«هیچکس برای این آماده نیست»: چگونه یک آتشسوزی مرگبار در یک بار یک شهر سوئیس را برافروخت
پوست از گونهها، پیشانی، بینی و گوشهای دانیلو یانجیک از بین رفته است. دست هایش در لایه های بانداژ مدفون شده است، صورتش با پماد پوشیده شده است. پزشکان به او اطمینان دادهاند که با گذشت زمان و جراحی، سوختگیها بهبود مییابند.
اما این ضربه شدید باقی خواهد ماند.
آقای یانجیک، 20 ساله، اخیراً از تخت بیمارستان خود در Sion، یک شهر درهای در حدود 15 مایلی جنوب، جایی که در جنوب شرقی کرانتسکی قرار دارد، گفت: "من تا آخر عمر زخمی خواهم داشت." در آتش سوزی ویرانگر روز سال نو، 40 نفر کشته و 119 نفر مجروح شدند.
بسیاری در این جامعه فشرده همچنان در روز یکشنبه به دلیل افشای هویت قربانیان بیشتر در هیجان بودند. یک نوجوان اهل میلان که عاشق اسکی بود. دختر یکی از اعضای شورای شهر یک بوکسور آینده دار سوئیسی. پلیس روز یکشنبه گفت که نوه یک معمار محلی است.
پلیس روز یکشنبه گفت که بازرسان همه قربانیان را شناسایی کرده اند، اگرچه نام آنها را به طور عمومی فاش نکرد. بیشتر نوجوانان بودند. کوچکترین آنها یک دختر 14 ساله سوئیسی بود.
برای بسیاری در کران مونتانا، همه چیز هرگز مثل قبل نخواهد بود. کاپیتان دیوید ووکات، رئیس آتش نشانی محلی، حتی در مصاحبه ای در روز یکشنبه گفت: "نمی توانید تصور کنید که همه آن جوانان مرده در بار انباشته شده اند." "من آن را برای کسی آرزو نمی کنم."

پیش از آن، صدها نفر از اعضای تیمش توسط تیمش به همراه صدها نفر از برنامههایی که توسط کاپیتان وی مورد حمله قرار میگرفتند، به خدمت گرفته شدند. نوار صورت فلکی، محل آتشسوزی، پس از مراسم یادبودی در یک کلیسای محلی.
اینجا کوچک است، همه یکدیگر را میشناسند. در سرما جمع شدیم تا پخش زنده مراسم توده را روی یک صفحه نمایش غول پیکر تماشا کنیم. قبل از اینکه نمایندگانی از مذاهب مختلف به زبانهای فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی سخنان تسلیتبخشی ارائه کنند، زنگهای کلیسا در سراسر دامنههای پوشیده از درخت کاج شهر به صدا درآمد.
«ما در حال گذراندن دورهای از تاریکی خردکننده هستیم. ژیل کاوین بعداً در خارج از بار گفت، جایی که ساکنان در مقابل زیارتگاه موقتی از شمع و گل هق هق می کردند، دعا می کردند و آواز می خواندند. او گفت: «اما ما با هم در حال عبور از آن هستیم.
شناسایی اجساد به شدت سوخته قربانیان فرآیندی آهسته بود و عذاب خانوادههایی را که در جستجوی عزیزانشان بودند طولانی میکرد.
مرگ کارولین ری، ۲۴ ساله، روز شنبه توسط پدرش، جوئل، اعلام شد، که به یاد میآورد که «روزهای دلخراش پس از آتشسوزی با او تماس میگرفت. خط.
آقای ری، یکی از اعضای شورای شهر در شهر نزدیک سییر، در شبکه های اجتماعی نوشت: «این درماندگی، این احساس ناتوانی در انجام کاری جز انتظار برای آن تماس تلفنی که زندگی ما را برای همیشه تغییر خواهد داد. "و امروز، آن تماس غیرطبیعی، که هیچ پدر و مادری در جهان هرگز نباید آن را دریافت کند، آمد."
کیارا سه برادر داشت، "ژیمناستیک عالی بود، اسکی می کرد، طبیعت بومی و انگلیسی را دوست داشت." گفت.
"اکنون من فقط احساس پوچی بزرگی می کنم."
