نظر | بهترین جملات سال 2025
چه سال پر چالشی بود. بسیاری از ما برای درک آنچه در آمریکا اتفاق می افتد تلاش می کنیم. ما به طرق مختلف کنار می آییم. برخی زمان بیشتری را در طبیعت می گذرانند. دیگران به کتابها یا ورزشگاه عقب نشینی میکنند.
بعضی دیگر به صفحهکلید خود روی میآورند و این دنیای سرکش را به کلمات تقطیر میکنند.
این کار آنهاست که من امروز به آن احترام میگذارم (و به طور مرتب در For the Love of Sentences که یکی از ویژگیهای خبرنامه Times Opinion است) به آن احترام میگذارم. من در حال بازبینی بخشهای نثر ویژهای از ۱۲ ماه گذشته هستم.
میتوانید به بهترین جملات ۲۰۲۳ در اینجا و ۲۰۲۴ در اینجا بروید. آن مجموعهها، مانند این مجموعه، بدون کمک شما وجود نداشتند، بنابراین از شما برای معرفی نمونههای برجسته روزنامهنگاری و تفسیر فعلی که این ویژگی را تغذیه میکنند، سپاسگزاریم.
و برای همه: سال نو مبارک (تقریباً).
طوفان که هست. ترامپ
در نیویورکر، جیل لپور تخریب سه ماه اول دولت را بررسی کرد: «ترامپ نه به دلیل قدرت تبر خود، بلکه به دلیل پوسیدگی درون درختان و ضعف چوب، الوارهای زیادی را قطع کرد.» (استن شاتنشتاین، مونترال)
در The Globe and Mail of Toronto، تونی کلر پیشنهاد کرد که معاملات اقتصادی و دیپلماتیک ترامپ به منزله «یک فیلم پرفروش هالیوود شکست خورده» با طرحی مزخرف است: «این «2 سریع 2 خشمگین» است، بدون GPS، فرمانی است که روی شیشه عقب ویلیام میرود و رانندهای که در حال حرکت است و ویلیام میتواند در حال حرکت به سمت وی باشد. برگردان.» (نادین شروین، ونکوور، بریتیش کلمبیا)
در Golfweek، ایمون لینچ در مورد آزار ترامپ گفت: «زمانی بود که برای یک رئیسجمهور مستقر ایالات متحده استفاده از دفتر برای تأمین منافع تجاری شخصیاش رسوا بود، اما این زمانی بود که آمریکا وکلای دادگستری را به عنوان یکی از وکلای دادگستری مطرح کرد. مرطوب کننده.” (کلی پردن، واپیگرز فالز، نیویورک، و بن اسکات، باغ های پالم بیچ، فلوریدا.)
در واشنگتن پست، دانا میلبنک به پیشنهاد برخی جمهوری خواهان مبنی بر تغییر نام متروی دی سی به «قطار ترامپ» به «قطار ترامپ» پاسخ داد: «قطار بزرگی خواهد بود. توسط زغال سنگ مسافران پس از ارائه مدرک شهروندی، هزینه کرایه را با ارز دیجیتال پرداخت خواهند کرد. و قطارها به طور منظم و بدون اخطار به عقب برمی گردند - هرگز به مقصد اصلی خود نمی رسند. (مری الن ماهر-هارکینز، ارویگزبورگ، پ.)
