جیمز کامرون خلق و خوی خود را تعدیل می کند و ناوی درونی خود را کانالیزه می کند
زمانی که جیمز کامرون در سال 1998 اسکار را برای "تایتانیک" - حماسی که او آن را "رومئو و ژولیت" نامید، اما خیس شد - روی صحنه برخاست و گفت که او "پادشاه جهان" است.
لبخند بزنید.
رفتن بیش از حد، شیوه زندگی آقای کامرون است. بسیاری در هالیوود انتظار داشتند که فیلم کشتی غرق شده او، فیلم جدید فاکس، «کلئوپاترا» باشد که 200 میلیون دلار غرق شد. یک سال قبل از انتشار، مجله تایم در یک عنوان جلد، "GLUB، GLUB، GLUB…"
منکران اشتباه کردند. جانت مازلین در هو برای نیویورک تایمز، "تایتانیک" را "منظره ای به اندازه دریا" نامید. او همچنین خاطرنشان کرد که آقای کامرون داستان خودش را در این فیلم تعریف میکند - «دسترسی متکبرانه به عظمت در برابر همه شانسهای معقول»، غرور متحیر میشود، ایکاروس ردوکس.
در موزه سرگرمی Lightstorm خود در استودیو ساحلی منهتن، جنوب هالیوود، کارگردان، نویسنده، هنرمند و کاشف به من گفت: اگر او آنها را مهندسی کرده بود، کار می کرد.
او گفت: «من از موم استفاده نمی کردم.
علاوه بر این، او با فلسفه نیکلای گوگول موافق است: «موانع بال های ما هستند. "و من از این موضوع بسیار بسیار آگاه هستم. من در واقع بسیار محتاط هستم. من یک برنامه ریز بسیار بسیار دقیق هستم. من خودم را با بهترین افراد احاطه کرده ام. آنها را تشویق می کنم و از آنها می خواهم که سطوح عمیق برنامه ریزی را که من انجام می دهم انجام دهند."
ما با مدل هایی از آنچه او خلاقیت های "تکنولوژی نوآر" خود می نامد احاطه شده ایم. در اینجا آرنولد شوارتزنگر به عنوان شخصیت اصلی فیلم Mr. موفقیت کامرون در سال 1984، "نابودگر"؛ این ملکه بیگانه لزج است که با ریپلی خشن با بازی سیگورنی ویور در فیلم موفق علمی تخیلی «بیگانه ها» در سال 1986 درگیر می شود. در اینجا مدلهایی برای جنگجویان آبی ناوی در ماه درخشان پاندورا در «آواتار» وجود دارد، نقشهای عاشقانه ای که سم ورثینگتون و زویی سالدانا بازی میکنند.

قبل از اولین باری که Park در "Avatar0" ظاهر شد، "S2tirh0" اولین بار ظاهر شد. آن را به عنوان "رقص با اسمورف ها" است. اما از آنجایی که سومین قسمت از مجموعه مگا هیت در این ماه منتشر می شود، با زمان 3 ساعت و 17 دقیقه - فقط 3 ساعت و 7 دقیقه بدون تیتراژ، او به من اطمینان می دهد - آقای کامرون آخرین خنده را دارد.
او ممکن است همانطور که می گوید از زرق و برق هالیوود، زرق و برق و زرق و برق بیزار است. اما او در اینجا پادشاه جهان است. ایمان به توانایی تجاری او آنقدر زیاد است که گلدن گلوب «آواتار: آتش و خاکستر» را نامزد «بهترین دستاورد سینمایی و باکس آفیس» قبل از اکران آن در 19 دسامبر کرد.
با کوچک شدن اکران و ناپدید شدن سینماها، آقای کامرون بزرگتر می شود. با افزایش محتوای بازخوانی و پخش متوسط، او منحصر به فردتر و خیال پردازانه تر می شود.
قبل از اینکه ثابت کند می تواند حماسه های خود را ارائه دهد، با سران استودیو عصبی زیادی درگیر بود. اما اکنون رابرت ایگر، مدیر ارشد اجرایی. از دیزنی، که بر فرانچایز نظارت دارد، میگوید که او از آقای کامرون «تعجب» دارد. آقای ایگر گفت: "او بلندپروازترین فیلمسازی است که تا به حال ملاقات کرده ام." "او بزرگ فکر می کند و بزرگ اجرا می کند."
