به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

چه کسی می گوید راک مرده است؟

چه کسی می گوید راک مرده است؟

نیویورک تایمز
1404/10/08
6 بازدید

قرن بیست و یکم با راک مهربان نبوده است. موسیقی پاپ، هیپ هاپ، آر اند بی، کانتری و لاتین همگی این ژانر را از جریان اصلی تجاری و فرهنگی خارج کرده اند. در نگاهی به گذشته، آخرین اوج شکوفایی راک در دهه 1990 بود، زمانی که گرانج، نو متال و پاپ پانک همگی با خوشحالی - خوب، بیشتر شبیه به خشم - در حال نابودی بودند.

اما راک قبلاً در حال حذف شدن بود. کانتری به صداهای خوشایند آرنا راک می چسبید، هیپ هاپ ضربات درام و ریف را قرض می گرفت، و نوازندگان پاپ یاد گرفتند که با گیتار الکتریک به عنوان بیانیه های مد و سیگنال های نگرش رفتار کنند، اگر فقط برای طول یک آهنگ باشد. در حالی که برخی از بازی‌های راک کلاسیک بازمانده هنوز هم عرصه‌هایی را به فروش می‌رسانند، اکثر راک‌های قرن بیست و یکمی به خوبی می‌دانند که اصطلاح انتخابی آنها احتمالاً یک انتخاب خاص باقی می‌ماند. یکی از شاخص‌ها: در سال‌های اخیر، جوایز گرمی جایزه بهترین آلبوم راک را در ساعات پربیننده اهدا نکرده است.

اما راک سرسختانه در اطراف خود باقی مانده است و در سال 2025 گروه‌های راک همچنان سر و صدای زیادی به پا کردند. آنها دایره لغات گسترده ای در دسترس دارند: سایکدلیا تا پانک، راکابیلی تا شوگاز، قایق راک تا ایمو، پروگ راک تا صنعتی. و اینطور نیست که یک گروه فقط یکی را انتخاب کند. در دوران پخش جریانی که هر خط زمانی را به یکباره ارائه می‌دهد، برجسته‌ترین گروه‌های راک در حال تخریب کبوترچاله‌ها بوده‌اند.

توقعات محدود برای راک قرن بیست و یکم ممکن است آزاد شده باشد. برای ترانه سرایان، نوازندگان و - با خوش شانسی - طرفداران کافی برای حمایت از آنها، راک بسیار دور از ذهن است. فقط چند نمونه از گروه‌هایی را در نظر بگیرید که موسیقی‌های خود را در سبک راک آزمایش‌شده زمان جعل کرده‌اند: آهنگ‌سازی، ساخت آلبوم‌های متعدد، اجرای برخی دیگر.

گروه نیویورک سیتی Geese در سال 2025 تمجید و تحقیر شدیدی را برانگیخت. آوازهای بی‌طرف کامرون وینتر، آهنگ‌هایی که دهه‌ها را فرا می‌خواند و اشعاری که از بینش‌های صمیمانه به یک سگ پوچ‌گرایانه می‌چرخد. آیا غازها عزیز منتقد برحق است، یک فیلم خراب، هیچ کدام، هر دو یا بیشتر؟ حضور وینتر در صحنه آنقدر توجه را به خود جلب کرد که مستحق یک تقلید مسخره آمیز در «شنبه شب زنده» شد.

Turnstile، یک گروه 15 ساله از بالتیمور که از هاردکور بیرون آمد اما هرگز توسط آن محدود نشد، «Never Enough» را منتشر کرد، آهنگی شیک، الکترونیکی و الکترونیکی در مورد از دست دادن ارتباطات طولانی. گروه دیگری با پایه پانک و هاردکور، آرمد، در جهت مخالف حرکت کرد. به طرز وحشیانه‌ای دیوانگی و تحریف را برانگیخت، فریاد می‌کشید و آهنگ‌های آلبوم خود را با عنوان مناسب «آینده اینجاست و همه چیز باید نابود شود» را فریاد می‌کشید. "Never Enough" گروه را از ریشه های هاردکور خود دورتر کرد.اعتبار...شین آنتونی سینکلر/گتی ایماژ

در "Bleeds"، گروه چهارشنبه ای از کارولینای شمالی، به رهبری کارلی هارتزمان، با شخصیت‌های نازک و متمایل به من. دینامیک گرانج انفجاری و با بازخورد یا راک کانتری پر جنب و جوش. و گروه دو نفره نیویورکی Water From Your Eyes از استودیو برای بازی با راک مستقل، راک ریاضی پیچیده و موارد دیگر استفاده کردند.

اکنون که هر رایانه یک ابزار، کتابخانه و استودیوی ضبط بالقوه است، هرگز ایجاد موسیقی به تنهایی یا از طریق جابجایی های مجازی آسانتر نبوده است. هوش مصنوعی وعده می دهد که ورودی انسان را حتی بیشتر کاهش دهد. برای برخی از شنوندگان در سال 2025، حد وسط توخالی گروه تولید شده توسط هوش مصنوعی Velvet Sundown به اندازه کافی خوشایند بود. اما پافشاری راک در مواجهه با موسیقی ماشینی، نشانه خوشایند لجبازی اومانیستی است.

