نقد فیلم: گیرمو دل تورو یک «فرانکنشتاین» زیبا و باشکوه میسازد که همه متعلق به خودش است.
گیلرمو دل تورو تا زمانی که فیلم میسازد داستانهای هیولا تعریف میکند.. رمانتیکی با قدردانی شدید از ترسناک، ساختههای او چیزهایی با زیبایی عجیب، تحسینبرانگیز، شاعرانه و فراموشنشدنی هستند.. جای تعجب نیست که اولین عشق او «فرانکنشتاین» بود، ابتدا بوریس کارلوف در مسیری قرار میگرفت که به فیلمی تبدیل شد.
انتظار a با این حال، اقتباس نامه ای از داستان جاودانه مری شلی. این «فرانکنشتاین» که جمعه در سینماها و در 7 نوامبر در نتفلیکس پخش می شود، تفسیری است، خوانشی از آن داستان دانشمند برجسته و خلقت او، از سوی یکی از رویایی ترین فیلمسازان ما که آن را تا حد زیادی بهترین فیلم خودش ساخته است. نه، اما بر نقص پروژه هولناک شور و شوق غلبه میکند که بیش از چند نفر از بزرگان قبل از او را متحیر کرده است.
این داستانی است درباره داستانها، درباره پدران و پسران، بیگناهان و هیولاها، و جنون خلقت.. و در حالی که دل تورو به ویکتور فرانکنشتاین (اسکار ایزاک) اجازه میدهد تا هم به ویکتور فرانکنشتاین (اسکار ایزاک) و هم به سمت خلقت الیزاک بگویند. دقیقاً خنثی نیست.. دل تورو همیشه همینطور بوده است "هیولا" را دوست داشت و شاید به خاطر همین عشق، پیچیدگی هایی را که شخصیت شلی را بسیار جذاب کرده بود، از او دور کرده است. در اینجا، او خلقت بی گناهی است که در معرض همان انگیزه های خشم یک کودک نوپا است.. اما، خوشبختانه برای والدین در همه جا، کودکان نوپا، به طور کلی، می توانند مهار شوند. فقط نمی کشد - او پوست می کند، او او مردان بالغ را با سرعتی پرتاب می کند که نشان می دهد وزن آنها کمی بیشتر از یک توپ بیسبال است. همه اینها کاملاً وحشتناک است..
اما نه او و نه ویکتور بی دلیل نیستند - همه مردان محصول و قربانیان پدران خود هستند که چهره های مادر و مادرشان (در هر دو مورد، میا گوت، استعاره ای کمی از آنها برای محافظت از آنها نمی تواند بگوید). دو به خصوص محکوم به فنا هستند..
آیزاک در نقش ویکتور لذت بخش است، درخشان، خودخواه و با استعدادی برای نمایش، یک بیگانه سرکش که در فکر ساختن زندگی از مرگ است.. او وسواس زیادی دارد که از پدرش (یک رقص تهدیدآمیز چارلز)، از نظر فکری و علمی پیشی بگیرد، و این فکر را دارد که ممکن است یک مادر دیوانه بتواند وجودش را نجات دهد. تبعیدی مغرور که نرمش را فقط برای برادرش ویلیام دارد (فلیکس کامرر) و نامزد ویلیام، الیزابت (گوت)، فویل بسیار خوبی برای غرور ویکتور.. در حالی که الیزابت ممکن است چیزی شبیه کلیشه زنانه را تجسم بخشد که غریزه آن پرورش و محافظت از خلقت است، نه قالبگیری و کنترل او، گوت او را با هوش تیز و خردمندی آغشته میکند (و حتی میتواند خود را از زیرکی تیز و خرد نجات دهد. این چیزی است که او فکر می کند)، اگر فقط او با برادرش ازدواج نمیکرد..
و البته، موجودی وجود دارد.. هیچ پیچ و مهرهای در سر وجود ندارد: طراحی ویکتور، طراحی هنرمندی است که تلاش میکند یک آدونیس از سنگ مرمر بسازد، اما بخیههایش هرگز کاملاً ناپدید نمیشوند و موهای ژولیدهاش نشان میدهد که مردهای وهمانگیز است.. در دست الوردی، موجودی حساس بهواسطه وجود خود اوست. ملایمت، اما غریزه بقای او بسیار واقعی است، و بسیار خشن.. ویکتور به سرعت از خلقت خود متنفر می شود زیرا معتقد است که او احمقانه است و آن را به حال خود رها می کند.
اگر نیمه اول فیلم سمفونی آفرینش دیوانه است، قسمت دوم سمفونی اکتشاف است، داستانی است برای یک هیولا که فقط یک همدم می خواهد اما فقط با خشونت روبرو می شود (به جز مردی کور، انزجار، انزجار و پیرمرد) مانند الیزابت، یک روح ملایم را می بیند موجودی نیز زیر نظر مربی مهربانتر به سرعت یاد میگیرد، که با درک ماهیت وجودش و نفرین زندگی ابدی، ثابت میکند که یک شمشیر دولبه است.
آیزاک در صحنهای از «فرانکنشتاین». (Netflix از طریق AP)
آیزاک در صحنهای از «فرانکنشتاین». (Netflix از طریق AP)
عظمت گوتیک نمایش داده شده قلمروی آشنا برای دل تورو است، اگرچه او اغلب مجبور بود در محدوده خاصی بماند. در کار با بسیاری از همکاران همیشگیاش در «فرانکنشتاین»، به نظر میرسد در این ساختوساز پیچیده و حداکثری جهان (طراح تولید تامارا دوورل)، از املاک مجلل دوران کودکی ویکتور تا کارخانه آبیاری متروکهای که به آزمایشگاه او تبدیل میشود، از هیچ هزینهای دریغ نشده است. لباسهای عاشقانه، زیبا و کاملاً غیرعملی نیز (با نظارت کیت هاولی) میتوانند موزه را پر کنند، بدون ذکر تمام اعضای بریده شده. همه چیز با امتیاز حماسی مناسب الکساندر دسپلات به زندگی پر انرژی می رسد.
همه چیز درباره "فرانکنشتاین" بزرگتر از زندگی است، از زمان اجرا گرفته تا احساسات نمایش داده شده: همدلی، اضطراب، خشم، پشیمانی. و همچنین می تواند کمی خسته کننده باشد، یک عمر مربای رویایی که در 149 دقیقه بسته بندی شده است. امیدواریم دل تورو با خلقت خود در صلح باشد: ممکن است این یک ماده شاهکار نباشد، اما روح دارد و یک افزودنی غیرقابل انکار زیبا و ارزشمند به کانون است.
«فرانکنشتاین» که از نتفلیکس در سینماهای منتخب اکران میشود و در تاریخ 7 نوامبر پخش میشود، توسط انجمن تصاویر متحرک به دلیل «خشونت خونین، تصاویر وحشتناک» رتبه R را دریافت کرده است. مدت زمان: 149 دقیقه. سه ستاره و نیم از چهار.