همچنین در واشنگتن پست، درو گوینز این پیشنهاد را تحلیل کرد که آمریکاییها با کمتر اکتسابی بودن، از سختیهای اقتصادی عبور میکنند: «فرض میکنیم که رئیسجمهور دونالد ترامپ درست میگوید که آمریکاییها از نظر فنی میتوانند با «دو عروسک» به جای «30 عروسک 30 عروسک» با «دو عروسک» کنار بیایند. جفت نایک، یا - شاید نه 30 تلویزیون، بلکه حداقل بیش از یک تلویزیون، زیرا گاهی اوقات شما و همه عروسکهایتان میخواهید برنامههای مختلفی را تماشا کنید. (استر اس. تراکینسکی، هیلزدیل، نیویورک)
در آتلانتیک، دیوید آ. گراهام افزودن «ترامپ» به «کندی» را در نام مرکز هنرهای نمایشی برتر واشنگتن پردازش کرد: «او نمیپرسد چه کاری میتواند برای کشورش انجام دهد، بلکه میپرسد کشورش چه نامی برای او میتواند بگذارد». (دارل اینگ، هونولولو)
در وال استریت ژورنال، پگی نونان قدرت ترامپ را توضیح داد: «او در وضعیت خوبی قرار دارد زیرا اسبهای مرده زیادی را کتک میزند. بازوها و شانه ها را بالا نگه می دارد.» (استیون آر. استرالر، اوک پارک، ایل.، و استوارت مت، منهتن، در میان دیگران)
در خبرنامه خود، جوآن کاردوچی (با نام مستعار JoJoFromJerz) جایزه صلحی را که فیفا، سازمان بینالمللی فوتبال، به ترامپ اعطا کرده بود، به تمسخر گرفت: «این یک مشارکت فاسد است. این خیلی احمقانه است، که باعث میشود عقل باقیمانده بایستم، مؤدبانه خود را توجیه کنم و با سر به ترافیک روبهرو شوم.» (مایک راجرز، ویلمینگتون، NC ویژگی ها
در روزنامه تایمز، مورین داود چشمانش را به چگونگی بمباران ایران توسط ترامپ و وزیر دفاع، پیت هگزت چرخاند: «این نمی تواند به سادگی یک ماموریت چشمگیر باشد. همانطور که هگزت گفت، باید «پیچیدهترین و محرمانهترین عملیات نظامی در تاریخ» باشد. (حرکت، D-Day و عبور از دلاویر.)» (مارک ترویت، ساکویل، نیوبرانزویک)
همچنین در تایمز، دیوید بروکس دلایل بسیاری از جمهوریخواهان روسیه را توضیح داد. محافظهکاران پوتین را تحسین میکنند زیرا او را متحدی در برابر دشمن نهایی خود میدانند - برنامه مطالعات قومیتی در کلمبیا. (جنی اوفارل، Steamboat Springs، Colo.، و جسیکا فیچ، کورپوس کریستی، تگزاس، در میان بسیاری دیگر)
و گلن ترش، آلن فوئر و آدام گلدمن در مورد خشم جناح راست که با کش پاتل و پم باندی مواجه شد، اظهار داشتند، زیرا آنها نتوانستند یک بار توطئهای را ثابت کنند: مرکز تکمیل با قفسه های بدون انبار.» (جف لبساک، بوفالو و ماریان پینتر، تاکوما، واش، در میان دیگران)
در ستاره تورنتو، وینی منون نقش پیشنهادی برای هواپیماهای نظامی را زیر سوال برد: «هزینه عملیاتی یک C-130E میتواند بیش از 70000 دلار در ساعت باشد. استفاده از چنین هواپیمایی برای «بازگرداندن» مهاجران از نظر مالی به اندازه بردن فرزندتان با بالون به مدرسه است. (سلینا ابتکاف، تورنتو)
در اسلیت، جیم نیوول در مورد اعلامیه سناتور جونی ارنست، جمهوری خواه آیووا، گزارش داد که برای سومین بار در سال 2026 نامزد نخواهد شد: "او گفت که می خواهد زمان بیشتری را با خانواده خود بگذراند، اما مشخص نکرد که منظورش کدام شرکت لابی است." (هارولد گوتلف، فوردز، نیوجرسی)
در روزنامه Deseret، ادیسون گراهام منطق نادرست رای سناتور لیزا مورکوفسکی به مگابایت ترامپ را توضیح داد: "مورکوفسکی یک دسر به طبقه میلیاردرهای آمریکا تحویل داد تا تعدادی از Tootsie Roll را به خانه ببرد." (جیم میهان، سانفرانسیسکو)
در جاهای دیگر در سراسر جهان
در وب سایت بی بی سی، شان کوگلن ترسیم طولانی مدت شاهزاده اندرو سابق را ترسیم کرد: «با چند کلیک بر روی گوگل، چندین دهه از داستان هایی که اغلب با کلاهی از کلاه آندره همراه است، شک و تردیدهایی را در مورد کلاه او ایجاد می کند. قطعه Renegade Monopoly.” (الن لانگیل، مونت دورا، فلوریدا، و جین ویلهویت، کری، نی سی، در میان دیگران)