آقای کامرون در 71 سالگی سه فیلم از چهار فیلم پرفروش تاریخ را به خود اختصاص داد: "آواتار" (2.9 میلیارد دلار)، "آواتار: راه آب" (2.3 میلیارد دلار) و "تایتانیک" (2.3 میلیارد دلار). با «آواتار: آتش و خاکستر»، او به زودی می تواند چهار نفر از پنج نفر برتر را داشته باشد. («انتقامجویان: پایان بازی»، دومین لیست، انحصار کامرون را از بین میبرد.) او برنامههایی برای دو قسمت دیگر از عشق و جنگ در پاندورا دارد - و قول داده است که نه. 4 که برای اکران در سال 2029 برنامهریزی شده است، "یک کورک" خواهد بود.
او به "آواتار" به عنوان یک حماسه خانوادگی مانند "پدرخوانده" با درام بین نسلی و قبیلههای متخاصم فکر میکند.
فیلمها در قرن بیست و دوم اتفاق میافتند، اما دارای یک گاوچران در مقابل هندیها، مضمون انسانهای بدجنس و آدمهای بدجنس است. آقای کامرون گفت: «بدیهی است که ما چیزهای زیادی از آناتومی و رفتار گربه سانان گرفتیم.» ما یک واژگان کامل برای دم نیتیری داریم.» نیتیری با بازی خانم سالدانا، یا همان طور که کارگردان او را «جوجه آبی» می نامد، شاهزاده خانم قبیله ای است که عاشق آواتار تسمه ای جیک سالی (آقای ورتینگتون) می شود که شکل انسانی او یک تفنگدار فلج شده است.
آقای. کامرون میگوید که مضامین او تاریکی و روشنایی درون ماست و اینکه چقدر بیرحمانه با سیارهمان رفتار میکنیم. "چرا ما با زمین مانند یک توالت رفتار می کنیم؟" او پرسید.
او گفت: "نه،" او به آنها گفت. به همین دلیل است که فیلم را میسازم.
او برای من توضیح داد: «من آن را بیشتر بهعنوان یک فانتزی تمثیلی میدانم تا یک داستان علمی تخیلی سخت، که در آن ناویها خود بهتر ما هستند و انسانهای درنده شرکت بدترین خود ما هستند.»
چرا ناوی را آبی کرد؟
او با خشکی پاسخ داد: «خب، زیرا رنگ زرد توسط «سیمپسونها» گرفته شده است.»
A 2009 نمایه نیویورکر خاطرنشان کرد که آقای کامرون "توانایی عجیبی در وادار کردن مردم به دیدن شکست او داشت." همانطور که معلوم است، مرد بسیار بزرگ است که شکست بخورد. و بیش از حد با استعداد. او در عین حال یک داستان نویس قدیمی و یک آینده پژوه گونگ هو است که اگر مجبور شود، فناوری مورد نیاز خود را برای تجسم دنیای تخیل تب دار خود ایجاد می کند.
او دوست دارد به فیلمسازان دیگر توصیه کند: "در عرضه خود زیاد نباشید." اما برای ایجاد جهان، گونه ها و زبان خود باید بسیار بالا پرواز کنید.
Mr. کامرون گفت که اگر پدر پنج فرزند (اکنون همه بزرگسالان) نبود هرگز نمی توانست دنباله های «آواتار» را بنویسد. پدر و مادر به او یک فلاش بک به «سالهای مضطرب نوجوانی خودم» داد.
او گفت: «هیچوقت از سوی کوچکترینم مورد هق هق قرار نمیگرفتم، اما آنها شیوههای خاص خود را برای نمایش دارند. من به شدت در را به هم میخوردم و چشمها را میچرخانم.» تلاشهای او برای اقتدارگرایی بیشتر با شکست مواجه شد. او گفت: «اولین چیزی که وقتی بچه دار میشوی این است که نمیتوانی کارگردان شوی.
برای «آواتار»، او پیشگام جلوههای بصری دیدنی و فنآوری موشن کپچر بود و نوعی پنتیمانتو را توسعه داد که در آن بازیگران با لباسهای شلواری اسپندکس با نقاطی که با قلم آرایش روی صورتشان اعمال میشد، بازی میکردند. دوربینهایی که به کلاه خود بستهاند، حرکات صورت آنها را ردیابی میکنند. آقای کامرون با تیم جلوههای ویژهاش، همه آن دادهها را به نرمافزار میدهد تا ماهیچههای شخصیتهای کامپیوتری را با حرکات و بیان بازیگران مطابقت دهد. امتیاز چند میلیارد دلاری او.اعتبار...مارک فلمن/استودیوی قرن بیستم
به گفته جوون، جوون برنده جلوههای بصری فیلم، آثار کلوزآپ فیلم آکادمی هستند. «جایی که زندگی میکنی و میمیری»: اگر احساسات ناوی با بازیگران مطابقت ندارد، «باید به عقب برگردی و بفهمی چه چیزی اشتباه است.»
