نقد و بررسی فیلم: یک تیموتی شالامه برقی در فیلم پیشرانه «مارتی سوپریم» بهترین تلاشگر است.
«همه میخواهند بر جهان حکومت کنند»، آهنگ Tears for Fears که در نقطهای کلیدی در «مارتی سوپریم» میشنویم، میگوید، تکان آدرنالین اعصاب خردکن جاش سافدی در فیلمی با بازی هیچوقت بهتر از تیموتی شالامه.
اما ممکن است همه چیز را بخواهند که بر دنیا حکومت کنند. می توان استدلال کرد که این همان چیزی است که تلاشگران واقعی را از بقیه ما جدا می کند.
و مارتی - با بازی شالامه در هم افزایی لذیذی از بازیگر، نقش و هر غبار پری که باعث می شود اجرا هم از پیش تعیین شده و هم به طرز جادویی تازگی داشته باشد - یک تلاشگر است. با تک تک فیبرهای بدن بیقرار و بی قرارش. آنها باید او را به تعریف فرهنگ لغت اضافه کنند.
نیازی به گفتن نیست که مارتی یک نیویورکی است.
همچنین نیازی به گفتن نیست که شالامه یک نیویورکی است.
و همچنین Safdie، نویسنده و کارگردان Chalamet آن را "شاعر خیابانی نیویورک" نامیده است. بنابراین، کجا میتوان این داستان را تنظیم کرد؟
سال 1952 است، در قسمت پایین ایست ساید منهتن. مارتی ماوزر فروشنده ای در فروشگاه کفش عمویش است که برای امتحان داغ با دوست دختر (متاهل) خود به انبار فرار می کند. ناگهان ما فیلمی از سفر اسپرم می بینیم - در مورد strivers صحبت کنید! - تا یک تخم مرغ که البته به یک توپ پینگ پنگ تبدیل می شود.
این سکانس آغازین شوخآمیز تنها چیزی نیست که «جواهرات برشخورده» را به خاطر میآورد که توسط سافدی به همراه برادرش بنی قبل از جدایی این دو برای پروژههای انفرادی ساخته شد. آن فیلم، که بسیار شبیه پیشروی «مارتی سوپریم» است، با سفری به درون براق یک عقیق کمیاب شروع شد، اما در کولونوسکوپی میانی در روده بزرگ آدام سندلر به پایان رسید.
هوارد رتنر سندلر نیز یک مبارز نیویورکی بود، اما غمگینتر و مشکلتر. مارتی جوان، مصمم، وحشی است - با چشم همیشه به آینده. او یک فروشنده بزرگ است: "من می توانم کفش ها را به یک فرد قطع عضو بفروشم" او با وقاحت می بالد. اما آنچه او قصد دارد برای جهانیان رونمایی کند، ربطی به کفش ندارد. این در مورد تنیس روی میز است.
چقدر احتمال دارد که این بچه یهودی اهل لاور ایست ساید بتواند به چهره اصلی یک ورزش در آمریکا تبدیل شود و به زودی "از روی جلد جعبه ویتس به شما خیره شود؟"
به احتمال زیاد به مارتی. با این حال، او می داند که هیچ کس در ایالات متحده به تنیس روی میز اهمیت نمی دهد. او به قدری مصمم است که با شروع مسابقات آزاد بریتانیا در لندن، به همه ثابت کند که اشتباه می کنند، به طوری که وقتی برای سفرش پول نقد به دست می آورد، اسلحه ای را به سمت یکی از همکارانش می زند تا آن را بگیرد.
مارتی با کنار گذاشتن آن سرقت مسلحانه، به لندن می رسد، جایی که به سرعت وارد یک سوئیت در ریتز می شود. در اینجا، او از مهمان دیگر کی استون (گوئینت پالترو، در بازگشتی عاقلانه و شیک به پرده سینما) جاسوسی می کند، ستاره سابق سینما که با یک سرمایه دار غیرقابل تحمل ازدواج کرده است (کوین اولری، شخصیت «تانک کوسه»، یکی از بسیاری از بازیگران غیربازیگر اینجا.)
کی شک دارد، اما مارتی راهی برای جذب او پیدا می کند. در واقع، تنها چیزی که او باید بگوید این است: "بیا مرا تماشا کن." هنگامی که او را در حال بازی می بیند، با یک بند بند توری به اتاق او می رود.
