به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

بال شرقی تاریخ است، از راه های بیشتر

بال شرقی تاریخ است، از راه های بیشتر

نیویورک تایمز
1404/08/01
11 بازدید

درباره "ترامپ بال شرقی را با وجود تعهد ویران می کند" (صفحه اول، 23 اکتبر):

من ناراحتم که رئیس جمهور ترامپ بال شرقی کاخ سفید را تخریب کرده است تا یک سالن رقص بزرگ جدید را در خود جای دهد.

من خاطرات خوبی از دیدار پدرم، آرتور شلزینگر جونیور، دستیار ویژه رئیس جمهور جان اف.. کندی، در دفتر کارش در بال شرقی دارم. آن قسمت از کاخ سفید زیبایی سختی داشت، مطابق با ظرافت ساده ساختمان تاریخی که اخیراً رهبران ما را در خود جای داده است. اما فضایی را برای مدت طولانی برای رئیس جمهور فراهم کرده است.

در دولت ترامپ، ما روز به روز در حال از دست دادن بسیاری از ویژگی‌های ویژه‌ای هستیم که برای دهه‌ها در اصلی‌ترین محل اقامت آمریکا برجسته بوده است.

این زمان ناراحت کننده ای برای همه آمریکایی هایی است که به نماد نمادین کشورمان اهمیت می دهند، زیرا ما در آستانه برگزاری 250 سالگرد کشورمان هستیم.

استفان شلزینگر
نیویورک
نویسنده یکی از اعضای بنیاد قرن است.

اگر رئیس جمهور به دنبال نمادی مناسب برای تحقیر خود نسبت به آمریکا و مردم آن بود، نمی توانست نمادی بهتر از به هم ریختن خانه آنها پیدا کند.

رسانه ها به طور قابل پیش بینی درباره بیانیه اصلی پرزیدنت ترامپ مبنی بر اینکه سالن رقص جدید بال شرقی را لمس نمی کند، چنگ می زنند. من از آقای ترامپ به خاطر تغییر طرح بنا به اقتضای شرایط تحسین می کنم.

طبق گفته کاخ سفید، معلوم می‌شود که یک بال شرقی کاملاً جدید هم ارزان‌تر و هم از نظر ساختاری بهتر از اضافه کردن و نوسازی جداگانه خواهد بود، بنابراین این کاری است که انجام می‌دهد.

اگر آقای ترامپ از رویه‌های عادی پیروی می‌کرد، پروژه بی‌پایان بحث می‌شد، ۱۵ سال طول می‌کشد تا تکمیل شود و پس از اتمام، به شدت از بودجه خارج می‌شد.

در عوض، این کار باید قبل از خروج آقای ترامپ از سمت خود انجام شود و کاخ سفید یک سالن رقص با اندازه و عظمت مناسب برای شام های دولتی و همچنین یک بال شرقی پیشرفته خواهد داشت.. بدون شک بودجه بیش از حد است، اما این پول خصوصی است.

شاید رسانه ها ترجیح می دهند که کاخ سفید به استفاده از چادرها برای رویدادهای بزرگ ادامه دهد. فقط صبر کنید تا آقای ترامپ برای طاق پیروزی در واشنگتن شکسته شود. سپس آنها واقعاً ناراحت خواهند شد.

«درسی از مقاومت آلمان که امروز اعمال می‌شود»، نوشته جاناتان فریدلند (مقاله مهمان نظر، 17 اکتبر):

من درس دیگری از تاریخ استبداد در عصر مدرن می‌گیرم: اگر دموکراسی در خطر انقراض دارید، از آن محافظت کنید قبل از اینکه مقاومت به جایی برسد که نیاز به به خطر انداختن جان خود داشته باشد. بیشتر افراد در آن موقعیت قهرمان نخواهند شد.

دفاع از دموکراسی قبل از انجام مراحل نهایی تسلط اقتدارگرایانه، از جمله در ایالات متحده در این لحظه مهم، به معنای ایستادن، صحبت کردن و عدم رعایت پیشاپیش است.

برای بسیاری از آمریکایی‌ها، این (هنوز) نیازی به اقدام قهرمانانه ندارد. این امر مستلزم تلاش، تعهد و تمایل به پیوستن به نیروها با همه افراد در طیف طرفدار دموکراسی برای هدف منحصر به فرد دفع استبداد است.

الیزابت ال. مریک
سامرویل، ماساچوست.

«ترامپ مقامات سیاهپوست را از مشاغل برتر بیرون می‌کشد» (صفحه اول، 12 اکتبر):

اگر این پاکسازی عمدی و سیستماتیک کارگران فدرال سیاه پوست یک نسل پیش انجام می شد، احتمالاً خانواده من تحت تأثیر قرار می گرفت.

مادرم 35 سال را به عنوان کارمند دولت فدرال، بیشتر در وزارت دفاع گذراند. به هیچ وجه جذاب نبود - او در تدارکات کار می کرد - اما کافی بود.. ما صاحب خانه خودمان بودیم.. مراقبت های بهداشتی داشتیم.. او سه فرزند را با این حقوق بزرگ کرد که بسیاری از آن سال ها را به عنوان یک مادر مجرد گذراند.

این واقعیت که می‌توانم به دانشگاه بروم، مدرک دکترا بگیرم. و اکنون یک سازمان غیرانتفاعی را اداره می کنم که به توانمندسازی اقتصادی زنان اختصاص دارد، همه را می توان به شغل فدرال مادرم ردیابی کرد.

برای دهه‌ها، زنان سیاه‌پوست به خوبی به‌خاطر حمایت در برابر تبعیض، در سرتاسر دولت فدرال در موقعیت‌های برتر حضور داشتند. اما این ثبات و آن حفاظت ها از بین رفته است.

در مجموع مشکلات اقتصادی برای زنان سیاه‌پوست به طور فزاینده‌ای وحشتناک است. از ژانویه، بیش از 300000 زن سیاه پوست نیروی کار را ترک کرده اند. در نتیجه، نرخ بیکاری برای زنان سیاه پوست اکنون به 6.7 درصد رسیده است که بسیار بالاتر از میانگین ملی است.

دولت اخراج های دسته جمعی خود را "کاهش در حال اجرا" می نامد. زنان سیاه پوست فقط آن را همان چیزی که هست می نامند: نژادپرستی.

Jamila K. Taylor
Washington
نویسنده رئیس جمهور و C.E.O. موسسه تحقیقات سیاست زنان.