در ایرلندی تایمز، پاتریک فرین یک برنامه دوستیابی بریتانیایی را مرور کرد: «ملاقات با شرکت کنندگان همچنین فرصتی برای دیدن شرح شغلی است که ریچارد اسکاری، اقتصاددان کارگری هرگز در خواب هم نمی دید. برای مثال، رایان یک «صاحب کسبوکار برنزهکننده» است و یولاندا «شکلباخت مل بی» است. برنزهی جعلی و اسپایس گرلز، البته، صنایع اصلی بریتانیا از زمان برگزیت هستند. (D.M. O’Donnell، دوبلین)
در نیویورکر، سام نایت به جایگاه ضعیف بریتانیا در جهان فکر کرد: «امپراتوریهای قدیمی مانند ستارههای قدیمی در آسمان هستند. شما نمی توانید بگویید که آیا نور واقعاً سال ها پیش سوخته است یا خیر. (مارگارت وین، اوانستون، ایالت، و داگلاس آر. ملین، فایندلی، اوهایو)
در واشنگتن پست، خسوس رودریگز تاریخ آمریکا را با خلیج مکزیک ردیابی کرد: «آیا میخواهیم یک یا چند استان غربی را در اختیار کنفدراسیون خود قرار دهیم؟» در صورتی که توماس جفرسون در نامهای به رئیسجمهور اسپانیایی جیمز182 نوشته بود. نیمکره یک کاتالوگ غرب نارون بود. (جنی فوگارتی، بتسدا، دکتر)
در آتلانتیک، هلن لوئیس از جشنواره کمدی ریاض، که برای آمدن به عربستان سعودی به کمدینهای معروف پول زیادی پرداخت میکرد، گزارش داد: «فستیوال نتیجهای از پروژه Vision 2030 است که آیندهای را برای پروژههای بزرگ آینده عربستان آماده میکند. نام تجاری قدیمی سعودی «تئوکراسی سختگیرانه» بود، اما برند جدید «مفرح، سرگرم کننده، سرگرم کننده، اما همچنان با سر بریدن» است.» (هارولد گوتلف، فوردز، نیوجرسی.) اشتها
همچنین در The Times، Matt Hongoltz-Hetling اهمیت یک جشن سالانه اشتراکی را برای انجمن ویژه یک شهر ورمونت در نظر گرفت: «این که یک جامعه پر جنب و جوش مانند یک جامعه پر جنب و جوش ایجاد شود یا یک جامعه پر جنب و جوش ایجاد کند. پرسیدن مرغ سرخ شده یا تخم مرغ شیطان اول کدام است.» (استیسی سامپی، کاتن وود، آریز، و هیلاری النر، دورهام، نی سی، در میان دیگران)
لیگایا میشان از کاربردهای تخم مرغ در پخت ستایش کرد: «سفیدها به تنهایی، به طور پیوسته زده میشوند، با احتیاط کف میکنند و به فلج میرسند. تلاش تا حد امکان - یک کیک را نزدیک به شناور بیاورید. جاذبه اینجا به پایان می رسد. فرشتگان اینگونه غذا می خورند.» (کیت کاوانا، کنکورد، ماساچوست.)
و در یک بررسی رستوران، لیگایا از غیرعادی بودن یک مخفیگاه آب نمک در دهکده شرقی منهتن تمجید کرد: «توصیف اسمیترین به عنوان یک مکان غذاهای دریایی به سبک نیوانگلند، مانند این است که «موبی دیک» را داستانی درباره ماهیگیری بنامیم. رستوران تاریکتر و عجیبتر است، نامهای عاشقانه به اقیانوس اطلس شمالی در شومترین و غم انگیزترین آن، که با جلبک دریایی و سرهای خرچنگ خرد شده نوشته شده است.» (باب آلتیزر، فینیکس و جودی وول از سیاتل، در میان دیگران)
در The Boston Globe، کریستوفر موتر از یک ایستگاه استراحت در جاده نیوانگلند با گزینههای غذایی فراتر از حد معمول بازدید کرد و به پوتین دستور داد: «میدانم به چه فکر میکنی. استراحت پوتین؟ مطمئنی؟” Rest stop poutine شبیه نام یک گروه راک مستقل یا یک ملین فرانسوی کانادایی به نظر می رسد. (جین ابوت، هاباردستون، ماساچوست.)
در آتلانتیک، ریچل شوگر در جستجوی بسیاری از آمریکاییها برای یک وعده غذایی شبانه هفتهای که تهیه میکردند، سؤال کرد، اما این با سهولت تحویل یا برداشت برابر است: «شما نمیتوانید غذایی داشته باشید که هم خانگی باشد و هم غیر خانگی: ماهی سالمون شرودینگر با کلم بروکلیوس». (Nan Valrance، Apex، N.C.)