آقای. کامرون ممکن است یک پیشگام در فناوری باشد، اما او اعتراف می کند که "ساده ترین برنامه هایی که کوچکترین بچه های من استفاده می کنند، نمی دانم از کجا شروع کنم."
او از زمان کودکی علاقه زیادی به داستان های علمی تخیلی داشت، موجوداتی ترسناک مانند دراکولا، و بیگانگان از دنیاهای دیگر را ترسیم می کرد. او از مادرش الهام گرفت که آبرنگ نقاشی میکرد و او را به موزههای هنر و تاریخ طبیعی میبرد تا ساعتها متوالی طراحی کند. (نمایشگاه از هنر سوررئالیستی او اکنون در جهان سفر می کند.)
مادرش از او الهام گرفت تا برخی از قوی ترین شخصیت های زن تاریخ را بنویسد. او گفت که پدرش «مهندسی عملگرا بود که دنیا را از دریچه نظم دکارتی میدید» و با خلق و خوی پسرش بهعنوان «هنرمند، درونگرا، خیالپرداز» مشکل داشت.
او گفت: «این همیشه بین ما یک انشعاب بود. کتابها را در سطل زباله بیندازید.»
Mr. کامرون آن طرف خود را برای نوشتن پسر نوجوان ناوی، لواک، که تلاش می کند توسط پدرش «دیده شود» ریخت. کری، دختر نوجوانی که با بازی خانم ویور بازی میکند، همچنین آقای ویور را منعکس میکند. کامرون در نوجوانی، «در ذهنم، در دنیایی از تخیل زندگی میکردم، بیشتر در خانه با جنگل تا با مردم زندگی میکردم». اولین مورد زمانی رخ داد که او نقشه های پدرش را برای یک پناهگاه در معرض خطر پیدا کرد. سپس زمانی بود که پدرش خانواده را با یک قایق کوچک به رودخانه نیاگارا برد که بنزین آن به طور خطرناکی در نزدیکی آبشار نیاگارا شناور شد.
Mr. کامرون در کودکی آزمایش هایی انجام داد. ربکا کیگان، زندگینامهنویس او مینویسد: «یک بار یک حمام کوچک با یک شیشه سس مایونز و یک سطل رنگ ساخت، یک موش را در شیشه داخل سطل گذاشت و سطل را از روی یک پل به پایین نهر چیپاوا پایین آورد. موش شوک خوبی دریافت کرد اما زنده ماند.
دانش علمی و پاسخهای متفکرانه او - او دو نمره را رد کرد - او را به محبوب ترین جوک ها تبدیل نکرد. او به یاد میآورد: «آنها فقط منتظر میماندند تا من در سالن بیرون بیایم و سپس کتابهایم را از راه پلهها پایین میریزم و چرندیات را از من بیرون میریزم. اما او خودش تبدیل به یک جوک شد و با خوشحالی از غواصان غواصی غواصی آزاد میکرد.
یک کاوشگر بیامان و ماجراجوی بیرحمانه که او را به کاوشگر میگوید مریخ "یک سیاره مزخرف")، آقای کامرون برای "تایتانیک" و مستند "آخرین اسرار تایتانیک" در سال 2005، شناورهای زیردریایی را به محل استراحت نهایی تایتانیک برد. او بعداً برای مستند «جیمز کامرون: سفر به پایین زمین» در سال 2012، یک شناور - که در طراحی آن کمک کرد - به سنگر ماریانا در اقیانوس آرام، در شرق جزایر ماریانا برد. فیلمهای «آواتار».
بر خلاف تمایل علمیاش، آقای کامرون گفت که رویاها الهامبخش «نابودگر» و «آواتار» هستند و او میخواهد این حس را ایجاد کند که مخاطبان در حال رویاپردازی با آخرین سریالهایش هستند. این مارمولک های کوچک در حال چرخش را لمس کنید و روشن کنید، و همه اینها در فیلم است.» "وقتی از خواب بیدار شدم بسیار هیجان زده بودم. یک طرح پاستیل روغنی کشیدم." اگرچه پاندورا توهم زا به نظر می رسد، اما وقتی آن را تجسم کرد، مواد مخدر مصرف نمی کرد. او گفت: «ببین، من در دانشگاه کمی اسید مصرف کردم، اما این بخشی از زندگی من نیست. "من این رویاها را می بینم که به طرز دیوانه کننده ای واضح هستند. گاهی اوقات، آنها آنقدر قانع کننده یا آنقدر احساسی هستند که من متزلزل از خواب بیدار می شوم، نه لزوماً حتی در حالت کابوس. گاهی اوقات، از زیبایی بیدار می شوم."
