به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

تایگر وودز در 50 سالگی: بازیکنان یک ضربه را به یاد می آورند که نمی توانند فراموش کنند

تایگر وودز در 50 سالگی: بازیکنان یک ضربه را به یاد می آورند که نمی توانند فراموش کنند

اسوشیتد پرس
1404/10/09
5 بازدید

خاطرات بازیکنانی که با تایگر وودز رقابت کردند و شوت‌هایی که به افتخار 50 سالگی وودز در 30 دسامبر برجسته شده‌اند:

نیک پرایس، مسابقات مسابقات قهرمانی سال 2005، استراحتگاه لا کوستا

"به شما قول می‌دهم که دستانش تا این حد عمیق است." 230 یارد تا پرچم فاصله داشت. من در فایروی بودم و به یک هیبرید درست در لبه جلویی زمین زدم. او از آنجا به 5 آهنی زد و آن را روی سبزه زد، و من هیچ نظری ندارم... در یک میلیون سال، من نمی توانستم آن ضربه را بزنم. توپ طوری بیرون آمد که انگار در فایروی بود و هرگز در زمین سبز نبود. مشکل."

Stewart Cink, 1998 BellSouth Classic, TPC Sugarloaf

"من در آخرین گروه در آتلانتا بودم. هر دوی ما 265 تا سوراخ داشتیم، و این یکی زمانی بود که من یک توپ 3-چوبی در سمت راست و در همان نقطه سبز قرار دادم کوتاه نبود - ببر 2 آهنی را مستقیماً در هوا می زند، و برای من مانند یک آهن 7 بود، روی سبزه پرواز کرد و تا اینجا رها شد (نشان دهنده 2 فوت بود و آن موقع بود که من می گفتم، "خوب، او فقط تا آنجایی که من 3 آهنی خود را زدم، و آن را تا ارتفاع 7 تایی من متوقف کرد." مجموعه مهارتی که من ندارم."

Padraig Harrington, 2009 WGC-Bridgestone Invitational, Firestone

"فکر می کنم ضربه ای که او در تاریخ شانزدهم به بریجستون زد یکی از بهترین نماهایی است که تا به حال دیده ام، یکی از احمقانه ترین نماهایی که تا به حال دیده ام، یکی از تماشایی ترین نماهایی است که تا به حال دیده ام، یکی از دیدنی ترین نماهایی است که من تا به حال دیده ام. شغل من که به ذهنم خطور کرد."

(وودز در شیب یک پناهگاه بود و از ارتفاع 8 تا 2 فوتی بر روی یک سبزه آجری اصابت کرد. هرینگتون از راه آهن ضربه ای زد که یک بار از روی سبزه عبور کرد).

"این تنها شلیک بود که واقعاً به عمق رفت ... شلیک بعدی هم خوب بود آب و سپس متوجه نشدم که باید آن را در جایی که بودم می انداختم و این باعث شد که آن ضربه گلف چقدر خوب باشد

مت کوچار، 1998 استادان، سوراخ باز کننده

"من هرگز در زندگی ام نمی توانستم عصبی تر از این باشم. هر دوی ما درایوهای خوبی زدیم. سنجاق در وسط عقب بود - من آن را واضح به یاد دارم. من آن را در فاصله 20 فوتی از سنجاق جایی که باید آن را می زدم، زدم. او به آن ضربه زد و یک پرش به روی سبزه من زد. نمی توانم از روی خفاش بلند شوم و او به حیرت انگیزترین تراشه که تا به حال روی یک تراشه دیده بودم، ضربه زد. من نمی‌دانستم که حتی ممکن است.»

تام لمن، یادبود 2007، دهکده مویرفیلد

«هفدهمین سوراخ یک سال در میان بازسازی می‌شد. این یک سبزه جدید بود، سبزه سنگی سخت بود و سنجاق در جلو سمت چپ بود. ما تیرهای خود را دقیقاً در کنار هم زدیم - ضربه سه چوبی، من به راننده ضربه زدم. من این 5-آهن را تا جایی که می توانستم محکم زدم. در کنار سوراخ فرود می آید و 25 فوت به سوراخ محدود می شود. او این شلیک را به سمت بالا در هوا می زند و مانند چتر نجات پایین می آید، کنار جام فرود می آید و 2 فوت می پرد و می ایستد. به نظرم او باید 7 آهنی زده باشد. گفتم: «ببر، آن چماق چه بود؟» گفت: «این یک آهن کوچک و سه انگشتی بود.» فقط آن را داخل فیله کرد. وقتی به او فکر می کنم، این همان چیزی است که به آن فکر می کنم. فقط یک مرد می توانست آن تیر را بزند.»

جیم فوریک، جام پرزیدنت 2005، باشگاه گلف رابرت ترنت جونز

«ما با هم جفت شدیم و او به یک سراشیبی، بلند و لاغر سبز با یک دم کوچک در سمت چپ، ضربه زد و سنجاق دوباره همان جا روی یک پناهگاه بود. من به این 5-آهن زیبا ضربه زدم، ضربه محکمی خورد و یک غلت بزرگ گرفت و فقط از سبزه عبور کرد. او 6-آهن را گرفت و در برابر نسیم کمی به این برش بلند ضربه زد و نرم پایین آمد و به 3 فوت رسید. من فقط خندیدم من نتوانستم آن ضربه را بزنم. بلافاصله به دو پسری که بازی می‌کردیم (ویجی سینگ و استوارت اپلبی) نگاه کردم و مطمئن هستم که بیشترین پوزخند را روی صورتم داشتم، زیرا می‌گفتم: «خب، ما می‌دانیم که نمی‌توانی آن ضربه را بزنی، پس حالا چه کار کنیم؟» من نتوانستم آن را بزنم، آنها نتوانستند آن را بزنند، فقط شریک زندگیم.

__AP https://apnews.com/hub/golf