«پیت» برای یک شیفت 15 ساعته دلخراش دیگر بازگشته است. آیا حتی امکان بالا بردن سطح وجود دارد؟
وقتی برای اولین بار نگاهی اجمالی به مایکل رابیناویچ از نوآ وایل - البته با نام مستعار دکتر رابی - در فصل 2 "The Pitt" می اندازیم، راستش را بگوییم او بسیار خوب به نظر می رسد. پزشک معشوق ER با موتور سیکلت خود به محل کار میرود، سایههای زیبا به تن دارد، موها در نسیم صبح زود پیتسبورگ خش خش میزنند.
صبر کنید - خشخش مو؟ تنها در این صورت است که متوجه می شویم چه چیزی گم شده است. آیا ممکن است که رابی - فداکار، عاقل، پرکار، جذاب و باهوش - کلاه ایمنی به سر نداشته باشد؟
این منظره بسیار دلخراشی است که شروع یک مصاحبه زوم با وایل، یکی از اولین چیزهایی است که باید در مورد آن پرس و جو کنیم. درست یادمان بود؟ آیا قرار بود متوجه شویم؟
بله و بله. وایل تأیید می کند: «باید متوجه شوید که او آن را نمی پوشد. "اما سپس، او به مردم میگوید که این کار را میکند. یعنی شما میدانید که او دروغ میگوید. ما نمیدانیم او درباره چه چیز دیگری دروغ میگوید."
به طور کلی، همه اینها بخشی از هدف این فصل جدید است، پس از اولین بازی تاثیرگذار و برنده امی که با تیراندازی دستهجمعی به اوج رسید. نگرانی هایی وجود داشت که نتوانند آن را بالا ببرند. وایل میگوید، خوب، ایده این نیست که از قبل بالا بریم، بلکه باید عمیقتر شخصیتها و مسائل آنها را بررسی کنیم.
ویل میگوید: «وظیفه ما این نیست که یک شیرینکاری دیگر را ارائه کنیم که درام ایجاد کند تا کاتالیزور هیجان در نمایش باشد. "وظیفه ما این است که به شخصیت هایی که آغاز کرده ایم وفادار باشیم. ترسیم آنها در فضا و زمان به روشی واقعی سه بعدی و اجازه دهیم زندگی آنها و آنچه در حال گذراندن آنها هستند، درام و تنش را ایجاد کنند."
از این رو صحنه بدون کلاه ایمنی - تصمیم لحظه آخری شب قبل. آنها برنامه ریزی کرده بودند که رابی از کلاه ایمنی استفاده کند. اما وایل میگوید که به جان ولز، تهیهکننده اجرایی پیشنهاد داده است که اگر این کار را نکرد، «از آن لحظه به بعد ما نمیدانیم به چه چیزی اعتماد کنیم و به چه چیزی اعتماد نکنیم، و مخاطب از رازی آگاه خواهد شد که شخصیتهای اطراف او را ندارند.
هواداران می توانند آرامش داشته باشند: فرانک و گودی او برگشته اند – و پرستار دانا نیز همینطور
زمان – 4 جولای – به سختی به طور تصادفی انتخاب شده است. به گردهمایی های تعطیلات، آتش بازی ها، آسیب هایی که می توانیم تصور کنیم و موارد بدتر که نمی توانیم فکر کنیم. اما همچنین، زمان برای شخصیتها مهم است - 10 ماه از رویدادهای فصل گذشته میگذرد.
Dr. فرانک لنگدون آن ماه ها را در دوره توانبخشی گذرانده است. مقیم سالخورده سخترانه با چانهای که بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، در فصل اول زمانی که در حال سرقت داروهای نسخهای برای تغذیه اعتیادش گرفتار شد، با مشکل جدی مواجه شد.
خب، فرانک به او مهلت داده شد، و او در اولین روز بازگشت خود است. رابی، برای مثال، هیجانزده نیست.
اما پاتریک بال، که نقش فرانک را بازی میکند، از مهلت خود بسیار راحت میشود. او در حالی که منتظر سرنوشت شخصیتش بود، ناخنهایش را میجوید.
بال کنایه میگوید: «تقریباً تمام وقت من در «پیت» برای شغلی دعا میکردم و امیدوار بودم که اخراج نشوم. "من به شدت عرق می کردم." او این خبر خوب را دریافت کرد که با تماسی از ولز، در حالی که در خیابانی بارانی نیویورک راه میرفت، برمیگشت.
کاترین لاناسا، که نقش پرستار دانا را بازی میکند، احساس عدم اطمینان مشابهی داشت. او یکی از ستاره های فصل اول بود و یکی از پنج جایزه امی سریال را برنده شد. اما به نظر میرسید که شخصیت او از در بیرون رفته و از مشت وحشیانه یک بیمار سرکش ناامید شده است.
