رادنی بروکس، پدرخوانده رباتیک مدرن، می گوید میدان راه خود را گم کرده است.
روباتیک پیشرو مستقیماً در سال 1997 با دوربین صحبت میکرد. بروکس، رام کننده شیر، باغبان توپیاری و محققی که موش های خال برهنه را مطالعه می کند. آقای بروکس اخیراً گفت: "چهار مرد که هر کدام سعی می کردند طبیعت را به روش شخصی خود کنترل کنند و همه ما شکست می خوردیم."
در فیلم، آقای بروکس یک پیشرفت اولیه را توصیف می کرد. در دهه 1980، محدودیتهای محاسباتی، توسعه ربات را محدود کرد. او با تماشای حشرات متوجه شد که آنها از قدرت مغز کمی برخوردارند، اما بسیار توانمندتر از رباتهای او هستند و تقلید از زیستشناسی حیوانات هوشمندانهتر از کنترل هر جنبهای از رفتار یک ربات از طریق کد است. موفقیتهایش او را به پیشبینی رباتها در «در همه جای جهان ما» سوق داد.
کارآفرینان امروزی به روباتهایی قول میدهند که نه تنها به نظر انسان – یا شبیه انسان – میآیند، بلکه میتوانند هر کاری را که یک فرد میتواند انجام دهند، انجام دهند. استدلال میکند که رباتهای انساننمای همهمنظوره به زودی به خانه نمیآیند و آنقدر امن نیستند که در اطراف انسان باشند. در سپتامبر، او در مقاله یک برداشت معتبر ارائه کرد که به این نتیجه رسید که در 15 سال آینده، "پولهای زیادی از بین خواهند رفت، هزینه های زیادی از ربات ها، عملکردهای امروزی، صرف تلاش برای انجام هر گونه عملکرد انسانی برای انجام کارهای روزمره رباتها مدتهاست که از بین خواهند رفت و اغلب به راحتی فراموش خواهند شد.»
پست وبلاگ او غوغایی را در دنیای کوچک رباتیک به راه انداخت. این یک افسانه در این زمینه بود که بینشهایش به شوق انساننماها خبر داده بود. کریس پکستون، محققی در زمینه هوش مصنوعی و روباتیک که این رشته به سرعت در حال توسعه را دنبال میکند، نوشت: «حداقل دهها نفر از من پرسیدند که آیا بلافاصله پس از انتشار آن با آن موافقم (من موافق نیستم).
بروکس ماشین خودران فنآور آلمانی ارنست دیکمن را به یاد میآورد که در سال 1987 در سراسر اروپا حرکت کرد. او زمانی بود که ابرکامپیوتر Deep Blue IBM در سال 1997 استاد بزرگ شطرنج گری کاسپاروف را شکست داد و زمانی که A.I. محقق جف هینتون در سال 2016 پیشبینی کرد که رادیولوژی تا پنج سال دیگر منسوخ خواهد شد زیرا نرمافزار یادگیری ماشینی میتواند آن را بهتر انجام دهد.
همه اینها پیشرفتهای مهمی بودند، اما رانندگان، شطرنجبازان و رادیولوژیستها هنوز در میان ما هستند.
آقای. بروکس اصرار دارد که او به سادگی عمل می کند. او در مصاحبهای گفت: «ما با یک هیاهوی بزرگ روبهرو میشویم، و سپس ناامیدیهایی به وجود میآید.»
مسابقه تسلیحاتی انساننما
ظاهر فیزیکی یک ربات، آقای بروکس دوست دارد بگوید، نویدی را در مورد آنچه که میتواند انجام دهد، میدهد. روباتهایی که امروزه بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند، برای کارهای خاص در موقعیتهای خاص طراحی شدهاند و شبیه آن هستند - بازویی که همان اقدامات تکراری را در یک خط تولید انجام میدهد، یا حرکتدهنده پالت خودکار در انبارهای آمازون. آنها پر زرق و برق نیستند.
آقای بروکس گفت: «مردم شکل انسان نما را می بینند، و فکر می کنند که می تواند هر کاری را که یک انسان می تواند انجام دهد.»
به عبارت دیگر، روبات های انسان نما ایده عالی برای دره سیلیکون هستند، جایی که بالاتر از همه، پتانسیل رشد همه چیز برای یک شرکت سرمایه گذاری است. بازار کارهایی که یک انسان می تواند انجام دهد، بزرگ ترین بازار از همه است.