در Switchboard، سلیا آنیسکوویچ حکمت - دین - دریافت شده توسط کسانی را که از دانشگاه هات داگ فارغ التحصیل شده اند، که مکانی واقعی برای فروشندگان هات داگ است، توضیح داد. همه آنها قانون اصلی را می دانند که توسط P.H.D آنها آموزش داده شده است. (این استاد هات داگ است): نه سس گوجه فرنگی.» او نوشت: «مگر اینکه هنوز سه چرخه سواری کنید (و بتوانید آن را ثابت کنید)، باردار هستید (ما با هوس خود بحث نمی کنیم) یا روز عروسی شما است (و بهتر است لباس را ببینیم). او افزود که خود مدرسه «داستانی درباره شکست و فرصتهای دوم، شلوغی و امید و این باور عمیق آمریکاییها که یک پیادهرو، یک کفگیر و یک رویا ممکن است هنوز کافی باشد» را روایت میکند. (دیک چادی، چپل هیل، نیوجرسی. مطبوعات
در اخبار سن خوزه مرکوری، دیتر کورتنباخ بر اهمیت «شعله افکن انسان» استفن کوری برای موفقیت گلدن استیت وریرز در این فصل بسکتبال تاکید کرد: «او در فصل 3 بسکتبال، هر دو به یک معجزه به نظر می رسد که به 3 سال رسیده است، به شکل معجزه آسایی به نظر می رسد. علم ورزش و گواهی بر ادامه رژیم غذایی تنها از اشک های مربیان حریف.» (جفری بور، کوپرتینو، کالیفرنیا)
کورتنباخ به طور جداگانه شرم ویژه سه مهاری را که براک پردی کوارتر مدافع سانفرانسیسکو 49رز در بازی مقابل کارولینا پانترز انجام داد، تعریف کرد: "اینها توپ های سرخورده یا خطاهای دریافت کننده یا پاس هایی نبودند که در باد گرفته می شد. آنها شناور بودند و دعوتنامه های ثانویه پلنگ ها را تکان می دادند. او با سرعت آه سنگینی پرتاب کرد.» (گری براوچ، لوس آلتوس هیلز، کالیفرنیا)
در تایمز، ساپنا ماهشواری بررسی کرد که چگونه بسیاری از ورزشکاران کالج مانند جیک دیلی توسط فرصتهای پرسود رسانههای اجتماعی وسوسه میشوند: «دیلی، که 90000 فالوور TikTok و 32000 دنبالکننده در اینستاگرام دارد، گفت که او برای تبدیل شدن به یک فرد تمام وقت تحت تأثیر قرار میگیرد. در غیر این صورت او قصد دارد دندانپزشک شود.» (چارلز کلی، مریماک، N.H.)
در The Athletic، برندان کوئین و برندن مارکس با کوپر فلگ جوان بسکتبال دوک و والدینش کلی و رالف دیدار کردند: «مامان تمایل دارد که بر روی چتهایی که در حال تغییر هستند، با این جور صحبتها تسلط داشته باشد. سیگنال گفته می شود که کوپر موکسی بسکتبال خود را از او می گیرد." (باب لاهو، مویکالن، ایرلند، و مایو سالیوان، دورهام، نی سی، در میان دیگران)
در وال استریت ژورنال، جیسون گی از تأثیر تکرارهای وسواسی بر تعیین این که در فوتبال حرفهای چه چیزی را بهشمار میآورد، نادیده گرفته شد. او مینویسد: «این مصیبت افراطاندیشی است: اگر مثل اردک راه میرود و مثل اردک حرف میزند، صبر کنید، دست نگه دارید، باید یک لوستر باشد. این شواهد دیگری است که انسانها میتوانند روح هر چیزی را، اگر زمان و فناوری در نظر بگیرند، خراب کنند.» (بیل اسکلافانی، راکپورت، ماساچوست.)
