استراتژی امنیتی ترامپ متحدان اروپایی را مورد انتقاد قرار می دهد و قدرت ایالات متحده را در نیمکره غربی نشان می دهد
واشنگتن (AP) - دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، استراتژی امنیت ملی جدیدی را ارائه کرده است که متحدان اروپایی را ضعیف معرفی می کند و هدف آن تثبیت مجدد سلطه آمریکا در نیمکره غربی است.
سندی که روز جمعه توسط کاخ سفید منتشر شد، مطمئناً متحدان دیرینه ایالات متحده در اروپا را به دلیل انتقادهای کوبنده از سیاستهای مهاجرت و آزادی بیان آنها آزار خواهد داد، و نشان میدهد که آنها با "چشمانداز محو تمدن" روبرو هستند و تردیدهایی را در مورد اعتماد طولانی مدت آنها به عنوان شرکای آمریکایی ایجاد میکند.
در عین حال، دولت به شدت از متحدان دموکراتیک خود در اروپا انتقاد میکند و یک کمپین فشار برای حملات قایقها در آمریکای جنوبی انجام میدهد، تلاشهای ایالات متحده برای شکلدهی یا انتقاد از کشورهای خاورمیانه را نادیده میگیرد و به دنبال ممانعت از تلاشها برای تغییر در دولتها و سیاستهای آن کشورها است.
این استراتژی، در اصطلاحات سرد و خصمانه، فلسفه ترامپ "اول آمریکا" را تقویت می کند، که طرفدار عدم مداخله در خارج از کشور است، دهه ها روابط استراتژیک را زیر سوال می برد و منافع ایالات متحده را در اولویت قرار می دهد.
در این سند آمده است:
استراتژی ایالات متحده "بیش از همه با آنچه برای آمریکا مفید است - یا به دو کلمه "اول آمریکا" انگیزه دارد.
این اولین استراتژی امنیت ملی است، سندی که دولت طبق قانون موظف است از زمان بازگشت رئیس جمهور جمهوری خواه به قدرت در ژانویه منتشر کند. این یک وقفه آشکار از مسیری است که توسط دولت دموکرات جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا تعیین شده بود، که به دنبال تقویت مجدد اتحادها پس از متلاطم شدن بسیاری در دوره اول ترامپ و کنترل روسیه قاطعتر بود.
جیسون کرو، نماینده دموکرات از کلرادو، که در کمیتههای مجلس نمایندگان برای نظارت بر اطلاعات و نیروهای مسلح حضور دارد، این استراتژی را "فاجعهآور برای جایگاه آمریکا در جهان و عقبنشینی از اتحادها و مشارکتهای ما" خواند.
"جهان مکان خطرناکتری خواهد بود و آمریکاییها در صورت پیشبرد این طرح، امنیت کمتری خواهند داشت.>
انتقاد اروپا
ایالات متحده به دنبال میانجیگری برای پایان دادن به جنگ تقریباً 4 ساله روسیه در اوکراین است، هدفی که استراتژی امنیت ملی می گوید در راستای منافع حیاتی آمریکا است. اما این سند روشن میکند که ایالات متحده میخواهد پس از سالها رفتار با مسکو به عنوان یک منحوس جهانی، روابط خود با روسیه را بهبود بخشد و پایان دادن به جنگ هسته اصلی ایالات متحده است. علاقه به "احیای مجدد ثبات استراتژیک با روسیه."
این سند همچنین متحدان اروپایی دیرینه آمریکا را که گاهی خود را در تضاد با رویکردهای تغییر یافته ترامپ در جنگ روسیه و اوکراین میدانستند، متهم میکند که نه تنها با چالشهای اقتصادی داخلی، بلکه به گفته ایالات متحده، با یک بحران وجودی روبرو هستند. در سند راهبردی آمده است.
ایالات متحده پیشنهاد می کند که اروپا به دلیل سیاست های مهاجرتی، کاهش نرخ زاد و ولد، "سانسور آزادی بیان و سرکوب مخالفان سیاسی" و "از دست دادن هویت ملی و اعتماد به نفس" ضعیف شده است.
در این سند آمده است: "در صورت ادامه روندهای کنونی، قاره در 20 سال یا کمتر غیرقابل تشخیص خواهد بود. به این ترتیب، مشخص نیست که آیا برخی از کشورهای اروپایی اقتصاد و ارتش آنقدر قوی خواهند بود که متحدان قابل اعتماد باقی بمانند."
این سند همچنین به ظهور احزاب سیاسی راست افراطی در اروپا اشاره میکند که مخالفت خود را با سیاستهای مهاجرت غیرقانونی و آبوهوایی آشکار کردهاند.
