جدیدترین داستان فیلم M. Night Shyamalan؟ همکاری با نیکلاس اسپارکس در یک رمان و فیلم آینده
حتی M.. Night Shyamalan - که به خاطر ساختن فیلمهای تاریکتری مانند «حس ششم» و «نشانهها» شناخته میشود - گاهی اوقات به دنبال نور میگردد.
«من به تازگی سه فیلم بسیار تاریک را به پایان رساندم، «Old»، «Knock at the Cabin» و «Trap»، که واقعاً فیلمهای هیجانانگیزی هستند که در آن کاراکترها میخواهند کاری فوقالعاده، فوقالعاده تاریک انجام دهند.»
او فرصت جالبی برای همکاری در یک ماوراء طبیعی جدید پیدا کرد رمان عاشقانه ای به نام "Remain" با نیکلاس اسپارکس.. بله، نیکلاس اسپارکس - پادشاه درام های عاشقانه مانند "دفترچه یادداشت" و "پیاده روی به یادگار".
کتابهای مشترک در حال حاضر در دنیای نشر جریان داغی هستند. ریس ویترسپون و هارلان کوبن رمان جدیدی منتشر کردهاند. جیمز پترسون با بیل کلینتون و دالی پارتون در کتابها همکاری کرده است. با این حال، این همکاری از این جهت متفاوت است که شیامالان فیلمنامه را نوشته بود و اسپارکس هیچ فیلمی بر اساس «بازنویسی یک داستان» موافقت نکرد. جیلنهال و فیبی داینور اسپارکس گفت: «در حال حاضر تولید به پایان رسیده است و سال آینده منتشر خواهد شد..
«فکر نمیکنم هیچکس کاری را که ما انجام دادیم انجام داده باشد، یعنی همان داستان را در نظر بگیریم و همزمان کارهای جداگانه خود را انجام دهیم.
سالها پیش وقتی از شیامالان پرسیده شد که آیا میخواهد رمان اسپارکس «دفتر یادداشت» را در یک فیلم بلند اقتباس کند، این دو به هم رسیدند. کار به نیک کاساوتیس رسید، اما شیامالان گفت کار اسپارکس «همیشه برای من چیزی جادویی بود». این برای او معنی داشت که داستانی بسیار محبوب به او سپرده شود.
در مصاحبه ای با آسوشیتدپرس، اسپارکس و شیامالان در مورد همکاری، فیلم های ترسناک و سالاد مرغ صحبت کردند. پاسخ ها برای وضوح و مختصر بودن ویرایش شده اند.
AP: در ابتدا فکر می کنم، کار شما دو نفر شبیه به یک دو نفر نیست.. اما ژانرهای فراطبیعی و عاشقانه اشتراکات زیادی دارند..
SPARKS: ما اولین کسی نیستیم که به این موضوع پرداختیم.. بزرگترین فیلم سال 1990 "شبح" بود. شکسپیر ارواح را در نمایشنامههایش قرار میداد..
شیامالان: من فکر میکنم عشق یک غرور فراطبیعی است. این اسطورهای است که همه ما آن را میخریم، اما هنوز هم یک اسطوره است، یک اسطوره ماوراء طبیعی که یک «یک» وجود دارد. "سرنوشت" که در کافی شاپ ملاقات می کنی و می دانی که قرار بوده باشد، و بعد همه چیزهایی که به خاطر ملاقاتت رخ داده است..
AP: شب، تو می گویی که در ابتدای سال در مورد این نقش به جیلنهال نزدیک شدی.. وقتی این کار را کردی، به او گفتی که این هم رمانی است که اسپارکس نوشته است؟.
شیامالان: باید داشته باشم.. اما آن لحظه خیلی غیرعادی بود، چون نوشتن فیلمنامه را تمام کرده بودم، سیو را فشار دادم، سریع سوار ماشین شدم تا برای تولد دخترم به نیویورک بروم. در ماشین تلفن زنگ میخورد، و جیک است.. و من میگویم: "چه خبر، مرد؟" ما پنج سال بود که با هم صحبت نکرده بودیم، چیزی بیشتر... و او میگوید: «دوست دارم در یکی از فیلمهای شما باشم.» و من گفتم: "خیلی عجیبه... کجایی؟" و او مانند "من در نیویورک هستم." گفتم: "خب، من به نیویورک می روم. می خواهی چای بخوری؟" من احساس می کردم که کیهان دارد کاری انجام می دهد. بنابراین، با دستیارم تماس گرفتم. گفتم: "فیلمنامه را چاپ کنید." بنابراین، ما تازه داریم چای می خوریم و می خوریم.. و او به من می گوید که چقدر عاشق است و چقدر خوشحال و عاشق است.. و من گفتم: "می دانی چیست؟. اینجا." او در شوک بود. دو روز بعد با من تماس گرفت و گفت: "من وارد شدم. دوستش دارم." این چیز عجیب و زیبایی بود..
AP: آیا کتاب از فیلمنامه پیروی می کند یا برعکس؟
SPARKS: مانند هر اقتباسی، نه.. اولین چیزی که وقتی فیلمنامه او را خواندم گفتم، "هی، این عالی است.. البته، هیچ شباهتی به رمان من نخواهد داشت.. کاملاً متفاوت است." نایت اساساً همین را گفت..
شیاملان: فکر میکنم برای تماشاگران، واقعاً جالب خواهد بود. آنها می توانند به تفاوت ها اشاره کنند و بپرسند: "چرا نیکلاس این کار را با شخصیت و داستان پس زمینه انجام داد؟ چرا نایت این کار را کرد؟" دیالوگ ما یکسان نیست
AP: شب، ما در فصل ترسناکی هستیم که هالووین در راه است. آیا هیچ فیلمی - به جز فیلم خودتان - وجود دارد که تماشای آن را توصیه کنید؟
شیامالان: "جن گیر"، البته، همیشه آنجاست. "بی گناهان" وجود دارد. فیلم The Haunting محصول 1963 ساخته رابرت وایز. و فیلم ژاپنی "درمان".
AP: نیکلاس، آیا سالاد مرغ معروف خود را با اسپلندا نایت درست کردهاید؟
SPARKS: نه، من این کار را نکرده ام. من مصاحبه ای با نیویورک تایمز انجام دادم که در آن مقداری از سالاد مرغ خانگی خود را به خبرنگار پیشنهاد دادم و آن Splenda داشت. و به هر دلیلی این موضوع در شبکه های اجتماعی منفجر شد. مردم فکر می کردند که این سالاد باید منزجر کننده ترین سالاد مرغ باشد. بنابراین، گفتم: "نه، خوشمزه است." ما سال گذشته در تور کتابم ساختن آن را شروع کردیم و آن را در اختیار مردم قرار دادیم. و در واقع Splenda دستور غذا را روی جعبه هایش گذاشته است. می توانید آنها را دریافت کنید. من به ایندیاناپولیس 500 دعوت شدم تا ماشین اسپلندا را ببینم.
SHYAMALAN: برای رسیدن به اصل سوال شما. نه، او موفق نشده است. او هم به آن اشاره نکرده است. حتی پیشنهادش نداد