نقد و بررسی فیلم: دیزی ریدلی در تریلر زامبی «ما مردگان را دفن می کنیم» به امید خود ادامه می دهد.
فیلمهایی که با عروسی شروع میشوند اغلب برای این زوج خوب نیست. شروع با به اصطلاح پایان خوش فقط می تواند واقعاً ضامن بازگشت ثروت باشد. در مورد «ما مردگان را دفن میکنیم»، در سینماهای جمعه، چیزی فاجعهبار کیهانی در راه است: انفجار تصادفی یک سلاح آزمایشی که فوراً حدود 500000 نفر را در تاسمانی از بین میبرد، از جمله همسر آوا (دیزی ریدلی) وهل میچ (Matt) شاید آنها باید برای چیزی غیر از کید کودی «تعقیب خوشبختی (کابوس)» نان میخوردند.
غم و اندوه برای هر کسی به شیوهی خودش آشکار میشود و تنها کاری که آوا میتواند انجام دهد این است که سوار هواپیما شود و به دنبال میچ بگردد. تقریباً مطمئن است که او مرده است. در واقع، استراحتگاهی که او در یک سفر کاری در آن اقامت داشت، در جنوب منطقهای است که هنوز در حال سوختن است - ماموریت پاکسازی بشردوستانه که او به آن ملحق میشود، اجازه رفتن به آنجا را ندارد. یک پیچیدگی اضافی نیز وجود دارد: برخی از مردهها «باز میگردند». به کمک کنندگان گفته می شود که نگران نباشند، بلکه درگیر نشوند. به سادگی یک شراره روشن کنید و یک نفر در ارتش به سرعت آنجا خواهد بود تا آنها را بکشد. دوباره.
اگر وعده زامبیها ممکن است دم بلندی را به آن سوی اقیانوس بازگرداند، آوا فقط با امید جسارت مییابد. اگر میچ یکی از احیا شده ها باشد چه؟ چه معنی می تواند داشته باشد؟ چرا برخی برمی گردند و برخی دیگر نه؟ اگر بتوان او را نجات داد چه؟ اگر به نظر یک رویا تا حدی توهمآمیزی است، به خصوص زمانی که او شروع به دیدن برخی از نمونههای زامبی با دندان قروچه و رفتار ناخوشایندشان کرد، فقط منتظر بمانید: حداقل یک نفر وجود دارد که او ملاقات میکند که نقشه دیوانهکنندهتری دارد.
Ava برای مدتی وظیفه شناسانه کار می کند و اجساد را از هر کجا که افتاده اند خارج می کند. این کار مشمئز کننده و ناسپاس پر از بو، مایعات بدن و ترس از پرش گاه و بیگاه است. به نظر می رسد که شریک زندگی او، کلی (برنتون توایتز) از همه چیز ناراحت نیست. او با موهای بلند و سبیل های ترک دهه 70ش، علیرغم سن کمش، محصول دوران متفاوتی است، بیشتر به کوکائین باقی مانده و ماشین ها و موتورسیکلت هایی که در طول مسیر با آنها مواجه می شوند، بیش از هر هدف بزرگتری علاقه مند است. در نهایت، آوا تصمیم می گیرد فقط از او بخواهد که به او کمک کند و آنها به منطقه ممنوعه می روند.
این فیلم توسط زک هیلدیچ، فیلمساز استرالیایی نوشته و کارگردانی شده است، که شاید بیشتر برای «این ساعات پایانی» شناخته شده است، همچنین یک فیلم هیجانی آخرالزمانی با انقراض و تولید مثل در ذهنش است.
«ما مردگان را دفن میکنیم» در نهایت فیلمی درباره غم و اندوه است که به نظر میرسد مطمئن نیست که چقدر میخواهد زامبی شود. ما آوا را در تلاش ناامیدکنندهاش احساس میکنیم، اگرچه این کمی آرام آرام مدیتیشن است زیرا داستان لقمههای کوچکی را در مورد اینکه چگونه ازدواج او قبلاً به هم ریخته بود، نشان میدهد. شاید برخی از بازتاب های زمان واقعی ممکن است برای کسانی که او را در این تلاش تماشا می کنند مفید باشد، اما فیلمنامه داستان او را به فلاش بک منتقل می کند. آوای امروزی باید همه چیز را در چشمان خود نگه دارد.
زامبیها مدتها به عنوان استعارههای سینمایی عمل میکنند، و این فیلم حداقل به چیزی بدیع اشاره میکند. اما همچنین کاملاً به ایده خود مبنی بر اینکه برخی از زامبیها ممکن است روحهایی داشته باشند که ارزش نجات دادن داشته باشند، متعهد نیست و در عوض به موضوعات آشناتر میپردازد. همچنین، علیرغم ساییدن مداوم دندانها، کمی نامشخص باقی میماند که چه اتفاقی میافتد اگر و چه زمانی کسی توسط مرده نیش بزند/خراشیده شود/هر چه باشد.
با این وجود، تهدید زامبیها، شاید به خاطر همه چیزهایی که قبلاً آمده است، چیزها را جالب نگه میدارد، اما به نظر میرسد که این فیلم از همان بدبختی قهرمانش رنج میبرد. هر دو به دنبال بسته شدن هستند، یک نکته بزرگتر، چیزی که ممکن است به کل چیز معنا بدهد. چیزی که هر دو به آن می رسند نوعی پایان وحشی و عجیب است که چیزی را که زمانی مانند یک مستقل اصلی مناسب به نظر می رسید به چیزی بسیار ترسناک تر تبدیل می کند: یک چیدمان.
«ما مردگان را دفن می کنیم»، یک اکران عمودی در سینماها در جمعه، توسط انجمن فیلم های سینمایی به دلیل «محتوای خشونت آمیز قوی، استفاده مختصر از مواد مخدر، زبان، زبان» رتبه R داده شده است. مدت زمان: 95 دقیقه. دو و نیم ستاره از چهار.