بهترین انیمیشن ها و فیلم های سال 2025
فهرست انیمیشن های مورد علاقه من امسال شامل افراد رنگین کمانی در سفر در زمان، قارچ های توهم زا احیا کننده، ارواح شیطانی و البته ستارگان پاپ شکار کننده شیطان است. برای برخی از این انتخابها، در سینما و تلویزیون، این انیمیشن برتر بود. در برخی دیگر، داستان سرایی تخیلی و جهان سازی بود. اما همگی ترکیبی از محتوا و سبک را نشان میدهند که در بین بقیه برجسته بود.
درمان معجزهآمیز «عوارض جانبی رایج» و «لازاروس»
در مجموعه شنای عجیب بزرگسالان، «اتاق شنای عجیب و غریب که او حتی میتواند عارضههای جانبی معمولی را نیز به نمایش بگذارد» زخم ها در «لازاروس»، یک مجموعه انیمه از Adult Swim، هاپنا، یک مسکن قوی است. اگرچه هیچ یک از این نمایشها که دارای یک داروی جادویی است درباره کووید نیست، هر دو منعکسکننده ترس و بدبینی هستند که از زمان همهگیری، گفتمان سلامتی و پزشکی را تحت تأثیر قرار داده است.
عجیب، غیرقابل پیشبینی و از ابتدا تا انتها جذاب، «عوارض جانبی رایج» یک توطئه توطئهآمیز است. مارشال او با کشف قارچ فرشته آبی کمیاب در منطقه ای دورافتاده از پرو، هدف D.E.A.، دولت و داروخانه بزرگ می شود. "عوارض جانبی رایج" با وجود همه اقدامات پرمخاطره اش، حتی بیشتر درباره اخلاق صنایع دارویی و پزشکی و این سوال که چگونه می توان به طور ایمن و اقتصادی چنین داروی فوق العاده ای را منتشر کرد، است. انیمیشن نامتعارف سریال (شخصیتهای آن سرهای بسیار زیادی دارند اما ویژگیهای دقیقهای دارند) کاملاً با حس طنز تاریک و بینظیر آن جفت میشود.
از سوی دیگر، «لازاروس» به بررسی این موضوع میپردازد که اگر چنین درمانی، مانند مارشال در بازار مارشال، به رنگ آبی تبدیل شود، چگونه جهان تغییر میکرد. "لازاروس" سه سال پس از آن آغاز می شود که دانشمندی به نام دکتر اسکینر هاپنا را معرفی کرد و سپس ناپدید شد. دنیا با این خبر استقبال می شود که هاپنا سه سال نیمه عمر دارد. بیشتر جمعیت جهان در عرض 30 روز می میرند مگر اینکه کسی بتواند محل اختفای این دانشمند مرموز را پیدا کند. این مفهوم جذاب است، حتی اگر نقشه های طرح گاهی اوقات تاخیر داشته باشند. اما واقعاً این دنیای خالق شینیچیرو واتانابه است که جذاب است - کلانشهری آیندهنگر که با انیمیشنهای بکر ساخته شده و به همان موسیقیهای پرجنبوجوش و جاز سنگینی میرسد که واتانابه به آن معروف است. («عوارض جانبی متداول» را در HBO Max؛ «لازاروس» را در HBO Max پخش کنید.)
قهرمانان اسطوره ای «و» «Demo» و «Piyanu» II. شکارچیان»
حتی اگر قهرمانان لایو اکشن امسال نتوانستند تحت تاثیر قرار بگیرند (با نگاه کردن به شما، سوپرمن و فانتای سوپرمن، سوپرمن و فانتا به شما نگاه میکردند). به دنبال انیمیشن باشید.
آثار هنری، نویسندگی، موسیقی: همه چیز در مورد موفقیت نتفلیکس "KPop Demon Hunters" درست بود - حتی همانطور که چند ماه پیش نوشتم، درک فیلم از هواداران بود. دلیل خوبی وجود دارد که قیطان بنفش مولانا در این هالووین همه جا بود. این پدیدهای بود که واقعاً سزاوار تبلیغاتش بود.