با همه جذابیت‌های راحتی رایانه‌ای و دقت دیجیتال، هنوز هم در کهن‌الگوی قدیمی گروه راک به‌عنوان باندی از خارجی‌های سرکش وجود دارد. یک گروه کاری یک تیم متضاد است که قوانین خودش را می‌سازد، شخصیت‌های نامتجانس را متحد می‌کند، فراتر از محدودیت‌ها کار می‌کند (یا از آن لذت می‌برد، هم‌افزایی غیرمحتمل را هدف قرار می‌دهد و در طول مسیر سر و صدای زیادی ایجاد می‌کند. اصطکاک وجود دارد، اما هدف نیز وجود دارد. غریزه همراه با محاسبه وجود دارد. راک نویدبخش حس فیزیکی و تجربه زنده دست ها بر روی سازها و فشار دادن صداها، انگشتان پینه بسته و تلاش بی نفس است. و شور و اشتیاق وجود دارد، حتی زمانی که اشتباه باشد یا خلاف قرارداد باشد.

یک گروه راک نیز یک حضور فیزیکی حجیم است: اتاقی مملو از مردم، سازها، آمپلی‌فایرها و میکروفن‌ها، به غیر از پدال‌ها، کابل‌ها و پایه‌ها. لزوماً ساده یا دیجیتالی بهینه نیست. هر چیزی ممکن است از بین برود یا بازخورد کند - و ممکن است صدایی تولید کند که کسی انتظارش را نداشت و همه دوستش دارند. ماشین‌ها می‌توانند صداهای پیش‌بینی‌نشده را نمونه‌برداری کنند - هیپ‌هاپ مرتب صداها را به قلاب تبدیل می‌کند - اما راک باعث می‌شود آن‌ها در زمان واقعی اتفاق بیفتند.

تصویر
کارلی هارتزمن از چهارشنبه یک صدا را باز می‌کند. فریاد بزن.اعتبار...امیلیو هرس

به راحتی می‌توان مقداری تصادفی را به سرعت یک ساز درام ضبط‌شده وارد کرد. اما حوادث شاد، و آنچه که مردم به نوبه خود به آنها پاسخ می‌دهند، هنوز به بهترین وجه به نوازندگانی واگذار می‌شود که به حرف‌های یکدیگر گوش می‌دهند.

ادراک انسان‌ها از نواقص، تحریک‌کننده‌ها و اختلالات لذت می‌برد. برای بقا، ما باید تصمیم بگیریم و سریع تصمیم بگیریم که چه چیزی یک تهدید است و چه چیزی فقط یک هیجان است. راک مدام از این واکنش ها سوء استفاده می کند. یک آهنگ راک عالی یک نبرد و یک تعادل بین نظم و هرج و مرج، احساس و تکنیک، سیگنال و نویز اساسی است.

در سال 2025، راک دست‌نواز حداقل کمی پاپ رده بالا نفوذ کرد. جاستین بیبر ترانه‌سرا، تهیه‌کننده، گیتاریست و نوازنده چند ساز دیژون (که نام خانوادگی دوئناس است) را برای آلبوم‌هایش «Swag» و «Swag II» استخدام کرد. Dijon یکی از آهنگ‌های موجود در آهنگ‌ها است، اما «Daisies» - مگا‌هیتی که به کسب نامزدی گرمی برای «Swag» و نامزدی تهیه‌کننده برای Dijon کمک کرد - احساسی پرجمعیت و گیتار برانگیز دارد که فقط کمی شیک‌تر از آهنگ‌های شاهزاده راک-آر اند‌بی در آلبوم دیژون است. یک ترندر باهوش بود و جریان های پاپ را پیش بینی می کرد. شاید او مقداری اشتیاق باقیمانده و اولیه برای لمس انسان را حس کند، زیرا ماشین‌ها بیش از پیش تجاوز می‌کنند.

با این حال، حتی با وجود آن تکان‌ها، هیچ‌کس نباید انتظار داشته باشد که راک دوباره بر موسیقی تسلط یابد. نسل‌های شنونده با صداهای تنظیم‌شده توسط کامپیوتر و ضرب‌های مترونومیک آموزش دیده‌اند، و الگوریتم‌های استریم بی‌وقفه ذائقه‌های جمعی را جدول‌بندی می‌کنند. A.I. بدون شک هر چیزی که بیشترین کلیک را داشته باشد بازپس خواهد گرفت.

به نظر می‌رسد که راک در اولویت اقلیت باقی بماند - اما این ممکن است بهترین نتیجه باشد. هر زمان که راک بیش از حد جریان اصلی، صیقلی یا پرمدعا رشد کرده است، خود اصلاح می‌شود، با پانک در دهه 1970، ترش در دهه 1980، گرانج در دهه 1990 خود را اصلاح می‌کند. بهترین شانس آن برای بقای قرن بیست و یکم - بقای پایدار - این است که در حاشیه بماند، درهم و برهم و شهودی و ناقص بماند، و انسانیت خود را به رخ بکشد. کار سخت و نامرتب بودن و یافتن زیبایی در آن.