکروباتش اجرا کرد که او را روی صندلی روی صندلی دیگری که فقط روی چانه اش قرار داشت تعادل می داد. سپس بعدها، به عنوان نماد صحنه و صفحه نمایش در سالهای آخر شاه، ظاهر و مدل موی او توسط زنان ایرانی کپی برداری شد که می خواستند بیشتر به «گوگوشی»، یک صفت فارسی که تماماً متعلق به خودش است، به نظر برسند.
سپس دههها سکوت پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 فرا رسید که از اجرا محروم شد، اما در سال 2000 به صحنه خارج از کشور بازگشت. و اکنون، با شروع یک تور خداحافظی، نویسنده را بهعنوان آخرین اختراع خود اضافه میکند، زیرا سرزمین مادریاش دوباره دستخوش تغییرات اجتماعی شده است.
این خواننده 75 ساله به آسوشیتدپرس گفت: «نمیدانستم که همه این چالشها و کشمکشها یک عمل متعادل کننده محسوب میشوند. "اگر منظور این است، پس بله، من تمام عمرم را صرف ایجاد و حفظ تعادل بین زندگی شخصی و زندگی هنری خود کرده ام."
«ما موفق بودیم!»
کتاب جدید این خواننده با نام فائقه آتشین، «گوگوش: صدای گناهکار» نام دارد. گوگوش در آن به کمک تارا دهلوی، یکی از نویسندگان، زندگیای را روایت میکند که هم توسط نیروهای سیاسی که ایران را در عصر مدرن تغییر دادهاند و هم زندگی شخصی پر فراز و نشیباش را روایت میکند.
اما همه چیز با اجرا در سنین پایین با پدرش صابر آتشین آغاز شد که این کتاب همراه با مردم ایران تقدیم شده است. گوگوش می گوید که فقط یک بار در برنامه سقوط کرده است، پدرش او را گرفته است. اما از اولین اجرا بالای صندلی، گوگوش در کانون توجه ظاهر شد.
او گفت: "آنها نفس خود را حبس کردند و در سکوت کامل منتظر ماندند." "همه ماهیچه های بدنم منقبض شدند. ثانیه ها مانند یک ابدیت بود. در نهایت بابا به آرامی شروع به پایین آوردن من به سمت زمین کرد. وقتی پاهایم زمین را لمس کردند، حضار قبل از اینکه با تشویق های خروشان بلند شوند آهی از دست دادند. من زنده مانده بودم. و ما ضربه خوردیم!"
گوگوش از جوانی شروع به خوانندگی و اجرای فیلم کرد. این شامل حضور دربار شاه محمدرضا پهلوی نیز میشود که بعداً به شدت بیمار شد و درست قبل از انقلاب 1979 از ایران گریخت.
گوگوش قبل از انقلاب علوفه روزنامه ایران بود. او که چهار بار در زندگی خود ازدواج کرد، زندگی شخصی او برای مدت طولانی جذاب بود. و در کتابش، او از سقط جنین و مبارزه با سوء مصرف مواد در اطراف و بعد از انقلاب، از جمله کوکائین آزاد و کشیدن تریاک می گوید. او قبل از اینکه تصمیم بگیرد تحت حکومت تئوکراسی تازه شکل گرفته به ایران برگردد، در یک نقطه در شهر نیویورک به خودکشی فکر می کند.
دهلوی، یکی از نویسندگان او گفت: «مواقعی این سوال را از شما میپرسیدم و میگفتم: «آیا مطمئن هستید که میخواهید این را به اشتراک بگذارید؟» "و شما همیشه می گفتید، "یا دارم داستانم را می گویم یا نمی گویم. باید همه چیز را بگویم."
