دکترین مونرو که ترامپ در مورد ونزوئلا به آن اشاره کرده چیست؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده تصمیم گرفته است تا با استناد به سیاست یک رئیسجمهور قرن نوزدهم، حمله به ونزوئلا و واشنگتن را در تحمیل اراده خود در آمریکای لاتین توجیه کند.
ترامپ روز شنبه حملهای را که به ربوده شدن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا انجامید، بهروزرسانی رئیسجمهور آمریکا توسط جیمز182 نامید. مونرو، اضافه کرد که ایالات متحده تا زمانی که «یک انتقال ایمن، مناسب و عاقلانه» انجام شود، «کشور را اداره خواهد کرد».
داستان های توصیه شده
لیست 4 مورد- لیست 1 از 4بررسی واقعیت های ترامپ از "بررسی حقایق" آمریکا مادورو
- لیست 2 از 4ویدئوی مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا را در بازداشت ایالات متحده نشان می دهد
- لیست 3 از 4ترامپ می گوید ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان برای اداره ونزوئلا مناسب نیست
- لیست 4 از 4 ونزوئلا می گوید ونزوئل
«دکترین مونرو یک معامله بزرگ است، اما ما خیلی جانشین آن شدهایم. آنها اکنون آن را سند دونرو مینامند.» ترامپ گفت: «سلطه آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز زیر سؤال نخواهد رفت.
در مورد دکترین مونرو باید بدانید:
این سیاست اساسی در قرن نوزدهم چیست؟ تقسیم جهان به حوزه های نفوذ تحت نظارت قدرت های مختلف.
مونرو برای اولین بار در 2 دسامبر 1823 در طول هفتمین سخنرانی سالانه وضعیت اتحادیه در کنگره از این دکترین صحبت کرد، اگرچه این دکترین تا دهه ها بعد به نام او نامگذاری نشد.
او به قدرت های اروپایی هشدار داد که هیچ گونه اقدامی از سوی آمریکا مداخله نکند. به عنوان یک حمله به ایالات متحده تلقی می شود.
رئیس جمهور اظهار داشت که امور نیمکره غربی و اروپا باید از هم جدا بمانند و نباید بر یکدیگر تأثیر بگذارند.
دکترین چگونه استعمار آمریکا را مورد توجه قرار می دهد
او در ازای آن وعده داد که ایالات متحده مستعمرات موجود اروپا را به رسمیت می شناسد و در آن دخالت نخواهد کرد. مونرو گفت که در معرض استعمار آینده توسط هر قدرت اروپایی است.
در بسیاری از جنبهها، دکترین مونرو خواستار حفظ وضعیت موجود در قاره آمریکا بود، اما همچنین خروج اروپا از آنها را دیکته کرد.
در سال 1904، رئیسجمهور تئودور روزولت، نتیجه روزولت آمریکای لاتین را به منظور جلوگیری از ایجاد حق بین کشورهای اروپایی به کشورهای اروپایی اضافه کرد. مداخله، به ویژه در مورد بدهی یا بی ثباتی، برای حفظ ثبات و حفاظت از منافع واشنگتن در نیمکره غربی.
در آن سال، زمانی که طلبکاران اروپایی چندین کشور آمریکای لاتین را تهدید کردند، روزولت حق و مسئولیت ایالات متحده را برای درگیر شدن در راستای این دکترین بیان کرد.
نتیجه روزولت زمانی که بحران ونزوئل 1930 در 1990 بیان شد، بیان شد. این کشور پرداخت بدهی های خارجی خود را رد کرد.
آمریکا چگونه این امر را در دهه های اخیر تحمیل کرده است؟
در دهه های بعدی، دکترین تکامل یافته مونرو به عنوان توجیهی برای مداخله ایالات متحده در جمهوری دومینیکن، هائیتی و نیکاراگوئه عمل کرد. او در نیکاراگوئه از کنتراهای دست راستی علیه دولت چپگرای ساندینیستا حمایت کرد و ایالات متحده را درگیر رسوایی قاچاق اسلحه ایران-کنترا کرد. او همچنین از دولتهای دست راستی متهم به جنایات در السالوادور و گواتمالا حمایت کرد.
کوبا از زمان انقلاب فیدل کاسترو، هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی تحت فشارهای شدید ایالات متحده از زمان انقلاب فیدل کاسترو، تحت فشارهای شدیدی بوده است که تا به امروز وجود دارد.
همچنین گزارشهایی مبنی بر تلاش برای تحریک کودتا علیه هودورو قبل از مرگ او در زمان مرگ مادوروگو گزارش شده است. 2013.
