نقد فیلم: جودی فاستر در نقش یک روانکاو در «زندگی خصوصی» می درخشد.
جودی فاستر نقش یک روانکاو مطمئن را بازی میکند که آرامشش پس از مرگ غیرمنتظره یک بیمار در فیلم فرانسوی «یک زندگی خصوصی» مشخص میشود. فیلمی است که قوانین را رعایت نمیکند یا به هیچ توقع سادهای در مورد آنچه که باید باشد نمیپردازد و منجر به نوسانهای بزرگ، جابهجایی آهنگها و حتی یک هولوکاست در کمین میشود. همچنین، با در نظر گرفتن چنین مضامین و سوژههایی به اندازه کافی عجیب، همه این کارها با یک مجموعه لمسی نسبتاً سبک انجام میشود، که بخشی از آن توسط سوزن پر زرق و برق در دهانه آن انجام میشود: آهنگ Talking Heads «قاتل روانی». برخی از قسمتها بهتر از بقیه کار میکنند، اما شما نمیتوانید اصالت و زنانگی بیهیچ همه آنها را تحسین نکنید. و فاستر تمام آن را لنگر انداخته است، با استفاده از تمام نیروی ستارگان و فرانسوی بی عیب و نقص خود برای ساختن «یک زندگی خصوصی»، که سخت و پیچیده است، به آسانی یک لیوان گیمی پایین بیاید.
شخصیت فاستر، دکتر لیلیان اشتاینر، یک مهاجر آمریکایی است که در فرانسه زندگی و کار می کند. او زنی ماهر و پیچیده است که معتقد است به مردم و دنیای اطرافش تسلط دارد و تمام جلسات خصوصی خود را با مشتریان بر روی سی دی هایی که به دقت سازماندهی شده اند ضبط و فهرست بندی می کند. این عمل به خودی خود کمی عجیب است - پسرش تعجب می کند که چرا او فقط از یک روش مدرن تر استفاده نمی کند. اما به نوعی به این موضوع نیز میپردازیم که چرا، شاید، علیرغم هوش آشکار او، یک گسست سرد بین تحلیلگر و سوژه وجود دارد. آیا او حتی به آنها گوش می دهد؟
لیلیان پس از دریافت تماسی مبنی بر اینکه مشتریش پائولا ( ویرجینی افیرا ) بر اثر خودکشی مرده است، شروع به تعجب می کند. پائولا کسی نبود که او معتقد بود توانایی این کار را دارد. او بهجای نگاه کردن به درون، به نوارها برمیگردد تا تحقیقاتی آماتوری برای یافتن توضیح دیگری آغاز کند: او نتیجه میگیرد که این باید قتل باشد. مظنونان عبارتند از والری دختر پائولا (لوانا باجرامی) و همسرش سیمون (متیو آمالریک).
او همچنین یکی از دستیاران خود را استخدام میکند، همسر سابقش گابریل (یک دانیل اوتویل لذت بخش) که بسیار خوشحال است که برای سواری همراه میشود، به تئوریهای توطئه او در مورد چندین بطری شراب گوش میدهد، تا یک مزاحم باشد، حواس او را پرت کند. فقط کنارش باشم، مهم نیست که چقدر بی قرار می شود. شما فقط می توانید عشق و تحسین را در توجه او ببینید. او از دیوانه ها دلخور نیست؛ این فقط بخشی از چیزی است که او را، خوب، او را می سازد. رابطه احیا شده آنها، که بدون زحمت در آن زندگی کرده اند، بسیار بالغ، بسیار سرگرم کننده است، تا حد زیادی نقطه برجسته "یک زندگی خصوصی" است.
شرم آور است که عاشقانه آنها اساساً نمایشی فرعی برای استراحت پیچیده تر است، که شامل یک هیپنوتیزور و افشاگری از زندگی گذشته است که در آن لیلیان و پائولا اعضای همان ارکستر دوران جنگ جهانی دوم و عاشقانی بودند که توسط سابقهای حسود و نازی ها از هم پاشیده شده بودند. یکی از آن نازیها پسر لیلیان (وینسنت لاکوست) است که او به طرز ناشیانه و مستانه در شام تولدش به او میگوید که سعی کند توضیح دهد که چرا هرگز آنقدر صمیمی نبودهاند. او همچنین به نوهاش کاملاً بیعلاقه است، که ممکن است در این فیلم «بیایید آن را باز کنیم». به عبارت دیگر، در «یک زندگی خصوصی» که زلوتوسکی با همکاری آن برست نوشته است، اتفاقات زیادی می افتد.
یک چیزی که کافی نیست Efira است. او لحظاتی را در فلاش بک دریافت می کند، اما بیشتر آنها به کلیشه "مونتاژ همسر مرده" می پردازند. اینطور نیست که زلاتوفسکی از آنچه در افیرا داشت آگاه نبود (مثلاً، کار تند و دلنشین آنها در «بچه های دیگران»)، اما شاید او روی آشنایی ما برای پر کردن شکاف ها حساب می کرد.
«یک زندگی خصوصی» در نهایت نمایش فاستر است و به نظر می رسد که او دوباره این کار را واگذار کرده است. لحن اطراف او ممکن است در سمت سبک تر باشد، اما برای لیلیان، مخاطرات با ارزش خود و کار زندگی او در خط است. این یک پرتره جذاب از زنی است که اساسا مجبور به تجدید نظر و تجدید نظر در تمام قوانینی است که بر اساس آنها زندگی کرده است، حقایقی که او با آنها دنیا را درک کرده و خود را به این ایده تسلیم می کند که برخی چیزها ممکن است ناشناخته باشند - حتی برای یک روانکاو که همه چیز را می شناسد.
"A Private Pictures The Ratings, a Private Pictures, a Private Pictures, a Private Pictures, a Private Pictures, a The Private Pictures منتشر شده در جمعه،" انجمن برای "زبان، برهنگی گرافیکی، خشونت مختصر، برخی از محتوای جنسی." مدت زمان: 105 دقیقه. سه ستاره از چهار.