او در کاپوسکاسینگ، انتاریو به دنیا آمد، زمانی که در دبیرستان تحصیل می کرد، پس از اینکه پدرش در آنجا مشغول به کار شد، به شغل مهندسی رفت. او برای پرداخت هزینه کالج فولرتون (که اکنون دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، فولرتون نامیده می شود) به عنوان ماشین آلات کار می کرد، اما پس از یک سال تحصیل را رها کرد و به عنوان راننده کامیون و سرایدار مشغول به کار شد.
او در مورد تحصیلات خود در سینما گفت: «من کاملاً خودآموز بودم. "من فقط به U.S.C رفتم و در زمان خودم درس خواندم. ثبت نام نکردم. فقط به صورت مخفیانه وارد شدم، به کتابخانه رفتم و همه چیز را مطالعه کردم."
اولین حامیان جاه طلبی های سینمایی او دسته ای از دندانپزشکان اورنج کانتی بودند که به یک سرپناه مالیاتی نیاز داشتند. او یک شرکت فناوری جلوه های بصری را در سال 1993 تأسیس کرد و درمانی برای «آواتار» به عنوان اولین پروژه بالقوه آن نوشت. اما فیلم سه بعدی بزرگی که او در نظر داشت در آن نقطه فراتر از قابلیت های تکنولوژیکی اش بود.
بعد از اینکه «تایتانیک» به اولین فیلمی تبدیل شد که در سال اول اکرانش بیش از یک میلیارد دلار فروش کرد، او تا حد زیادی به هالیوود پشت کرد تا به کاوش و غواصی در اعماق دریاها برود. او سرانجام در سال 2005، نزدیک به هشت سال پس از اولین نمایش "تایتانیک" بازگشت.
او درمان "آواتار" خود را آغاز کرد. او گفت: «راستش را بگویم فراموش کرده بودم. "من آن را دوباره خواندم و فکر کردم، "لعنتی، بد نیست."
او گفت: «ما چیزهای زیادی در مورد نحوه درک ذهن از سه بعدی یاد گرفتیم. سپس کلاه علمی خود را گذاشت تا کمی توضیح دهد: "ما در قشر بینایی خود سه بعدی می سازیم. در انفجار کامبرین، زمانی که همه فیلاهای مختلف 540 میلیون سال پیش از هم جدا شدند، همه چیز از آن نقطه به بعد دو چشم داشت. هر تریلوبیت، هر دوزیست که به زمین خزیده بود. اگر واقعاً به آن نیاز نداریم، اگر واقعاً به آگاهی ما متصل نیست؟ من مدام می گویم که 540 میلیون سال تکامل به من می گوید که در نهایت سه بعدی راهی است که ما سرگرمی هایمان را مصرف می کنیم.»
او می خواهد تماشاگران را به سواری دیزنی لند ببرد - همانطور که خودش می گوید، برای زوجی که یک پرستار بچه استخدام کنند و هزینه پارکینگ را بپردازند، ارزشش را داشته باشد.
او گفت.
هنگامی که او یک بازیکن شد، زندگی خانگی او اغلب به سختی و هیجانانگیز بودن زندگی کاریاش بود، او روابط خود را در سطح چشمی دوست دارد الهام بخش سارا کانر، قهرمان "نابودگر" است. سپس سه ازدواج با برخی از قویترین زنان هالیوود انجام شد: تهیهکننده گیل آن هرد، نویسنده همکارش در «نابودگر». کارگردان کاترین بیگلو، که در فیلمهای «روزهای عجیب» و «نقطه شکست» با او کار کرد. و لیندا همیلتون، ستاره عضلانی فیلم "ترمیناتور". از سال 2000، آقای کامرون با سوزی آمیس کامرون، بازیگر و فعالی که نقش نوه رز را در فیلم «تایتانیک» بازی کرد، ازدواج کرده است. کامرون به همراه همسرش سوزی آمیس کامرون، در اولین نمایش «آواتار: آتش و خاکستر» در اول دسامبر. آزادانه اعتراف می کند که در آغاز کار خود یک "احمق" و "یک دیکتاتور قلابی" بوده است. او به طعنهآمیز بودن و گاز گرفتن، بهویژه برای خدمهاش شهرت داشت. داستان "دروغ های واقعی" در واشنگتن دی سی می گذرد تا برخی دیگر از بازیگران را در حال گشت و گذار در کاپیتول کند.
داستان های سختی ها و انفجارهای چهارمین فیلم او به عنوان کارگردان، "The Abyss" - حماسه ای چالش برانگیز در زیر آب که خدمه آن را "سوءاستفاده" نامیدند - آزاردهنده بود. این در یک مخزن با 7.5 میلیون گالن آب ساخته شد. آقای کامرون اذعان کرد: «به طور بالقوه میتوانست برای مردم بسیار خطرناک باشد. او گفت: «او یکی از دو نفری است که من تا به حال اخراج کردهام.
