Robert Heide, Daring Playwright and Warhol Collaborator, Dies at 91
رابرت هاید که کار خود را به عنوان نمایشنامه نویس آغاز کرد و با مصاحبه با مورخان و تبدیل شدن به بخشی از حکایات بی شمار در کتاب ها و مقالات در مورد زندگی فرهنگی مرکز شهر منهتن به پایان رساند، در 17 دسامبر درگذشت. او 91 ساله بود.
همسرش، جان گیلمن، گفت.
اگر آقای هاید (تلفظ HI-dee) به یک چیز خاص شناخته می شد، آن نمایشنامه او «تخت» (1965) بود. برای زمان خود در به تصویر کشیدن یک رابطه همجنس گرا چشمگیر بود. این یکی از آثار مهم اولین مرحله تئاتر آف برادوی بود، و اندی وارهول آن را به عنوان بخشی از فیلم سال 1966 خود "دختران چلسی" بازسازی و فیلمبرداری کرد. بوهمی منهتن و بقای نامحتمل او به عنوان یک بوهمی مرکز شهر.
بیش از 60 سال، او در همان آپارتمان اجاره ای در خیابان کریستوفر زندگی می کرد. آقای گیلمن که بعداً به خانه نقل مکان کرد، گفت که اجاره آنها خیلی بیشتر از هزینه یک شام گران قیمت امروزی در دهکده غربی نبود.
همه آزادی - نوشتن، جمعآوری و شجاعت - باعث شد که آقای هاید در بسیاری از موضوعات داستاننویسی کند.
او با داستانهایی از استونوال، دیلان، بولان، و انب، مورخان را شگفتانگیز کرد. سدویک و جیمی هندریکس. او با اقتدار در مورد زندگی درونی اندی وارهول صحبت کرد که در پس رمز و راز او دیده نمی شد.
بیش از همه، او در مورد نمایشنامه نویسان - ادوارد آلبی، سم شپرد، ترنس مک نالی و لنفورد ویلسون - صحبت کرد که مانند آقای هاید از یک حلقه هنری دور از برادوی به نام قهوه خانه گرینچ ویلایج اصلی بیرون آمده بودند. سینو.
در کتاب خود «Off-Road-Way Experience:Off-Right-OfflosionBroad-way دهه 1960 یک تئاتر جدید آمریکایی را برافروخت» (2003)، دیوید آلیسون کرسپی آقای هاید را «یکی از خوش بیان ترین پیشگویان تاریخ سینما» نامید.
آقای. هاید گفت که پول خانوادگی آقای آلبی را قادر ساخته بود تا چندین مامور مطبوعاتی برادوی را برای نمایشنامه تکپردهاش «داستان باغوحش» (1959) استخدام کند و شهرت او را جلب کرد. او «خشم درونی و وحشتناک» آقای شپرد را به یاد آورد، که سعی کرد آن را نشان ندهد و به جای آن به نوشتههایش «انتقال» داد.
و آقای هاید به طرز تحسینآمیزی درباره محیط مشترک آنها صحبت کرد. زمانی که بازیگر وارن فینرتی از او خواست لیوانی پر از «مسکالین خالص» بنوشد، مکاشفهای را تجربه کرد. دوستی او با نمایشنامه نویس H.M. کوتوکاس، که از زمانی شروع شد که آن دو در اطراف گرینویچ ویلج با یکدیگر برخورد کردند - و متوجه شدند که هر کدام در حال چرخیدن به دور یک نسخه از "هستی و نیستی" سارتر هستند.
آقای. هاید نمایش سارتر «خروج ممنوع» را در کافه سینو دید - دقیقاً سه بازیگر روی صحنه و سه تماشاگر در بین تماشاگران. او به آقای کرسپی یادآوری کرد که کافه به طور غیرقانونی به شبکه برق شهر متصل شده بود، به طوری که روشنایی با لامپ های خیابان روشن و خاموش می شد.
پس از اجرای ترکیبی زوجی در تئاتر Cherry Lane، آقای هاید متوجه شد که Cino خانه مناسب تری برای آزمایش خود است. کار.
