سنتهای فصل توپ وین از والسها و کراواتهای سفید
این همه یک والس است. چند هفته پس از اجرای کنسرت سال نو فیلارمونیک وین در سالن کنسرت طلاکاری شده Musikverein، مردم از همه نسلها در یک مکان برای رقص سالانه ارکستر گرد هم میآیند.
وین میزبان حدود 450 توپ در سراسر شهر است، مانند اهنگ مجلل اپرا و اهنگ مجلل اپرا، که از ماه فوریه هر سال به طول میانجامد. توپ فیلارمونیک، با اهنگهای برنجی برای مهمانان افتخاری و اولینهایی که در تاجهای سفارشی میچرخند، در زمره معتبرترینها قرار میگیرد.
در رقص بعدی در 22 ژانویه، دانیل هاردینگ برنامهای شامل آثار چایکوفسکی و طبیعتاً یوهان اشتراوس دوم که به عنوان "تاریخ والتس" ثبت شد، اجرا خواهد کرد. در حالی که آخرین توپ ارکستر دویستمین سالگرد اشتراوس را جشن گرفت، موضوع نسخه آتی افسانهها خواهد بود.
توپها فقط مکانهای انحرافی نیستند، بلکه یک محرک اقتصادی مهم برای شهر هستند و از کسبوکارهای محلی مانند آرایشگران در محل برای تعمیر شینیون فرو ریخته و زوجی که متعلق به خانواده مدرسههای رقص هستند، حمایت میکنند. فصل 2023-24 با 560000 شرکت کننده که 30000 نفر از آنها توریست بودند، رکوردهای قبلی را شکست. متوسط میهمانان 330 یورو (388 دلار) در شب خرج کردند که حدود 185 میلیون یورو سود داشت. در سال 2020، تخمین زده شد که حدود 20000 بطری شراب، پرزکو و شامپاین در طول فصل مصرف میشود.
این جشنها کلیدی برای درک شهری است که با معماری امپراتوری، شیرینیهای غنی و ظرافت پیشامدرن تعریف شده است. هنگامی که استاد رقص بعد از اینکه اولینها شب را در یک راهپیمایی طراحی شده باز میکنند، «Alles Walzer» («همه یک والس است» یا «همه والس است! لباس های مجلسی.
با حضور گردشگران بیشتر و ورود زوج های مبتکر از ایالات متحده و ژاپن، توپ های وین به طور فزاینده ای به مقاصد بین المللی تبدیل شده اند. در بال فیلارمونیک، 180 زوج جوان برای باز کردن رقص بعدی تست دادند و فقط 80 نفر میتوانستند پذیرفته شوند.
پل هالواکس، نوازنده ارکستر که از سال 2015 به عنوان سازماندهنده توپ فعالیت میکرد، گفت که تلاش میکند تا این رویداد را «به عصر کنونی - با ارزشهای قدیمی، اما هنوز جدید» برساند. علاوه بر پیست رقص اصلی، اتاق هایی در طبقه پایین با یک گروه موسیقی محلی اتریشی و یک D.J. که مجموعهای از آهنگهای معاصر را مینوازد.
رویداد بعدی علاوه بر این اجراهایی از La Philharmonica، یک گروه شش نفره از نوازندگان زن فیلارمونیک، و گروه هفت نفره فیلارمونیکس، که اعضای منتخبی از ارکسترهای فیلارمونیک وین و برلین را در برنامههای تجربی گرد هم میآورد، ارائه میکند.> او به توپ به عنوان فرصتی مهم برای گفتگوی باز با مخاطبان درباره برنامههای سابق، اولین رهبران ارکستر و موارد دیگر اشاره کرد. فصل توپ در ژانویه و اوایل فوریه به اوج خود میرسد و بازتابی از جدول زمانی اصلی جشنهای کارناوال است. از قرون وسطی - و حتی امروزه در حومههای اتریش و سایر بخشهای کاتولیک اروپا - راهپیماییهای نقابدار به عنوان سرگرمی در هفتههای تاریک زمستان عمل میکردند. اما در وین، چنین تجمعهای عمومی با صدای بلند در قرن هجدهم توسط ملکه ماریا ترزا غیرقانونی اعلام شد. مایکلا لیندینگر، نویسنده و متصدی موزه وین میگوید: «جشنها از خیابانها به خانههای مردم منتقل شد، جایی که مردم میرقصیدند. او گفت بهجای عیاشی کارناوالی، که «منشأ آن رانده کردن زمستان بود، ما در سالنهای رقص روشن لذت میبریم.» فرهنگ توپ در سال 1814، زمانی که در کنگره وین برای بازگرداندن نظم به اروپا پس از شکست ناپلئون برگزار شد، مترادف با شهر شد. رقصها بین مذاکرات سیاسی طولانی وقفه ایجاد میکردند، اما همچنین به محلی برای گفتگوهای خصوصی مهم تبدیل شدند. لیندینگر توضیح داد که اگرچه