اما او مدعی شد که هیچ آسیب جسمی جدی وجود ندارد، زیرا در فیلمهای قبلی یاد گرفته بود که چقدر سریع همه چیز «میتواند گلابیشکل شود» مگر اینکه او «عجیب آمادگی» باشد. من نیاز داشتم که مستقیماً مسئولیت ایمنی همه افراد حاضر در مجموعهام را بر عهده بگیرم، نه اینکه فقط حرف یک هماهنگکننده بدلکاری یا ناظر جلوههای عملی یا دستیار کارگردان را بپذیرم.
تا به امروز، آقای کامرون به اینکه میتواند هر کاری را در صحنه فیلمبرداری انجام دهد، تا میکآپها، معروف است. او درباره صحنه عاشقانه معروف روی کمان تایتانیک با رز و جک گفت: "این یک بوسه بسیار تمرین شده بود. یادم می آید که لب ها را روی انگشت شست و بند انگشتم کشیدم. گفتم، "باشه، قرار بود این کار را انجام دهیم، و بعد کمی کاوش خواهیم کرد، و بعد این اتفاق می افتد." بازی کنید."
زوزه های درد و خشم افرادی که روی فیلم های او کار می کردند در سرتاسر هالیوود شنیده شد. در گلدن گلوب 2013، امی پولر، مجری همکار، با شوخی که به خرج خود انجام داد، پس از اینکه گفت که خانم بیگلو نامزد دریافت فیلم «زیرو تاریکی سی» شده بود، در پاکستان صحنههایی از شکنجه را در بر میگرفت. زایمان، "من به خانمی که سه سال با جیمز کامرون ازدواج کرد اعتماد دارم."
آقای. کامرون آن شب آنجا نبود، اما حالا میگوید: «این اظهارات امی پولر یک کنجکاوی جاهلانه بود، در رویدادی که قرار است جشن سینما و فیلمسازان باشد، نه کباب. هستم یا چگونه کار می کنم."
Mr. کامرون و خانم بیگلو در سال 2010 در بخش بهترین کارگردانی در اسکار به مصاف یکدیگر رفته بودند. آقای کامرون برای «آواتار» نامزد شد، اما خانم. بیگلو با «قفسه صدمه دیده» پیروز شد و اولین زنی شد که جایزه کارگردانی را برد.
آقای کامرون گفت: «اولین کسی بودم که روی پاهایم کف زدم»، اگرچه آرزو داشت آکادمی «عشقش را به اشتراک بگذارد» و به خانم بیگلو بهترین کارگردانی و بهترین فیلم «آواتار» را بدهد. («قفسه صدمه دیده» در مجموع برنده شش جایزه اسکار شد، از جمله بهترین فیلم.)
او گفت: «کاترین و من فکر میکردیم کل فراروایت اطرافمان بسیار خندهدار است. "من کمی نگران بودم که این فقط اعتبار او را به عنوان یک فیلمساز از بین ببرد. شروع شد به گفتگویی که درباره فیلم او نبود و هر دوی ما را آزار می داد." او گفت که آنها هنوز هم در مورد پروژه ها به یکدیگر مشاوره می دهند و او را "شخصی قابل توجه" می نامند.
کیت وینسلت و کیت وینسلت، بعد از آزادی آقای Camitan، در مورد کیت وینسلت، در مورد کسی صحبت کردند. درخواست های چالش برانگیز او - دو بار در طول فیلمبرداری، او گفت که احساس می کرد در حال غرق شدن است - اکنون با شور و شوق در مورد همکاری با او در فیلم های "آواتار" صحبت می کند.
او در مورد فیلمبرداری "تایتانیک" گفت: "واقعاً صادق باشید،" "لحظه هایی بود که او برای لحظات سختی فریاد می زد." اما، او افزود، "من نمی دانم که واقعاً احساس کردم که تقریباً بمیرم."
آقای. کامرون که خانم وینسلت بداخلاق و اشتیاق او به آماده سازی را می ستاید، گفت: "او هرگز در خطر نبود، اما ممکن است احساس کرده باشد که هست."
در اوایل فیلمبرداری که لئوناردو دی کاپریو به او پیوست، به کارگردان پیشنهاد کرد که کمی درگیری سکسی را به رابطه رز و جک اضافه کند. خانم وینسلت که در آن زمان 20 ساله بود، گفت: بچه ها، اساسا، اما او آن را در فیلمنامه قرار داد. "اما از آن زمان، او نسبت به کسی که سعی می کند ایده ای در مورد اینکه چگونه چیزی بهتر است ارائه دهد بسیار بازتر است، بسیار کمتر مقاومت می کند."