در واشنگتن پست، چلسی جینز به درستی - نه، اجباری - به شاهکار یک بازی بیسبال که شوهی اوهتانی در اوج مسابقات جهانی بازی کرد، ادای احترام کرد: «این بتهوون است در پیانو. این شکسپیر با یک قلاب است. این مایکل جردن در فینال است. این تایگر وودز با رنگ قرمز یکشنبه است. این خیلی خوب است که درست باشد بدون هیچ دلیلی برای شک. این آغاز هر مکالمه بیسبال و پایان مناظره است: شوهی اوهتانی بهترین بازیکن بیسبالی است که تا به حال این بازی را انجام داده است، با استعدادترین ضربه زننده و پرتاب کننده دورانی که در آن داده ها و تغذیه، ورزش همه افراد را تبدیل به بازی برای ابرانسان ها کرده است. (جاناتان ویکر از Montpelier، Vt.، و Todd Lowe، Anchorage، Ky.)
Where Colons Meet کاما
در واشنگتن پست، مارک لاسول نسب یک علامت نقطهگذاری قطبیکننده را دنبال کرد: «آنقدر متواضعانه که نمیتوان دونقطه باشد، اما قاطعتر از ویرگول، نقطه ویرگول توسط Manuusti Printer49 به زبان ونیزی معرفی شد. چه ابزار کوچک مفیدی در نقش اصلی خود برای درج یک مکث برازنده بین دو بند مستقل مرتبط بوده است، مانند: «R.F.K. جونیور به خانه من آمد؛ او کابینت دارو را با یک کلاغ پاره کرد.» (دوریت سافنس، دالاس، و نانسی لو، سن لوئیس اوبیسپو، کالیفرنیا، در میان دیگران)
همچنین در واشنگتن پست، ران چارلز «کتاب کوچک بیت کوین» را توسط «کتاب کوچک بیت کوین» ارزیابی کرد. انتقال 500 میلیون دلار بیت کوین با یک درایو انگشت شست، که بهترین خبری است که از زمانی که قایق بادبانی من یک سکوی هلیکوپتری جدید دریافت کرده است، شنیده ام. (استیون اس. پاور، میپل وود، نیوجرسی، و هانا رایش، کوئینز، در میان دیگران)
چارلز همچنین مشاهده کرد که سرزنشکنندگانی که کتابها را ممنوع میکنند با «در آشپزخانه شبانه موریس سنداک» که در ایالت فلوریدا ثابت شده است پسران مسیحی سفیدپوست را به چندجنس تبدیل میکند، اعتراض کردهاند. (جیل گایتر، سنت لوئیس، و جان جاکوبی، نورث اندور، ماساچوست.)
در روزنامه دموکرات آرکانزاس، فیلیپ مارتین تصویرهای نویسنده والتر آیزاکسون از نویسندگان اعلامیه استقلال را در کتاب جدید خود، "بزرگترین جمله: باز کردن کلماتی که تاکنون در مورد آنها نوشته شده است" تمجید کرد. او به آنها اجازه میدهد تا مانند مردان در محل کار نفس بکشند، روی یک پیشنویس خم شدهاند، در مورد کاما بحث کنند، و برای آهنگسازی گوش کنند.» آن پدران بنیانگذار معتقد بودند "که کلمات، اگر به خوبی ساخته شوند، می توانند تضادهای ما را به اندازه کافی نگه دارند تا بتوانیم به آنها تبدیل شویم." (نانسی بلهاوس می، لیتل راک، آرک.)
در روزنامه تایمز، جان مکورتر به تحلیل زبان بیمعنای رئیسجمهور پرداخت: «حتی مثبتترین ضربات سکههای ترامپ نیز اعمال نوعی تجاوز کلامی است. من گاهی اوقات از این که مجلس چیزی را با عنوان رسمی واقعی قانون یک لایحه بزرگ و زیبا تصویب کرد تعجب می کنم. این صدای مسخره یک نام، یک کف زدن مهیج در برابر دیدگاه های مخالف است، تلاشی برای خفه کردن حقایق ناخوشایند با لاف زدن. این یک تصویر زبانی از حوله رختکن است.» (مت ماسیرو، ریچموند، ماساچوست، و سو هادسون، سیمی ولی، کالیفرنیا، در میان بسیاری دیگر)
همچنین در تایمز، دوایت گارنر در «خواهر اروپا» نوشته نل زینک به خلایی اشاره کرد: «هیچ رابطه جنسی واقعی در این رمان اتفاق می افتد. فشردن شارمین.» (جان جاکوبی، آندوور شمالی، ماساچوست.)
ارتفاع، نگرش، بازداشت و هوش مصنوعی.