فیلم بینالمللی پرطرفدار «Ne Zha II» که کودک نوپای شیطان شایستگی این عنوان را به نمایش میگذارد، یک جشن بصری بود. این فیلم به دلیل دامنه و جزئیاتش قابل توجه است و با تصاویری از یک تیم قوی از انیماتورهای چینی مطابقت دارد.
طنز کامل، قدرتهای معنوی مرتبط با دنیای طبیعی، حالت آبی و درخشان رئیس - از بسیاری جهات "Iyanu" مرا به یاد مجموعه انیمیشنی عالی دیگری به نام "Avatar: The Last Airbender" میاندازد. اما شباهت ها فقط سطحی نیستند. هر دو سری موفق به ارائه جهان های کاملاً تحقق یافته غرق در سنت فرهنگی غیرسفید می شوند. «ایانو» از فرهنگ و اساطیر نیجریه نشأت میگیرد و شخصیتهای سیاهپوست را از همه اقشار جامعه، از پادشاهان و مشاوران معنوی گرفته تا جنگجویان زن و مردم روستایی که تلاش میکنند از پس آن برآیند، به نمایش گذاشته میشود.
این نوع رشتهها واقعاً چیزی است که این داستانهای قهرمانانه را متحد میکند. همه نشان میدهند که داستانهای مبتنی بر یک سنت فرهنگی خاص و بسط افسانههای موجود چقدر میتوانند طنیناندازتر باشند، بهویژه در زمان خستگی ابرقهرمانی. ("Ne Zha II" را در HBO Max پخش کنید؛ "Iyanu" را در HBO Max. «KPop Demon Hunters» را در Netflix پخش کنید.)
Traveling Through Time در «Arco» و «Long Story» Short”
در هر دو فیلم "Arco" و مجموعه نتفلیکس "Long Story Short"، گذشت زمان روشن و در عین حال بسیار کم است. داستان سرایی.
در «آرکو»، این شخصیتها هستند که در زمان حرکت میکنند: وقتی پسر جوانی از آیندهای دور به نام آرکو، کمد لباس جادویی خواهر بزرگترش را برای سفر در زمان قرض میگیرد تا به گذشته برگردد و دایناسورها را ببیند، از مسیر منحرف میشود و به جای دختری که در سال 2075 نامش را میگذارد، گیر میکند. حتی با وجود پیشفرض سفر در زمان - در شنلهای رنگینکمان لذتبخش التون جان که به آنها این امکان را میدهد - و به تصویر کشیدن جامعهای که در آن معلمها، پرستاران، افسران و نگهبانها همگی ربات هستند، "آرکو" هنوز کاملاً از این لحظه احساس میکند. به هر حال، هم Arco و هم Iris در دورههایی از فناوری پیشرفته زندگی میکنند که بلایای آب و هوایی یک نگرانی مبرم است و انسانها به طور فزایندهای منزوی میشوند.
از سوی دیگر، «Long Story Short» در طول خط زمانی یک خانواده یهودی به این سو و آن سو میرود. مرگها، جشنها و دعواهای خانوادگی وجود دارد، خاطرات در کنار هم مانند دستهای از کارتها در هم میآیند، و هر کدام ابعاد جدیدی از این افراد را نشان میدهند که بهترین و بدترینها را در یکدیگر به نمایش میگذارند - همان چیزی که همه خانوادهها به آن تمایل دارند. جزییات این انیمیشن چیزی است که آن را بسیار تحسینبرانگیز و قابل ارتباط میسازد، و سبک هنری نوتبوک-doodle انیمیشن، با خط نازک مداد آن، احساس شخصی را تقویت میکند. («Arco» در اکران گسترده در 30 ژانویه در سینماها اکران میشود؛ «داستان بلند داستان کوتاه» را در Netflix پخش کنید.)
Getting Existential با «Little Amélie or the Character» و «Little Amélie of Ra10» Meters»
یک کودک نوپا بلژیکی که با خانواده خود در ژاپن زندگی می کند. رابطه در حال تکامل دو پسر که مسیر را اجرا می کنند. بر روی کاغذ، هیچ یک از این مقدمات ممکن است آنقدر درخشان به نظر برسند. اما آنها پایهای برای دو تا از پرمغزترین و جذابترین انیمیشنهای سال هستند.
