تیراندازی در ساحل بوندی احساس امنیت استرالیا را تحت تأثیر قرار می دهد. بازماندگان لحظات وحشت را به یاد می آورند
SYDNEY (AP) - وقتی صدای صدای گلولههای پنجههای گلولههای مادر بلند میشد. از پسر 5 ساله اش و دعا کرد.
«لطفا اجازه ندهید بمیریم»، ربکا 33 ساله از مخفیگاهش در زیر میزی در پارک مشرف به بوندی، استرالیا نمادترین ساحل. ربکا با این شرط صحبت کرد که از ترس انتقام از نام خانوادگی او استفاده نشود. "لطفا فقط پسرم را ایمن نگه دارید."
این ایمان بود که ربکا و صدها نفر دیگر از اعضای جامعه یهودی سیدنی را به این مکان زیبا برای جشن گرفتن شروع هانوکا کشاند. و این ایمان بود که مقامات گفتند او و دیگرانی را که در Channukah کنار دریا جمع میشدند هدف ساعت 6:40 بعد از ظهر روز یکشنبه مقامات گفتند که این اقدام یک اقدام تروریستی یهودی ستیزانه است.
مقامات گفتند که در دقایق بعد، این حمله جان حداقل 15 نفر را گرفت، از جمله یک دختر 10 ساله، یک بازمانده از هولوکاست و یک خاخام محبوب. همچنین احساس امنیت را در کشوری که به دلیل قوانین سختگیرانه اسلحه، تا حد زیادی از تیراندازی های گسترده در ایالات متحده و سایر کشورهای غربی مصون مانده است، از بین می برد.
این بازسازی بر اساس مصاحبه با بازماندگان و فیلم حمله است.
ربکا زیر میزی که برای مهمانیها غذا بود، سطلهای نوشیدنی را روی بدنش کشید تا سعی کند خودش و پسرش را پنهان کند. ناگهان، مردی که در فاصله 10 سانتی متری (3 اینچ) از او به پهلو خوابیده بود، مورد اصابت گلوله به سینه قرار گرفت.
او به ربکا گفت: "من دارم می میرم." «نمیتوانم نفس بکشم.»
در زیر آتش و جدا شدن از شوهر و دختر ۷ سالهاش، ربکا نمیتوانست چیزی جز کلمات به او بگوید. او با ناامیدی به او گفت: "حالت خوب است." "خوب خواهی شد."
او نمیدانست این درست است یا نه.
یک عصر تابستانی که با شلیک گلوله شکسته شد
به عنوان یک عصر کلاسیک تابستانی یکشنبه در سیدنی شروع شد. خورشید هنوز غروب نکرده بود و دمای هوا هنوز 29 درجه سانتیگراد (84 درجه فارنهایت) بود. دریای تاسمان مملو از شناگران و موجسواران بود.
در پارکی مشرف به قوس شنی طلایی بوندی، کودکان در باغوحشی که به عنوان بخشی از جشن هانوکا برپا شده بود، حیوانات را میخندیدند و حیوانات را در آغوش میگرفتند. پسر ربکا از دیوار صخره نوردی پرید. موسیقی با صدای کوبنده امواج رقابت میکرد.
و سپس حبابهای معلق در هوا با گلولهها جایگزین خندهها با فریاد شد. از مواضع خود در یکی از پلهای عابر پیاده که جاده اصلی شلوغ را به ساحل متصل میکند، دو مرد مسلح - به گفته پلیس، یک پدر و پسر - شروع به تیراندازی به سمت جمعیت کردند.
جوانها شروع به دویدن کردند، اما افراد مسنتر به سختی بلند شدند. ربکا از روی نیمکتی که نشسته بود، با وحشت نظاره گر گلوله ای به زن مسنی که در کنارش نشسته بود اصابت کرد. ربکا پسرش و کبوترش را زیر میز گرفت.
در ساحل و پیادهروی تختهسواری، همهچیز بیصدا بود.
برخی از موج سواران و شناگران دیوانه وار در ساحل پارو می زدند، در حالی که برخی دیگر به دنبال امنیت در دریا بودند. النور، که به شرط عدم استفاده از نام خانوادگی اش از ترس انتقام، صحبت کرد، گفت که در مسیر رفتن به شام از روی تخته راه می رفت که صدای شلیک گلوله را شنید. ذهنش خالی شد، جدای از یک دستور: «دور کن». و همینطور او با لباس کامل وارد اقیانوس شد.
انبوهی از مردم - که در یک شیب پوشیده از چمن مشرف به دریا برای تماشای غروب آفتاب از رامکام کریسمس، "تعطیلات" جمع شده بودند - پتوها و صندلی های ساحلی خود را رها کردند و فرار کردند.
از اتاق هتلشان مشرف به خیابان های بوندی، جوئل سارجنت، 30 ساله، و شریک زندگی اش، گریس، از ملبورن، شات ها را شنیدند و شروع به فیلمبرداری کردند. فیلم آنها که توسط آسوشیتدپرس به دست آمده است، نشان می دهد که تیراندازی حداقل هفت دقیقه با ده ها انفجار ادامه داشته است. گریس به شرطی صحبت کرد که از نام خانوادگیاش استفاده نشود زیرا نمیخواست مردم سرکار بدانند که او در این کار نقش داشته است.