«تخت» شامل دو مرد جوان خوش تیپ با بوکسورهای سفید بود که روی تختی به اندازه کوچک بودنشان نشسته بودند. فیلمنامه کمتر از 15 صفحه بود، اما به دلیل مکث های طولانی، نمایش بیش از نیم ساعت به طول انجامید. همان آهنگ راک خوشبینانه، دیو کلارک فایو «هرطور که میخواهی»، دو بار در تمام طول مسیر پخش شد، و بازیگران روی صحنه بهطور نامتناسبی سکوت کردند.
ویلیج ویس با تعجب نوشت که نمایشنامه «زندهترین لحظاتش را در حالت سکون کامل به دست میآورد». مجله لایف عکاسی را فرستاد تا آقای هاید و دیگر نمایشنامه نویسان برجسته سینما را به تصویر بکشد.
در «بازی زیرزمینی: تاریخ انتقادی دهه 1960 جنبش خارج از برادوی» (2004)، استیون باتمز نوشت که «Bed» حلقه مفقوده زمان پرکنی را فراهم می کند. شیفتگی آوانگارد نیویورک به مشاهده دقیق پیش پاافتادگی."
وارهول نمایشنامه را دوباره به نمایش گذاشت و صحنه های آن را به صورت "دختران چلسی" قطع کرد. او و آقای هاید با هم دوست و همکار شدند. آقای هاید فیلمنامه «لوپ» را نوشت، آخرین فیلم وارهول که ادی سدویک در آن ظاهر شد، و آقای هاید در فیلمهای وارهول «بتمن دراکولا» و «کمپ» بازی کرد.
این دو مرد هر کدام از فرزندان همجنسگرای مهاجر یقه آبی بودند. وارهول به آقای هاید گفت که نقاشیهای سوپ معروف کمپبل از خاطرات ناهار سادهای که مادرش سرو میکرد، سرچشمه میگیرد. هاید در صحنه فیلمبرداری فیلم اندی وارهول «بتمن دراکولا» در سال 1964.اعتبار...بیلی نام استیت، از طریق داگون جیمز
بعد از فارغ التحصیلی از کالج در دانشگاه نورث وسترن، جایی که او در آنجا تئاتر تحصیل کرد، باب به مدت دو سال با مربی مشهور بازیگری، استلا آدلر، کلاسها را گذراند. او با هدف اینکه کمتر خارجی به نظر برسد، نام خود را تغییر داد.
اولین باری که آقای هاید به آن رفت، Lenny’s Hideaway در خیابان دهم بود، جایی که با آقای آلبی دوست شد.
Mr. گیلمن در یکی از نمایشنامه های آقای هاید سینو بازی کرد. آنها بلافاصله پس از ملاقات، در سال 1965، زوج شدند و تا پایان عمر آقای هاید در کنار هم ماندند. آقای گیلمن تنها بازمانده فوری اوست.
در آخر هفتهها، گردشگران نیوجرسی اغلب به دهکده غربی میرفتند. آقای هاید و گیلمن برعکس، دهکده را ترک کردند و به نیوجرسی رفتند. این مکان شکار اصلی آنها برای عتیقهجات شد.
آنها مجموعهای خاص از مجموعهها را جمع آوری کردند که همگی مربوط به فرهنگ پاپ آمریکایی بود. نیویورک تایمز در سال 1990 نوشت که نیویورک تایمز در سال 1990 نوشت، عکسهای دارایی آنها، به همراه مقالههای همراه، مبنایی برای بیش از دوازده کتاب شد که این دو مرد با هم در مورد موضوعاتی مانند "دیزنیانا" و "کلکسیونهای گاوچران" نوشتند، و آنها به دنبال آن بودند. اسباببازیهای جعبه ماسهبازی - سطلها، بیلها و الکها وجود داشت - و همچنین طراحی بستهبندی پودرهای دندان ("پودر را در کف دست بریزید، نه روی برس").
در "Dime-Store Dream Parade: Popular Culture, 1925-1955" (1979)، آنها توضیح دادند که زمان کاهش کیفیت آنها باعث شد که "تاریخ قطع کیفیت" کاهش یابد. ساخت محصولات مصرفی.
آنها آنقدر از نظریه تاریخی خود تبعیت کردند که حتی ماشین آنها، یک کانورتیبل صورتی پلیموث بلودر، متعلق به سال 1954 بود.