Mr. جان لاندو، تهیهکننده قدیمی کامرون، سال گذشته درگذشت، و وقتی خانم وینسلت به او پیشنهاد داد که در هیئت صداپیشگی حضور داشته باشد، کارگردان موافقت کرد و از او خواست قسمت اولیه «آواتار: آتش و خاکستر» را تماشا کند و به او مشاوره دهد.
خانم وینسلت گفت: «حالا این یک جیم متفاوت است.
ویور، یکی دیگر از اعضای ثابت کارگردان، نیز یک تحسین کننده است. پس از «بیگانهها»، در طول جشنواره فیلم ونیز، او متوجه شد که در حال شام با مرد جذابی بود که به سختی میشناخت.او گفت: «او مانند آن کارگردانی نبود. او بسیار بامزه و شوخ بود. من میتوانم بفهمم که چرا آن مرد در طول «بیگانهها» نمیتوانست بیرون بیاید، زیرا فیلمبرداری سختی بود، مخصوصاً برای او. بگذارید اینطور بگوییم: خوشحالم که «The Abyss» را با او فیلمبرداری نکردم.
او بهعنوان یک سرگرد انگلیسی، میگوید که او هرگز فیلمنامهای را «یک هیولا نیست، بلکه یک هیولا» نکرده است. "او بهترین نویسنده در بین هر نویسنده و کارگردانی است که من می شناسم."
وقتی او را دید که با یک بازیگر جوان در فیلم "بیگانه ها" که با وسایل غیرقابل تحمل مشکل داشت سخت می گیرد، "به نوعی به او برخورد کردم و گفتم: "می دانید، وقتی سر بازیگری فریاد می زنید، سر همه ما فریاد می زنید، پس درک کنید که او در حین انجام این کار بسیار سخت بود. آن طور که می خواهید بسازید.»
او توصیه او را پذیرفت. خانم ویور گفت: "او پسر خوبی است." لانگ که نقش سرهنگ کواریچ شرور را بازی می کند، گفت که آقای کامرون زیادی را در شخصیتی که بازی می کند می بیند. او گفت، مانند کارگردان، کواریچ "تیز مانند یک چاقو است، با لبه ای عالی برای او". آقای لنگ که در سپیده دم قبل از شروع فیلمبرداری روز با کارگردان کیک بوکس می کرد، گفت که متوجه تغییراتی در آقای کامرون شده است.
آقای لنگ گفت: "من می گویم بخشی از جیم وجود دارد که در طول سال ها خمیر شده و سبک شده است." "من فکر می کنم او یک دوره خودسازی را آغاز کرده است، و من نمی گویم که این در واقع یک کار آگاهانه است که او انجام داده است؛ من فقط فکر می کنم که او به نوعی به این سمت طراحی شده است."
کامرون مطمئن نیست که دلپذیر است.
"شاید مارین کردن اصطلاح خوبی باشد، درست است؟" او گفت. "اینطور نیست که من در تمام طول روز جیغ می زدم. اما هر چند وقت یکبار. همه حق دارند یک روز بد داشته باشند. اگر کار را انجام نمی دهید، پس از سر راه من بروید."
او گفت که در فیلم های اولیه اش تقویت مثبتی دریافت کرد "به خاطر از دست دادن عصبانیت من برای انجام چیزی" به سرعت یا به درستی گفت. اما پس از اینکه سالها را در سفرهای زیر آب گذراند و با همرزمانش در موقعیتهای مرگ یا زندگی ارتباط برقرار کرد، متوجه شد که برای حل مشکلات به احترام تیم نیاز دارد.
او گفت: «با رفتن به «آواتار»، فقط به همه چیز متفاوت نگاه کردم. "مثل این است که، خوب، فیلم مهم ترین چیز نیست. نحوه رفتار شما با مردم و فرآیند خلاقانه مهم ترین چیز است. به احتمال زیاد، فیلم بهتری از آن بیرون خواهد آمد زیرا شما سر مردم فریاد نمی زنید، بلکه آنها را تشویق می کنید تا بهترین های خود را ارائه دهند."
آقای. کامرون هنگام دیدار با ران هاوارد در صحنه فیلمبرداری یک اتفاق دیگر داشت: او گفت: "تو مثل این هستی، وای، او با مردم خوب رفتار می کند." از آن زمان تاکنون دو دهه را صرف کردهام تا با ران هاوارد درونیام ارتباط برقرار کنم.
از کارگردان پرسیدم که از پنج بار ازدواج چه چیزی یاد گرفته است.
او گفت که در چهار ازدواج اول خود در "مرحله قضاوت" بوده است. نگرش قدیمی او این بود: «بسیار خوب، تا زمانی که رضایتبخش باشد، این کار را انجام میدهم، و وقتی این کار را نمیکند، پس فراموشش کن، کارمان تمام است.»
