تبدیل 4 مایل ابریشم به یک تماشای تئاتر خیره کننده
بیش از 2100 یارد ابریشم آبی، سفید و طلایی اخیراً از سقف تئاتر بزرگ شهر لوکزامبورگ آبشیده شده و مانند یک آبشار روی زمین جاری شده است. اجراکنندگان زیر یک ورقه ابریشمی عظیم که شبیه دریای طوفانی بود، کوبیدند. توپها توپهایی از پارچه درخشان را شلیک میکردند که قبل از فرود در هوا باز میشد تا صحنه را پوشیده از نوارهای رنگارنگ ترک کنند.
این نمایش «دم دلیریوم بازدم» بود، نمایشی از هنرمند تئاتر بلژیکی میت وارلوپ، که در آن اجراکنندگان تقریباً چهار مایل ابریشم را روی صحنه دستکاری میکنند.
از ماه می در سراسر اروپا اما این هنرمند در مصاحبه ای گفت که در اجراهای او چیزهای بیشتری از تماشای صرف وجود دارد. وارلوپ 47 ساله گفت: «بازدم دلیریوم را دم کن»، تلاشی بود برای نمایش فرآیندهای ذهنی در محل کار، زمانی که برای کنار آمدن با اضطرابهای شخصی یا رویدادهای جهانی تلاش میکنیم. پارچه را به صورت انبوه جمع می کند.

همانطور که بسیاری از منتقدان اشاره کردهاند، وارلوپ میگوید این ممکن است یک نمایش "فوق العاده بصری" باشد. اما، در پایان، او گفت: "باید احساسات را احساس کنید." پورتو، پرتغال؛ و نانت، فرانسه؛ و وارلوپ همچنین دو نمایش دیگر - "After All Springville" و "One Song" - را در بهار امسال در سراسر اروپا برگزار خواهند کرد.
سبک بصری و اجرایی منحصر به فرد او زمانی که او نماینده بلژیک در دوسالانه ونیز امسال است مورد توجه بیشتری قرار خواهد گرفت، افتخاری که معمولاً برای هنرمندانی که آثار خود را در گالریها به جای تئاتر ارائه میکنند اختصاص دارد. وارلوپ نمایشی به نام "IT NEVER SSST" ارائه خواهد کرد که در آن خوانندگان و نوازندگان به صورت تشریفاتی کلمات گچ بری را حرکت داده و نابود می کنند. هیئت داوران که وارلوپ را انتخاب کردند در بیانیه ای گفتند که اجرای با اکتان بالا روحیه راک اند رول خواهد داشت و "وضعیت آشفته جهان را به شیوه ای واقعی و احشایی به تصویر می کشد." با رسانه های مختلف آزمایش کنید و بیشتر بر روی نقاشی یا مجسمه سازی تمرکز کنید. src="https://vp.nyt.com/video/2026/01/22/159727_1_00vid-cul-miet-warlop-91769_wg_1080p.mp4">
به نظر میرسد امسال یک سال تبلیغاتی برای وارلوپ باشد، که دههها مسیر موفقیت را طی کرده است. تورهوت، شهری در غرب بلژیک. او هنر را در آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا در گنت تحصیل کرد، جایی که معلمانش او را تشویق کردند تا با رسانههای مختلف آزمایش کند و بیشتر روی نقاشی یا مجسمهسازی تمرکز کند.
برای پروژه فارغالتحصیلیاش در سال 2003، وارلوپ مجموعهای از صحنهها را با بازیگران روی صحنه برد، از جمله صحنهای که در آن زنی در حالی که روی انبوهی از دستمالهای دستمال استفاده شده نشسته بود مدام گریه میکرد. اگرچه او آن را برای یک دوره هنرهای زیبا خلق کرده بود، اما جایزه تئاتر بلژیکی را دریافت کرد و به زودی وارلوپ آثاری مشابه نوآورانه و گاهی سوررئال را در سرتاسر اروپا روی صحنه برد.
میلو رائو، کارگردان تئاتر سوئیسی که هنگام اجرای نمایشنامه وارلوپ-آونگارت در سبک NTGent به سبک بصری سفارش داده بود، گفت: ایدهها برای طیف گستردهای از تماشاگران تئاتر جذاب است - چه «کودکان 6 ساله و چه افرادی در دهه 80 زندگیشان». رول می کند.
«One Song» نقدهای هیجانانگیزی دریافت کرد که اغلب بر اجراهای پر انرژی متمرکز بود. لورا کاپل، منتقد، در نیویورک تایمز، «یک آهنگ» را «بلند، مضحک و بسیار سرگرمکننده» نامید.
اما وارلوپ گفت چیزی عمیقتر در زیر سطح نمایشی وجود دارد. او گفت که این پاسخی بود به مرگ برادرش در اثر خودکشی، که استدلال میکرد جامعه، مانند یک تیم ورزشی، با باخت به جای بردن متحد میشود.
وقتی که او به موضوع آشفتگی درونی برای «دم هذیان بازدم» روی آورد، وارلوپ گفت، به نقاشیهای باروک فکر میکرده است که از رنگهای غوطهورانه و همچنین برای زمان استفاده میکنند. تصاویری از فیلمهای قدیمی از زنانی که در ساحل با لباسهای ابریشمی در حال راهرفتن هستند.
اما درک این جاهطلبی یک چالش بود.
بودجهاش به خرید مایلها پارچه گرانقیمت محدود نمیشد، بنابراین او ابتدا هرمس را متقاعد کرد، این ماده لوکس خود را به برند مد لوکس خود که به دلیل نام تجاریاش معروف به ماشینهای مد و فشن خود معروف است، ارسال کرد. رولهایی که وارد شدند حدود 35 اینچ عرض داشتند، بنابراین وارلوپ و یک تیم آنها را به هم دوختند تا پرچمها و ورقههای بزرگ بسازند.
همانطور که وارلوپ سعی کرد صحنههایی را با مواد بسازد، متوجه شد که ابریشم "در یک ثانیه روی زمین میافتد"، بنابراین باید راههایی برای حرکت آن در هوا ایجاد میکرد. در نمایش 50 دقیقهای پایانی، شش مجری و چهار تکنسین خارج از صحنه، ابریشم را از دکلهای روشنایی آویزان میکنند و آن را با ماشینهای بادی و دیگر وسایل متحرک میکنند تا پارچه در حرکت دائمی باشد. او به نقاشیهای باروک فکر میکند که «دم دلیریوم بازدم» را به تصویر میکشد که از پارچههای متلاطم بهعنوان استعارهای برای تلاطم زمان استفاده میکنند. سبک میتواند برای تماشاگران تئاتر جذاب باشد، چه «کودکان 6 ساله و چه افرادی در 80 سالگی». هنگامی که تیم او برای اولین بار از توپ ها برای پرتاب توپ های ابریشم به هوا با وزنه های متصل برای باز کردن آنها استفاده کرد، برخی به طور خطرناکی نزدیک تماشاگران پرواز کردند و او مجبور شد صحنه را تغییر دهد. در توقف بعدی تور، مدیران تئاتر نگران بودند زیرا ابریشم قابل اشتعال بود، بنابراین او و تیمش مجبور شدند تمام پارچه را باز کنند، آن را با مواد ضد شعله بپوشانند و دوباره کنار هم بگذارند.
عینکهای وارلوپ همیشه از نظر بصری سوالهایی هستند، اما او میگوید: «به نظر میرسد که آنها سؤالات بصری بزرگی هستند. چگونه میترسیم همدیگر را پیدا کنیم؟
جستجوی این پاسخها نباید کسلکننده به نظر برسد؟