سبک هنری خیرهکننده «آملی کوچک یا شخصیت باران»، همراه با روایت متفکرانهاش، به فیلمی پرشور و شگفتانگیز منجر میشود. دنیای آملی جوان یکی از رنگ های شاداب است، جایی که ممکن است گل ها ناگهان در اطراف او شکوفا شوند تا آمدن بهار را بشارت دهند. او در اوایل فیلم اعلام میکند که او خداست، و شفافیتی که چشمان سبزآهکی درخشانش با آن چیزهای اطرافش را میبیند، این امر را محتمل نشان میدهد. داستان ظریفتر مربوط به سردرگمی آملی در مورد هویت ملی خود و زمینه تاریخی بزرگتر پشت آن است. او ممکن است بلژیکی باشد، اما احساس می کند ژاپنی مانند پرستار بچه و صاحبخانه ناراضی اش است که هنوز خاطرات شکست های جنگ جهانی دوم را در خود دارد.
هرکسی که با زیرژانر انیمه های ورزشی آشنا باشد می داند که یک مسابقه می تواند یک رویداد تغییر دهنده زندگی باشد. مطمئناً در «100 متر» همینطور است، کارگردان کنجی ایوایساوا، دنبالهای جذاب از کمدی موزیکال بینظیر و مردهاش «On-Gaku: صدای ما». وقتی صحبت از دویدن به میان میآید، توگاشی طبیعی است، در حالی که کومیای غمانگیز به این راحتی کار نمیکند، اما با عزم و اراده فوقالعاده تمرین میکند.
«100 متر» ما را از اولین ملاقات توگاشی و کومیا در مدرسه راهنمایی به بزرگسالی آنها به عنوان ورزشکاران حرفهای میبرد. بیش از یک ورزش، دویدن برای این شخصیت ها مسئله هویت و بقا است. و از آنجایی که انیمیشن چشم نواز است، چیزی که بهویژه خودنمایی میکند، کارگردانی به همان اندازه ورزشی ایوایساوا است، که میداند چه زمانی عکسهای گام به گام پرتعلیق را در مسیر به ما ارائه دهد و چه زمانی خودداری کند و اجازه دهد چشم دوربین به سمت غرفهها در پسزمینه پرسه بزند. چرخش های دراماتیک در انیمیشن - تغییر از نماهای تیره و تیره پس زمینه به سیاه و سفید مینیمالیستی و سپس بازگشت به رنگ در طول یک سکانس مسابقه بارانی - به یک فیلم جذاب از قبل جان می بخشد. («آملی کوچولو یا شخصیت باران» را در یوتیوب، اپل تی وی یا آمازون پرایم اجاره کنید؛ پخش «100 متر» در Netflix شروع می شود. 31.)
ژانر در حال خم شدن در «هیکارو تابستانی مرد»
در این مجموعه انیمه غیرقابل از دست دادن، پسری به نام یوشیکی متوجه میشود که توسط هیدریچ، بهترین دوستش، تسخیر شده است. احساسات و خاطرات هیکارو. یک طرح اسرارآمیز دلپذیر شامل تاریخ فراطبیعی بزرگتر دهکده آنها است، اما هسته دلخراش داستان در مورد رابطه در حال تکامل بین این دو پسر است. این یک دوستی پیچیده و وابسته است که با میل، اندوه و وحشت های وحشتناک همراه شده است. («The Summer Hikaru Died» را در Netflix پخش کنید.)
اشارههای افتخاری
The classic-comic-book-style animation of “Yourhood-Spiendney-anborly Neighhood-Spiendney-anborly” جشنواره کشتار «مارول زامبی» (دیزنی+) بود. دنیای زباله گرانج "Gachiakuta" (Crunchyroll)؛ و فصل دوم قابل توجه "Solo Leveling" (Crunchyroll)، "The Apothecary Diaries" (Crunchyroll)، "Dan Da Dan" (Netflix) و "The Ancient Magus' Bride" (Crunchyroll).