برنده جایزه مخاطبان چشمگیر ایالات متحده) شد. یکی راکی ، یک مرد همجنسگرا است که در حال خروج ، آزاد و شوخ ، شوخ ، اعتماد به نفس است. دیگری ، رومی ، مردی مستقیم است که از آن خارج می شود ، ناامن ، کمتر از مفصل و به راحتی توهین می شود. ما با صدای یک تصادف ، خارج از صفحه شروع می کنیم. و سپس یک مراسم تشییع جنازه رومی در حال عزاداری دوقلو خود است. غریبه ها به سمت او می آیند و فریاد می زنند که او چقدر شبیه آن مرحوم است. یکی می گوید: "احساس می کنم شما را می شناسم." "خدایا ، چهره تو!" فوراً ، ما می دانیم که این اتفاق باید در مراسم تشییع جنازه دوقلوها اتفاق بیفتد.
وظیفه خالی کردن پورتلند راکی ، اورگان ، آپارتمان به رومی و مادر ویران شده او (لورن گراهام ، در یک عملکرد مختصر اما خسته کننده) سقوط می کند و رومن تصمیم می گیرد برای مدتی بماند. این زمانی است که او در یک گروه دلهره دوقلوی اتفاق می افتد.
یکی از عزاداران همکارش ، دنیس است که آزادانه از دوقلو گمشده خود ، دین صحبت می کند. به نظر می رسد از نظر ظاهری این دو مرد هیچ چیزی با هم ندارند. اما دنیس به یاد رومی راکی و دو پیوند در مورد تجربه و از دست دادن مشترک ، غذا خوردن در کنار هم و خرید مواد غذایی ، حتی جاده ای به یک بازی هاکی را یادآوری می کند. شما تقریباً انتظار دارید که یک مونتاژ ROM-COM جایی که آنها شروع به خرید لباس می کنند.
دنیس داستانهای دلچسب راجع به دین می گوید ، مانند زمانی که او در روز عکس مدرسه برای او درج شده بود ، و هیچ کس عاقل تر نبود. با این حال ، هنگامی که دنیس در مورد عذاب ضرر صحبت می کند ، دلخوشی به قلب دلگیر می رود.
او واقعاً درد را دوست دارد ، می گوید ، "زیرا اگر من درد نداشته باشم ، او واقعاً از بین رفته است ، و من واقعاً تنها هستم."
این همه یک فرض عالی برای یک برومانس عجیب و غریب خواهد بود. اما پس از آن ، اعتبارات افتتاحیه ، کاملاً 20 دقیقه در حال اجرا است ، درست وقتی فراموش کرده ایم که انتظار آنها را داریم. و اینجاست که همه چیز پیچیده می شود - برای رومی و دنیس ، بلکه برای هرگونه تلاش برای مرور این فیلم. پیچ و تاب های اصلی ، که وقتی به جایی که شروع کرده ایم ، آشکار می شود ، مطمئناً بهتر از بین می روند.
هنوز هم نباید کسی را شگفت زده کرد که دنیس دلایل عمیق تری برای چسباندن روی رومی دارد ، و همانطور که نقشه های سوئینی ناپدید می شود ، ما از دقیقه مجذوب و وحشت می شویم. اکنون ما نیز در Flashback با Rocky ملاقات می کنیم. در چند صحنه کوتاه ، ما می توانیم جذابیت آسان او را درک کنیم - و او چقدر متفاوت از برادرش است. در حالی که راکی سریع و باهوش است ، به عنوان مثال ، رومی برای درک طعنه ، آهسته است و به کوچکترین جیب توهین می شود. عملکرد O'Brien یک پیروزی از چنین جزئیات است.
یک لنگر سوم در اینجا وجود دارد ، یک شخصیت زن که اهمیت آن به آرامی رشد می کند: مارسی ، پذیرنده شیرین در دفتر دنیس (آیزلینگ فرانسیسی ، عالی.) همه چیز شروع می شود وقتی که او دنیس را به مهمانی هالووین دعوت می کند. دنیس رومن را به ارمغان می آورد و این دو به آن ضربه زدند. (سوئینی برای انتقال تجربیات متفاوتی که شخصیت های ما در این مهمانی دارند ، از صفحه نمایش تقسیم می شود.)
برای مدتی ، آنها اساساً سه نفری می شوند. اما نوشتن روی دیوار است: این به جایی بسیار کثیف می رود.
که هر دو دفع هر دو خشونت آمیز است - در یک نقطه ، به طرز حیرت انگیز - و ملایم. در پایان ، ما باقی مانده است که نه تنها اندوه بلکه تنهایی را تعمق کنیم ، و طول مردم برای مبارزه با آن می روند. شکسپیر نیز با اشاره به "رمز و راز تنهایی شما" خطی در این باره داشت. در داستان نگران کننده اما همچنین عجیب و غریب رضایت بخش سوئینی ، این وضعیت اساسی انسانی راز خود را حفظ می کند.