به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

Star Home Stager جمعیتی را برای فروش برچسب های مورد علاقه جذب می کند

Star Home Stager جمعیتی را برای فروش برچسب های مورد علاقه جذب می کند

نیویورک تایمز
1404/08/27
16 بازدید

در صبح روز فروش امسال در 25 اکتبر، صف ورود در راهروی طبقه هفتم شهر صنعتی او، ساختمان بروکلین، پیچید. تا ساعت 9:30 صبح، نیم ساعت قبل از شروع فروش، بیش از 300 خریدار به دنبال معامله بودند.

تقریباً 1100 کالای موجود، از چوچک‌های کوچک - گلدان‌ها، توپ‌های تزئینی و وسایل روشنایی با قیمت هر کدام چند دلار - تا اقلام بزرگ‌تر، از جمله نیمکت‌ها، میزهای غذاخوری و یک قفسه چوبی قدیمی.. محصولات از حدوداً 150000 مورد از جنس Safts خارج شدند. انبار و دفتر 24000 فوت مربعی، چهار طبقه زیر.. یک مبل Lappi 1500 دلاری اکنون 700 دلار بود. صندلی های Eames که در اصل هر کدام 250 دلار بودند، 75 دلار بودند. میز دامنی که از یک طراح به قیمت 900 دلار خریداری شد، 250 دلار بود.

آقای سافت، 48 ساله، تخمین زد که 300 نفر در سال گذشته حضور پیدا کردند و حدود 200 کالا خریدند. امسال، او میزان حضور را چهار برابر کرد. او گفت: "مردم به چشم من اعتماد دارند و احساس می کنند چیز جالبی پیدا خواهند کرد."

Nana Eyeson-Akiwowo، 48 ساله، یک مشاور مستقل برای مارک‌های لوکس، با یکی از دوستانش از Englewood، N.J. وارد شد و تا ساعت 8:15 صبح یک نقطه اصلی را در صف به دست آورد.

او گفت: "وقتی جیسون در اینستاگرام پست کرد که در حال انجام یک فروش به سبک Crazy Eddie است، می دانستم که دارم می آیم." "من عاشق روش طراحی او هستم."

خانم.. Eyeson-Akiwowo واضح بود که به دنبال چه چیزی می‌گشت.. "مبلمان برای اتاق خواب اصلی ما.. و بله، من قبلاً مبلمان دارم، اما احساس می‌کنم چیز عالی پیدا خواهم کرد."

با افزایش صف، جمعیت آرام و بی حوصله باقی ماندند. مردم ایستادند و با یکدیگر استراتژی داشتند. دیگران دسته‌جمعی روی زمین نشسته‌اند، قهوه می‌نوشند، روی تلفن‌هایشان پیمایش می‌کنند و گپ می‌زنند. برخی با سگ‌هایشان آمدند، برخی با نوزادان.

وقتی درها به سرعت در ساعت 10 صبح باز شدند، حال و هوا به سرعت تغییر کرد.. و گروه آرام قبلی برای ورود به داخل زاویه گرفتند.

با اسکن سریع اتاق، انبوهی از بالش‌ها، رول‌های فرش پیچیده شده در پلاستیک باز نشده، وسایل روشنایی، میزها، پایه‌های شب و گیاهان مشخص شد. آثار هنری از 10 تا 30 دلار متغیر بودند، در حالی که تخته‌های سنگ مرمر برای برداشتن رایگان بودند. بله، رایگان.

به گفته آقای سافت، بیش از 35 کاناپه و حدود 300 صندلی شامل مبلمان هوازده و در فضای باز و همچنین قطعات مجلل تر "که از نظر زیبایی کار نمی کردند یا بیش از حد خریداری شده بودند."

آقای سافت با پیراهن جین، شلوار خاکی و کفش‌های جیر قهوه‌ای، مانند سیاستمداری در حال رقابت بود. او به گرمی و با اشتیاق با همه احوالپرسی کرد و از حضور مردم و کسانی که می‌خواستند با او ملاقات کنند، متواضع بود.

او گفت: "من سه شغل کار کردم و خودم را وارد کالج یک مرد کارگری کردم. در سن جوانی به من گفتند که زیاد بزرگ نخواهم شد."

در دهه‌های 20 و 30 خود، آقای سافت به شدت مشروب می‌نوشید و مواد مخدر مصرف می‌کرد، و به قول خودش، "به نوعی زندگی را رها کردم." قبل از آن.. عمیق است."

به گفته آقای سافت، تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی را جدا کند، تا حدی به دلیل Airtable، ابزار سازمانی، امکان پذیر بود که او از آن برای ثبت هر موردی که شرکتش خریداری می کند و ردیابی تعداد دفعات استفاده از یک مورد استفاده می کند، استفاده می کند.

تجمع این فهرست شش هفته طول کشید، بیشتر از زمانی که آقای سافت برای اجرای یک خانه طول می کشد.

