در «بهترین دارو»، جاش چارلز یک قلب دارد
جاش چارلز قبلاً نگران بود. او تند و تیز، بدجنس بازی کرده بود و یقه های پاره شده بود. آیا مردم درباره او اینطور فکر می کردند؟
در صحنه فیلمبرداری «تابستان خیس آمریکایی: اولین روز کمپ» در سال ۲۰۱۵، که در آن چارلز نه یک بلکه سه یقه باز داشت، به یاد می آورد که به مایکل شوالتر نویسنده همکار روی آورد و گفت: «می خواهم مردم بدانند که من یک انسان کامل نیستم، اما من یک انسان کامل نیستم. وجود دارد."
چارلز، 54 ساله، این داستان را در رستورانی نزدیک خانه اش در روستای گرینویچ، در اولین شب هانوکا به من گفت. (او با دنده ها، ترد پخته شده و قدیمی جشن گرفت.) ما برای صحبت در مورد کمدی جدید فاکس، "بهترین دارو"، که در آن او نقش یک آدم تند و تیز دیگر را بازی می کند، صحبت کردیم و به نظر می رسید او مصمم بود که فاصله بین بازیگر و نقش را بیشتر کند.
او یک صندلی رو به بیرون انتخاب کرد و با نام پیشخدمت ها احوالپرسی کرد. از دستشویی برگشتم و دیدم که او با خانواده ای پشت میز کناری آن را می چیند. او به نوعی مکالمه را به کلاغ های بالتیمور هدایت کرده بود، و همچنین مطمئن شد که انگشتر او، یک قلب آناتومیک، توسط همسرش، بالرین سابق، سوفی فلک طراحی شده است. مطمئناً بسیاری از همکارانش او را اینگونه می بینند. البته صنعت سرگرمی با چاپلوسی و تحسین متقابل رشد می کند، اما ستایشی که از چارلز شنیدم بی اعتنا و لجام گسیخته بود.
روز قبل از این شام، نویسنده و تهیه کننده، رابرت کینگ به من گفت: «جاش یک مرد کامل است. همبازی فعلی چارلز، آنی پاتس، از کلمات مشابهی استفاده کرده بود: "او به نوعی مرد ایده آل است." شوالتر که خاطره کمی از مکالمه آنها در سر صحنه داشت، او را «یک مرد فوقالعاده، یک انسان دوستداشتنی» خطاب کرد.
با این حال، تنش بین نجابت و تکبر بهترین شخصیتهای چارلز را زنده میکند، مانند دن، مجری که در «شب ورزشی» بازی کرد، یا ویل، وکیل گستاخ «همسر خوب». همان ویژگیها، در قالب کمیک، در «بهترین دارو» که یکشنبه نمایش داده میشود، دوباره ظاهر میشود

اقتباسی از سریال بریتانیایی «دک مارتین»، با بازی چارلز در نقش بهترین مرد در رختخواب. به روستای مین نقل مکان می کند. آیا محلی های دمدمی مزاج به او می آموزند که به روی دوستی و عشق باز شود؟ به نظر محتمل است.
نقش عنوان در یک نمایش شبکه برای اکثر بازیگران بیمعنا است. چارلز با آن مبارزه کرد. او گفت که رضایتبخشترین تجربههای بازیگری او در نقشهایی بوده است که در ابتدا او را میترساند، و به سختی میتواند به شغلهایی اعتماد کند که احساس میکنند در یک بشقاب پیشنهاد میشوند. او گفت: «من همیشه اینطور بودهام، نمیدانم، این خیلی آسان به نظر میرسد.
او ادامه داد: «پس تو کار نمیکنی. "بعد ناگهان شما چیزی را حتی بدتر از چیزی که فکر میکردید آن میکردید میگیرید، اما به پول نیاز دارید و باید کار کنید. بنابراین شغل من به این ترتیب از بین رفت: جشن یا قحطی بود."
