به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

نقد و بررسی «طاعون»: استخر مگس ها

نقد و بررسی «طاعون»: استخر مگس ها

نیویورک تایمز
1404/10/03
6 بازدید

به هر دلیلی، فیلم‌های مربوط به دوران نوجوانی اغلب آن خاطرات را با رنگ‌های طلایی و نوستالژیک غرق می‌کنند، درس‌های دردناک را احساساتی می‌کنند و تماشای آن‌ها با علاقه‌ای که تنها از راه دور می‌تواند فراهم کند. «طاعون» که اولین فیلم چارلی پولینگر نویسنده و کارگردان است، تا جایی که می توانید از آن نوع فیلم دورتر است. خدا را شکر.

پسران 12 و 13 ساله در «طاعون» در تابستان 2003 در کمپ واترپلو تام لرنر ثبت نام کردند. اکثر آنها قبلاً همدیگر را می شناسند، اما بن (اورت بلانک) تازه کار که اخیراً پس از جدایی والدینش به شهر نقل مکان کرده است، ناامید است که بخشی از گروه باشد. رهبر گروه پسران جیک (کایو مارتین) است. طرد شده آنها الی (کنی راسموسن) است که حس شوخ طبعی عجیبی دارد، احساس گولم را به صدا در می آورد و در قسمتی از بدنش جوش می دهد که پسران دیگر تصمیم گرفته اند "طاعون" است. می گویند اگر الی را لمس کنی به طاعون مبتلا می شوی. به الی نزدیک نشوید.

طاعون، البته، به همان اندازه استعاری و نیمه تحت اللفظی است: الی میزبان یک طاعون اجتماعی است، و دوست بودن با او شما را به عنوان یک بچه عجیب و غریب نیز نشان می دهد، که آخرین چیزی است که بن در حال حاضر به آن نیاز دارد. درعوض، او روزهای خود را صرف یافتن جایی می‌کند که بتواند مخفیانه به این ترتیب نوک بزند، و پسران دیگر را مشاهده می‌کند که در مورد چیزهایی که تقریباً مطمئناً در مورد آن چیزی نمی‌دانند (بیشتر جنسی) مسخره می‌کنند.

بن آنچه را که بیشتر خارجی‌ها به طور غریزی می‌دانند، می‌داند: اگر نمی‌توانید به اندازه کافی برای مدتی طولانی با هم آن را تحمل کنید، خطا، احتمالاً در گروه جذب خواهید شد. اما در این محیط، پویایی قدرت مانند شن و ماسه در حال جابجایی است، و بن به زودی متوجه می‌شود که روی برخی نقاط لغزنده ایستاده است.

همه چیز در مورد صحنه «طاعون» معمولی است - راهروهایی به رنگ قهوه‌ای و بژ، اتاق‌های خوابگاه غیرقابل توصیف، کافه‌تری‌هایی که از آسیاب بیرون می‌آیند، اما شروع کردن به آن‌ها بسیار جالب است. امتیاز لنوکس، که به نظر می رسد از یک جهنم ماورایی آمده است. در اولین شات، ما پسرانی را می‌بینیم که آب را در استخر پا می‌گذارند، اما صداهای ریتمیک و روده‌ای را می‌شنویم که به‌طور مبهم تم «آرواره‌ها» را یادآوری می‌کند. چیز بدی در راه است.

با استفاده از نور وهم انگیز و سایه گل آلود، پولینگر و فیلمبردارش، استیون برکن، ما را در تجربه بن از اردوگاه قرار دادند. گاهی همه چیز خوب است گاهی اوقات احساس می‌شود که ممکن است حضوری در کمین باشد، چیزی بسیار شیطانی. آیا طاعون است؟ آیا کسی بیرون است که او را بگیرد؟ آیا همه چیز در تخیل اوست؟

این بهترین کاری است که «طاعون» انجام می‌دهد: داستان سرایی‌اش در دنیایی چنان داغ و گیج‌کننده برای شخصیت‌هایش زندگی می‌کند - یعنی دوران نوجوانی رو به رشد - که گاهی اوقات مشخص نیست که آیا واقعاً چیزهایی در حال رخ دادن هستند یا فقط در ذهن بن. زود شروع می‌شود، با ترفندی که الی بازی می‌کند که آنقدر واقع بینانه است که می‌پیچید یا جیغ می‌زنید. اما این مرز مبهم بین واقعیت و کابوس (بی شک به دلیل کمبود خوابی که هر کسی در آن اتاق خوابگاه می‌برد تشدید می‌شود) لکه‌دارتر می‌شود و بن همراه با آن مضطرب‌تر می‌شود.