وزیر امور خارجه ایالات متحده متحدان سیاسی خود را در اروپا تشویق میکند تا این احیای روحیه را ترویج کنند و نفوذ فزاینده احزاب میهنپرست اروپایی در واقع باعث خوشبینی بسیار میشود. اذعان کرد که ایالات متحده "مهمترین متحد ما" در ناتو است، اما گفت که سوالات در مورد آزادی بیان یا "سازمان جوامع آزاد ما" بخشی از بحث های اتحاد نیست.
وادفول به خبرنگاران گفت: "ما همچنین فکر نمی کنیم که کسی در این مورد به ما مشاوره دهد." حزب، استراتژی ایالات متحده را به عنوان "بررسی واقعیت سیاست خارجی برای اروپا و به ویژه برای آلمان" توصیف کرد.
توجه به قدرت در قاره آمریکا
علیرغم شعار ترامپ "اول آمریکا"، دولت او یک سری حملات نظامی به قایقهای ادعایی قاچاق مواد مخدر در دریای کارائیب و اقیانوس آرام شرقی انجام داده است، در حالی که اقدامات نظامی احتمالی در ونزوئلا را بررسی میکند. به عنوان "نتیجه ترامپ" برای دکترین مونرو" برای "بازیابی برتری آمریکا در نیمکره غربی". دکترین مونرو 1823 که توسط رئیس جمهور جیمز مونرو تدوین شد، در اصل با هدف مخالفت با هرگونه مداخله اروپایی در نیمکره غربی بود و برای توجیه مداخلات نظامی ایالات متحده در آمریکای لاتین استفاده شد.
در سند استراتژی ترامپ میگوید که هدف آن مبارزه با قاچاق مواد مخدر و کنترل مهاجرت است. ایالات متحده همچنین در حال تجسم ردپای نظامی خود در منطقه حتی پس از ایجاد بزرگترین حضور نظامی در چند نسل در آن منطقه است.
به عنوان مثال، "استقرار هدفمند برای تامین امنیت مرزها و شکست کارتل ها، از جمله در صورت لزوم استفاده از نیروی مرگبار برای جایگزینی استراتژی شکست خورده تنها اجرای قانون در چند دهه گذشته."
تغییر تمرکز از خاورمیانه
با تغییر به قاره آمریکا، ایالات متحده به دنبال رویکردی متفاوت در خاورمیانه خواهد بود.
ایالات متحده، بر اساس این استراتژی، باید «آزمایش نادرست آمریکا با هکتور کردن» ملتهای خاورمیانه، بهویژه پادشاهیهای خلیجفارس، در مورد سنتها و اشکال حکومت را کنار بگذارد.
ترامپ روابط خود را با کشورهای آنجا تقویت کرده است و کشورهای خاورمیانه را به عنوان کشورهای دوست، کشورهای عربی آمادهتر برای فرصتهای اقتصادی میداند. در این سند آمده است.
میگوید: «ما باید اصلاحات را در زمانی که و در جایی که به طور ارگانیک ظاهر میشود، بدون تلاش برای تحمیل آن تشویق و تحسین کنیم.
امسال، ترامپ اولین سفر خارجی مهم خود را به خاورمیانه انجام داد و تلاشهای او برای حل و فصل جنگ اسرائیل و حماس در غزه تمرکز اصلی بوده است. اما دولت میگوید ایالات متحده قصد دارد تمرکز خود را از منطقه تغییر دهد، زیرا آمریکا کمتر به عرضه نفت خود وابسته است.
«تعادل مجدد» روابط ایالات متحده با چین
در همین حال، از آنجایی که ایالات متحده در دوران ترامپ چندین دهه سیاستهای تجارت آزاد را با تعرفههای گستردهاش لغو کرده است، تمرکز اصلی این کشور با چین بوده است. بر اساس این سند، آمریکا تحت رهبری ترامپ به دنبال "تعادل مجدد" روابط ایالات متحده و چین و همچنین مقابله با موضع تهاجمی پکن در قبال تایوان است.
دولت ترامپ می خواهد از جنگ بر سر تایوان جلوگیری کند، جزیره خودگردانی که پکن ادعا می کند متعلق به خود است و ایالات متحده بر اساس قوانین خود موظف به حمایت نظامی از آن است. چین.
اما ایالات متحده از متحدان منطقه میخواهد که برای عقب راندن فشار چین و کمک بیشتر به دفاع از آنها، اقدامات بیشتری انجام دهند.
این استراتژی میگوید: «ارتش آمریکا نمیتواند و نباید مجبور باشد این کار را به تنهایی انجام دهد. "متحدان ما باید گام بردارند و خرج کنند - و مهمتر از آن - خیلی بیشتر برای دفاع جمعی انجام دهند."
___
نویسندگان آسوشیتدپرس، لیزا ماسکارو در واشنگتن و گیر مولسون در برلین در این گزارش مشارکت داشتند.