شوک و غم در محله راینرز آویزان است
فضای روز چهارشنبه در محله اطراف خانه راینرز در برنت وود غم انگیز بود. زیور آلات کریسمس به آرامی از شاخههای یک سبزه همیشه سبز عظیم در پشت دروازه اصلی خانه تاب میخوردند.
چند دسته گل کوچک، دو شمع و جعبهای کوچک از هیدرانسیهای سفید توسط خیرخواهان زیر تاج گلهای کریسمس که دروازهها را تزیین میکردند، کنار تابلوی جدید اضافه شده «بدون گذر» باقی مانده بودند. دو نگهبان خصوصی جلوی آنها ایستاده بودند.
کن نولان، فیلمنامهنویسی که در سال 2018 با راب راینر و همسرش میشل سینگر راینر روی فیلمی کار کرده بود، ایستاد تا جلوی دروازهها گل بگذارد.
آقای نولان گفت: "واقعاً وحشتناک است." "این یک تراژدی یونانی است."
Mr. نولان گرمی و سخاوت خانواده راینرز را به یاد آورد. او گفت که میشل راینر شخصیتی "خنده دار و بی حوصله" داشت و "همچنین فوق العاده مهربان بود."
او گفت: "من فقط تکه کوچکی از زندگی آنها بودم و آنها افراد زیادی را لمس کردند." هیچ کس حاضر نشد نام خود را به یک خبرنگار بدهد، اما طی سه روز از زمانی که راینرها با ضربات چاقو در اتاق خوابشان پیدا شدند و پسر کوچکترشان دستگیر شد، چندین همسایه از غم و اندوهی فراگیر در جامعه صحبت کردند که با حس شوک و وحشت آمیخته شده بود.
خانههای اینجا با پرچینها، سیستمهای امنیتی و دوربینهای مدار بسته احاطه شدهاند. برای بسیاری از ساکنان، این فکر که ممکن است یک تهدید مرگبار از درون خانواده خود فرد باشد، نگران کننده بود. پسر کوچکتر این زوج، نیک راینر، 32 ساله، که علناً در مورد مبارزه خود با اعتیاد صحبت کرده است، به دو فقره قتل متهم شده است.
همسایهها از راینرها به عنوان افرادی مودب و محترم یاد میکنند، اگرچه آنها به خودشان نگاه میکنند و کمتر کسی میتواند بگوید که آنها را به خوبی میشناسد. با این حال، برخی از همسایهها میگویند، با این حال، وقایع چند روز اخیر این ایده را به خانه آورده است که این نوع تراژدی ممکن است در هر خانوادهای اتفاق بیفتد.
لیبی موتیکا، که در دهه 1950 در این محله بزرگ شد و در حدود شش بلوک از خانه راینرز زندگی میکند، گفت هجوم افراد مشهور در دهههای اخیر باعث تغییر حس محلهها به جامعه شده است. منطقه ای ثروتمند که در آن «دیگر هیچ کس عادی زندگی نمی کند». راب و میشل راینر خصوصی بودند، اما همسایه ها دور نبودند.
جان فاوست، که صاحب پمپ بنزین سینکلر در چند بلوک خانه راینرز است و خطاب به همه مشتریانش را به نام یک عادت می کند، گفت که رینرها دوستانه بودند و مردمی را که اغلب به پمپ می آمدند، درگیر می کردند. گفت.