او در نهایت گفت: "من فقط میخواهم کار خوبی انجام دهم." صداش خیلی جدی بود بعد نرم شد. "آیا اگر من یک سوندا بگیرم مرا می کشی؟"
همانطور که وابستگی کلاغ ها نشان می دهد، چارلز در بالتیمور بزرگ شد، پسر کوچکتر یک مدیر تبلیغات و یک ستون نویس شایعات. او را در شب های باز میکروفون در مدرسه ابتدایی می بردند، او به سمت کمدی کشیده شد. سپس یک تابستان متحول کننده زندگی را در یک کمپ تئاتر گذراند. او اولین بازی حرفه ای خود را در 15 سالگی، به عنوان یک نوجوان تمسخر آمیز در فیلم جان واترز «اسپری مو» انجام داد.
دو سال بعد، پس از ترک تحصیل در دبیرستان، در فیلم «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 نقش یک بچه مدرسه ای را بازی کرد، فیلمی موفق باکس آفیس که برنده اسکار بهترین فیلمنامه شد. اتان هاوک، یکی از بازیگران، چارلز را به عنوان یک نوجوان بامزه به یاد می آورد که عاشق بازیگری بود و تا زمانی که گوش های شما خونریزی کند در مورد ورزش های بالتیمور صحبت می کرد. (این دوام دارد: هر دو بازیگر در ویدیوی فیلم «Fortnight» تیلور سوئیفت ظاهر شدند و در صحنه فیلمبرداری، چارلز نامزد سوئیفت، تراویس کلس، رئیسجمهور کانزاس سیتی را به گوشه انداخت تا در مورد یک تماس بد علیه این گروه صحبت کنند. کلاغ ها.)
دوست نزدیک چارلز که به عنوان یکی از دوستان صمیمی او بود، گفت: «او در مورد او سرسختی داشت. "او احمق یا سطحی نبود. او باهوش بود و قبل از اینکه من این کار را انجام دهم می فهمید."
چارلز لزوماً با قسمت آخر موافق نیست. در سالهای پس از «شاعران مرده»، او فیلمهایی («به مامان نگو بچه نگهدار مرده»، «سه نفر») بدون اینکه ستاره سینما شود، بازی کرد، و نه با میل به اجتناب از تکرار خودش. او گفت: "می دانستم که می خواهم یک بازیگر واقعی باشم." "به دلیل این چیزهای دیگر، احساس ماندگاری نمی کرد. احساس واقعی نمی کرد."
او از انتخاب های خاصی پشیمان نیست، اگرچه به نظر می رسید برای درک اینکه چرا اغلب نه گفته است، تلاش می کند. او بین لقمهها نشخوار کرد: «دوام نمیآورد چون فکر میکنم بهترم». «من میخواهم کاری انجام دهم که به من فشار وارد کند.»
اغلب او با بازی در نمایشهایی از ریچارد گرینبرگ، کاریل چرچیل و جوان ژان لی، آن را روی صحنه مییابد. آنا دی شاپیرو، کارگردان تئاتری که اغلب با چارلز کار کرده است، گفت که او عمق شگفتانگیزی را به نقشهایش میبخشد.
او گفت: «او خیلی بیشتر از آنچه مردم میتوانند ببینند، در درونش اتفاق میافتد. «اما آنها می توانند آن را احساس کنند.»
با این حال، تئاتر پول زیادی نمیدهد، و چارلز مجبور شد ابتدا از خانواده خود حمایت کند. (او و فلاک دو فرزند دارند.) گاهی اوقات این به معنای برداشتن آنچه در دسترس بود یا انجام بهترین کار در شرایط دشوار بود. در سال 1998، او با کمدی آرون سورکین "شب ورزشی"، اولین پروژه تلویزیونی بزرگ او قرارداد امضا کرد. نمایش مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، اما او با سورکین اصطکاک داشت.
او گفت: "من دوست دارم با افرادی کار کنم که همکاری می کنند و به نظرات دیگران اهمیت می دهند." این رابطه او با سورکین نبود. (سورکین که از طریق یک نماینده تماس گرفت، از اظهار نظر خودداری کرد.)