این زمان خوبی است که بایستید و ظاهر ماهرانه دگرگون شده Chalamet را در نظر بگیرید. او بسیار لاغر است - او هرگز از حرکت باز نمی ایستد. سبیلش کم است. پوست او دارای آکنه است - به اندازه ای که تمام درخشش ستاره های سینما را از بین ببرد. جالبتر از همه، چشمان او، پشت عینک گرد، مهره ای و کوچکتر است. قطعاً آن چشمان ستاره سینما نیست.
اما تقریباً تمام چهرههای «مارتی سوپریم» خارقالعاده هستند. در فیلمی با بیش از 100 شخصیت، بازیگرانی (فران درشر، آبل فرارا) را می شناسیم. شخصیت های غیر فعال (O’Leary، و تایلر Okonma عالی (تایلر، خالق) در نقش دوست مارتی والی)؛ و تازه واردهای هیجان انگیزی مانند اودسا آزیون در نقش دوست دختر مارتی، ریچل.
همچنین تعداد زیادی غیربازیگر در بخشهای کوچک، بهعلاوه فیلمهای کمدی از افرادی مانند دیوید مامت و حتی فیلیپ پتیت، هنرمند برجسته وجود دارد. آرایه گیج کننده آدم را کنجکاو می کند که چگونه همه چیز به هم پیوسته است - آیا جنیفر وندیتی، کارگردان بازیگر، کارآموز می گیرد؟ یادداشتهای تولید به ما میگویند که برای یک صحنه شلوغی در یک سالن بولینگ، مردان جوان از یک کنوانسیون کارت بازرگانی ورزشی بهکار گرفته شدند.
در جای دیگر تیم خلاق، آهنگساز دانیل لوپاتین موفق میشود هم قلب تپنده مارتی و هم توپهای پینگپونگ را در آهنگهای پیشرانش هدایت کند. فیلمنامه سافدی و رونالد برونشتاین، نویسنده آمریکایی، که بر اساس مارتی ریزمن، بازیکن تنیس روی میز واقعی ساخته شده است، با نبض بیوقفه خودش میتپد. همین زیبایی شناسی وحشتناک در مورد کار دوربین داریوش خنجی نیز صدق می کند.
اکنون به لندن برگردیم، جایی که مارتی در برابر بازیکن ژاپنی کوتو اندو (کوتو کاواگوچی، مانند شخصیت او یک قهرمان تنیس روی میز ناشنوا) به فینال میرود. او میبالد: «من سومین بمب اتمی را روی آنها خواهم انداخت» - این تنها کنایه مشکوک او در جنگ جهانی دوم نیست. اما اندو، با دست و پا زدن و چنگال غیرمتعارف خود، پیروز می شود.
پس از یک بازی جانبی با هارلم گلوبترترترز، از جمله بازی های پینگ پنگ با مهر - باید حرف ما را بپذیرید، مردم، فضا رو به اتمام است - مارتی به خانه باز می گردد، مصمم به قهرمانی قریب الوقوع در یووی جهانی>.
اما او در دردسر است - یادتان هست که با اسلحه پول نقد گرفت؟ بدتر از آن، او پولی ندارد.
پس مارتی در حال فرار است. و او برای رسیدن به ژاپن دست به هر کاری میزند، هرچند کثیف یا خطرناک. حتی اگر مجبور شود کاملاً خود را تحقیر کند (کلمات ما را علامت گذاری کنید)، یا دوستان را به خطر بیندازد - یا ریچل وفادار و شجاع را رها کند.
آیا غیر از هدف وسواسی او چیز دیگری برای مارتی وجود دارد؟ اگر چنین است، او هنوز آن را نمی داند. اما اشعار آهنگ دیگری که در فیلم استفاده شده است در اینجا آموزنده است: "همه باید گاهی یاد بگیرند."
بنابراین، آیا یک تلاشگر تنها می تواند در نهایت چیز جدیدی در مورد زندگی خود بیاموزد؟
باید ببینیم. همانطور که مارتی ممکن است بگوید: «بیا به تماشای من بیا.»
«مارتی سوپریم»، یک نسخه A24، توسط انجمن تصاویر متحرک به دلیل زبان سراسری، محتوای جنسی، برخی محتوای خشونتآمیز/تصاویر خونین و برهنگی رتبه R را دریافت کرده است. مدت زمان: 149 دقیقه. چهار ستاره از چهار.