به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

لیزت مونرو خواهر محبوبش را بر اثر قتل از دست داد. او امیدوار است که اعدام باعث آرامش شود

لیزت مونرو خواهر محبوبش را بر اثر قتل از دست داد. او امیدوار است که اعدام باعث آرامش شود

اسوشیتد پرس
1404/09/16
4 بازدید

نشویل، تن (AP) - لیست مونرو یک مادر 23 ساله بود که در سال 1988 خواهر کوچک محبوب خود را به وحشتناک ترین شکل ممکن از دست داد.

کارن پولی مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و به قتل رسید.

مردی که این کار را انجام داد چندین ماه بعد به دلیل یک رشته تجاوز و سرقت دیگر در اطراف چاتانوگا، تنسی دستگیر شد. او به جرم خود در پلیس اعتراف کرد. اکنون پس از گذشت بیش از 37 سال، قرار است هارولد نیکولز توسط ایالت تنسی اعدام شود. مونرو نمی تواند صبر کند تا تمام شود.

در سال 1988، رونالد ریگان رئیس جمهور شد و "ایمان" ساخته جورج مایکل در صدر جدول قرار داشت. مونرو به تازگی پس از 3 سال زندگی در یک پایگاه نیروی هوایی در فیلیپین با شوهر خلبان خود به ایالات متحده بازگشته بود.

یکی از چیزهایی که او در خارج از کشور بیشتر از همه دلتنگش شده بود، تماس روزانه با خواهر کوچکش بود. آنها نامه‌هایی نوشته بودند و تماس‌های تلفنی را از پایگاه به اشتراک گذاشته بودند، اما اوضاع آن‌طور که آنها در چاتانوگا بودند، نبود. دختران در کودکی جدایی ناپذیر بودند. حتی در 20 و 17 سالگی هر یکشنبه را با هم گذرانده بودند. پس از یک روز کامل از فعالیت های کلیسا، خواهران برای شام بیرون می رفتند.

مونرو به یاد می آورد: «من و کارن فکر می کردیم خیلی بزرگ شده ایم. "فکر می‌کنم چیزی به سادگی وندی بود، اما ما آنجا می‌نشستیم و در مورد زندگی‌مان در آن هفته و اینکه اوضاع چگونه پیش رفته است، صحبت می‌کردیم."

پس از سه سال دوری در ایالات متحده، مونرو قصد داشت به تنسی سفر کند تا از زندگی خواهرش به عنوان یک دانشجوی 20 ساله در ایالت چاتانوگا مطلع شود و پولی را به خواهرزاده‌اش معرفی کند.

با دنبال کردن کانال واتس اپ ما از اخبار و بهترین های AP مطلع شوید.

دنبال کنید

بازدید مورد انتظار هرگز اتفاق نخواهد افتاد.

او درباره سال‌های پس از قتل می‌گوید: «مثل این است که زخمی داشته باشی، و هر بار که دور بزنی، چسب زخم را دوباره پاره می‌کنند». علیرغم اعتراف نیکولز به گناهکار بودن، دعواهای دادگاهی بی پایان بر سر حکم اعدام او وجود داشته است - یادآوری مداوم بدترین اتفاقی که تا به حال به مونرو افتاده است.

او می‌گوید: «تقریباً مثل این است که ما 37 سال از جهنم را پشت سر گذاشته‌ایم، بارها و بارها».

مونرو می‌داند که مردم تمایل دارند عزیزان از دست رفته را بهتر یا کامل‌تر از آنچه در زندگی بودند به یاد بیاورند، اما در مورد کارن، او می‌گوید: «او واقعاً یک فرشته بود. مونرو از خواهرش به عنوان "مهربان، شیرین و بی گناه" یاد می کند.

یکی از خاطره هایی که برجسته می شود این است که آن دو در کودکی با هم می رقصند. آنها برای کریسمس در خانه پدربزرگ و مادربزرگشان در ویرجینیا بودند و مادربزرگشان لباس شب قرمز رنگی با یقه‌های سفید کرکی به آنها داده بود. خانواده در حال تماشای نمایش لارنس ولک بودند که قسمتی آمد که در آن ارکستر می نواخت و تماشاگران می رقصیدند.

منرو می گوید: «من فقط به یاد دارم که ما دو نفر با لباس شب کریسمس پرنسس کوچولوی خود در اطراف اتاق می چرخیدیم. "این تصویر فقط مرا به یاد روزهای خوب با او می‌اندازد، شادی‌ها، و اینکه چقدر یکدیگر را دوست داشتیم."

بعد از قتل خواهرش، همه چیز تغییر کرد.

"چتانوگا خانه من بود. و من و شوهرم در اوایل دهه 90 پس از خروج او از نیروی هوایی، به چاتانوگا بازگشتیم." "ما فکر می‌کردیم که می‌توانیم با دو دخترمان در آنجا خانه بسازیم."

اما یادآوری قتل همه جا بود. سرانجام آنها در سراسر کشور به سمت شمال غربی اقیانوس آرام حرکت کردند تا از نو شروع کنند.

مادر مونرو پس از محکومیت نیکولز تصمیم به ملاقات با نیکولز گرفت. او با او دعا کرد و یک کتاب مقدس به او داد. مونرو همچنان از این موضوع ناراحت است، بیشتر به این دلیل که فکر می‌کند به اشتباه تعبیر شده است که مادرش می‌خواسته برای نیکولز نرمش کند.

منرو می‌گوید: «شما باید یک دقیقه عقب‌نشینی کنید و به این واقعیت فکر کنید که این زن به‌تازگی دختر بچه‌اش را به وحشتناک‌ترین شکل ممکن از دست داده است، و او غمگین بود و هنوز در شوک بود. "من با شما صادق خواهم بود، هیچ یک از والدین من هرگز پس از قتل کارن مثل سابق نبودند."

مونرو قصد دارد در 11 دسامبر در نشویل باشد، روزی که برای اعدام نیکولز برنامه ریزی شده است، اگرچه او هنوز تصمیم نگرفته است که آیا در اتاق شاهد خواهد بود یا خیر. او می‌داند که درد از دست دادن خواهرش هرگز به طور کامل از بین نمی‌رود، اما امیدوار است که مرگ نیکولز آرامشی را به ارمغان بیاورد.

او می‌گوید: «ما می‌توانیم بر خاطرات خوش کارن تمرکز کنیم، و عشقی که به او داشتیم، و همه این‌ها، به‌جای اینکه هر بار که برمی‌گردیم، قتل او را دوباره زنده می‌کنیم.