در The Boston Globe، بت تیتل از ارتفاعات دلپذیر یک بلندمرتبه لوکس بالا رفت: «بیرون سردترین و آنقدر یخ زده بود که سراسر شهر را پر می کرد. اما در طبقه 35 اقامتگاه های هزاره در مرکز وینتروپ، زندگی به آسانی یک بعدازظهر تابستانی احساس می شد و ریچارد بامرت از این استخر شگفت زده می شد: 75 فوت طول، احاطه شده توسط پنجره های از کف تا سقف، آب آن سایه ای شگفت انگیز از ... اجازه دهید آن را concierge S, Andrenomply(Em blues) بنامیم. ماس.)
در پیکاپ، جان پل برامر با پیشنهاد ساخت بلندترین آسمانخراش در ایالات متحده در اوکلاهاما سیتی مخالفت کرد: «من نمیخواهم بگویم OKC لیاقت معماری نمادین را ندارد. دور از! من به سادگی فکر می کنم که ساختمان ها باید منعکس کننده شخصیت یک مکان باشند، مانند اینکه چگونه سانتافه تماماً خشت است و چگونه دالاس به نظر می رسد که توسط یک فورد F-150 طراحی شده است. (Perry Sailor، Longmont، Colo.)
در The Times، کوین روز نگران این بود که وقتی پای مقررات به میان میآید، متابولیسم باشکوه مؤسسات با سرعت هوش مصنوعی مطابقت ندارد: «در بعضی مواقع، مانند تماشای سیاستگذاران سوار بر اسب به نظر میرسد که در تلاش برای نصب کمربند ایمنی بر روی گذرگاه هستند.» (کنراد مکینا، لندینگ، نیوجرسی.)
همچنین در تایمز، کوامه آنتونی آپیا برای فیلمنامههای فیلمهایی که توسط انسانهای خونی خلق شدهاند به جای هوش مصنوعی، یادداشت امیدوارکنندهای به صدا درآورد: «همیشه یک نفر برای کار وجود خواهد داشت. (آلفرد سایناتو، متوچن، نیوجرسی)
و اندی زایسلر شخصیت صحنه ای ستاره پاپ سابرینا کارپنتر را ارزیابی کرد: "او به عنوان یک عروسک پیناپ نیم پینتی ظاهر می شود که چشم های خشن، موهای بزرگ باردو و لباس های کف آلود و الهام گرفته از لباس زیر زنانه، تداعی کننده دو لباس نمادین، هالیوودی و نمادین است." (دیوید بائر، کنکورد، کالیفرنیا، و ایلین وی. اسمیت، منهتن)
افزایش و کاهش سرعت
در وال استریت ژورنال، دن نیل چرخشی در یک کانورتیبل لوکس را بازگو کرد و عدم تطابق ارابهای با چند مایل روی آن و ارابهرانی با افراد زیادی را پذیرفت: استون مارتین رنگ چشمان سوپرمن… خوب، این نشان می دهد که من به دنبال یک مهمانی هستم. اگر چیزی باشد، من فقط به دنبال حمام هستم.» (تروور هیل، واشنگتن، و سائول هیملفارب، بالتیمور)
در اتوپیان، مت هاردیگر مزیت یک خودروساز را توضیح داد: «شما آنقدر سوبارو نمیخرید که به شکل نهایی خود به عنوان یک سوبارو در فضای باز بالا میروید. از بدن شما و پاتاگونیا جایگزین می شوند. (کارول گولند، گرانویل، اوهایو)
تینا براون در خبرنامهاش، Fresh Hell، به دعوت فردی که دهها سال جوانتر از او دعوت شده بود، واکنش نشان داد: «یکی از دوستان من در دهه 40 زندگیاش هفته گذشته میزبان جشن تولدی در پر زرق و برقترین کلوپ جدید نیویورک بود که لباسهایی مانند «افت و خیز» به من میداد. افرادی که در حلقه من هستند در "مرده شدن" بسیار خوب هستند. سکسی، نه چندان." (ریچ موچه، بروکلین، ماساچوست.)