به همین دلیل است که به نظر می رسد تسلای ایلان ماسک، شرکت را روی ربات خود، Optimus شرط بندی کرده است. در ماه اکتبر، ماسک گفت که ساخت چنین رباتهایی در مقیاس بزرگ «مشکل پول بینهایت» است و او پیشبینی کرد که ربات شرکتش «احتمالاً میتواند 5 برابر بهرهوری یک فرد در سال باشد زیرا میتواند 24/7 کار کند». او فکر میکند، در میان چیزهای دیگر، Optimus یک جراح عالی خواهد بود، ادعایی جسورانه، زیرا مهارت در سطح انسان یکی از دشوارترین چالشها در رباتیک است.
Mr. ماسک تنها کسی نیست که اهداف بزرگی دارد. از جمله، استارتآپ Figure AI از سال 2022 تقریباً 2 میلیارد دلار جمعآوری کرده است تا خط رباتهای سبک C-3PO خود را برای همه چیز از تولید تا مراقبت از سالمندان توسعه دهد. شما می توانید 20000 دلار خرج کنید تا یک ربات ساخته شده توسط Palo Alto's 1X Technologies را در سال آینده در خانه خود داشته باشید - اما استقلال محدود آن توسط کارمندان شرکت تکمیل خواهد شد، آنها از راه دور آن را کنترل خواهند کرد تا وظایف جدید را به آن آموزش دهند.
این تنها آخرین اجرای آن چیزی است که آقای بروکس و همکارانش به آن اشاره کردند. کاغذ تلاشهای گذشته برای ساخت رباتهای انساننمای همهمنظوره به دلیل پیچیدگی راه رفتن روی دو پا، و سایر مشکلات شبیهسازی شکل انسان با وسایل الکترونیکی متوقف شد.
بعد از آن تعداد زیادی موقعیت وجود دارد که انسانها میتوانند در آنها قرار بگیرند. چگونه کدی را بنویسید که برای حل یک قطعه متداول ذکر شده از رباتهای برونسپاری، کار سخت و مشقت بار، جمعآوری کنیم. بارها را جدا می کند و تله پرز را تمیز می کند؟
موج A.I مولد. پاسخ جدیدی ارائه میکند: به ربات بیاموزید که این کار را انجام دهد همانطور که ما به رایانهها یاد میدهیم که افراد را بشناسند، صداهای ضبط شده را رونویسی کنند، یا به درخواستهایی مانند «یک آهنگ رپ دهه 90 درباره سگم میسو بنویسید» پاسخ دهند. کالیفرنیا، که گاریهای خودکاری را میسازد که در کنار انسانها در مراکز توزیع کار میکنند.اعتبار...آرون ووجک برای نیویورک تایمز
نتایج میتواند چشمگیر به نظر برسد، حداقل در ویدیو، جایی که روباتهای انساننما از Figure و سایر شرکتها را میتوان مشاهده کرد که لباسهای شسته شده را تا میکنند، اسباببازیها را کنار میگذارند، حتی قطعات را مرتب میکنند در غرفهای که در کارولینای جنوبی است. روبات ها آقای بروکس میگوید که او به یک ربات انساننما نمیرسد. اگر - زمانی که او می گوید - تعادل خود را از دست می دهند، مکانیک قدرتمندی که آنها را مفید می کند آنها را خطرناک می کند.
مقررات ایمنی عموماً افراد را ملزم می کند که از روبات ها در محیط های صنعتی دوری کنند. آرون پراتر، مدیر رباتیک و سیستمهای خودمختار در ASTM International، یک سازمان تنظیم استاندارد، گفت که رباتهای انساننما ذاتاً ناامن نیستند، اما به دستورالعملهای واضحی نیاز دارند، بهویژه زیرا آنها تنظیماتی را ترک میکنند که در آن افراد آموزش دیدهاند تا در کنار آنها کار کنند.
آقای پراتر گفت.
در ماه نوامبر، رئیس سابق ایمنی محصول Figure یک شکایت فسخ نادرست علیه این شرکت تنظیم کرد و مدعی شد که پس از تلاش برای اتخاذ دستورالعملهای ایمنی سختگیرانه اخراج شده است. فیگور از بحث در مورد فناوری خود خودداری کرد، اما یکی از نمایندگان ادعاهای موجود در دادخواست را رد کرد و گفت که کارمند به دلیل عملکرد ضعیف اخراج شده است. یکی از نمایندگان 1X گفت که ربات خانگی آن بر مکانیسمهای جدیدی تکیه میکند که «NEO را به طور منحصربهفردی ایمن و سازگار در اطراف افراد میسازد.»
مشکل تولید
از یک نظر، آقای بروکس فقط خودش را مقصر میداند. آنتونی جولز، یکی از بنیانگذاران و C.E.O آقای بروکس، گفت که جنون انساننمای کنونی «به نوعی تقصیر اوست». در Robust.AI، که در حال ساخت گاریهای خودکار برای کار در کنار انسانها در مراکز توزیع است.