میتوان شنید که گریس میگوید: «عزیزم، من میترسم. او به آنها فریاد زد: "از خیابان خارج شوید!"
تلفنها در سراسر شهر با تماسها و پیامهای وحشتزده روشن شدند. لارنس استند در خانه بود که تلفنش زنگ خورد. این دختر 12 ساله او بود که در یک بار میتزوه در داخل غرفه Bondi مشرف به ساحل شرکت می کرد.
ایستاده به دخترش گفت که در حالی که به داخل ماشینش میپرد و به سمت ساحل میدود، با تلفن صحبت کند. او او را پیدا کرد و او و دیگران را به داخل ماشینش کشید و با سرعت آنها را از قتل عام دور کرد.
بسیاری نمیدانستند کجا پناهگاهی پیدا کنند. در داخل یک رستوران یونانی، دوستان 20 ساله آمریکایی Shira Elisha و Lexi Haag ابتدا در حمام رستوران پنهان شدند و سپس به خانه الیشا برگشتند و در زیر تخت او پنهان شدند. این زوج تعجب کردند که چگونه موقعیتی بسیار رایج در ایالات متحده، اما اینقدر بیگانه برای ایالات متحده است. ربکا داشت خونریزی می کرد. مادرشوهر 65 ساله ربکا یک تکه مقوا را گرفت و روی زخمش فشار داد.
این مرد زنده نماند.
یک رهگذر با یک مرد مسلح برخورد می کند
تیراندازی ها ادامه پیدا می کرد. آژیرها ناله کردند. دقایقی گذشت. صدای یکی از تماشاچیان در یک ویدیو شنیده می شود: "پلیس ها کجا هستند؟"
این و دیگر ویدئوهای پخش شده از این حمله، اتفاقات بعدی را روایت می کند.
در نزدیکی یکی از تیراندازان، عابری که توسط وزیر امور داخله تونی برک شناسایی شده بود، احمد الاحمد پشت ماشینی پارک شده خمیده بود. احمد، صاحب مغازه میوه فروشی و پدر دو فرزند، پس از آن تیرانداز را با عجله برد و اسلحه را از دست داد و سپس اسلحه را به سوی تیرانداز نشانه رفت که روی زمین افتاد. احمد توسط فرد مسلح دیگر از ناحیه کتف مورد اصابت گلوله قرار گرفت، اما جان سالم به در برد.
مردی که توسط احمد خلع سلاح شده بود از جایش بلند شد اما در زیر آتش پلیس، به زودی دوباره سقوط کرد. تیرانداز دیگر یک دقیقه دیگر با پلیس تیراندازی کرد تا اینکه او نیز سقوط کرد.
پلیس بعداً تأیید کرد که بزرگتر از دو مرد مسلح مظنون، یک مرد 50 ساله، به ضرب گلوله کشته شده است. پسر 24 ساله او که مورد اصابت گلوله قرار گرفت و زخمی شد، در بیمارستان تحت مداوا است.
در برگشت در پارک، امدادگران دیوانهوار سینههای اجساد بیحرکت را روی چمنها، نزدیک میز پیکنیک، کالسکه متروکه و باغوحش نوازشدهنده پمپ کردند. در حمام رستوران، به سمت ساحل سرگردان شد، جایی که ردیفهایی از کفشها که توسط ساحلروان فراری رها شده بودند، روی شنها پوشیده شده بودند.
او با اشاره به حمله ستیزهجویان به رهبری حماس در اسرائیل در سال 2023 گفت: «این فقط من را به یاد هولوکاست میاندازد - همه این کفشها اینجا خوابیدهاند. این مانند 7 اکتبر است. «چند بار باید یهودیان مورد حمله قرار گیرند تا اینکه دنیا بیدار شود و بفهمد که ما اهدافی بر روی پشت خود داریم؟»
بعد از یک شب بی خوابی، ربکا و خواهر شوهرش که پرچم اسرائیل را پوشانده بودند، راهی ساحل شدند تا در مقابل یک یادبود گل ها عزاداری کنند.
او گفت که فرزندان ربکا از زمان حمله سؤالات زیادی از او پرسیدهاند که او پاسخی برای آنها ندارد.
او سؤالات خاص خود را دارد: برای مقامات او گفت که برای رسیدگی به جلوگیری از جنایات بیش از حد Synyکم کاری انجام داده است. سال گذشته نخست وزیر آنتونی آلبانیز از تلاش های دولت خود برای مبارزه با یهودستیزی دفاع کرده و گفته است که برنامه ریزی بیشتری دارد.
او گفت: "جهان باید بیدار شود و ببیند چه اتفاقی می افتد." آنها به طور خاص ما، مردم یهود را هدف قرار دادند... هیچ کس کاری نکرد. آنها چشم خود را بستند.