او گفت: «نمایش فیزیکی می‌تواند دو روز طول بکشد.» «اگر در حال انجام کارهای آرایشی مانند نقاشی، کاغذ دیواری یا تمیز کردن کف‌ها هستیم، و بسته به اندازه خانه، ممکن است سه روز تا دو هفته طول بکشد.»

در حال حاضر، آقای سافت در حال اجرای 50 پروژه است، از یک اتاق خواب 650 فوت مربعی تا عمارت پنج طبقه فایزر با مساحت 10000 فوت مربع در کلینتون هیل، بروکلین.. هزینه های Saft از 22000 دلار برای یک اتاق خواب شروع می شود و می تواند از آنجا افزایش یابد. او اخیراً 175000 دلار برای اجرای یک خانه شهری دوبل 45 فوتی با قیمت 75 میلیون دلار دریافت کرده است.

سارا کروسه، 40، یک طراح و بنیانگذار شرکت سوم، طراح و بنیانگذار S شرکت کننده و یک کاناپه برای دفتر یک مشتری به قیمت 1200 دلار پیدا کردند که او شرط کرده بود در اصل 3000 دلار بود.

مارک بویت، 60 ساله، تهیه کننده کتاب صوتی Bookmark Audio، و همسرش، پارش پاتل، آمدند برای تعویض مبل خود.

"آقای پاتل، 56 ساله، یک مدیر عملیات دولت شهری، گفت: "مال ما کمی گوش سگ است."

راب فریدمن، 38 ساله، فیلمساز و تدوینگر مستقل، در جستجوی اقلامی بود که می توانست در فیس بوک بفروشد. او 10 دقیقه پس از شروع فروش متوجه شد که "چیزهای زیادی فروخته شده است" او گفت، در حالی که از انتظار 30 دقیقه ای برای پرداخت بی آزار ایستاده بود. قطعه،» او گفت.

در حالی که خریداران جدی با نوارچسب و عکس‌های پلان‌های کف خود مسلح می‌آمدند، دیگران حدس می‌زدند.. بعضی‌ها مرینیت می‌کردند.. خانم Eyeson-Akiwowo به سرعت تصمیم گرفت.

هنگامی که روی یک کاناپه نقره‌ای مخملی زیبا به قیمت 450 دلار به‌صورت ضربدری می‌نشست، برق می‌زد. ژست او این واقعیت را تقویت می‌کرد که اکنون مال او بود.

وقتی خانم Eyeson-Akiwowo احساس چسبندگی در پهلو کرد، نقص را از بین برد.. او گفت: «می‌خواهم یک پاک‌کننده کوسن بگیرم و حالمان خوب خواهد شد.

خریداران آنچه را که می‌توانستند انجام دادند: گیاهان بزرگ و صندلی‌های کوچک، با بالش‌ها و گلدان‌های متعادل در بالا، فرش‌های آویزان روی شانه‌ها، قاب‌های عکس زیر بغل.. تیم متحرک آقای سافت قطعات بزرگ‌تر را با پتوهای متحرک حرفه‌ای، نوار بسته‌بندی شفاف و عروسک‌ها کنترل می‌کردند.

این جنون تا ساعت 11 صبح فروکش کرد. خریداران بی تصمیم روی کاناپه هایی که در نظر داشتند نشستند. دیگران دورهای بیشتری را طی کردند تا ببینند آیا چیزی را از دست داده اند یا نه.

تا ظهر زمان برداشت باریک بود. قیمت‌ها 25 تا 30 درصد دیگر کاهش یافته بود. و تا ساعت 1 بعدازظهر، فقط کاهش قیمت باقی مانده بود.

برای بسیاری از خریداران، این فرصتی برای امتیاز دادن به کالاهای خانگی با تخفیف بود. برای A.. Piper McCoy، فروش یک راه نجات بود.

خانم مک کوی، 39 ساله، که در وست اورنج، نیوجرسی زندگی می کند و با نامزدش آمده است، گفت: "ما در فوریه یک خانه آتش گرفتیم و همه چیز را از دست دادیم."

خانم مک کوی، معاون ارتباطات جهانی در پلت فرم مستقل فروش بلیط، DICE، ساعت 6 صبح برای این رویداد بیدار بود. او گفت: "این فروش به ما امکان می دهد خاطرات جدیدی ایجاد کنیم. من به دلیل سابقه جیسون به این موضوع اعتماد می کنم."

او گفت:

خانم مک کوی یک میز انتهایی اکریلیک نارنجی، دو صندلی سبز مخملی به دست آورد "و چیزهایی که می توانیم در کل خانه اضافه کنیم تا کمی شخصیت و جذابیت را بازگردانیم."

این بخشی از هدف خرید او بود. آقای سافت نیز هدفی داشت.

او گفت: «من نمی‌خواهم حتی یک چیز باقی بماند.. می‌خواستم آن احساس و عجله را به مردم بدهم که عاشق فروش است. سپس می‌خواهم آنچه باقی مانده را به خیریه بدهم.»