Mr. جولز M.I.T بود. در دهه 1990، زمانی که آقای بروکس در رشته علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی مدرسه رهبری میکرد. آزمایشگاه - کمک به ایجاد الگوریتمهای پشت خودروهای خودران امروزی، پیشرو در حلقههای بازخوردی که A.I را به هم متصل میکند. و رباتیک، و اثبات این موضوع که رباتهایی به شکل انسان ارزش ساختن دارند.
Mr. بروکس، که در استرالیا بزرگ شد، در سال 1972 همزمان با فرار پناهندگان دانشگاهی از پایان بهار پراگ به دانشگاه فلیندرز آدلاید رسید و به او اجازه داد «آموزش ریاضیات کلاسیک اروپای شرقی» را دریافت کند. مهمتر از آن، او میتوانست 12 ساعت هر یکشنبه را با تنها رایانه مرکزی دانشگاه سپری کند.
پس از الهام گرفتن از حشرات در همان دهه، آقای بروکس ربات هایی ساخت که به تنهایی یاد می گرفتند حرکت کنند، و شرکت iRobot را در سال 1990 تاسیس کرد و در سال 1990 به او تبدیل شد. دانشجویان فارغ التحصیل در زمانی روی یک ربات انسان نما مشغول به کار شدند که تعداد کمی از محققین فکر می کردند که این مسیر مفیدی برای اکتشاف است.
Cog، همانطور که نام داشت، طراحی شده بود تا محدودیت های رباتیک را کنار بگذارد و به ویژه، بینش های علوم شناختی را در مورد پیوندهای بین هوش و ادراک حسی به کار گیرد. نه از دستورالعمل های کدگذاری شده.
هنوز، حتی در آغاز قرن، روبات های انسان نما برای تجاری سازی آماده نبودند.
آقای. بروکس درسهای سختی را از جنگیدن بر سر سکههای بودجه تولید رومبا در اواخر دهه 90 آموخته بود. زمانی که آرون ادسینگر، دانشجوی فارغ التحصیل که روی رباتهای انساننما کار میکرد، بعداً از آقای بروکس راهنماییهایی در مورد ساخت شرکت خود خواست، پروفسور به شاگردش پیشنهاد کرد که یک ربات را بهعنوان یک برگه کاغذ نموداری حمل کند. "پایان نامه شما آنجاست؟ شما فقط در یک مربع رنگ آمیزی کردید. شما همه کارهای دیگری برای انجام دارید، که تحقیق نیست. این استقرار، قابلیت اطمینان، ساخت، همه چیز است، درست است؟" آقای ادسینگر یادآوری کرد.
رومبا، که مقوله روباتیک مصرفکننده را تعریف میکرد، در نهایت توسط مدلهای چینی که به جای دوربینهای نوری به حسگرهای لیزری متکی هستند، جایگزین شد. (آقای بروکس در سال 2008 شرکت را ترک کرد.) مهندسی نوآوری را شکست داد.
در نهایت، آقای بروکس به انسان نماها دست یافت و شرکت ReThink Robotics را در سال 2008 بنیان گذاشت. این ربات دو ربات به نامهای باکستر و ساویر را توسعه داد که برای انجام کارهای صنعتی طراحی شده بودند، اما در کنار انسان به اندازه کافی ایمن هستند. (آنها سر، نیم تنه و بازو داشتند، اما راه نمیرفتند.)
به گفته ناظران صنعت، اگرچه این شرکت در بین محققان محبوبیت داشت، اما به دلیل مکانیک ایمنی، دقت ربات را محدود کرد. آقای بروکس استدلال می کند که طراحی بسیار متفاوت از آنچه خریداران ربات به آن عادت کرده بودند، بوده است.
یک واقع بین، نه یک بدبین
آقای. بروکس به ویژه در مورد آمادگی شبکه های عصبی برای حل مشکل مهارت شک دارد. انسانها زبانی برای جمعآوری، ذخیره و انتقال دادهها در مورد لمس ندارند، همانطور که ما برای زبان و تصاویر داریم. توانایی حسی قابل توجه انگشتان ما انواع اطلاعاتی را که نمی توانیم به راحتی برای ماشین ها ترجمه کنیم جمع آوری می کند. به نظر او، دادههای بصری ترجیح داده شده توسط نگهبان جدید استارتآپهای روباتی، به سادگی قادر به بازسازی کارهایی که ما میتوانیم با انگشتان خود انجام دهیم، نخواهند بود.