او در دهه بعد به طور پراکنده ایفای نقش کرد و با بازی در سریال درمانی HBO «در درمان»، که در آن نقش یک شوهر ناراضی را بازی کرد، و در «همسر خوب» که در آن نقش عشق نهایی ستاره سریال، جولیان را بازی کرد، به نقشهای برجسته بازگشت. آن شخصیت، ویل، بهعنوان رمانتیک یا تهاجمی نوشته نشده بود، اما جذابیت چارلز آن را تغییر داد.
رابرت و میشل کینگ، خالقان سریال، متوجه شدند که چارلز میتواند حس رقابت را به صحنه بیاورد، یک نابغه برای حمله. اما تماشاگران همچنان او را دوست داشتند. رابرت کینگ گفت: «شگفتانگیز است که چقدر کارهای بد او در نمایش ما انجام داد. "اما شما او را سرزنش نمی کنید."
بعد از چهار فصل، چارلز احساس بی قراری کرد. او تصمیم گرفت قرارداد خود را تمدید نکند و او و پادشاهان در اواسط پنجمین یک تیراندازی تکان دهنده برای شخصیت او طراحی کردند. مدتی طول کشید تا طرفداران از آن عبور کنند. (در کمدی سال 2016 «Popstar: Never Stop Never Stopping»، رپر ناس میگوید: «از زمانی که جاش چارلز را در «همسر خوب» کشتند، آنقدر غمگین نبودم.»)
از میشل کینگ پرسیدم که آیا او را به خاطر دستور اعدامش بخشیدهاند. "آه بهشت خوب، چیزی برای بخشیدن وجود نداشت!" او گفت. پادشاهان امیدوارند که دوباره با چارلز کار کنند.
در چند سال گذشته، چارلز خود را در مسیر تاریک تری غوطه ور کرده است.
او در «داستان ندیمه» و «حجاب» ایفای نقش کرد، هر دو با بازی الیزابت ماس، و به عنوان یک پلیس فاسد از سریال «We Baltim Ownore limited» در سریال این شهر محدود شد. پلکانوس و دیوید سایمون شانس زندگی در دنیای سبکتر احساس میشد که او را به «بهترین دارو» رساند.
لیز توچیلو، مجری برنامه، فهرست کوتاهی از بازیگران را برای بازی در نقش مارتین جمعآوری کرده بود. چارلز در اوج بود. او در مصاحبه اخیر خود گفت: "آنها باید از یک جهت بسیار بدخلق و بسیار نامناسب باشند، اما البته عمیقاً جذاب." همکارانش به او گفتند که چارلز میتوانست همه این کارها را انجام دهد، و او همچنین گرمی داشت که شخصیت را نرم میکرد.
«بهترین دارو» برای چارلز جذاب بود زیرا او از نسخه اصلی بریتانیایی لذت میبرد، و او به انواع وقایع زندگی که میتوانستند شخصی را تا این حد بداخلاق کند علاقهمند بود. لوکیشن بالای ایالت نیویورک و همچنین فرصتهای کمدی فیزیکی وسوسهانگیز بود.
او گفت: «من عاشق کوبیدن چیزها و زمین خوردن و فقط احمق بودن هستم.»
چیزی که برای او دشوار بود – و این برای بازیگری که بازیهای بسیار بدی را انجام داده است، مسلماً خلاف شهود است. او گفت: «شما در حال ساختن نمایشی حول کسی هستید که مردم را خیلی دوست ندارد. "سخت بود." چیزی که او دوست دارد نشان دادن آسیب پذیری در زیر تمام بدخلقی ها است، میل به اینکه یک مرد شایسته باشد. مردی که کمی بیشتر شبیه چارلز است.
این روزها، چارلز کمتر نگران درک عمومی است. و با دیدن نام خود برای اولین بار در برگه تماس یک برنامه شبکه - خوب، او در حال تنظیم است.
او گفت: "من هرگز آن را نمی خواستم." "الان دارم این کار را انجام می دهم. خیلی صبر کردم و پیر و خسته هستم. اما دارم سرگرم می کنم."