او افزود: «من در واقع یک زوج درمانگر داشتم - از جمله یکی از بهترینهای این تجارت - چیزی به من میدهند که به هر مرد متاهلی بگویم، که این است: میتوانی درست باشی یا میتوانی ازدواج کنی.» او افزود: "مردان در واقع قابل آموزش هستند."
او 25 سال با خانم آمیس کامرون بوده است. وقتی متوجه شد که او از واکنش او به لحظات جدی با طنز بیرحمانه خوشش نمیآید، تغییر کرد. او گفت: «به نظرم دیدن سوزی واقعاً از تعاملات ما لذت می برد، رضایت بخش است، زیرا من کمی متفکرتر هستم.
او گفت که همچنان با همسران سابقش در ارتباط است. او با خانم همیلتون یک دختر و از خانم آمیس کامرون دو دختر و یک پسر دارد. آنها سرپرست دایمی سومین دختر نوجوان، دوست دخترشان شدند.
از آقای کامرون در مورد هولناکی هالیوود در آقای. کامرون دوست ندارد که شرکت ها یکدیگر را ببلعند و خلاقیت را از دست بدهند. اما او از آقای الیسون که یکی از تهیه کنندگان دنباله 2019 «ترمیناتور: سرنوشت تاریک» بود. آقای کامرون گفت: «هرگز احساس نکردم که مجبور باشم بیصدا چشمهایم را بچرخانم و ایدههای رئیس استودیو را پس بزنم. "ایده های او بسیار محکم بود."
آقای. ساراندوس گفته است که "عمیقا متعهد" به پایبندی به اکران های تئاتری است. اما آقای کامرون با این ادعای آقای ساراندوس در سال گذشته که فیلمهای بزرگی مانند «باربی» و «اپنهایمر» در پردههای کوچک هم خوب عمل میکردند، مخالف بود. (آقای ساراندوس وقتی گفت که پسرش که یک تدوینگر فیلم است، برای اولین بار فیلم «لارنس عربستان» را از طریق تلفن خود تماشا کرده است، موجی شوک در صنعت ایجاد کرد.)
برای آقای کامرون، صفحه نمایش بزرگ بوم نقاشی او است و سالن سینما محل نمایش اوست. انتخاب.
«شما نمیتوانید در جایی که او در سینما میگویید عمق تجربهای را که در سینما ندارید، کنترل کنید.» "شما ریموت ندارید. نمی توانید آن را مکث کنید. یکی از اعضای خانواده نمی تواند آن را مکث کند تا بتوانند به دستشویی بروند یا بروند یک پیتزا سفارش دهند. یا شب بعد ادامه دهند. سپس این یک تجربه تکه تکه و شکسته است، مانند تمام تجربیاتی که در زندگی خود از سر می گذرانیم، و در تمام طول روز پیمایش می کنیم."
Mr. کامرون در هیئت مدیره Stability AI، یک هوش مصنوعی مولد است. شرکتی که با شرکت های فیلمسازی همکاری می کند. اما او نگران طلوع ابر هوش مصنوعی است.
او گفت: «این واقعیت که میلیاردها دلار برای انجام کاری که ممکن است برای نسل بشر خودکشی باشد صرف میشود برای من دیوانهکننده است.
ما در مورد ورود OpenAI سام آلتمن به «اروتیک» و «Elonly Music» صحبت کردیم. href="https://www.nytimes.com/2025/10/06/technology/elon-musk-grok-sexy-chatbot.html" title="">همراهان xAI. آقای کامرون گفت: "هر فناوری جدید یا به سلاح تبدیل می شود یا برای رابطه جنسی استفاده می شود - نه لزوماً به این ترتیب." بازیگر زن، زیبایی جوانی که نیازی به بوتاکس یا حمام ندارد؟
آقای کامرون گفت: «موضوع این است که یک بازیگر فقط نقش بازی نمیکند. او گفت: «آنها نقشی را با تجربه زندگی خودشان القا میکنند.»
او گفت: «کاملاً به قدرت علم، به عنوان یگانه راه رسیدن به حقیقت» معتقد است و نگران است که «به علم پشت کنیم و وارد عصر تاریک جدیدی از تفرقه و خرافات شویم». بنابراین از او پرسیدم که آیا او جلد رابرت اف کندی جونیور را در نقش "قدرتمندترین مرد جهان" دیده است یا خیر. علم."