در نیویورکر، بورخارد بیلگر جزئیات دندانپزشکی را به اشتراک گذاشت: «دندانهای پایینی من در یک خط سرگردان به این طرف و آن طرف خم میشوند، مانند دانشآموزان کلاس اولی در یک سفر علمی». (مکس سینکلر، دی کالب، ایل.، و کن لاگزدون، کلمبیا، مو.، در میان دیگران)
در روزنامه تایمز، جیمز هامبلین پیام و فیلمنامه معمولی یک تبلیغ تلویزیونی دارو را تقلید کرد: «شما در غروب آفتاب بدون پسوریازیس در ساحل شادی خواهید کرد، با یک رتریور طلایی، که به دوردست ها لبخند می زند. همچنین ممکن است از دست دادن ناگهانی عملکرد قلب، تشنج بازوها یا ترشحات منفجره متناوب گوش را تجربه کنید. با دکترت صحبت کن.» (سوزان کیسی، پالم سیتی، فلوریدا.)
همچنین در تایمز، ونسا فریدمن در مورد مد بدنه می نویسد: «نحوه لباس پوشیدن ما برای پرواز نشان می دهد که ما تسلیم این تجربه شده ایم. و با این حال، هیچ چیز بدتر از این نیست که از هواپیما با حالتی کامل پیاده شوید، منتظر چمدان هایتان در چرخ و فلک چمدان بمانید و با کسی که می شناسید برخورد کنید در حالی که شبیه له شده ترین نسخه خود به نظر می رسید. (راب ریلی، دارین، کان.)
تفکرات جدایی
در واشنگتن پست، رابین گیوهان تمایز بسیار مهمی قائل شد: «وطنپرستی مانند عشقی است که والدین به فرزند دارند. ناسیونالیسم شبیه این است که فکر کنیم فرزندش هیچ غلطی نمی تواند بکند.» (دیوید بالارد، رستون، ویرجینیا)
در فصلنامه سایپیر، برت استفنز تسلیم شیطنت جانبدارانه بسیاری از اخبار تلویزیون کابلی شد: «تقاضای بیطرفی دقیق در پخش برنامههای آنها مانند انتظار کتانیهای شیک در متل 6 است.» (نائومی لرنر، Short Hills، N.J.)
در The Dispatch، کوین دی. ویلیامسون از دانشگاه، علیرغم ایراداتش تشکر کرد: «سیستم دانشگاهی آمریکا مورد حسادت جهانیان است، و ما آن را می سوزانیم، زیرا چند استاد مطالعات جنسیتی غیردودویی در برین ماور هستند که هر از گاهی چیزهای دیوانه وار می گویند و در کلمبیا جمعی از آدم های عجیب و غریب که از یهودی متنفر هستند، وجود دارد. زمانی که تخمهای طلایی میگذارد.» (دن مارکویتز، کورته مادرا، کالیفرنیا)
در BMJ، کامران عباسی مداحی برای اطلاعات صادقانه و واقعی ساخت. او نوشت: «ما در دنیایی از دروغ ها، دروغ های لعنتی و توهمات هوش مصنوعی زندگی می کنیم. آنها می گویند: "دروغ، قبل از اینکه حقیقت به پا شود، نیمی از جهان را می پیماید. امروز، دروغ آنقدر سریع می رود که حقیقت ممکن است در رختخواب بماند." (هارولد گول، بالتیمور)
در تایمز، A.O. اسکات ترانه مشابهی خواند: "تیغ اوکام، اصل محترم فلسفی که واقعی ترین توضیح احتمالاً ساده ترین است، دور ریخته شده است. ما در عصر اره زنجیری اوکام زندگی می کنیم، زمانی که پاسخ ترجیحی پاسخی است که بلندترین صدا را ایجاد می کند و بیشترین زباله را ایجاد می کند." (چارلز کلی، مریماک، N.H. و تریشا هاوسر، دورهام، N.C.، در میان دیگران)
همچنین در تایمز، تری تمپست ویلیامز تأثیری را توصیف کرد که زمان در پارک های ملی آمریکا - در طبیعت - می تواند داشته باشد. او نوشت: «زمینهای عمومی مشترکات عمومی ما هستند، فضاهای تنفسی در کشوری که به طور فزایندهای نفس خود را حبس میکند،» و اضافه کرد: «ما در برابر یک سکویای غولپیکر ایستادهایم و به جای سنگینی نفسهایمان، اندازه قلبهایمان را به یاد میآوریم.
برای نامزد کردن بخشهای مورد علاقه از نوشتههای اخیر The Times یا سایر نشریات، لطفاً به من ایمیل بزنیدبرای Love of نام و محل زندگی خود را ذکر کنید.