به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

رمز و راز ادبی با آینده دیستوپی در یان مکوان "آنچه می توانیم بدانیم" ملاقات می کند

رمز و راز ادبی با آینده دیستوپی در یان مکوان "آنچه می توانیم بدانیم" ملاقات می کند

اسوشیتد پرس
1404/07/06
20 بازدید

لندن (AP) - وقتی رمان نویسان به آینده نگاه می کنند ، این دیدگاه اغلب ناخوشایند است. دیستوپیای داستانی بسیار بیشتری نسبت به آرمانشهر وجود دارد.

نوزدهمین رمان نویسنده انگلیسی ، که سه شنبه در ایالات متحده توسط Knopf منتشر شده است ، در سال 2119 تنظیم شده است و به دنبال یک استاد ادبیات است که در حال تحقیق در مورد شاعر مشهور قرن بیست و یکم و دایره وی است.

تاکنون ، خیلی دنج. اما این دنیایی است که در آن جنگ هسته ای ، همه گیر ، فروپاشی اقتصادی و تغییرات آب و هوا - دوره ای که به عنوان این دفع معروف است - جمعیت جهانی را نصف کرده است. ایالات متحده یک سرزمین بی قانونی از جنگ سالاران است. نیجریه ابرقدرت جهانی است. انگلستان غرق شده به مجموعه ای از جمهوری های جزیره کوچک کاهش یافته است.

مک ایوان ، 77 ساله ، گفت که فرض کار او این است که بشریت "فقط قرن بحران ها و فاجعه ها" را از بین می برد. این رمان به دنبال "نگاه کردن به زمان حال از طریق چشمان نسبتاً حسادت کسی در آینده" است.

این چشم ها متعلق به تام متکالف ، یک دانشگاهی انگلیسی است که شاعر مشهور (داستانی) فرانسیس بلوندی را مطالعه می کند ، و شعری از دست رفته افسانه ای که او در سال 2014 با صدای بلند در یک مهمانی شام خواند. تام از طریق مجدد رسانه های اجتماعی قرن بیست و یکم برای ناگت های طلای اطلاعات که ممکن است منجر به شعر مفقود شده شود ، می چرخد. او بعداً با لمس های "جزیره گنج" یک سفر پرماجرا را انجام داد.

به تام ، دوران ما یک زمان به سختی قابل تصور از فراوانی ، تنوع طبیعی و حماقت انسان است. او می گوید: "چه اختراع درخشان و حرص و طمع با سر استخوان."

خوانندگان ممکن است صدای نویسنده را در احساسات بشنوند.

"مکاوان به آسوشیتدپرس گفت:" چیزی که از قرن نهم در مورد زندگی معاصر برای من یادآور است: با شور و نشاط ، حتی اگر ما اکتشافات خارق العاده ای در زیست پزشکی و کیهان شناسی داشته باشیم. " "در یک مقطع ، من روند رسانه های اجتماعی را توصیف می کنم که گویی برخی از انبوهی قرون وسطایی در مرحله اشتباه قرار گرفته اند."

از طریق کتاب ، مکوان پیچ و تاب را ارائه می دهد که به طرز چشمگیری دیدگاه خواننده را تغییر می دهد. این کاری است که او قبلاً انجام داده است ، به ویژه در "کفاره" سال 2001 - رمان پرفروش او ، که بسیاری بهترین آنها را می دانند.

نیمه دوم این کتاب باعث تعجب ، خشونت ، خیانت و - یکی دیگر از علائم تجاری مکوان می شود - شواهدی از "کارهای وحشتناک که افراد کاملاً عادی می توانند انجام دهند".

مک ایوان گفت که او می خواهد خوانندگان "باشند ، از هم گسسته نیستند ، بلکه فقط از یک آینه متفاوت عبور می کنند که صفحه را از قسمت اول به قسمت دوم تبدیل می کند.

" امیدوارم که خواننده را به عنوان بازگرداند. "

مک ایوان می گوید که او "رمان نویس" نیست ، اگرچه کتابهای او اغلب به مشکلات اجتماعی و امور جهانی لمس می کنند: حمله 2003 به عراق در "شنبه" ، تغییرات آب و هوایی در "خورشیدی" ، هوش مصنوعی در "ماشین هایی مانند من".

در "آنچه می توانیم بدانیم" ، بشریت طبیعت را ویران کرده است. اما مکوان می گوید: "این واقعاً رمان در مورد تغییرات آب و هوا نیست.

" تنها راه نوشتن در مورد تغییرات آب و هوایی این نیست که "، زیرا هوای خارج از خانه لندن خود در یک لحظه از آفتاب به پایین فرو رفت." واقعاً شخصیت ها و مسائل دیگر را به درستی قرار داده و اجازه می دهد تا موضوع تغییر آب و هوا به سادگی در آنجا باشد.

"این در حال حاضر داده شده است. آخرین کاری که می خواهم انجام دهم این است که مردم را در مورد آن هشدار دهم. هیچ کس به هشدار در مورد آن احتیاج ندارد." "همه چیز مهم است که پاسخ شما به آن است."

مکوان در دهه 1970 و 80 پوند با آثار ناخوشایند مانند "باغ سیمان" و "راحتی غریبه ها" نام خود را ساخت. امروز ، او یکی از رمان نویسان تجاری و انتقادی موفق ترین انگلستان است ، یک پنج بار > فینالیست جایزه بوکر که در سال 1998 جایزه معتبر را در سال 1998 برای "آمستردام" کسب کرد. Financial Times او را "پدر متمرکز داستان انگلیسی" خواند.

او بخشی از نسل دلپذیر نویسندگان انگلیسی است که شامل مارتین آمیس ، ژولیان بارنز و سلمان رشدی.

"آن نویسندگانی که من در اوایل دهه 70 با آنها ملاقات کردم ، 80 پوند ... دوستان مادام العمر شدند." "این یک لذت است. و غم و اندوه است که همه ما شاخه را کنار می گذاریم." دوست وی کریستوفر هیچنس در سال 2011 ، آمیس در سال 2023 درگذشت. او گفت: "این از دست من خارج است." او به یاد آورد که ده ها سال پیش در دفتر ناشر خود ایستاده بود ، با قفسه های رمان های گرد و غبار از دهه 1920 و 30 پوند.

"و من قفسه ها را برای نامی که می توانم تشخیص دهم اسکن کردم." "نقل قول های معمول ژاکت گرد و غبار وجود دارد:" کاملاً درخشان. "‘ یک رمان نویس برای روزگار ما. "اما فراموش شد. فقط رفته است. "

سپس هوش مصنوعی وجود دارد ، که او فکر می کند ممکن است "رمان های اصالت بزرگی ، اما احتمالاً موفقیت تجاری عظیم" بنویسد.

و با این حال ، او نسبت به آینده رمان خوش بین است. دلیل آن به عنوان کتاب باز می گردد.

"ما واقعاً نمی توانیم ذهن مردم را در گذشته بدانیم." "ما حتی نمی توانیم ذهن مردم را در آینده بدانیم. ما به سختی ذهن را به درستی می دانیم که به آنها بسیار نزدیک هستیم.