او ممکن است ارزش 800 میلیون دلاری داشته باشد، اما او گفت که به سادگی از پاندوران ها الهام گرفته است. او خاطرنشان کرد: "این کاملا ریاکاری است که به دنبال یک زندگی متعادل، و ردپایی ملایم تر بر جهان طبیعی باشیم، در حالی که زندگی هولناکی با مصرف آشکار داشته باشیم." او گفت: "آخرین باری که بررسی کردم، ما بزرگترین ارائه دهنده براسیکا، گل کلم، کلم بروکلی، کلم پیچ، رومانسکو، در نیوزیلند بودیم." ما دام نداریم.» او میگوید: آنها در ولینگتون هم جایی دارند، «خانهای ساده در یک خیابان حومه شهر». او یک کیا ریو 2012 کارکرده چهار سیلندر خرید. "بدون مرسدس، بدون لامبورگینی." او همچنین خانه ای در آستین دارد.
او پس از انتخاب مجدد جورج دبلیو بوش، درخواست خود برای شهروندی آمریکا را پس گرفت و طرفدار آقای ترامپ نیست. او گفت: «در حال حاضر حضور در آمریکا را از دست نمیدهم تا زمانی که اوضاع تغییر کند.
او فیلمهای خشونتآمیز معروفی ساخته است، بنابراین از او پرسیدم که در مورد سطح خشونت در جامعه آمریکا در حال حاضر چه فکری میکند.
«من از خشونت اسلحه در ایالات متحده وحشت زدهام، و اکنون رویکرد سنجیدهتری نسبت به اسلحه در نظر گرفتهام، نه اینکه او در فیلمسازی من به شدت از آن استفاده کنم. دومین و سومین فیلم از مجموعه "آواتار"، از جمله صحنه ای که جیک سالی قبایل ناوی را مسلح می کند.
در دهه 90، Mr. کامرون به مدت سه سال در تیراندازی آموزش دید تا برای فیلم هایش تحقیق کند و "برای دفاع از خود صاحب سلاح گرم بسیار مسئولیت پذیر باشد. من به حق داشتن سلاح گرم اعتقاد دارم، اما معتقدم که قوانین اسلحه در آمریکا به طرز بی منطقی ضعیف است." او گفت که نیوزیلند قوانین ایمنی بسیار بهتری برای اسلحه دارد.
Mr. کامرون می گوید که او یک آگنوستیک و از نظر فنی یک خداناباور است. اما آیا چیزی که او در کاوش در اعماق سیاره و ایجاد جهانهای خارقالعاده دیده است، او را در مورد قدرت برتر شگفتزده کرده است؟
"من نمیتوانم وجود خدا را رد کنم، اما درک من از علم به گونهای است که ضرورتی نمیبینم." او افزود: «این بدان معنا نیست که چیزهایی را ندیدهام یا تجربه نکردهام که نمیتوانم توضیح دهم و علم نمیتواند توضیح دهد. اما این فقط به این دلیل است که علم انجام نمیشود. علم هرگز انجام نخواهد شد.»
محور این سؤال شد و متعجب شد که هیچکس تا به حال از او نپرسیده است که چرا، با وجود اینکه به یک خالق اعتقادی ندارد، او دو دهه زمان صرف کرده است تا یک رابطه معنوی با طبیعت داشته باشد. از اولین نمایش "آواتار: آتش و خاکستر" در چین در جشنواره بین المللی فیلم جزیره هاینان تا یک ایمیل طولانی برای من بنویسد.
"به نظر می رسد هر چیزی که در دنیای طبیعی شاهد بوده ام قدرتی تقریبا مذهبی دارد، در زیبایی و پیچیدگی بی نهایتش، از شگفتی های دنیای میکروسکوپی (DNA، به عنوان مثال، به عنوان نمونه قابل مشاهده و قابل مشاهده، به عنوان مثال، به عنوان مثال و حتی به من، دارای قدرت مذهبی است. کیهان،» او نوشت. هنگامی که او به عمیق ترین قسمت زمین رفت، فاش کرد: "من غرق در زمان عمیق، فراتر از درک ما شده بودم."
او گفت که طراحی "آواتار" از ترکیب و تطبیق، تحریف، تغییر شکل و تغییر اندازه شگفتی های طبیعی سیاره خودمان به وجود آمده است. بزرگ روی بالهای موجودات پرندهمان،» او نوشت: «هر وقت فکر میکنیم ایده جدیدی به ذهنمان خطور میکند، همیشه متوجه میشویم که طبیعت صدها میلیون سال است که ما را به شدت شکست داده است. زندگی.»
او در حالی که از راه میرفت، گفت: «من به خانه میروم و یک لیوان شاردونی با همسر دوستداشتنیام مینوشم.
اگر میخواهید با جیمز کامرون عمیقتر بروید، ><
عمیقترین مرد جهان را بررسی کنید. href="https://www.nytimes.com/2025/12/14/style/confirm-or-deny-james-cameron-edition.html" title="">"تأیید یا رد."