"من واقعاً، لطفاً اکنون از شر من خلاص نشوید!" لاناسا می گوید که فکر کرده است. خوشبختانه، دانا نیز بازگشته است، همانطور که عنوانش نشان می دهد، با آن رفتار وحشیانه اما مادرانه مسئولیت را بر عهده می گیرد.
لاناسا درباره دانا می گوید: «من او را مانند یک مربی بسکتبال می دانم. "او به آنچه در جریان است نگاه می کند، و مردم به چه چیزی نیاز دارند تا بهترین کار خود را انجام دهند؟ ... من فرزندانی دارم که 24 سال از نظر سنی اختلاف سنی دارند و بنابراین، احساس می کنم تمام زندگی خود را مادر کرده ام."
یک دکتر جدید، فناوری جدید و بسیاری از داروهای جدید
یکی از ورود کلیدی به گروه بازیگران گسترده، دکتر روچیمی است که در حال برنامه ریزی برای شرکت در این گروه است. دکتر در حالی که او به تعطیلات می رود (با موتور سیکلتش!)
با بازی سپیده معافی، الهاشمی از طرفداران بزرگ هوش مصنوعی و فناوری جدید است - چیزی که رابی عمیقاً در مورد آن تردید دارد. علاوه بر این، آنها عادت ندارند نقش های رهبری را به اشتراک بگذارند، حتی برای یک روز (یا فصل).
درباره یک منحنی یادگیری صحبت کنید: بازیگران، همراه با شخصیتهایشان، داروهای جدید بیشتری را جذب کردهاند.
تیلور دیردن، بازیگر نقش ملیسا "مل" کینگ، که اکنون ساکن سال سوم است، می گوید: "روش های بسیار بیشتری وجود دارد." یکی از اولین مواردی که شاهد آن هستیم، دوز است - یک "صدف تاشو" که در آن جراحان قفسه سینه را برش می زنند تا قلب و ریه ها را آشکار کنند. جمله کیو الهاشمی: «تبدیل به تاشو!»
در مورد مل که عصبی است، او با چیزهای زیادی سر و کار دارد. دیردن توضیح می دهد: "تمام اعتماد به نفس مل در 10 ماه گذشته به طور کامل از بین رفته است ... زیرا او در یک پرونده قصور نامگذاری شده است." "این یک روز واقعا سخت برای مل است، تلاش می کند تا عزت نفس خود را در زمانی که احتمالات بسیار مخالف است، تقویت کند."
دنیای واقعی راه خود را به فیلمنامه مییابد
وایل – که علاوه بر ستارهها، تولید میکند و مینویسد – میگوید همیشه این اتفاق میافتد: افراد در صنعت مراقبتهای بهداشتی، که کاملاً نمایش را پذیرفتهاند، با داستانها وزن میکنند. وایل میگوید: «ما از مطالعات موردی، حکایتها، داستانهایی که مردم برای ما تعریف میکنند استفاده میکنیم و در تار و پود نمایش بافته میشود.
یک مثال کلیدی از مسئلهای که هدف این نمایش است: بیمه سلامت. صحنههایی وجود دارد که بیماران از خود میپرسند که آیا میتوانند هزینه مراقبت اورژانس را بپردازند، در مورد روشهای گرانقیمت بحث میکنند یا در مورد طرحهای پرداخت مشاوره دریافت میکنند.
وایل میگوید پدیدآورندگان، در تلاش بودند تا با پیشرفتهای بیمه سلامت در حین نوشتن همراه باشند، "با متخصصان زیادی صحبت کردند و ما اساساً گفتیم، به ما شش ماه مرخصی بدهید، 12 ماه بیرون بیاورید، 18 ماه بیشتر آسیب ببینیم؟" و از خود پرسیدند: "چه چیزی می توانیم در تلویزیون قرار دهیم که به عنوان یک راهنمای آموزنده مفید باشد؟"
پزشکان (و برخی از بازیگران نیز) بیماران خوبی نیستند
وایل می گوید: یکی از موضوعات کلیدی این فصل: "پزشکان بیماران وحشتناکی می سازند." یک مورد بارز خود رابی است.
این فقط کلاه ایمنی نیست. وایل میگوید: «در عوض، او نوعی نسخه خودیاری از یک طرح بهداشت روانی را ایجاد کرده است که میتواند این موتورسیکلت قدیمی را تعمیر کند و آن را در این سفر کمی رمانتیک و کمی ادبی، اودیسه کشف خود ببرد. فقط از او بپرسید.
این بازیگر اعتراف میکند: «من دکتر نمیروم»، وقتی از او میپرسند که او چه نوع بیماری است.
«همانطور که رابی نزد روانپزشک نمیرود، نوح هم دوست ندارد به پزشکان برود.»