پیر پرالونگ، یک معمار محلی، روز یکشنبه تایید کرد که یکی از شش نوه او، امیلی پرالونگ، 22 ساله، درگذشته است. در مصاحبهای در اوایل هفته، آقای پرالونگ گفت که امیلی، که برای معلم شدن درس میخواند، «پر از زندگی، خندان و سرشار از شادی» بوده است. فدراسیون بوکس سوئیس آقای اورفیا در بیانیهای که بنجامین را «یک ورزشکار امیدوارکننده و پرتوی از تواناییهای مردمی» خواند، گفت: «دوست آقای جانسون زنده ماند.
«این عمل نهایی نوعدوستی کاملاً نشان میدهد که او چه کسی بود: کسی که همیشه به دیگران کمک میکرد. sunshine."
پلیس سوئیس در بیانیه ای در روز یکشنبه گفت که بازرسان بر این باورند که آتش بازی های کوچک در زیرزمین بار رخ داده است. شاهدان و ویدئوها نشان میدهند که آتش بازی روی بطریها گذاشته شده و جرقههایی ایجاد میکند که عایق فوم قسمتهایی از سقف را میپوشاند.
پلیس گفت: «آقای شاهدان اولیه آتشسوزی را توصیف میکنند که به سرعت گسترش مییابد و دود و گرمای شدید ایجاد میکند.
آقای. یانجیچ، بیمار بیمارستان در سیون، گفت که هنگام فرار، آتش زیرزمین بار را درنورد و دستانش را برای محافظت از صورتش بالا برد. حالا او به سختی می تواند انگشتانش را حرکت دهد. او گفت که بخشی از کمر و باسن او نیز سوخته بود.
در هرج و مرج آن شب، چندین ساعت طول کشید تا بیمارستان به آقای یانجیک، که در بوسنی به دنیا آمده و در سوئیس بزرگ شده بود، مسکن تجویز کرد.
او گفت: «نمیتوانستم حتی یک حرف هم بزنم، چون خیلی درد میکشیدم.» دست های او قبلاً عمل شده است و به زودی برای جراحی پلاستیک به بیمارستانی در سیر منتقل می شود.
آقای یانجیک گفت: "احساس ضعف می کنم"، لوله ها و کاتترها از بازوهایش بیرون زده اند و او در تختش جابه جا می شود. "گاهی من در آستانه اشک هستم، سپس عصبانی هستم، سپس غمگین هستم - نمی دانم."
کاپیتان ووکات، رئیس آتش نشانی نیز تکان خورده است.
تیم حدود 70 آتش نشان او اکنون در حال دریافت مشاوره روانشناسی هستند. او گفت که تقریباً همه داوطلبانی هستند که معمولاً در صورت لزوم از خانههای خود بیرون میآیند.
اما در شب آتش سوزی، بسیاری از آنها قبلاً در ایستگاه بودند تا جشن های سال نو را زیر نظر داشته باشند. کارها به آرامی پیش می رفت. سپس، حوالی ساعت 1:30 بامداد، تماس برقرار شد.
او گفت که آتش نشانان در عرض چند دقیقه رسیدند. انفجار ناگهانی شعله ها به پایان رسیده بود، اما مردم از نوار پر از دود بیرون می آمدند. فریادها هوا را درنوردید و اجساد روی زمین ریخته شد.
کاپیتان ووکات اصرار داشت که قهرمانی تیمش و برخی از جوانان به نجات جان افراد کمک کرده است. اما پس از 11 سال به عنوان رئیس آتش نشانی، چیزی که در آن شب دید، او را به این سوال واداشت که آیا می خواهد ادامه دهد یا خیر.
او در مورد آتش سوزی گفت: «هیچکس نباید این را ببیند. «هیچ کس برای این کار آماده نیست.»
در ایستگاه آتش نشانی که منظره ای از کوه های آلپ پوشیده از برف دارد، کاپیتان ووکات به زنگ های بزرگ گاو در دفتر کارش که متعلق به پدربزرگش بود اشاره کرد.
او در مورد مراتع کوهستانی معروف سوئیس گفت: «اکنون تمام آرزوی من همین است. "آنجا مستقر شده و در صلح زندگی می کنم."
Elisabetta Povoledo در گزارشی از رم، و Dapné Anglès از پاریس همکاری کردند.