بازداشت، آزار و اذیت و فرار
گوگوش در بازگشت به ایران خود را مورد آزار و اذیت حکومت دینی تازه قدرت یافته آن قرار داد که بر خانه اش حبس زد و توانایی او را برای صدور گذرنامه مسدود کرد. او گفت که مقامات او را از اجرا یا آواز خواندن منع کردند، و در یک مقطع او را زندانی کردند
اما او توصیف می کند که در حالی که سعی می کرد هویت خود را در ملاء عام یا در خلوت پنهان کند، مردم همیشه او را تشویق می کردند که دوباره بخواند تا صدایش را با وجود محدودیت ها و تهدیدها پیدا کند.
گوگوش گفت: «بعد از انقلاب، فشار روی من زیاد شد. «از آنجایی که فارسی زبان مادری من است و در ایران بزرگ شدهام، نمیتوانم خود را با زندگی در خارج از کشورم وفق دهم. این زندگی را نمیخواستم. امیدوارم بتوانم به نحوی برای مردم خودم، در داخل کشور خودم به اجرای برنامه ادامه دهم. و ایران را ترک کنند. او هرگز برنگشت، اما در 25 سال گذشته برای ایرانیانی که به همین ترتیب دلتنگ کشورشان هستند، در خارج از کشور اجرا داشته است.
تندروهای اسلامی در داخل ایران هنوز او را محکوم میکنند، بهویژه پس از موزیک ویدیوی سال ۲۰۱۴ درباره عشق همجنسگرا، که مجازات آن اعدام در کشور است.
زنان ایران به طور فزاینده ای حجاب را کنار می گذارند
کتاب جدید گوگوش و تور خداحافظی او در زمان تغییر در ایران برگزار می شود. زنان ایرانی بیشتر و بیشتر از حجاب یا حجاب اجباری این کشور صرف نظر می کنند. مرگ مهسا امینی در سال 2022 و اعتراضات سراسری که به دنبال آن زنان خشمگین از هر سن و دیدگاهی را به دنبال داشت، به گونهای که مسائل کمی از زمان انقلاب تاکنون وجود داشته است.
اما در همین حال، اقتصاد ایران تحت تحریمهای بینالمللی به خاطر برنامه هستهایاش همچنان تحت فشار است. حکومت دینی آن در پی جنگ 12 روزه با اسرائیل به اعدام مردم ادامه می دهد و در عین حال به طور فزاینده ای روشنفکران و دیگران را با دستگیری هدف قرار می دهد.
گوگوش گفت: «ما شاهد مبارزه جوانانمان، به ویژه زنان هستیم که برای ابتدایی ترین حقوق خود، از جمله انتخاب لباس، ابراز آزادانه هنر خود در صورت داشتن استعداد هنری، و داشتن یک زندگی عادی مانند مردم سایر نقاط جهان، مبارزه می کنند.
"مردم در کشور من در تلاشند تا به خانوادههای خود یک زندگی معمولی بدهند. آنها برای آب سالم، هوای پاک و زمینی که بتوانند در آن زندگی کنند مبارزه میکنند. جوانان ما بدون اینکه از جوانی خود لذت ببرند پیر شدند. مردم ما باید به این چرخه دردناک پایان دهند و آزادیهایی را که هر انسانی لایق آن است به دست آورند."
اما از او پرسیده شد که برنامههای او چه بوده است، یک بار دیگر امکان بازگرداندن تور او به صحنه باز شد.
او گفت: «در طول زندگیام تقریباً هرگز نتوانستم برای آیندهام برنامهریزی کنم. همه چیز به سادگی برای من اتفاق افتاده است. ما 47 سال است که زندگی خود را کنترل نکرده ایم. هر آنچه که ما برنامه ریزی کرده بودیم هرگز اتفاق نیفتاد و هر آنچه اتفاق افتاد هرگز توسط ما برنامه ریزی نشد. من هم از این قاعده مستثنی نیستم و انتظار دارم به همین شکل به زندگی ادامه دهم.
او افزود: با این حال ترجیح می دهم کار هنری خود را برای روزی رها کنم که جمهوری اسلامی دیگر در کشورم وجود نداشته باشد.