والس برای اولین بار توسط افراد عادی در میخانههای خارج از شهر رقصیده شد، اما در اواسط قرن نوزدهم توسط اشراف به شکلی رامتر پذیرفته شد. همزمان با ظهور یوهان اشتراوس دوم به شهرت بینالمللی، توپهای جدیدی پدید آمدند که نشاندهنده نفوذ اجتماعی فزاینده خانوادههای ثروتمندی بود که شروع به رقابت با تشکیلات اشرافی قدیمی کرده بودند. لینینگر خاطرنشان کرد که در حالی که اعضای طبقه متوسط پولدار با اشراف در این «جمعیت بزرگ» شهر میآیند، تنها در یک شهر بزرگ شرکت میکنند. او گفت: «فقط دو یا سه هزار نفر دعوت شده بودند.» او خاطرنشان کرد که جمعیت شهر به زودی دو برابر خواهد شد و در پایان قرن به بیش از دو میلیون نفر خواهد رسید. یک سقوط بازار سهام که در سال 1873 ثروتها را به هم ریخت، پسزمینه معروفترین اُپرت اشتراوس، «Opertma on the New Years of Die Fleder» است. توپ این اثر، با گریزهای عاشقانه، اشتهای ناشی از شامپاین و نوستالژی برای زمانی پایدارتر، تجسم نهایی چیزی است که محقق کامیل کریتندن در کتابی در سال 2000 به نام حال و هوای «شادی نیهیلیستی» نامیده است - چیزی که هنوز هم پس از فرهنگ توپی، امروزی، هنوز هم در فرهنگ توپی صادق است. از یک رکود اقتصادی متفاوت، اولین بار در سال 1924، زمانی که اصلاحات ارزی برای مقابله با تورم و بیثباتی گستردهتر پس از جنگ جهانی اول انجام شد. لیندینگر توضیح داد: «اکنون که برخی از مردم حداقل دوباره پول داشتند، یکی یک رقص زیبا و گرانقیمت ترتیب داد.» از اولین گروه از اولینها، آلما روزه، دختر آرولدتایم رُزِمون، استاد کنسرت دیرینه آرسنال بود. در سال 1944، او در آشویتس میمیرد. لیندینگر گفت، در حالی که رقصهای امروزی توسط همه از شکارچیها گرفته تا قهوهخانهداران سازماندهی میشوند، آنهایی که در Musikverein و اپرای دولتی هستند «چیزی برای نخبگان فرهنگی» باقی میمانند. "بسیاری از وینی ها در وین به دنیا نیامده اند. این برای آنها کاملاً غریبه است و آنها علاقه ای ندارند."
با این حال، برای کسانی که به تاریخ علاقه مند هستند، توپ فیلارمونیک فرصتی برای تجلیل از ظرافت و سنتی است که ارکستر را تعریف می کند. هر سال شامل اجرای یک هیاهو ریچارد اشتراوس است که برای نسخه افتتاحیه در سال 1924 ساخته شده است و نوادگان آهنگساز همچنان در آن شرکت می کنند. دیگر مهمانان برجسته گذشته عبارتند از جیمی برنشتاین، دختر آهنگساز و رهبر ارکستر لئونارد برنشتاین، و دختران رهبر ارکستر اتریشی، هربرت فون کارایان. آرنولد شونبرگ، آهنگساز متولد وین، در میان زوج های جوانی خواهد بود که بال فیلارمونیک را افتتاح می کنند.اعتبار...E. راندول شوئنبرگ
امسال، جوی شوئنبرگ، نوه 21 ساله آهنگساز متولد وین، آرنولد شونبرگ، در میان زوجهای جوانی خواهد بود که توپ را باز میکنند. او اولین عضوی از خانواده اش است که در آن حضور دارد.
شوئنبرگ، اهل لس آنجلس، گفت که اولین حضورش در Musikverein، جایی که اخیراً صد و پنجاهمین سالگرد تولد جدش جشن گرفته شد، با توجه به اینکه خانواده اش به دلیل سیاست های یهودی ستیزانه نازی ها مجبور به تبعید شدند، اهمیت شخصی داشت. او گفت: "این به نوعی بازپس گیری تاریخ است، اما همچنین فقط سرگرم کننده است."
شوئنبرگ، که تابعیت اتریش دارد، گفت که اگرچه شرکت در این مسابقه برای خانواده اش ضروری نیست تا "دوباره احساس کنند"، او همچنین معتقد است که پدربزرگش مخالفت نمی کند.
هالواکس دقیقاً در زمانی که چیزهایی را تایید نمی کند، نمی پذیرد. جنگ ها و بحران انرژی، مردم به فرصتی نیاز داشتند تا نگرانی های خود را از بین ببرند. او با کنایه ای خشک گفت: "من نمی خواهم از یوهان اشتراوس از "Die Fledermaus" نقل قول کنم، "اما خوشا به حال کسی که می تواند چیزی را فراموش کند که نمی تواند تغییر کند."