بلانک نقش بن را بازی می‌کند که با چشمان گشاد شده از بچه‌ای بی‌گناه به چیزی تبدیل می‌شود که کمتر با یک کمپ متعهد بازی می‌کند، اما برای یک کمپ کم‌نظیر است که یک کمپ کم‌تر در آن نقش دارد. مجریان فوق العاده راسموسن و مارتین، به ویژه، دو نوع پسر بسیار متفاوتی را که در آن سن با آنها روبرو می‌شوید، به تصویر می‌کشند، بچه باحال و بچه عجیب، و آن‌قدر خوب هستند که فراموش می‌کنید این یک مستند نیست. به همین ترتیب، انبوهی از بازیگران مکمل اطراف آنها دقیقاً همان طور که این جمعیت صحبت می کنند و عمل می کنند، با عبارات جذاب و فخرفروشی و بازی های دلخواه که فقط می توانست از ذهن یک پسر 13 ساله سرچشمه بگیرد.

و سپس ادل، مربی آن ها، جوئل را بازی می کرد. ترفند معلم جادویی در این نوع فیلم ها به قدری رایج است - بزرگسالان مسن تر و عاقل تر که قهرمانان جوان را الهام می بخشد یا راهنمایی می کند - که برخورد با این مرد ترسناک و خنده دار است. او در تلاش است تا اهمیت چیزهایی مانند کار گروهی و مهربانی و فکر کردن به آینده و انجام کار درست را بر روی اتهامات جوان خود تأثیر بگذارد. اما در حقیقت، مانند بسیاری از معلمان و مربیان، او فقط به نوعی می داند که دارد چه می کند. سخنرانی‌های الهام‌بخش او بی‌تفاوت می‌افتد، و داستان‌های خوش‌نیت او به هم می‌خورد. او کاملاً نوشته شده است، زیرا برای این پسرها او فقط بزرگسالی است که گاهی اوقات باید به او گوش دهند و به سختی به زندگی آنها مربوط می شود. او واقعاً بخشی از جهان آنها نیست.

واضح‌ترین مقایسه برای «طاعون» «ارباب مگس‌ها» است. اما این فیلم به تمثیل کلان درباره ماهیت انسان و جنگ و ساختارهای تمدنی علاقه بسیار کمتری دارد. در عوض، به یاد می آورد که جوان بودن چگونه بوده است - پولینگر گفته است که فیلم تا حدی بر اساس ژورنال های خودش از کمپ واترپلو در سال 2003 است - و چه تجربه ترسناکی می تواند باشد. وحشت از متفاوت بودن، بیرون آمدن از گله و اینکه بعداً شما را بخورند یا رها کنید: این یکی درباره این است و اشاره اولیه یک پسر به «جذام» این را روشن می‌کند.

با این حال، هیجان‌انگیز است، زیرا «طاعون» به قوس روایی خود متعهد می‌شود و سپس آن را به پایان می‌رساند. من آن را خراب نمی کنم، نگران نباشید. اما بگذارید بگوییم که این یک فیلم خوب و شاد نیست که در آن همه در انتها در مورد مهربانی و به اشتراک گذاشتن و خود بودن درس بگیرند، همان طور که هر فیلمی در مورد نوجوانان به نظر می رسد. حتی به این معنا نیست که «قبیله» خود را پیدا کنید. تاریک تر و وحشی تر است، یا سرخوشی یا توهم یا هر دو. که فکر می‌کنم روش خوبی برای توصیف این است که نوجوانی واقعاً چه احساسی دارد.

طاعون
به‌عنوان یک لحظه واقعاً خونین، به‌علاوه بسیاری از ناسزاگویی‌های نوجوانان و گپ زدن در مورد رابطه جنسی، رتبه R را به خود اختصاص داد. مدت زمان: 1 ساعت و 35 دقیقه. در سینماها.